اگر بخواهیم صادرات را افزایش دهیم باید فضای کسبوکار را در داخل بهبود ببخشیم و امنیت سرمایهگذاری برقرار کنیم و تعامل سازنده با دنیا داشته باشیم.
آینده نگر/ محمدقلی یوسفی، اقتصاددان
رشد دلار، آدرس غلط دادن به سیاستهای اقتصادی است. دلار خودش معلول است نه علت؛ یعنی اینگونه نیست که دلار باعث گرانی مسکن، کسری بودجه دولت شده یا اینکه موجبات فساد اقتصادی را فراهم کرده باشد. مؤید این حرف هم تورم یکدرصدی خارجی و 30 درصد داخلی است که نشان میدهد که این ارزش پول ماست که در حال پایین آمدن است و ربطی به ارز خارجی ندارد. چراکه دلار مانند هر کالای دیگری تابع عرضه و تقاضاست و وقتی عرضه زیاد شود طبیعی کسی هجوم برای خرید نمیآورد. در شرایط موجود کسانی که انتظار داشتند با دستکاری در نرخ ارز بتوانند صادرات را زیاد کنند باید پاسخ بدهند که الان چقدر صادرات افزایش پیداکرده است؟ آنهم در شرایطی که نرخ دلار نزدیک به 30 تومان رسیده است. پس قاعدتاً باید الان برای صادرکنندگان بهشت باشد! همین کافی است که این نظریه را نقد کرد. کسانی که فقط به فساد، تجارتِ صرف و بهرهگیری از رانتهای نفتی بودند و درآمد نفتی را تبدیل به واردات کردند هم باید جواب بدهند که اینهمه حمایت از صادرات به کجا رسید؟ پس این موضوع فقط و فقط نشان میدهد هر کالایی قبل از اینکه بخواهد صادر شود باید در داخل تولید شود و اگر بخواهد تولید شود نیاز به تکنولوژی دارد.
اگر بخواهیم صادرات را افزایش دهیم باید فضای کسبوکار را در داخل بهبود ببخشیم و امنیت سرمایهگذاری برقرار کنیم و تعامل سازنده با دنیا داشته باشیم. وقتی تولید در داخل نیست طبیعی است که واردات صورت میگیرد و صادراتی هم نخواهیم داشت. بنابراین نمیتوانیم درآمد ارزی داشته باشیم پس عرضه ارز کم میشود. درنتیجه با تقاضای زیاد ارز قیمت ارز بالا میرود. وقتی ارز گران شود، واردات هم گران میشود و عرضه کالای داخلی هم گران میشود. در این میان برخی هم عرضه نمیکنند چون متصورند میتوانند گرانتر بفروشند. در چنین شرایطی بسیاری از تجار کالا را به کشورهای دیگر قاچاق میکنند. تاجر نفع میکند اما کشور متضرر میشود. بنابراین اگر تأثیر دلار روی قیمت کالا را ارزیابی کنیم شاید بتوان گفت رابطه دوسویه باشد. وقتی در داخل کشور قیمتها بالا میرود کالاهایی که وارد میکنیم گرانتر میشوند. طبیعی است که تولید داخل هم به خاطر گران شدن هزینه مواد اولیه و دستمزد کارگران و هزینههای جانبی افزایش مییابد. دولت هم نمیتواند این افزایش قیمتها را کنترل کند. همانطور که در طول 40 سال گذشته نتوانسته است. لذا ازاینروست که میگویم در کاری که نمیشود چرا باید آدرس غلط داد. مشکل ما جای دیگری است. نیاز ما به واردات کالا باعث افزایش قیمت آنها میشود.
عرضه کم داخلی هم به خاطر کاهش تولید و صادرات کالاهای موردنیاز داخلی نتیجهاش این میشود که ما همواره در داخل شاهد تورم روزافزون باشیم و قیمت ارز هم افزایش پیدا کند. اینیک رابطه دائمی است و امروز و فردا هم ندارد. مطمئن باشید در هیچ زمان ارز خارجی بهویژه دلار در ایران کاهش پیدا نخواهد کرد مگر اینکه ما عرضه ارز را زیاد کنیم و یک تعامل سازنده با دنیا داشته باشیم که بتوانیم با صادرات بیشتر و سرمایهگذاری داخلی افزایش عرضه داخلی، هم عرضه کالا را زیاد کنیم و هم درآمد ارزی داشته باشیم. این تنها راه است. از سویی قیمت همه کالاها در داخل کشور وابسته به دلار نیست بلکه این گرانیها ناشی از سیاستهای غلط دولت است. وقتی دولت به دلیل بوروکراسی عریض و طویل اداری نقدینگی را زیاد میکند، نمیتواند عرضه دلار را زیاد کند. فقط میتواند ریال را زیاد کند. چون مربوط به خودش است و هر زمان که بخواهد میتواند پول چاپ کند. نتیجه این میشود که نقدینگی بالا میرود و بهتبع افزایش نقدینگی تورم به وجود میآورد. وقتی تورم به وجود آمد ارزش پول ملی هم پایین میآید و طبیعی است که دلار بالا رود. سیاستهای غلط دولتمردان به نااطمینانیها دامن میزند. آنها مردم را قربانی میکنند برای اینکه سیستم بانکی بتواند کسب درآمد کند و از ورشکستگی نجات یابد.
نظر خود را بنویسید