مروری بر دو رویکرد کلان در بازار سرمایه

کدام بازار سرمایه؟

...

بازار سرمایه در ایران چه وضعیتی دارد و چه سمت‌وسویی خواهد داشت؟ پاسخ این سوال را در اینجا بخوانید.

علی سرزعیم کارشناس اقتصادی/ آینده نگر

پس از انتشار مقاله‌ای با عنوان «قواعد حمایت از بورس» به قلم این‌جانب، واکنش‌های مختلفی ایجاد شد. برخی همان‏طور که حدس زده می‌شد رفتار غیراخلاقی در پیش گرفتند و به جای نقد نوشته، به تخریب نویسنده پرداختند؛ در حالی که برخی دیگر از فعالان بازار از محتوای نوشته حمایت کردند و با آن همدلی نشان دادند. به باور این‏جانب، نقطه افتراق در مورد تلقی و نگاه دو دسته از فعالان بازار نسبت به بازار سرمایه است و این دو تلقی می‏‏‏توانند آینده بازار سرمایه را رقم زنند.

یک عده از فعالان بازار سرمایه -که این‏جانب خود را جزو آنها می‏‏‏دانم و سال‏هاست با آنها قرین هستم- بازار سرمایه را زیست بومی برای کسب و کار بلندمدت می‌نگرند و معتقدند که بازار سرمایه می‌تواند برای اقتصاد کارکردهای مهمی چون تامین سرمایه و افزایش شفافیت و مدیریت ریسک به دنبال داشته باشد. این گروه نفع خود را در ماندگاری بلندمدت این بازار و سود خود را در میان‌مدت دنبال می‌کنند و اتفاقا هیجانات زودگذر را سمی برای رشد بازار می‌دانند. به باور این دسته، بازار وقتی عمیق می‏‏‏شود که تعداد شرکت‏ های موجود افزایش یابد و به همین دلیل از عرضه بیشتر سهام دولت و ورود بیشتر شرکت‏ها به بازار بورس استقبال می‌کنند و از دولت به دلیل کم‏کاری در این زمینه شاکی هستند. آنها نقش سازمان بورس به نمایندگی از دولت را اصلاح رویه‌های رقابت و تقویت زیرساخت‏های بازار می‌دانند. فعال نشدن رویه‌‌های کشف تقلب و تبانی و مبارزه با فساد خواسته دیرین اما محقق‏نشده آنهاست. دغدغه این گروه این است که بستر رقابت هرچه بیشتر منصفانه و متکامل شود و دخالت‏های دستوری را سم مهلکی می‌دانند که بیش از فایده، برای بازار هزینه به دنبال دارد. این دسته رقابت را جوهره بازار سرمایه دانسته و از وجود انحصارات در این بازار پیوسته شکایت دارد. در این تلقی، رشد بازار به رشد سودآوری شرکت‏ها بستگی دارد و به همین دلیل بیش از آنکه دنبال رانت دولت برای حفظ شاخص باشند، دنبال کاهش مداخله دولت در بنگاه‌ها هستند تا سودآوری صنایع موجود در بورس افزایش یابد. به باور این‏جانب، این گروه از فعالان بازار و این تفکر، یک بازار سرمایه سالم و پیشرفته را در اقتصاد خواستار است و مطالبه می‌کند و معتقد است وجود چنین بازار سرمایه‌ای یک رابطه برد-برد میان فعالان بازار سرمایه و بخش حقیقی اقتصاد برقرار می‏‏‏سازد.

در مقابل کسانی هستند که نگاه گذرا و موقتی در بازار دارند. آنها هیجانات موجود در کشور را از همان ابتدا فرصتی برای کسب سود دیدند و تحریک طمع توده به سودهای نجومی را محل ارتزاق خود قرار دادند. این افراد کسانی هستند که وقتی سود در بازارهای دیگر است در آنجا جولان می‏‏‏دهند و وقتی بازار سرمایه مورد توجه می‏‏‏شود به این بازار کوچ می‏‏‏کنند. برای این افراد مهم این است که شاخص بالا باشد و رشد کند و علت این رشد برایشان چندان مهم نیست و تبعات رشد شاخص برای بقیه اقتصاد را مهم نمی‌دانند و آن را انکار می‌کنند. این افراد تلاش می‏‏‏کنند برای رشد هیجانی شاخص کارکرد بتراشند و داغ شدن کاسبی خود را به نفع جامعه جا بزنند. این افراد مخالف عرضه سهام دولت و بزرگ شدن بازار هستند زیرا رشد بازار را کند می‌کند. برای آنها یک بازار کوچک اما هیجانی جذاب‌تر است تا یک بازار عمیق و ماندگار. زیرا آمده‌اند بار خود را در این مقطع ببندند و بروند. برخی از این افراد از انحصارات موجود منتفع هستند زیرا اگر مردم بیایند کارمزد خود را می‌گیرند و اگر بروند کارمزدشان برقرار است. برای آنها یک بازار هیجانی بهتر است زیرا در بازار هیجانی زحمت تحلیل لازم نیست و شما هر سهمی را به طور تصادفی انتخاب کنید و به عنوان سیگنال فروشی به خورد مردم بدهید برنده‏اید چراکه پیش‌بینی شما محقق می‌شود. این افراد شدیدا طرفدار دخالت دولت برای تضمین سود هستند زیرا بازار سرمایه را جایی برای ریسک کردن مبتنی بر تحلیل نمی‌دانند. آنها در ته قلبشان دنبال سکه‌ای هستند که اگر شیر بیاید آنها برنده شوند و اگر خط آید دولت از محل بیت‌المال هزینه خط آمدن را بدهد. برای آنها بازار سرمایه حکم چنین سکه‌ای را دارد. این افراد در ادامه کاسبان تحریم و راهزنان ارز 4200 قرار دارند که می‌خواهند در یک اقتصاد تحریم‏شده و کرونازده یک‏شبه پولدار شوند و این امر را تنها با وجود یک بازار هیجانی همراه با حضور دولت به عنوان تضمین‏کننده سود ممکن می‌دانند. کاملا روشن است که نگاه غارت‌مدارانه این دسته، بازار سرمایه‌ای را مطلوب می‏‏‏داند که فعالان آن از جنس گرگ‏های وال استریت باشند. آنها چون سود زیاد و خیلی کوتاه‏مدت می‏‏‏خواهند به دسته اول نگاه خصمانه دارند و از همه ابزارهای موجود برای انزوا و به حاشیه راندن و خاموش ساختن دسته اول استفاده می‏‏‏کنند و خود را نماینده اصیل بازار سرمایه جا می‌زنند.

فضای امروز بازار سرمایه عرصه رقابت میان این دو گروه است. اگر حکومت سمت دسته اول قرار گیرد آینده بازار سرمایه مطلوب و مفید خواهد بود و بازار سرمایه باری از دوش اقتصاد برخواهد داشت اما اگر هیاهوها و جنجال‏های گروه دوم غالب شود بازار سرمایه‌ای فاسد و معیوب باقی خواهد ماند که خود باری بر دوش اقتصاد می‌شود و دردی بر انبوه دردهای اقتصاد اضافه خواهد شد. اینک زمان آن است که از خود بپرسیم می‌خواهیم در سمت کدام دسته قرار بگیریم؟ اگر جزو گروه نخست هستیم نباید بگذاریم تا گروه دوم در فضای عمل و فضای رسانه میدان‌دار شود و سرنوشت بازار سرمایه را رقم بزند. نامه 25 نفر اقتصاددان، سخنرانی‏ها، مصاحبه‌ها و مقالات آقای دکتر عبده تبریزی و برخی مقالات منتشرشده اخیر در همین راستا معنا می‌شود. به امید روزی که بازار سرمایه‌ای بالنده، شکوفا و سالم‌تر داشته باشیم.

لینک کوتاه: https://news.tccim.ir/?66201

نظر خود را بنویسید

ارسال پیام