چرا بحران کرونا میتواند سازمان ملل را برای همیشه نابود کند؟
یک بیماری و چند عارضه
1399/09/23
3144
این مطلب را به اشتراک بگذارید
مجموعه این شواهد ثابت میکند که ناسیونالیسم و عقاید کوتهبینانه اقتصادی باعث ترکخوردنِ نظم بینالمللی دوران پس از جنگ جهانی دوم شدهاند و نهادی مثل سازمان ملل که محصول آن دوران بوده، دیگر اهمیت خاصی ندارد.
آینده نگر/ منبع: وال استریت جورنال/ شیشی تارور، دیپلمات سابق هندی و عضو فعلی پارلمان هند
سازمان ملل متحد به زودی تولد ۷۵ سالگی خود را جشن میگیرد؛ اما شاید هرگز آینده این سازمان تا این حد مبهم و خالی به نظر نرسیده باشد. پاندمی کرونا سرآغاز دورهای از جهانیزدایی بوده و دولتها به وضوح در این دوران به سیاستهای حمایت از داخل و ایزولهکردن کشورشان در برابر جهان روی خوش نشان دادند. معاهدات تجاری ظرف یک چشم به هم زدن بیمعنا شدند و کاهش تجارت جهانی با بدترین رکود از زمان رکود بزرگ همراه شد. در جهانی که این طور دارد از زوال اقتصادی و اجتماعی رنج میبرد، سخنگفتن از اهداف توسعه پایدار سازمان ملل کاملاً بیربط به نظر میرسد.
واقعیت این است که سازمان ملل متحد با یک بحران وجودی مواجه است که حامیان و کشورهای ایجاد کننده اولیهاش -علیالخصوص آمریکا- آن را به وجود آوردهاند. دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا آن قدر به بههمزدن بازی چندجانبهگرایی در جهان علاقه دارد که حتی صدای اروپاییهایی مثل امانوئل ماکرون را هم درآورده است. این در حالی است که خود اروپا در بحران کرونا کارنامه درخشانی نداشت. قارهای که مدتها به عنوان نمونه موفق همکاری و اتحاد منطقهای معرفی شده بود، در جریان کرونا دست خود را رو کرد. پیمان شنگن که قرار بود همواره ضامن جابجایی بیدردسر در میان مرزهای اروپا باشد، در مواجهه با بحران کرونا دوام نیاورد و مرزهای اروپا به روی کشورهایی که زودتر از بقیه دچار شیوع کرونا شده بودند بسته شد. حتی ایتالیا که آن اوایل به بزرگترین مرکز شیوع کرونا در خارج از چین بدل شده بود، با دست رد همسایگانش برای تأمین تجهیزات پزشکی مواجه شد.
این در حالی بود که توخالیبودن نظم جهانی چندجانبه از مدتی پیش داشت خودش را نشان میداد. یکی از واضحترین نمودهایش هم تنشهای چین و آمریکا بود. لیبرالها از اقصی نقاط جهان از اینکه چین میخواهد نظام چندجانبه جهانی را در کنترل خودش بگیرد انتقاد میکردند اما اصلاً متوجه نشده بودند که روش چین با آمریکا فرق دارد. شی جینپینگ رئیس جمهور چین سالهاست که دارد روی برنامه جاده ابریشم جدید (کمربند و جاده) کار میکند؛ برنامهای که شامل قراردادها و تعهدات دوجانبه بین چین و کشورهای دیگر میشود و اصلاً ربطی به چندجانبهگرایی مورد علاقه سازمان ملل متحد ندارد. سازمان ملل متحد یا نهادهای دیگر در این زمینه نمیتوانند هیچ حرف و نظر یا نظارتی داشته باشند. درواقع این روش متقابل دوجانبه، روشی بود که چین با موفقیت دنبال کرد.
از سوی دیگر، حتی در روزهای آغازین بحران کرونا در ووهان هم نهادی مثل سازمان بهداشت جهانی نتوانست هیچ کاری بکند. نه چین میخواست از این سازمان کمک بگیرد و نه این سازمان قادر به ایفای نقش خاصی بود. ویروس کرونا درواقع بیش از هر چیز دیگری نشان داد نهادهای بینالمللی مشروعیت ندارند چون حتی قادر به برانگیختن واکنش جمعی مفید و مؤثر هم نیستند. خود چین که عضو مهمی در سازمان بهداشت جهانی بود در زمان آغاز کرونا ترجیح داد منافع ملیاش را حفظ کند و به تضمین سلامت عمومی جهانی کاری نداشت.
مجموعه این شواهد ثابت میکند که ناسیونالیسم و عقاید کوتهبینانه اقتصادی باعث ترکخوردنِ نظم بینالمللی دوران پس از جنگ جهانی دوم شدهاند و نهادی مثل سازمان ملل که محصول آن دوران بوده، دیگر اهمیت خاصی ندارد. این ناکامیهای بینالمللی پیشتر در زمینه مواجهه با تغییرات آب و هوایی هم مشاهده شده بود. این مسئله که زمانی اولویت دانشمندان و فعالان اجتماعی بود خیلی زود از یادها رفت؛ آن هم در شرایطی که تاثیرات مخرب تغییرات اقلیمی به شکل وحشتناکی در جهان قابل مشاهده است. امروزه شمار آوارگان آب و هوایی از آوارگانی که به خاطر جنگ و یا به هدفِ رسیدن به وضع اقتصادی بهتر کشورشان را ترک میکنند بیشتر شده است. تلاشهایی که قاعدتاً میبایست در دهه ۲۰۲۰ میلادی برای مقابله با تغییرات اقلیمی صورت بگیرد حالا تحتالشعاع موضوعات دیگر در حوزه جهانی قرار گرفته است.
واقعیت این است که قواعد قرن بیستمی در خصوص تجارت، نوآوری، صلح و امنیت همگی به بهانههایی برای رفتارهای یکجانبه حکومتها بدل شدهاند. مهمترین نمونهاش شورای امنیت سازمان ملل متحد است که صرفاً روی اختلافات میان اعضای ثابتش میچرخد.
به هر حال با بروز بحران کرونا هر آنچه که کشورها نمیخواستند در باب سازمان ملل بیان کنند نمایان شد. وقتی این بحران هم به پایان برسد، سازمان ملل متحد باید پیشرو جریانی شود که درسهای آموختهشده از این بحران را جمعبندی و استفاده کند. درواقع هر چه که در جریان بحران کرونا رخ داد، راهی است برای ارزیابی نظام و نهادهای بینالمللی و البته پیدا کردن راههایی برای اصلاح و تقویت آنها. شکل فعلی سازمان ملل و نهادهای مشابه دیگر به درد جهان امروز نمیخورد. بنابراین تولد ۷۵ سالگی سازمان ملل را باید به عنوان سالی که یک ویروس کشنده باعث مرگ ارزشهای قدیمی جهان شد نیز به رسمیت بشناسیم.
نظر خود را بنویسید