حسن روحانی یک روحانی بلندپایه سیاسی در نظام جمهوری اسلامی ایران به حساب میآید. او در دوران اداره جنگ از سوی شادروان اکبر هاشمیرفسنجانی که از سوی مقام رهبری وقت فرماندهی جنگ را بر دوش میکشید همراه او بود و نیز در مجلس قانونگذاری نایب رییس مجلس بوده است. این روحانی بلندپایه سیاسی به مدت ۱۶ سال ریاست شورای امنیت ملی را برعهده داشت که یک نهاد حاکمیتی موثر و مهم در ساختار سیاسی و تشکیلاتی کشور است.
محمدصادق جنانصفت
حسن روحانی یک روحانی بلندپایه سیاسی در نظام جمهوری اسلامی ایران به حساب میآید. او در دوران اداره جنگ از سوی شادروان اکبر هاشمیرفسنجانی که از سوی مقام رهبری وقت فرماندهی جنگ را بر دوش میکشید همراه او بود و نیز در مجلس قانونگذاری نایب رییس مجلس بوده است. این روحانی بلندپایه سیاسی به مدت ۱۶ سال ریاست شورای امنیت ملی را برعهده داشت که یک نهاد حاکمیتی موثر و مهم در ساختار سیاسی و تشکیلاتی کشور است. او از سال ۱۳۹۲ تا امروز ریاست قوه مجریه یا همان دولت را بر عهده دارد که مطابق قانون اساسی رییس آن دومین مقام بلندپایه کشور است. شخصیتی با این مناصب بسیار بااهمیت در نظام سیاسی فعلی اما اکنون در مقام رییس نهاد ریاستجمهوری و ریاست کابینه هر روز از سوی منتقدان سرسخت جای گرفته در نهادهای قدرت با انتقادهای عجیب و اتهامهای گوناگون روبهرو شده است و در عمل برای حل تنگناها و مسائل و باز کردن گرههای تنیدهشده بر جسم و جان اقتصاد ایران نمیتواند گامی بردارد. همه شخصیتهای سیاسی و اقتصادی ایران امروز که در صحنه فعالیتها قرار دارند نیک میدانند گره بزرگ و پیچیده شدن تنگناهای اقتصادی ایران در از دست رفتن درآمد به طور متوسط ۴۰ میلیارد دلاری حاصل از صادرات نفت است. در صورتی که میانگین قیمت هر دلار برای امسال برابر با ۲۵ هزار تومان باشد درآمد ازدسترفته دولت معادل هزار هزار میلیارد تومان است. این رقم در حالی نیست شده یا فقط بخش کوچکی از آن به دست آمده است که کل کسری بودجه دولت با محاسبه هزینههای کرونا ۳۰۰ هزار میلیارد تومان است. همه شخصیتهای سیاسی و رهبران احزاب و جمعیتها و گروههای سیاسی خوب میداند اگر این درآمد از دست نرفته بود با ۱۰میلیارد دلار آن میشد بازار گوشت قرمز، گوشت مرغ، شکر، برنج، روغن و چای را لبریز کرد و قیمتها را شکست داد و با بقیه آن نیز میشد مثل سالهای پیشین به همه شهروندان در گروههای گوناگون و در فعالیتهای متفاوت یارانه داد و نارضایتی در جامعه را به لحاظ اقتصادی کاهش داد. اما دولت روحانی و دولت فردی با این همه مناصب بالا در نظام جمهوری اسلامی مستاصل شده است و هر گامی که برای برطرف کردن معضلات برمیدارد با انبوهی از اعتراضها و اتهامها روبهرو میشود. اگر قیمت دلار به دلیل انتخاب یک شخصیت سیاسی دموکرات در آمریکا در بازار ارز ایران کاهش یابد میگویند این دولت و رییسجمهور دلارها را ذخیره کرده بود تا در چنین روزی به بازار بریزد و نشان دهد میتوان با گفتوگو با آمریکا باز هم دلار را ارزانتر کرد. اگر قیمت دلار در بازار ارز به دلیل تشدید تحریمها افزایش یابد میگویند روحانی و دولت قصد دارند به مردم سختی بدهند تا شهروندان متقاعد شوند باید با آمریکا گفتوگو شود. دولت دوازدهم با آرای میلیونها شهروند ایرانی که خواستار ادامه راهبرد آشتی با جهان بودند تاسیس شد و نباید این دولت را ملک و دارایی روحانی دانست و روحانی نیز حق ندارد آن را به خودش سنجاق کند. او در جریان مبارزات انتخاباتی سال ۱۳۹۶ وعدههایی داد که شهروندان به آن وعدهها رای دادند و حال اگر نمیتواند به هر دلیل آن وعدهها را در عمل که هیچ، حتی در حرف نیز محقق کند باید گفت دولت دوازدهم و در حقیقت میلیونها رایدهنده ایرانی به نقطه ایستایی رسیدهاند و باید تا پیدا شدن رای تازه و ناشناس در پایین دره بمانند. واقعیت این است که دولت دوازدهم، بیچارهترین دولت پس از جنگ بوده و هست.
نظر خود را بنویسید