شیوع کوویدـ19 چطور صنعت تلویزیون را متحول کرده است
کروناویزیون
1399/08/12
3155
این مطلب را به اشتراک بگذارید
کوویدـ19 باعث شده خیلی از برنامههای تلویزیون با مشکل مواجه شوند و بسیاری از برنامهسازان بهسختی بتوانند به کار تولید محتوای خود ادامه دهند
جاناتان هلمز/ تحلیلگر حوزه رسانه
توضیحی درباره مقاله حاضر: روزنامه تلگراف مقاله پیش رو را در وبسایت خود منتشر کرد اما شیوه انتشار مقاله خلاقانه بود. این مطلب تکهتکه بود و مخاطب خودش انتخاب میکرد که کدام تکه را اول بخواند و بعد چند تکه دیگر به او پیشنهاد میشد و باز میتوانست قسمتهای بعدی مطلب را انتخاب کند. بدین ترتیب، بهقول نویسنده مقاله، به صد راه میشد این مقاله را خواند. اما برای ترجمه «آیندهنگر»، ما ناگزیر بودیم جنبه تعاملی بودن مطلب را کنار بگذاریم و خلاصهای از مقاله را ترجمه کنیم که شده همین مطلبی که پیش رو دارید. *** تکامل وحشتناکترین نیرو در طبیعت است. طی آزمون و خطای پیوستهای که در جریان است، تکامل چیزهایی را به مرگ نزدیکتر و چیزهایی را مقاومتر میکند. همین باعث شده است که یک ویروس از یک حیوان به گونههای دیگر سرایت کند و تمام جهان را درنوردد. این کار فقط به زمان نیاز داشته است. یوتیوب یکی از رسانههاست که ویدیوهایش مثل همین ویروسهایی که ذکرش رفت، به همه جا میرود. اگر شما فکر میکنید که فقط ویدیو از گربهها و اینفلوئنسرهای نوجوان یا خوردن ماهی ساردین توسط ماهیهای بزرگتری در یوتیوب مخاطب زیاد پیدا میکند، در اشتباهید. این پتلفرم اشتراکگذاری ویدیو یک نوع جدید از تلویزیون است. برای جوانها یوتیوب تلویزیون است. آنها هر روز ساعتها پای یوتیوب مینشینند و ویدیو تماشا میکنند. آنها تلویزیونهای سنتی و هر نوع رسانه پخش سنتی را کنار میگذارند و به آنها مثل رسانههای پیشاتاریخی نگاه میکنند. الگوریتمهای یوتیوب که از قدرت جستوجوی گوگل بهره میگیرد، دائما در حال منطبقکردن خود با رفتارهای ماست و از یادگیری ماشینی استفاده میکند. آنها گاهی بهطرز هولناکی دقیق هستند. طی دوران عالمگیری ویروس کرونا و ماندن اجباری در خانه، بازدید ویدیوهای یوتیوب تا 200 درصد افزایش یافت. بازدید ویدیوهایی که آموزش میداد با خمیرترش چطور باید نان پخت، تا 400 درصد زیاد شد. یوتیوب دقیقا میداند که شما چه وقتی چه چیزی را میخواهید. بهعلاوه، وقتی که تلویزیونهای سنتی بهعلت محدودیتهای ساخت برنامه نتوانستهاند تولیدات خوبی داشته باشند، افراد خلاق در اتاقهای خواب خود ویدیوهایی را ساختهاند و در یوتیوب به نمایش گذاشتهاند. حتی افراد مشهور تلویزیونی نیز از یوتیوب برای جذب بیننده استفاده کردهاند. در زمانهای که ما همه عادت کردهایم که فیلم و برنامه ویدیویی خود را در دستگاههای خودمان و در وقتی که هر کدام میخواهیم ببینیم، ویروس کرونا باعث شده است که دوباره خانوادهها برای دیدن مشترک برنامهها دور هم جمع شوند. چه برنامه «دکتر هو» باشد و چه برنامه ورزش و نرمش «جو ویکز»، همه ما جلو تلویزیون مینشینیم و آن را نگاه میکنیم، درست مثل زمانی که برنامه کودک «با مادر تماشا کنید» که تا سال 1975 از بیبیسی پخش میشد. ماندن اجباری در خانه مسئولیت کسانی که برای بچهها برنامه میسازند را برای ما یادآوری کرده است. هلن فولکز، مدیر ارشد تولید محتوا در شبکه آموزشی بیبیسی، میگوید: «در درجه اول، هر کاری که ما میکنیم در همراهی با معلمهاست و همواره در حال مشاوره گرفتن از معلمها هستیم تا مطمئن شویم که کارها دارد درست انجام میشود.» ظرف پنج هفته، از زمان شروع ماندن اجباری در خانه در بریتانیا، بیبیسی دست به تولید یک برنامه کامل آموزشی زد و برنامههای آموزشی روزانهاش را در اپلیکیشن مخصوص خود ارائه کرد برای اینکه به بچهها کمک کنند یاد بگیرند و به والدین کمک کنند که به بچه درس بدهند. فولکز میگوید: «ما همیشه با معلمها و مشاوران آموزشی خود کار میکنیم و بنابراین بهمحض اینکه احتمال تعطیلی مدارس پیش آمد، تحقیقات خود را در این حوزه شروع کردیم و دریافتیم که والدین در تدریس کودکان در خانه به چه چیزهایی ممکن است نیاز داشته باشند.» مدیران بیبیسی میگویند که نظم روزمره زندگی به هم خورده و والدین دیگر سر کار نمیروند و بچهها هم مدرسه رفتن را فعلا تعطیل کردهاند. بنابراین تعداد مخاطبان برنامههای آموزشی بیبیسی که قبلا بنابر آمار آفکام تنزل کرده بود دوباره رشد کرده است. از سوی دیگر، شرکتهای فیلمسازی نیز به این فکر افتادهاند که برای کودکان برنامه تولید کنند. شرکتی مثل نتفلیکس تلاش زیادی کرده است که سهمی از این بازار گستردهشده را نصیب خود کند و به همین ترتیب، شرکت دیزنی پلاس نیز به تکاپو افتاده است. رسانههایی مثل نتفلیکس و دیزنی پلاس پتلفرمهایی هستند که با تلویزیونهای سنتی فرق میکنند و عملا با جذب مخاطب بیشتر و همچنین کسب درآمد زیادتر، مدلی از تلویزیون را در دوران عالمگیری ویروس کرونا ارایه کردهاند که باعث میشود مفهوم تلویزیون نسبت به آنچه قبلا بهطور سنتی فهم میشده است بیش از گذشته دگرگون شود. تحولی که ویروس کرونا در صنعت و شکل تلویزیون پدید آورده، به قدری زیاد است که میتوان اصطلاح «کروناویزیون» بهجای تلویزیون برای آن به کار برد. اما این ماندن در خانه براثر ممنوعیت تردد در دوران کرونا جنبههای آزارندهای هم دارد. شما در خانه زندانی شدهاید با یک تلفن هوشمندی که در دست دارید. درست مثل موشهایی که در قفس زندانی میشوند. اما صبر کنید، این تشبیه چندان هم درست نیست. شما انتخابهای خیلی زیادی دارید برای اینکه بتوانید ویدیوها و برنامههایی را که میخواهید تماشا کنید. اما برای اینکه شرکتها بتوانند از این فیلم دیدن شما پول دربیاورند، تمام فعالیتهای شما را رصد میکنند. ما چند سال پیش، در اتاق یکی از مدیران شرکت نتفلیکس نشسته بودم و آن مدیر با آمار و نمودار به من نشان میداد که در دقیقه اول یکی از قسمتهای سریال «خانه پوشالی» وقتی که کوین اسپیسی به دوربین نگاه میکند و همزمان سگی را میکشد، بسیاری از تماشاگران سریال دیدن آن قسمت را کنار گذاشتهاند. اما سازندگان این سریال آمار دیگری را هم مد نظر داشتهاند؛ اینکه چقدر هواداران دیوید فینچر، کارگران سریال، و همچنین کوین اسپیسی، بازیگر سریال، و همچنین سریال اصلی و قدیمی انگلیسی «خانه پوشالی» میتواند مخاطبان را بهسوی خود جلب کند، حتی با اینکه آمار و ارقام نشان بدهند که مخاطبان از یک صحنه سریال دیگر خوششان نمیآید. استفاده از همین آمار و ارقام در سریال «آینه سیاه» هم خیلی به کار رفت، مخصوصا در قسمتی که افرادی را در جامعه نشان میدهد که از دوچرخهسواری برق تولید میکنند و امتیاز میگیرند تا مایحتاج دیگر زندگی خود را تامین کنند. باید گفت که شرکتهای سازنده برنامههای ویدیویی مدل جدیدی از کسبوکار را مورد استفاده قرار میدهند که قبلا تلویزیونهای سنتی نمیتوانستهاند به این دقت آنها را به کار بگیرند. شرکتهایی مثل نتفلیکس میتوانند آمار بسیار دقیقی از رفتار تماشاگران خود بگیرند و آنها را در تصمیمگیریهای تولیدات خود به کار ببرند. اما تلویزیونهای سنتی چون پلتفرمهای پخش دیجیتالی مثل پلتفرمهای نتفلیکس نداشتهاند، چندان نمیتوانستهاند به آمار دقیق برسند و باید از نظرسنجیهای غیردقیق برای این کار بهره میگرفتهاند. نکته اصلی اینجاست که در حال حاضر، تلویزیونهای جدید طوری شده که به همان اندازه که مخاطبان تلویزیونها را تماشا میکنند، تلویزیونها هم مخاطبان را مراقبت میکنند. بنابراین کاملا رفتار مخاطب را زیر نظر دارند و میتوانند براساس رفتار آنها طوری برنامه بسازند که بیشترین مخاطب و درآمد را برایشان داشته باشد. این وضعیت مثل این است که شما با تلفن صحبت کنید اما دریابید که تلفن هم دارد به حرفهای شما گوش میدهد. با اینکه این رفتار ممکن است برای شما ناخوشایند باشد اما هرچه بیشتر در حال تبدیلشدن به یک وضعیت طبیعی است. در این میان، از چنین آمار و ارقام و رفتارهایی که از مخاطب جمعآوری میشود، الگوریتمهای پیشنهاددهنده موضوع استفاده میکنند تا مخاطبان را بیشازپیش ترغیب کنند. نکته دیگری که باید خاطرنشان کرد این است که کوویدـ19 باعث شده خیلی از برنامههای تلویزیون با مشکل مواجه شوند و بسیاری از برنامهسازان بهسختی بتوانند به کار تولید محتوای خود ادامه دهند اما در عین حال، تمام یک نسل از سازنده محتوا نیز هستند که هیچ چیزی را از دست ندادهاند چون آنها قبلا هم که ویروس کرونا عالمگیر نشده بود، به همین ترتیبی برنامههای خود را میساختند که الان همه دارند میسازند. باید گفت یوتیوب آینده تلویزیون نیست بلکه وضعیت کنونی تلویزیون است. هر یک از ما ساعتهای متعددی را در یوتیوب میگذرانیم و آنهایی از ما که جوانتر هستند، خیلی بیشتر از آنچه ما در یوتیوب ویدیو میبینیم برنامه تماشا میکنند. آنچه روح برنامههای «از اول تا آخرش را خودت بساز» دارد، در حال حاضر همگانی شده است و میتواند برای لحظه حال نوع مناسبی از برنامهسازی محتوای تلویزیونی به شمار رود. ارتش بیپایانی از سازندگان برنامه، استودیوهای حرفهای، پخشکنندگان سنتی تلویزیونی و مردم عادی هستند که هر دقیقه و هر ثانیه صدها ساعت ویدیو را در یوتیوب آپلود میکنند. دستکم روی کاغذ و از لحاظ نظری، یوتیوب میتواند هرچیزی از جانب هرکسی باشد که در یک گوشه دنج در حال تولید محتوا است. با این حال، برای اینکه تولیدکنندگان برنامه بخواهند در کار خود موفق شوند، در خواهند یافت که آنها در رابطه همزیستی با الگوریتمهای پیشنهاددهنده موتور جستوجوی گوگل هستند و باید محتواهای خود را طوری بسازند که این الگوریتمها را خشنود سازد. بنابراین سازندگاه برنامه تبدیل شدهاند به سایبورگها و انعکاس رفتار آنها در هر جایی از صنعت تلویزیون، از بیبیسی گرفته تا نتفلیکس قابلمشاهده است. آنچه برای درگاههای دیگر رسانهای شبیه به یک داستان علمی ـ تخیلی است، در یوتیوب یک کار روزمره و معمولی به شمار میرود. قدم بعدی هم روشن است: خودکارسازی کامل، برنامههای ساخته ماشین. اینکه چنین وضعیت چطور خواهد بود بستگی خواهد داشته به اینکه الگوریتمهای آینده چطور ما را در آینه منعکس کنند، خوب یا بد. وقتی که مردم به یوتیوب فکر میکنند، نوجوانانی را در نظر میآورند که در تختشان خوابیدهاند و تلویزیون نگاه میکنند. این جنبه انسانی ماجرا است. اما برای درک جنبه بد آن، فیلم ترمیناتور را در نظر بیاورید. منبع: تلگراف چرا باید خواند: بسیاری از رسانهها در دوران عالمگیری کرونا سازوکار خود را تغییر دادهاند و تلویزیون نیز ازجمله همین رسانههاست. این تغییر برای رسانههای ایرانی نیز مشهود و جالبتوجه است.
نظر خود را بنویسید