ایران و نفت در آینده در کجا خواهند ایستاد؟

سال‌های بلوا

...

یک بار برای همیشه باید تصمیم گرفت که میان دوراهی انزوای بین‏ المللی و عضوی فعال بودن در عرصه بین‏ المللی، یکی را برگزید و هزینه ‏های آن راه را نیز پرداخت

احسان شمس/استاد دانشگاه روابط‌ بین‌الملل/آینده نگر

از زمانی که اولین قطرات نفت از چاه شماره یک مسجدسلیمان در خاورمیانه فوران کرد، بیش از صد سال می‏گذرد. در آن زمان هیچکس فکر نمیکرد که این قطرات سیاه، مسیر تاریخ خاورمیانه را به کلی دگرگون سازد. عنصری قدرتمند وارد صحنه بازی سیاسی خاورمیانه شد که همه عناصر موجود را تحت تأثیر شگرف خود قرارداد. این مقاله سعی در توجه به تاریخ نفت و نقش آن در دگرگونسازی پایههای تمدن خاورمیانه ندارد که خود بحثی طولانی و جداگانه است؛ بلکه سعی در ارائه نگاهی به آینده نفت در ایران (با بهتر بگوییم آینده اقتصاد ایران) دارد.
الف: اکنون کجا ایستادهایم
بعد از بحران گروگان‏گیری تحریمهای دامنهدار علیه ایران آغاز شده است که این تحریمها به صورت تحریمهای اولیه و ثانویه در موضوعات خاص وضع میشدند و عموما کارکردی بازدارنده داشتند. در دولت اول باراک اوباما تحریمها از حالت بازدارندگی به حالت مخرب و تضعیف‌کننده درآمد؛ آنچه که هیلاری کلینتون وزیر امورخارجه وقت ایالاتمتحده از آنان به نام تحریمهای هوشمند یاد میکرد. این تحریمها نیاز به اجماع جهانی برای درستی کارکرد خود داشت که در دولت باراک اوباما، این اجماع به صورت قاطع علیه ایران شکل گرفت و منجر به تضعیف اقتصاد ایران شد. برجام نقطه عطفی در پایان این بحران برای ایران بود.
اما برجام دارای مقدماتی بود که از سوی طرف ایرانی مغفول ماند. نفس برجام کارکردی امنیتی و رافع قطعنامه‏های سازمان ملل علیه ایران داشت و بعد اقتصادی برجام نیاز به اجرای مقدماتی در درون خود ایران داشت که مهم‏ترین آن‏ها توجه به ملزومات جدید بانکداری جهانی، اصلاح قوانین سرمایهگذاری خارجی، ایجاد امنیت اقتصادی در درون جامعه، بهبود فضای کسب و کار، کاهش تورم قوانین و از همه مهم‏تر الحاق به لوایح چهارگانه FATF بود. ملاحظه میکنیم که تمامی موارد بالا در اختیار خود ایران بوده و ربطی به طرف خارجی نداشته است. به جای پرداختن به این امور، فردای برجام آزمایش موشک‏های بالستیک انجام دادیم، یا در تریبون‌ها فریاد مرگ بر این و آن سردادیم. چندی پیش وزیر محترم امورخارجه گفتند که برجام به علت نبودن FATF کارگر اقتصادی نداشت. با پایان گرفتن دولت اوباما از حزب دموکرات، ترامپ از جمهوریخواهان به سر کار آمد و تلاش در از بین بردن هرچه که اوباما ساخته بود - از جمله برجام- آغاز شد. باید توجه داشت که حزب دموکرات به صورت تاریخی از سیاست کشورهای عربی چندان پشتیبانی نمیکند، در حالی که جمهوری‏خواهان به آنان نزدیک‏ترند. در زمینه ترامپ نیز همین‏گونه است. تحریمهای هوشمند - با ترغیب کشورهای عربی و رژیم اسراییل-  به سرعت وضع شد و مهم‏ترین کالای ایران - یعنی نفت - مورد حمله مستقیم قرار گرفت. اکنون هر کشوری که نفت ایران را بخرد، مورد تحریمهای هوشمند ایالات متحده است؛ به نحوی که فروش خارجی ایران تقریباً به صفر رسیده است. تحریم نفتی ایران یعنی کمبود ارز در کشور و کمبود ارز یعنی تورم سنگین که اقتصاد را از بین خواهد برد. دولت ارزی برای سرمایهگذاری و کنترل تورم در اختیار ندارد. رشد اقتصادی منفی شده و به علت فقدان سرمایهگذاری خارجی و داخلی چشم‏انداز روشنی برای آینده وجود ندارد. از سوی دیگر شیوع کرونا بخش خصوصی، بالاخص بخش خدمات کشور را فلج کرده و بحران بر بحران پیش افزون است.
ب: راههای برون‏رفت از وضع موجود
حقیقت آن است که با ساختار فعلی اقتصاد ایران، وابستگی تام اقتصاد به دولت، وابستگی شدید به نفت، فقدان بخش خصوصی توانمند، فقدان زیرساختهای مورد نیاز برای اقتصاد نوین، فقدان طبقه متوسط توانمند، فرهنگ دلالی، وجود بوروکراسی اداری پیچیده، وجود رانت اطلاعات و بسیاری دیگر، راههای برون‏رفت بسیاری را برای ایران باقی نگذاشته است. بحث نفت علاوه بر مشکلات پیش‏گفته، مباحث پیچیدهتری از جمله نحوه صادرات، حضور رقبای ثروتمند عربی و الزامات و مقررات اوپک را نیز در بر دارد. واقعیت آن است که ما در 40 سال گذشته صنعت نفت را تنها به مانند یگ گاو شیرده دیدهایم و هیچگونه سرمایهگذاری اصولی برای ارتقای آن صورت ندادیم. کشوری مانند ما باید سرمایهگذاری بزرگی در بحث پالایشگاهی و پتروشیمی میکرد. طرحهای بزرگ پالایشگاهی پتروشیمی یا بر زمین ماندهاند یا از تکنولوژی کهنه قبل از انقلاب استفاده میکنند. علاوه بر این ما بازارهای مهم خود را از دست دادهایم. در زمان رژیم گذشته ایران در نقاط مختلف دنیا پالایشگاه تأسیس کرده یا در سهام آنان شریک بود تا روند خرید نفت ایران را تضمین کند. بعد از انقلاب تمامی این سهام فروخته شد. از سوی دیگر ایران به خام‏فروشی در تمام کالاها از معدن و نفت و گاز عادت کرده است.
راهکارهایی مانند تانکر به تانکر کردن نفت، خاموش کردن ردیاب تانکرها و حرکت تانکر تحت لوای پرچم کشور دیگر همگی امور موقتیاند و نمیتوان آینده اقتصاد کشور و صنعت نفت را بر آن استوار کرد. همان‏گونه که دیدیم تانکر ایران در جبل‏الطارق توقیف شد و یا بیمه بینالمللی از تانکرهای ایرانی برداشته شد. واگذاری فروش نفت به بخش خصوصی نیز چون به صورت شفاف صورت نمی‏گیرد، تنها فسادزاست. همگی اینها در کنار این موضوع که عصر نفت به عنوان منبع انرژی اصلی جهان رو به پایان است، وضعیت تقاضای اتحادیه اروپایی، تعهد چین به کاهش گازهای گلخانهای تا سال 2060 و توسعه انرژیهای پاک بالاحض در بخش حمل و نقل همه گویای آن است که سرمایهگذاری در بخش نفت، به پایان عصر طلایی بازدهی خود رسیده است. پس نه راه‌حل‏های کوتاه‏مدت پیش‏گفته برای دور زدن تحریم‏ها قابل اتکا است و نه در درازمدت صنعت نفت می‌تواند موتور اصلی تحریک اقتصادی ایران باشد.
پ: چرا تحریم‏ها به این شدت در اقتصاد ایران اثرگذار است؟
تحریم‌ها تنها یک شتاب‏دهنده خارجی نسبت به برجسته شدن مشکلات درونی اقتصاد ایران است. اقتصاد ایران نه توانسته خود را مستقل از نفت سامان دهد، و نه توانسته خود را درون نفت – همچون کشورهای عربی – به سرانجام برساند. کاستی‌های بسیاری در بخش اقتصادی ایران که عموما برخاسته از فقدان طبقه متوسط قوی و کارآمد در جامعه است، وجود دارد که در حوصله این مقاله نیست. از طرف دیگر اقتصاد ایران در هیچ بخشی نتوانسته خود را به اقتصاد جهانی گره بزند. چرا هربار ایالات متحده صادرات برق ایران به عراق، یا حوزه نفتی رام، یا استفاده صادراتی هند از بندر چابهار را از تحریم‏ها معاف می‌کند؟ تحریم زمانی اثرگذار است که کشور تحریم‏شونده کمترین تعامل و تاثیرگذاری را در عرصه اقتصاد بین‏المللی داشته باشد. چین را راحت‌تر می‌توان تحریم کرد یا کره شمالی را؟ در صنعت نفت ما نتوانستیم منافع نفتی را با خارجیان گره بزنیم و در اندک تجربیاتی هم به سخت‏ترین شرایط آن را برهم زدیم - نگاه کنید به قرارداد کرسنت با امارات متحده عربی.
ت: نظم نوین جهانی
در اینکه شرق در آینده به رهبری چین، قدرت اول جهان خواهد شد، شکی وجود ندارد. در این گذر فلات قاره ایران و شمال کوه‌های هندوکش به عنوان عرصه زمینی دسترسی چین به خاورمیانه و آفریقا و اروپا از سویی، و عرصه زمینی دسترسی روسیه به آب‏های گرم از سوی دیگر، اهمیت فوق‏العاده یافته است. ایالات متحده برای جلوگیری از دسترسی این دو کشور به منطقه ژئوپلیتیک خاورمیانه به عنوان شاهراه بین‏المللی، در افغانستان، ایران، پاکستان، عراق و سوریه سیاست سرزمین سوخته را در پیش گرفته است. این سیاست در درازمدت امکان دسترسی این حوزه به عوامل توسعه اقتصادی را می‌گیرد. از همین جهت ایران به سرعت به سمت چین و روسیه در حال حرکت است. قراردادهای تجاری با چین که در آنها تضمین خرید نفت ایران وجود دارد، برای مقابله با این موضوع بسیار راهگشاست. اما دو نقطه ضعف وجود دارد: اول اینکه ایران اکنون توان سیاسی ایجاد توازن در رابطه خارجی خود را ندارد و قطعا به دامن چین خواهد افتاد و توان چانه‏زنی نخواهد داشت. دوم آنکه در فرض وجود رابطه‏ای متعادل همچنان ما به واسطه فقدان الحاق به FATF از مبادلات بانکی محروم خواهیم ماند. درست است که عصر پترودلار به زودی به پایان می‏رسد و یوآن چین به پول اول دنیا تبدیل خواهد شد، اما همچنان انتقالات مالی با ایران سخت خواهد بود.
ث: نگاهی به آینده
با ادامه وضع فعلی ایران در کنار شرق نه به عنوان متحدی استراتژیک، بلکه به عنوان پلی برای پیروزی شرق بر غرب ایستاده است. دقیقا همان تجربه‏ای که در جنگ جهانی دوم داشته‏ایم. نه از افق 1404 خبری است و نه از اقتصاد نفتی یا غیر نفتی. تمام مبادلات بین‏المللی ما به صورت کالا به کالا خواهد بود. سیاست خارجی ما در راستای شرق دیکته خواهد شد و اقتصادی بسته و بدون سرمایه‏گذاری مولد خارجی در پیش است. هر روز بهره‏برداری از مخازن نفتی سخت‏تر خواهد بود و دسترسی به تکنولوزی نوین در عرصه نفت کمتر.
ج: چه باید کرد؟
یک بار برای همیشه باید تصمیم گرفت که میان دوراهی انزوای بین‏ المللی و عضوی فعال بودن در عرصه بین‏ المللی، یکی را برگزید و هزینه ‏های آن راه را نیز پرداخت. اگر راه عقلانی را که همان عضویت فعال در عرصه بین‏المللی است برگزیدیم باید عضو FATF بود، از بسیاری از شعارهای بی‏هدف گذشت، باید راه مذاکره با کشورهای منطقه را گشود، شرق را به عنوان قدرت نوین جهانی پذیرفت اما غرب را فراموش نکرد، به چندجانبه‏گرایی منطقه‏ای و جهانی توجه کرد و از کشور چه در درون و چه در بیرون صدای واحدی که برخاسته از منافع ملی باشد به گوش جهان رساند. اما اگر راه اول برگزیده شود دیگر تفاوتی ندارد که ما بتوانیم نفت صادر کنیم یا نه، یا اینکه رئیس جمهور بعدی ایالات متحده بایدن باشد یا ترامپ؛ ارز در کشور موجود باشد یا نه؛ نفتکش‏های ما تحریم باشند یا خیر. وضع همین است که اکنون به آن مبتلاییم.                                               

چرا باید بخوانید؟
اگر می‌خواهید درباره آینده نفت ایران و اینکه چه راهی باید در پیش گرفت، بدانید، خواندن این مقاله به شما توصیه می‌شود.

لینک کوتاه: https://news.tccim.ir/?65874

نظر خود را بنویسید

ارسال پیام

مطالب مرتبط