دلتنگی برای اوقات خوب، مکانیسم مقابله سومین اقتصاد بزرگ جهان بود
ژاپن 30 سال پس از ترکیدن حباب بورس
1399/08/10
3712
این مطلب را به اشتراک بگذارید
ژاپنیها به دلیل تجربه رونق بالای اقتصادی در اقتصادشان و دلتنگی برای این موضوع، حتی زمانی که ارزش زمین زیر کاخ امپراطوری بیشتر از کل ایالت کالیفرنیا بود، باعث شد که شهروندان این کشور برای بهبود اقتصاد ژاپن تلاش کنند و برای رشد اقتصادی مانند گذشته اقدامهای زیادی کنند.
جاستین مککوری/گاردین/ ترجمه:آینده نگر
در تاریخ 29 دسامبر 1989، شاخص بورس سهام نیککی ژاپن به بالاترین سطح 38هزار و 916 رسید؛ نقطه عطفی که نشان داد آخرین هجوم اقتصاد حباب متورم داراییهای کشور است – دورهای از مصرف بیرویه و اعتماد به نفس بیش از حد در شرکتهای ژاپن. آنچه پیش آمد سقوط چشمگیر از اوج اواسط تا اواخر دهه 1980 بود. بازار سهام سقوط کرد و ارزش آن تا دسامبر 1990 بیش از 2 هزار میلیارد دلار (1.5 هزار میلیارد دلار) از دست داد. در سال های بعد، ژاپنیها از یک منظره بیگانه از «بازسازی» - کد کاهش هزینهها - تورم و رکود استفاده کردند. هنگامی که مهمانی حباب به پایان رسید، به نظر میرسید که میزبانان آن هیچ ایدهای ندارند که چگونه میتوانند خرابکاریهای ناشی از قیمتهای بسیار ناچیز سهام و املاک را پاک کنند. حباب دارایی در ژاپن از سالهای ۱۹۸۶ تا ۱۹۹۱ است که میگویند در آن، قیمت انواع داراییها مانند مسکن و سهام با رشد بالایی همراه شده است. یکی از عوامل اصلی این حباب دارایی را باید دخالت بانک مرکزی این کشور در بازار گفت. بانک مرکزی ژاپن در فاصله ۳۰ ژانویه ۱۹۸۶ تا ۲۲ فوریه ۱۹۸۷ نرخ بهره را در اقتصاد ژاپن از ۵ درصد به ۲.۵ درصد کاهش داد. با توجه به این اقدام، مردم استرس و اضطراب این کاهش را گرفتند و به خرید انواع دارایی پرداختند. تحت تاثیر این اتفاق، بازارهای دارایی با رشد بالایی روبهرو شد. نرخ بهره در ۳۰ ماه از مه سال ۱۹۸۹ از ۲.۵ درصد به ۳.۲۵ درصد رسید و با افزایش چند مرحله متعدد، در ۳۰ آگوست ۱۹۹۰ به ۶ درصد رسید. این افزایش شدید در نرخ بهره، سقوط بزرگ بازار ژاپن را به همراه داشت. ژاپنیها به دلیل تجربه رونق بالای اقتصادی در اقتصادشان و دلتنگی برای این موضوع، حتی زمانی که ارزش زمین زیر کاخ امپراطوری بیشتر از کل ایالت کالیفرنیا بود، باعث شد که شهروندان این کشور برای بهبود اقتصاد ژاپن تلاش کنند و برای رشد اقتصادی مانند گذشته اقدامهای زیادی کنند. مارتین شولز، اقتصاددان ارشد در انستیتوی تحقیقات فوجیتسو میگوید: «حباب دهه 1980 ژاپن آغاز عادی سازگاری طولانی از یک اقتصاد جوان و سریع رشد به یک شرایط جدید طبیعی با رشد آهسته و پیری بود.» «نجات بانک ها از تنظیم املاک و مستغلات تا سال 2002 طول کشید. 10 سال دیگر طول کشید تا اصلاحات لازم در زمینه تأمین اجتماعی به مرحله اجرا گذاشته شود. تأثیر خوشخیم بحران مالی جهانی نشان داده است که اقتصاد ژاپن کاملاً مطابق با «نرمال جدید» است که رشد طولانیمدت آهسته اما محکم دارد.» در سال 1998 طرح 500 میلیارد دلاری نجات بانکی اجرا شد تا بانکها بتوانند به استقراض و وامدهی ادامه دهند. بانک مرکزی همچنین تلاش کرد نرخ تورم را افزایش دهد تا پرداخت مشتری را تشویق کند. شرکتهای ژاپنی روی هم رفته پس از سال 1998 از وامگیرندگان به پساندازکنندگان تبدیل شدند. ژاپن هشداری است به جهان درباره آنچه میتواند از نظر اقتصادی به طرز وحشتناکی اشتباه پیش برود. همه فکر میکردند میتوانند ثروتمند شوند و اوقات خوب متوقف نمیشود. بانکها بدون بررسی دقیق وامها، پول زیادی میدادند. زمانی که بانک مرکزی ژاپن متوجه شد که چقدر بد است و برای جلوگیری از وام نرخ بهره را افزایش داد، خیلی دیر بود. بورس و اقتصاد سقوط کرد. دهه 1990 در ژاپن «دهه گمشده» نامیده میشود، اما واقعیت این است که برای دهه بعد - از 2000 تا 2010 - میتوان این را گفت.
نظر خود را بنویسید