کشاورزی در ایران تحت فشار زیادی است و تجربه دیگر کشورها از روشهای خلاقانه کشت و زراعت میتواند راهگشا باشد.
جنی گوستاوسون / گزارشگر اقتصادی/ ترجمه:آینده نگر
یک سمت کوچه بانوب در جنوب لبنان، بهفاصله یک ساعت و نیم رانندگی از ساحل، یاسمینا زاهر در اطراف درختان زیتون خود که تنههای نازک اما مقاومی دارند ایستاده است. این درختان که از دوران رومیان باستان در این منطقه کشت میشدند و زمانی راهبها به آن علاقه زیادی داشتند، حالا تحت مراقبت زاهر و همسرش ژانپیِر هستند که سبزی و میوه و گل نیز پرورش میدهند. زاهر میگوید: «خیلی قشنگ است که محصول آنچه تولید کردهای را ببینی، آن را در دستت بگیری و بچشی.» ژانپیر میگوید: «10 سال گذشته از وقتی که ما کشاورز شدهایم. وقتی که ما این کار را شروع کردیم، فهمیده بودیم که چه درختانی میخواهیم و برنامهمان برای سالهای آینده چیست.»
معمار و تهیهکننده سابق تلویزیون حالا در میان موج تازهای از کشاورزان لبنانی قرار گرفتهاند که اغلب جوان هستند. لبنان بخشی از منطقه باستانی هلال حاصلخیز را شامل میشود که جایی بوده که محصولات کشاورزی فراوانی، از انجیر و گیلاس تا گندم در آن کشت میشده است.
اما غذا دیگر در این کشور چیزی نیست که گویی همیشه وجود داشته و وجود هم خواهد داشت. خیلی قبلتر از عالمگیری کوویدـ19 و انفجار سهمگین بندر بیروت در 4 اوت 2020 (14 مرداد 1399)، لبنان در بحران اقتصادی عمیقی فرو رفته بود. واحد پولی این کشور اکنون 60 درصد ارزش خود را از دست داده و قدرت خرید مردم بهشدت سقوط کرده است. قیمت غذا در این کشور طی سال گذشته تا 367 درصد افزایش داشته است و اخیرا سازمان ملل اعلام کرده است که بیش از نیمی از جمعیت لبنان اکنون در تله فقر گرفتار آمدهاند و نرخ آن نسبت به 28 درصد سال گذشته دوبرابر شده است. بعد از انفجار عظیم بندر بیروت از جانب مقامات لبنانی اعلام شد که میزان ذخیره آرد آسیابشده در لبنان ۳۲هزار تن است که تا دو هفته بعد از انفجار ۱۱۰هزار تن دیگر خواهد رسید. وزیر اقتصاد این کشور تلاش میکرد به مردم کشورش اطمیناندهد که ذخایر گندم موجود در کشور برای تامین نیازهای بازار محلی تا چهار ماه آینده کافی است. بهگفته او، میزان مصرف ماهانه آرد در لبنان را ۳۵هزار تن است و به این ترتیب ذخیره گندم در بازار محلی برای چهار ماه کافی است. وزیر اقتصاد گفت که خوشبختانه برنامه جهانی غذا ۱۷هزار تن آرد را تامین خواهد کرد که در مناطق آسیبدیده توزیع میشود بنابراین هیچ بحران ذخیرهیا بحران نان وجود ندارد. انفجار در بندر بیروت سیلوهای گندم و حبوبات به ظرفیت۱۲۰هزار تن را که از آنها برای حفظ ذخایر استراتژیک گندم بهمدت سه ماه در لبنان استفاده میشد، از بین برد. در این انفجار ۱۷۱ کشته، بیش از ۶هزار زخمی و دهها نفر مفقود شدند و همچنین خسارت شدید مادی که حدود ۱۵ میلیارد دلار برآورد شده است را به لبنان تحمیل کرد. در ماه آوریل امسال، رمزی مشرفیه، وزیر امور اجتماعی و گردشگری لبنان، گفت که 75 درصد جمعیت این کشور به انواع کمکهای اجتماعی نیاز دارند. صندوق نجات کودکان که یک سازمان بینالمللی خیریه است و به کودکان نیازمند کشورهای در حال توسعه کمک میکند، اعلام کرده است که نیم میلیون کودک در بیروت غذای کافی ندارند.
برای بسیاری از افراد، کشاورزی یک راهحل ضروری و فوری است. کورین جابور که یک طراح کشت پایدار است میگوید: «من ناگهان مواجه شدم با مردمی که هر روز بیشتر از روز قبل روی بالکنهایشان و در حیاط خلوتشان چیزی میکارند. خیلی به این اتفاق امیدوارم.» کشت پایدار شامل مجموعهای از اصول طراحی مبتنی بر تفکر و شبیهسازییا کاربرد مستقیم الگوهای انعطافپذیری است که در اکوسیستمهای طبیعی مشاهده و یافت میشود.کشت پایدار یک نظام کشاورزی و اصول طراحی اجتماعی به حساب میآید که بهموجب آن، از الگو یا ویژگیهای مشاهدهشده در اکوسیستم طبیعی بهطور مستقیم یا شبیهسازیشده استفاده میشود.
خلاقیتهایی که کشاورزی را ترویج میکند چندین برابر شده است. بانکهای غذا نشا عرضه میکنند، داوطلبان کشاورزی پایدار را آموزش میدهند و گروههای حاضر در رسانههای اجتماعی در مشاورهها سهیم میشوند. گروههای دوستان و همسایگان بهسمت کشاورزی رفتهاند. در سرتاسر لبنان، شهرداریها بذر در اختیار میگذارند و مردم را ترغیب میکنند که در فضاهای خالی چیزی بکارند. قدیر حمادی از جنوب لبنان میگوید: «آنها به ما بذر و نشا دادند، حتی کسانی را آوردند که به ما بگویند چطور آنها را بکاریم. مادرم تعجب کرده از اینکه چقدر زود کاهو به عمل میآید و چه طعمی دارد.»
حمادی دوران ممنوعیت خروج از خانه که با شیوع ویروس کرونا برقرار شد، در خانهای که خانوادهاش در حومه شهر دارد گذراند. اما نزدیک به 90 درصد لبنانیها در شهرها زندگی میکنند، بدون اینکه زمین یا باغی دم دستشان باشد. در منطقه برجالبراجنه که کمپ پناهجویان فلسطینی و از متراکمترین نواحی بیروت است، گروهی از مردم اکنون روی پشتبامها سبزی میکارند.
در منطقه دیگری از بیروت که آنجا نیز با برجهای بلند محاصره شده، سواد عبدالله روی مزرعهای راه میرود که بر پشتبام خانهاش ایجاد شده است. آنجا گوجهفرنگی و سبزیجات مناسب سالاد و گلهای خوراکی میکارد. در یک گوشه، هادی دعبیز و دعنا ابورحم کار میکنند که با مشارکت عبدالله دارند یک کارگاه تجهیزات کشاورزی درست کردهاند و برای پرورش سبزیجات قفسههای چوبی میسازند. عبدالله میگوید: «همه اینها را در دوران انقلاب شروع کردیم. حس میکردم که باید یک کار سازنده انجام بدهم. میخواستم گروهی کار کنم و در چیزی سرمایهگذاری کنم که پایدار باشد. ما از فلسفه کشاورزی پایدار تبعیت میکنیم و مراقب اطرافمان هستیم. از خاک کمپوست استفاده میکنیم و چیزی را پرورش میدهیم که در این شهر میتواند به عمل بیاید.» گروه آنها خیلی خوششانس بوده چون در جریان انفجار اخیر بندر بیروت آسیب ندیده است. عبدالله میگوید: «در این کار چون با خاک و مسایل کشاورزی در محیط زندگیمان سروکار داریم، کمکهای داوطلبانه کوچکی هم از جامعهای که در آن زندگی میکنیم گرفتهایم، مثل خدمات دارویی یا مشاورههای پزشکی.»
رمزی زورایک، استاد مدیریت اکوسیستم در دانشگاه آمریکایی بیروت، میگوید که ایجاد رابطه با خاک تاثیرات مثبتی روی رفاه افراد دارد. او میگوید: «ما اکنون در حال هوشیار شدن و آگاهی به این مسئله هستیم که آنچه را که یاد گرفتهایم دیگر اینجا نخواهیم داشت. مردم توی بانک پول دارند اما نمیتوانند از آن استفاده کنند. برگشتن به دورانهای نخستین ـ زمین، دانه، غذا ـ امری حیاتی است.» او میگوید اما ابتکارات کوچک برای اینکه بتواند مشکل امنیت غذایی را حل کند، اصلا کافی نیست: «اگر کسی چهار تا دانه حبوبات روی پشتبام خانهاش بکارد چیزی در کلیت تغذیه حل نمیشود. ما باید ماهیت این نظام را تغییر بدهیم، با غذا مثل یک حق انسانی برخورد کنیم، نه اینکه صرفا یک کالا باشد.»
لبنان تنها کشوری نیست که با بحران غذایی مواجه شده است. برنامه جهانی غذا هشدار داده است که کوویدـ19 قادر است تعداد کسانی را که با گرسنگی روبهرویند تقریبا دوبرابر کند و از 130 میلیون نفر به 265 میلیون برساند. کشاورزی در سراسر جهان با اختلال مواجه شده است و کارگران فصلی پشت درهای بسته مرزها گیر افتادهاند. لبنان که از هر کشوری دیگر نسبت به جمعیتش پناهجوی بیشتری دارد، با مسئله کمبود کارگر فصلی در کشاورزی درگیر نیست. در این کشور نیروی کار اصلی کشاورزی پناهجویان سوری هستند. هدود الواکا، یک کارگر کشاورزی، میگوید: «ما بهخاطر جنگ نمیتوانیم برگردیم به سوریه اما مثل همیشه داریم کارمان را میکنیم.»
در این بین، نیروهای مهاجر که به فرستادن درآمدشان به خانه برای خانواده وابستهاند، بیشتری لطمه را خوردهاند. کمال میا از شهر باریسال در بنگلادش سبزیجاتی را که در غذاهای آسیایی کاربرد دارند میفروشد: کدو تلخ خاردار، لیچی صورتی (نوعی میوه چینی با گوشت سفید و هسته بزرگ)، کدو قلیانی سنگین. همه اینها نزدیک بیروت به عمل میآیند. او میگوید: «ما دانهها را از بنگلادش میآوریم و اینجا میکاریم. هر آخر هفته، سیچهل کیلو بامیه و پنجاهشصت کیلو کدوی تلخ میفروشم.» او طی این سه سالی که در لبنان ساکن است، هر ماه چهارصد تا پانصد دلار برای همسر و دخترش فرستاده است. او میگوید: «اما در پنج ماه گذشته، نتوانستهام چیزی بفرستم. این روزها پول هیچ ارزشی ندارد، ارزشش صفر است.»
60 تا 80 درصد کالریای را که مردم لبنان مصرف میکنند واردات به این کشور تشکیل میدهد (در مقایسه با بریتانیا که 50 درصد کالری مصرفیاش وارداتی است) و لبنان فقط در زمینه میوه خودکفاست. گندم که غذای اصلی به شمار میآید از کشورهایی ازجمله روسیه و اوکراین وارد میشود. لبنان یکی از متراکمترین کشورهای جهان از نظر جمعیت است و فضای کافی ندارد برای اینکه آنچه نیاز دارد در داخل مرزهای خود بکارد.
حمایت دولت از کشاورزی نیز خیلی کم است. اخیرا که در این کشور کشت ماریجوانای دارویی و صنعتی قانونی شده، تلاش برای صادرات بیشتری کالاهای کشاورزی افزایش یافته است. شماری از شرکتهای تولیدکننده غذا در حال حاضر یارانه دریافت میکنند اما این یارانههای دولتی ممکن است در ماه نوامبر قطع شود. میشل مصری از مزرعه شمس که کشاورزی پایدار را در کوهستان شمالی بیروت شروع کرده، میگوید: «هیچ حمایتی از زارعان نمیشود. و اکنون آنها میگویند که بروید و غذای خودتان را بکارید. چیزی که نیاز داریم کارزارهای تبلیغاتی است برای حمایت از مزارعی که همین حالا وجود دارند.»
در کوچه بانوب، زاهر امسال بیش از هر سال دیگری وقتش را در مزارع صرف کرده است. یاسمینا بذرها را برای کاشت نزدیک درختانهای زیتون حمل میکند. او میگوید درختها در خط مستقیم کاشته نشدهاند و در خطوط آشتهاند سبز شدهاند. میگوید: «نسل ما هم در یک خط مستقیم کار خود را پیش نبرده است، برخلاف نسل قبلی. برای ما طبیعی است که از یک شاخه به شاخه دیگری بپریم و نقطه تمرکزمان را تغییر بدهیم و در میانه عمرمان شروع کنیم به کشاورزی.»
نظر خود را بنویسید