نکته جالب این است که ترامپیستها همیشه مدافع تفسیر خشک واژه محور از قانون اساسی بودهاند و همین ما را از تأخیر انتخابات نجات خواهد داد.
آینده نگر/ منبع: فارن پالسی
تیموتی نفتالی، مورخ دورانهای ریاستجمهوری آمریکا میگوید در تاریخ این کشور سابقه تأخیر در انتخابات - حتی در میانه جنگهای بزرگ - هم وجود نداشته است، اما حزب جمهوریخواه ترامپ به هیچ چیزی جز ماندن در قدرت فکر نمیکند.
سیام جولای درست چند دقیقه بعد از اعلام خبر بدترین سقوط اقتصادی فصلی اقتصاد تاریخ آمریکا، دونالد ترامپ رئیسجمهوری این کشور پیشنهاد داد که انتخابات ریاستجمهوری به تأخیر بیفتد.
او توئیت کرد: «با رأیگیری سراسری غیابی از طریق پست، انتخابات ۲۰۲۰ غیردقیقترین و پرتقلبترین انتخابات تاریخ خواهد بود. یک شرمندگی بزرگ برای آمریکا. انتخابات را تا زمانی که مردم بتوانند درست و در امنیت رأی بدهند به تأخیر بیندازیم؟»
ترامپ بارها علیه رأیگیری از طریق پست - که خودش هم باید همینطور رأی دهد - موضع گرفته و آنها را فرم نامشروعی از رایدادن توصیف کرده است: نکته اینجاست که مردم ۵ ایالت فقط به طور غیابی و از طریق پست رأی میدهند و در ۲۹ ایالت دیگر به اضافه منطقه کلمبیا قانون امکان رأیگیری پستی را به مردم میدهد. تاکنون هیچ مدرکی نبوده که نشان دهد رأی پستی باعث افزایش تقلب میشود.
ترامپ قدرت به تأخیر انداختن انتخابات را ندارد و فقط کنگره است که میتواند چنین کاری بکند. البته بعد از توئیت ترامپ حتی چندین جمهوریخواه دلیر در مجلس نمایندگان و سنا پیدا شدند و او را به باد انتقاد گرفتند. نکته اینجاست که بعد از چهار سال حکمرانی ترامپ، نمیتوان گفت چون چیزی قبلاً سابقه نداشته یا غیرقانونی به نظر میرسد، بعدها هم رخ نخواهد داد.
برای درک بهتر پیشنهاد ترامپ و احتمال اجرایی شدنش، فارن پالسی با تیموتی نفتالی، استاد دانشگاه نیویورک سیتی مصاحبه کرده است. بخشهایی از آن را بخوانید:
آیا پیشنهاد یک رئیسجمهور برای تأخیر در انتخابات در تاریخ آمریکا سابقه داشته است؟
نه. برای ماجرا را بهتر درک کنیم باید به نحوه مدیریت انتخابات در جریان جنگ داخلی و در جنگ جهانی دوم نگاه کنیم. در ۱۸۶۴ و ۱۹۴۴ آمریکا انتخابات داشته است. در هر دو حالت، بهخصوص در دوران جنگ داخلی، کشور دچار تشنج بوده است. در جنگ جهانی دوم کشور در میانه یک وضعیت فوقالعاده ملی بوده است. و حتی در چنین دورانی انتخابات در همان روز مقرر برگزار شده است.
هیچ کس خواستار تأخیر در انتخابات نشده است. به اعتقاد من هیچ کس درخواست تأخیر انتخابات نمیدهد مگر آنکه از تاریخ بیاطلاع باشد یا تعهدی به قانون اساسی نداشته باشد. باید حواسمان باشد که حالا چه اتفاقی دارد میافتد: مردم نخواستهاند که انتخابات به تأخیر بیفتد، هیچ رهبر محلی و ایالتی هم نگفته که پیششرطهای برگزاری انتخابات در ماه نوامبر فراهم نیست. اینجا فقط یک مرد حامی تأخیر انتخابات است و او رئیسجمهور کشور با اکانت توئیتری است که لحظهای از آپدیت آن دست برنمیدارد.
این به نظر من تلاش او برای حواسپرتی ماست: مردی که بخش عظیمی از جامعه به او به لحاظ سیاسی پشت کرده است. حرف او هیچ پایه و اساس قانونی و تاریخی ندارد و به همین خاطر است که بعد از توئیتش افراد مهمی اعلام کردند که تأخیر امکان ندارد.
حالا ما نه فقط به ترامپ، که به کل حزب جمهوریخواه نگاه کنیم. آیا میتوان پیشنهاد تأخیر در انتخابات را به روندهای بزرگتر درون حزب جمهوریخواه نسبت داد یا ماجرا فقط به ترامپ مربوط است؟
این سؤال جذابی است! به اعتقاد من یک عنصر رادیکال در جناح راست آمریکا وجود دارد که به دنبال تضعیف معیارهای دموکراتیک است تا بتواند با وجود اقلیت بودنش، همچنان قدرت را در اختیار داشته باشد. دونالد ترامپ بازتاب این واقعیت است، اما او آن را به وجود نیاورده. او از این روند سود برده است. انتخاب دونالد ترامپ نتیجه باورنکردنی همه این روندهای ریز و درشت ۲۰ سال اخیر در صحنه سیاسی آمریکا از زمان قدرتگیری جنبش دستراستی تی پارتی (Tea Party movement) است.
نکته جالب این است که ترامپیستها همیشه مدافع تفسیر خشک واژه محور از قانون اساسی بودهاند و همین ما را از تأخیر انتخابات نجات خواهد داد. چون قانون اساسی به روشنی گفته که این کنگره است که میتواند بگوید چه زمانی برای انتخابات ریاستجمهوری مناسب است، نه شخص رئیس جمهور. پس اگر این رویکرد سفت و سخت در تفسیر قانون اساسی را پیش بگیریم ترامپ اینجا هیچ کاره است. اما من فکر نمیکنم در جهانبینی ترامپ هیچ انسجامی وجود داشته باشد. او به تنها چیزی که فکر میکند قدرتنمایی و دسترسی به قدرت برای خانوادهاش است.
همزمان پیکاری درونی بر سر آینده حزب جمهوریخواه در جریان است. آیا این حزب به حزب ترامپ تغییر ماهیت میدهد؟ آیا حزب جمهوریخواه هنوز میتواند پرچم آبراهام لینکلن را بر دوش داشته باشد؟ جمهوریخواهان هستند که در این مورد تصمیمگیری خواهند کرد، اما آنچه که ما از راستگراها طی سالهای اخیر دیدهایم سیستماتیک بوده است. یعنی تعداد جمهوریخواهان و دموکراتها طی این سالها عوض شده، افکار عمومی در حوزههای فرهنگی و اجتماعی هم تغییر کرده، و دست راستیها چارهای نداشتهاند که از هر نهاد و اهرم قدرتی که میشود استفاده کنند تا جلوی خواست مردم را بگیرند و در قدرت باقی بمانند.
من فکر میکنم که سؤال اینجاست که این حزب جمهوریخواهی است که تلاش کرد اوباماکر (لایحه حفاظت از بیمار و مراقبت مقرونبهصرفه) را باطل کند و نتوانست یا حزبی که جلوی انتصاب مریک گارلند، آخرین گزینه اوباما برای عضویت در دیوان عالی را گرفت.
به اعتقاد من ما درباره یک سازمان حرف نمیزنیم. من فکر نمیکنم حزب جمهوریخواه یک هسته استراتژیک مرکزی داشته باشد چون هیچ انسجام منطقی در ایدههای اعضای حزب در ۱۰ سال اخیر دیده نمیشود. آنها طی این مدت از حامیان تجارت آزاد و بودجههای متوازن به حامیان تولید داخلی و بیاعتنا به بودجه تبدیل شدهاند. آنها درباره سیاستهای مهاجرتی هر موضعی را که تصور کنید گرفتهاند. آنها حامی تفسیر سختگیرانه واو به واو از قانون اساسیاند اما تعداد زیادی از همینها با استفاده از قدرت ویژه اضطراری رئیسجمهور در تأمین بودجه دیوار مکزیک مشکلی ندارند.
من طی ده سال گذشته انسجامی در ایدههای جمهوریخواهان ندیدهام. انسجامی که واقعاً آنها را متحد میکند در تمایل آنها به قدرت، تمایل به استفاده از هر ابزاری برای سرکوب رأی مردمی، برای محدود کردن دموکراسی و برای باقیماندن در سمتشان بوده است. و ترامپ برای آنها بهترین وسیله به نظر رسیده است. خود ترامپ هم از این تاکتیکها و ایدهها خوشحال بوده چون او به بردن فکر میکند و بس.
من واقعاً مطمئن نیستم که ترامپ موقع نامزد شدن واقعاً فهمیده بود که رئیسجمهور بودن چه معنایی دارد. من هنوز هم مطمئن نیستم که او این موضوع را درک کرده باشد چون اصلاً دنبال جلب نظر عموم نیست، او فقط میخواهد ببرد. و او هیچ مشکلی با تقلب ندارد. او افرادی در حزب جمهوریخواه را پیدا کرده که آنها هم مشکلی با تقلب ندارند.
او با توئیت سیام جولایش امیدوار است که راه تقلب را پیدا کند، اما قانون اساسی قدرت را به کنگره داده و کنگره دوپاره است و اصلاً امکان ندارد مجلس نمایندگان با اکثریت دموکرات این را بپذیرد. و با توجه به برخی واکنشهای جمهوریخواهان هم من مطمئن نیستم سنای جمهوریخواه هم موافق تغییر تاریخ انتخابات باشد. پس ترامپ نومیدانه به دنبال پیدا کردن راهی برای جلوگیری از شکست در ماه نوامبر است. من نمیگویم قرار است در نوامبر شاهد تقلب باشیم، اما نشانهها میگویند اگر او تقلب نکند، انتخابات را میبازد.
نظر خود را بنویسید