گفت‌وگویی درباب مناسبات روسیه و چین و منافع آنها در حال و آینده

غول‌های شرقی چطور با هم کنار می‌آیند

...

هند یک شریک استراتژیک برای روسیه است. اما اگر با چین مقایسه‌اش کنیم می‌بینیم گردش تجاری هند و روسیه شاید یک‌دهم گردش تجاری چین و روسیه باشد.

آینده نگر/ منبع: دیپلمات

روسیه و چین دو قدرت شرقی مهم‌اند که در زمان‌های مختلف با آمریکا شاخ به شاخ شده‌اند و روزی نیست که حداقل یک مقام غربی، از لزوم مقابله با تهدید روسیه یا تهدید چین حرف نزند. اما وضعیت فعلی مناسبات روسیه با چین، آمریکا و کشورهای آسیایی چطور است؟ آیا روسیه افق تبدیل‌شدن به مهم‌ترین قدرت در این منطقه را پیش روی خود روشن می‌بیند؟ برای بررسی این موضوع، جانگسو لی، پژوهشگر مرکز دیویس در دانشگاه هاروارد با دیمیتری ترنین، نویسنده کتاب‌های «روسیه در خاورمیانه چه‌کار می‌کند» و «درک روسیه» گفت‌وگو کرده است.

 

گفته می‌شود که قرن بیست و یکم را باید قرن چین و روسیه بنامیم. روسیه چگونه با مسئله اوج‌گیری قدرت چین و آسیا کنار آمده است؟ آیا در سیاست خارجی روسیه و اولویت‌های جهانی آن، نشانه‌ای از چرخش به سمت چین/آسیا دیده می‌شود؟

روسیه مجبور بوده این مسئله را بپذیرد که هم در شرق و هم در غرب، یک قدرت قاهر با توان اقتصادی عظیم، منابع سرمایه‌گذاری فراوان و قابلیت نوسازی سریع به میدان آمده و به نوعی روسیه را دور زده است. بنابراین طبعاً چاره‌ای نبوده جز آن‌که روسیه هرچه بیشتر سیاست خارجی خود را بین اروپا و چین/آسیا متعادل کند. روسیه قادر بوده که با چینِ قدرتمند تطبیق پیدا کند و با آن مناسبات خوبی برقرار کند؛ به‌طوری‌که منافع خودش را نیز تأمین کند. بعد از بحران اوکراین در سال ۲۰۱۴ و مواجهه‌های متعاقب آن با آمریکا و نیز بریدگی از اروپا، ظاهراً روسیه تصمیم گرفته که به سمت خودش چرخش کند و بیشتر به عنوان یک بازیگر مستقل در میدان حضور داشته باشد و البته چین را نیز به عنوان یک شریک استراتژیک مهم در کنار خود داشته باشد. مناسبات روسیه و چین حول یک فرمول می‌چرخد: هیچ وقت علیه یکدیگر نباشیم اما لزوماً در کنار یکدیگر هم نباشیم. این رویکرد باعث می‌شود راه برای مانور آزادانه در تصمیم‌گیری‌های دو کشور وجود داشته باشد.

روسیه و چین اخیراً بیشتر به یکدیگر نزدیک شده‌اند. با توجه به اینکه چین و روسیه در زمان‌های مختلفی برای بهبود مناسبات خود با غرب تلاش کرده‌اند، آیا احتمالش هست که این شرایط در آینده هم ادامه پیدا کند؟ به طور مشخص در زمینه مناسبات اقتصادی روسیه و چین در عرصه‌های انرژی، تجارت و سرمایه‌گذاری چه رخ خواهد داد؟

مواجهه روسیه و آمریکا اخیراً با مواجهه چین و آمریکا همزمان شده. در هر دو حالت با رقبای سرسختی مواجه هستیم که علل مواجهه‌شان اساسی و ریشه‌ای است و بنابراین انتظار نمی‌رود که هیچ یک از این دو مواجهه در آینده نزدیک، قابلیت حل و فصل یا بهبود را داشته باشد. البته خود چین و روسیه نیز با هم خرده‌حساب‌هایی دارند که از سال ۱۹۸۹ شروع شده و تا حالا هم ادامه داشته است. افق آینده آنها البته مثبت است چون رابطه‌شان به حالتی غیر قرینه رسیده است. یعنی چین دارد با رشد سریع اقتصاد خود، روسیه را که اقتصادش دچار رکود شده پشت سر می‌گذارد. سهم چین از تجارت خارجی روسیه در حال افزایش است؛ اما سرمایه‌گذاری‌های چین در روسیه تاکنون محدود به چند پروژه بزرگ بوده که اکثراً هم به حوزه انرژی مربوط می‌شدند. انرژی تشکیل‌دهنده بخش اصلی صادرات روسیه به چین است و در جهت مخالف، چین صادرکننده محصولاتی مثل ماشین‌آلات به روسیه است.

ویژگی‌های کنونی مناسبات نظامی روسیه و چین چیست؟ آیا احتمالش هست که مناسبات آنها چنان گسترش پیدا کند که باعث نگرانی کشورهای دیگر شود؟

رابطه روسیه و چین را می‌توان به عنوان نوعی تفاهم توصیف کرد؛ یعنی چیزی بین شراکت و اتحاد. روسیه هنوز در زمینه فن‌آوری‌های نظامی از چین جلوتر است و این می‌تواند غلبه اقتصادی چین را در مناسبات دو کشور تحت‌الشعاع قرار بدهد. دو کشور مناقشات مرزی خود را حل و فصل کرده‌اند و مناسبات سیاسی‌شان هم در سطوح بالا با یکدیگر محترمانه است. نیروهای نظامی دو کشور بیش از یک دهه و نیم است که با یکدیگر همکاری دارند. ظهور اخیر آمریکا به عنوان دشمن چین و روسیه حتی باعث شده انگیزه‌های بیشتری برای همکاری نظامی میان مسکو و پکن به وجود بیاید. اما اینکه در دوران صلح، اتحادی فراتر از این بخواهد بین دو کشور شکل بگیرد، می‌تواند دست هر دو طرف را ببندد و احتمالاً نه چین و نه روسیه آن را نمی‌خواهند.

آیا چین علاقه دارد که به عنوان یک ابرقدرت هسته‌ای به رقابت با آمریکا و روسیه بپردازد؟ چشم‌انداز کنترل تسلیحات هسته‌ای در مورد چین چگونه است؟ آیا مسکو حس میکند که پکن باید در گسترش استارت نو (معاهده کاهش تسلیحات استراتژیک) بین آمریکا و روسیه همراهی کند؟

سیاست هسته‌ای پکن معمولاً خیلی شفاف نیست؛ اما چین به صورت تاریخی دنبال این نبوده که با واشنگتن یا مسکو به موازنه در خصوص تسلیحات هسته‌ای برسد. شکی نیست که چین به مدرنیزاسیون و تکمیل تسلیحات هسته‌ای خود توجه نشان می‌دهد. اما آنچه که از تعداد و قابلیت‌های این تسلیحات می‌دانیم صرفاً از داده‌های اطلاعاتی استخراج می‌شود که به شدت ناکامل هستند. روسیه پیشنهاد کرده که برای ساخت یک سیستم هشدار اولیه در زمینه حملات موشکی به چین یاری برساند؛ و این نشانه‌ای از سطح نزدیکی دو کشور در زمینه همکاری‌های استراتژیک است. آنچه که برای آینده نزدیک می‌توانیم پیش‌بینی کنیم این است که با توجه به محدود ماندنِ نیروی هسته‌ای چین و نیز وجود سیستم‌های میان‌برد و کوتاه‌برد- به جای موشک‌های بین‌قاره‌ای- چین عملاً تمایل خاصی به اینکه در عرصه تسلیحات هسته‌ای جلوتر بیاید از خود نشان نداده است. معاهده استارتِ نو هم بدون نقش‌آفرینی چین راه خودش را خواهد رفت.

درباره اوج‌گیری چین به عنوان یک قدرت فضایی و نیز تبعات آن چه نظری دارید؟ آیا قرار است روسیه و چین وارد همکاری‌های گسترده فضایی شوند؟

به صورت تاریخی، درجه‌ای از همکاری فضایی بین روسیه و چین وجود داشته است. اما واقعیت این است که چین برنامه فضایی ملی‌اش را خودش پیش می‌برد. هم چین و هم روسیه مدت‌هاست که بر سر عدم استقرار تسلیحات در فضا با یکدیگر توافق دارند. اما معاهده پیشنهادی مورد نظر آنها توسط آمریکا پذیرفته نشده است. تحت شرایط کنونی، پکن و مسکو هر یک مشغول کار کردن روی تکنولوژی‌هایی هستند که در صورت بروز مناقشه نظامی بتواند به آنها قدرت از کار انداختن ماهواره‌های دشمن را بدهد.

بهتر شدنِ مناسبات آمریکا و هند چطور روی مناسبات روسیه با هند تأثیر گذاشته است؟ اصلاً اهمیت هند برای روسیه چقدر است؟

هند یک شریک استراتژیک برای روسیه است. اما اگر با چین مقایسه‌اش کنیم می‌بینیم گردش تجاری هند و روسیه شاید یک‌دهم گردش تجاری چین و روسیه باشد. حالا هم نزدیک‌شدنِ هند به آمریکا باعث نگرانی روسیه نیست. هند قدرتی است که نمی‌خواهد مناسبات خارجی‌اش محدود باشد. تنها استثنا، حوزه تجارت تسلیحاتی است که در آن آمریکا یک رقیب قدر به حساب می‌آید. دو مشکل در مناسبات روسیه با هند وجود دارد. اولی این است که دهلی نو و مسکو به رغم تمایل‌شان موفق نشده‌اند همکاری خود را به سطوحی بالاتر از سطوح دولتی برسانند. مشکل دوم هم این است که رقابت بین هند و چین اخیراً به شدت بالا گرفته و روسیه به رغم نزدیکی‌اش به منطقه و همکاری با هردو کشور، نتوانسته وساطت خاصی در این میان داشته باشد.

نفوذ و حضور چین در منطقه آسیای مرکزی دائم رو به افزایش است. این شرایط چگونه روی نقش روسیه تأثیر می‌گذارد؟ آیا روسیه دارد آسیای مرکزی را به عنوان حیاط خلوت خود از دست می‌دهد؟

تمام کشورهای آسیای مرکزی اذعان می‌کنند که به سیاست خارجی چندمسیره اعتقاد دارند. کشورهایی مثل قزاقستان، قرقیزستان و تاجیکستان وارد معاهده امنیتی با روسیه شده‌اند و همزمان، قزاقستان و قرقیزستان به اتحادیه اقتصادی اوراسیا هم پیوسته‌اند و البته می‌خواهند مناسبات خوبی با چین، آمریکا، اروپا و بازیگران دیگر هم داشته باشند. به همین خاطر آنها در جریان تصمیم‌گیری‌هایی مثل رای‌گیری‌های سازمان ملل متحد به صورت همیشگی حامی روسیه نیستند و فقط گاهی این کار را می‌کنند. در عین حال آنها از فرهنگ خود روسی‌زدایی کرده‌اند و نمی‌خواهند روسیه در داخل کشورهایشان نفوذی داشته باشد. اما چین بازیگر دینامیک‌تری است و از لحاظ اقتصادی حرف اول را در منطقه می‌زند. بنابراین مناسبات کشورهای آسیای مرکزی با این دو کشور تقریباً به این شکل است که از لحاظ امنیتی می‌خواهند به روسیه نزدیک بمانند و از لحاظ اقتصادی به چین.

موضع روسیه در مورد دو کره و وحدت آنها چیست؟ آیا مناسبات معنی‌داری بین روسیه و هریک از دو کره شمالی و جنوبی برقرار است؟

مسکو اصولاً طرفدار دیپلماسی کنترل تسلیحاتی در مورد کره شمالی است و به آمریکا به چشم راهی برای قانونمندسازی شبه‌جزیره کره از این لحاظ نگاه می‌کند. از نظر روسیه، وحدت دو کره در آینده نزدیک اصلاً محتمل نیست و موضوعی قابل بررسی به شمار نمی‌آید؛ اما بهبود مناسبات سئول و پیونگ یانگ می‌تواند فرصتی را در اختیار روسیه قرار دهد برای آن که خط لوله گاز ترانس-کره را بسازد و خطوط راه آهن را در شبه‌جزیره کره نوسازی کند. بعید نیست که روسیه در موضوع شبه جزیره کره صرفاً به همین موضوعات برای آینده نظر داشته باشد.

 

لینک کوتاه: https://news.tccim.ir/?66234

نظر خود را بنویسید

ارسال پیام

مطالب مرتبط