ورنون اسمیت تجربهگرایی را با علم اقتصاد تلفیق کرد
آزمایشگاه اقتصادی
1399/09/10
3125
این مطلب را به اشتراک بگذارید
آزمونهای تجربی اقتصادی شبیهسازی یا تمرینهایی برای نقش بازی کردن نیستند. این آزمونهای تجربی مردم واقعیای را که انتخابهای جدی انجام میدهند، درگیر خود میکنند. از طریق تلاشهایی که با استفاده از این آزمونها انجام میشود، شرکتکنندگان منتظر میشوند تا مقادیر قابل توجهی پول به دست بیاورند یا از دست بدهند.
آینده نگر
ورنون اسمیت اقتصاددانی است که بابت توسعه اقتصاد تجربی شهرت پیدا کردهاست. قطعا برای همه جالب خواهد بود که تسلط یک انسان بر علم اقتصاد برخاسته از سوابق تحصیلی او در مهندسی برق باشد. کمتر مهندس برقی را در تاریخ علم اقتصاد پیدا میکنید که توانسته باشد در این علم به بالاترین درجات تحصیلی و بالاترین سطح جوایز علمی دسترسی پیدا کند، یعنی نوبل اقتصاد. اینکه اسمیت چرا جایزه نوبل را دریافت کرد، اندیشه اقتصادی او را به خوبی معرفی میکند. پایگاه اینترنتی «کتابخانه علم اقتصاد» مروری قابل توجه از نظریهها و فعالیتهای علمی اسمیت ارائه کردهاست. این معرفی به شکلی مختصر پیشتر در فضاهای داخلی نظیر «تجارت فردا» بازتاب داده شدهبود. در ادامه بخشی از این مطلب را با هم مطالعه میکنیم.
کمیته نوبل اعلام کرد این جایزه به خاطر «ایجاد آزمونهای تجربی آزمایشگاهی به عنوان ابزاری در تحلیل تجربی اقتصادی، به ویژه در زمینه مطالعه مکانیسمهای جایگزین بازار» به اسمیت اختصاص داده شد. اما آزمونهای تجربی بازار دقیقا به چه چیزهایی اطلاق میشود و محققان از آنها چه چیزی میتوانند بیاموزند؟ چه اهمیتی در خارج از محافل علمی برای «مطالعه مکانیسمهای جایگزین بازار» وجود دارد؟
آزمونهای تجربی اقتصادی شبیهسازی یا تمرینهایی برای نقش بازی کردن نیستند. این آزمونهای تجربی مردم واقعیای را که انتخابهای جدی انجام میدهند، درگیر خود میکنند. از طریق تلاشهایی که با استفاده از این آزمونها انجام میشود، شرکتکنندگان منتظر میشوند تا مقادیر قابل توجهی پول به دست بیاورند یا از دست بدهند.
سادهترین نوع مبادله اقتصادی - و سادهترین آزمون تجربی برای انجام دادن - این است که معامله میان دو شخص را در نظر بگیریم. این آزمون تجربی برای ما تبیین میکند که چگونه یک خریدار و یک فروشنده کالایی خاص، توانایی دستیابی یا عدم دستیابی به توافقی دوجانبه در مورد وضع قوانینی جهت مبادله آن کالا را کسب میکنند. در این محیط تجربی، محقق اقدام به دستکاری قیمت کالای مورد نظر برای خریدار و فروشنده میکند. به عنوان مثال، شخصی که نقش فروشنده را بازی میکند، ممکن است کارتی را داشته باشد که بیانگر این است که هزینه تمام شده برای تولید محصولش 10 دلار است. اگر او بتواند کالای خود را به خریدار به رقمی بیش از هزینه تمامشدهاش بفروشد، آنگاهمابهالتفاوت میان قیمتی که کالای خود را فروخته و 10 دلاری که به عنوان هزینه تمامشدهاش اعلام کرده بود، به او تعلق خواهد گرفت. علاوه بر این، شخصی که نقش خریدار را بازی میکند، ممکن است کارتی در دستش باشد که بیانگر این باشد که ارزش بازفروش کالایی که میخواهد بخرد، 22 دلار است. این به معنای آن است که اگر او بتواند کالای مورد نظر را به قیمتی کمتر از22 دلار خریداری کند، او میتواند کالای مورد نظر را به آزمونگر تجربی مجددا با قیمت 22 دلار بفروشد و مابهالتفاوت میان 22 دلار و هزینه خرید خود را به دست آورد.
پیچیدگیهای یک مبادله ساده
بلافاصله در این نقطه این سوال برای ما پیش میآید که این نوع خوانش از یک مبادله چطور میتواند صورتبندی و درک ما از این کنش اقتصادی را تغییر دهد؟ در این مبادله اگرچه هیچ کالای فیزیکی واقعیای معامله نشده است، اما هر دو فروشنده و خریدار انگیزه دارند که دقیقا مطابق با نقش خود عمل کنند. فروشنده مایل است محصولش را با قیمتی تا حد امکان بیش از 10 دلار بفروشد و آرزوی خریدار نیز این است که تا حد امکان مبلغ کمتری برای کالای مورد نظر بپردازد. چه چیزی رخ خواهد داد؟ دو نتیجه ممکن است رخ دهد. یا آنکه خریدار و فروشنده بتوانند بر سر قیمتی بین 10 دلار و 22 دلار به توافق برسند یا آنکه این دو نتوانند بر سر چنین قیمتی به توافق برسند. علم اقتصاد میگوید هر دو سوی معامله انگیزه دارند تا به یک نتیجه دست یابند ولی در مورد اینکه چگونه سود ناشی از این توافق میان آنها تقسیم میشود، چیزی نمیگوید. همچنین علم اقتصاد در مورد اینکه تعداد رفت و برگشتهایی که فروشنده و خریدار انجام میدهند ولی در آنها معاملهای صورت نمیگیرد نیز مطلب چندانی برای بازگویی ندارد. نسخههای بسیاری از این آزمون تجربی ساده انجام شدهاند تا این موضوعات و مسائل تجربی را کشف کنند.
طراحی ساده آزمون تجربیای که در بالا چارچوب آن بیان شد، یک ساختار منسجم برای همه دیگر زیرمجموعههای طراحیهای آزمون تجربی بازار فراهم میکند. با اینهمه، بازار در هسته خود، محلی است که در آن معاملات دوجانبه چندین خریدار و فروشنده تسهیل میشود.
همین نگاه ویژه که تلفیقی از نظریههای یک عالم علوم محض و تجربهگرایی یک مهندس زبده است، باعث شده ورنون اسمیت در حالی که بیش از 90 سال سن دارد، هنوز اقتصاددان جذابی باشد که میتوان برای مدتهای طولانی پای حرفهایش نشست.
ورنون اسمیت
ورنون لومکس اسمیت در اولین روز سال 1927 میلادی، یعنی زمانی که هنوز ایالات متحده وارد سیاهترین روزهای بحران بزرگ اقتصادی خود نشدهبود، در کانزاس به دنیا آمد و در ادامه در همین منطقه به تحصیلات خود ادامه داد. اسمیت ابتدا به رشته فیزیک علاقهمند بود، اما با تغییر رشته در رشته مهندسی برق تحصیلات دانشگاهی خود را ادامه داد و در نهایت از دانشگاه برجسته کلتک در سال 1949 لیسانس مهندسی برق را دریافت کرد و پس از آن با برگشت به ایالت کانزاس کارشناسی ارشد خود را در رشته اقتصاد گرفت و نهایتا در سال 1955 میلادی از دانشگاه هاروارد دکتری اقتصاد گرفت. فعالیتهای علمی اسمیت طی نیم قرن چنان کیفیتی داشتند که او نهایتا موفق شد در سال 2002 نوبل اقتصاد را دریافت کند.
چانه زدن و رفتار بازاری
سال: 2000
این کتاب که مجموعه مقالههایی از اسمیت را در خود جا داده دقیقا مطابق با عنوانی که دارد مقالههای نوشته شده توسط او یا با همکاری او را به خواننده ارائه میدهد. در این مقالات با کاربرد آزمایشهای آزمایشگاهی برای نشان دادن نظریههای به دست آمده از نظریه بازی و علم اقتصاد آشنا میشویم. جدای از این مسئله با رابطه بین اقتصاد تجربی و روانشناسی، مخصوصا زمینه روانشناسی تکاملی، بیشتر آشنا میشویم و با کمک روانشناسی میتوانیم تفسیر وسیعتری از نتایج تجربی ارائه دهیم.
نظر خود را بنویسید