آینده نگر/ترجمه: کاوه شجاعی/یان برمر،متخصص ریسک سیاسی و مؤسس مرکز تحقیقاتی اوراسیا
انتشار اخبار درباره واکسن کرونا روز و شب ادامه دارد و به طور مرتب امیدوار و ناامید میشویم: یا دانشمندان کشورهای مختلف کشف مهمی کردهاند یا هکرها آن کشفها را دزدیدهاند. همچنان که همه امیدواریم که یک واکسن بتواند جهان را به سمت اوضاع طبیعی برگرداند، ژئوپلیتیک به طور فزایندهای رقابت کشورها را بر سر واکسن جدیتر میکند و اوضاع روز به روز پیچیدهتر میشود. به دوران ناسیونالیسم واکسنی خوش آمدید.
کشف واکسن کرونا اولویت شماره یک بهداشت عمومی دنیاست. دولتها و شرکتهای دارویی در سراسر جهان با هم متحد شدهاند تا واکسن را در سریعترین زمان ممکن کشف کنند و آن را توسعه دهند. برای گروهی زیادی از آنها نه هزینه اهمیت دارد نه امن بودن روش. گزارشهایی از روسیه منتشر شده که دانشمندان در آنجا واکسنهای تجربی را روی خودشان امتحان کردهاند و حتی ثروتمندان روس نسخههای اولیه و آزمایشی واکسن را دریافت کردهاند. یا چین که اجازه داده یک واکسن آزمایشی روی پرسنل ارتش امتحان شود. در دورانهای عادی، چنین راهکارهایی غیراخلاقی و خطرناک برای بهداشت عمومی به حساب میآمد. اما حالا دورانی عادی نیست و اول شدن در مسابقه رسیدن به واکسن فقط به معنای غرور ملی نیست. دستاورد رسیدن به چنین واکسنی فقط به صرفه اقتصادی و بازگشت سریعتر از کشور به دوران پیش از ویروس هم محدود نمیشود. در دنیای امروز، اول شدن در رقابت واکسن کرونا اهرم ژئوپلیتیکی حیاتیای را به کشور برنده میدهد، چه در برابر متحدانش و چه علیه دشمنانش.
3 سناریو برای یک واکسن
زمانی که جهان با ضربه کرونا روبهرو شد، سه سناریوی اولیه در مورد کشف، تولید و پخش واکسن وجود داشت. سناریوی اول خوشبینانهترینشان است: با کشف یک واکسن ایمن، دولتهای جهان با یکدیگر برای تولید و توزیع آن همکاری خواهند کرد تا بتوانند آن را به دست بیشترین تعداد ممکن از مردم برسانند.
سناریوی دوم این است: وقتی که واکسن کشف شد گروه خاصی از کشورها به خاطر سرمایهگذاریشان و روابط سیاسیشان زودتر از بقیه به آن دست خواهند یافت، اما پس از پایان این مرحله، نهادهای بینالمللی مثل سازمان ملل و سازمان بهداشت جهانی به توزیع سریع و عادلانه آن در سراسر دنیا کمک خواهند کرد.
طبق سناریوی سوم، هر کشور رویکرد «هرکسی خانه خود» را در پیش خواهد گرفت و تلاش میکند خودش به واکسن برسد. دولتها اینجا هزینه سنگینی را صرف شرکتهای خصوصی میکنند تا زودتر به نتیجه برسند و این دسترسی کشورهای فقیرتر به واکسن را دشوارتر میکند.
در بدترین حالت، کشورها از موضوع دسترسی به واکسن و درمان کرونا به عنوان ابزار چانهزنی در منازعات ژئوپلیتیکی استفاده خواهند کرد. جهان در حال حاضر جایی بین سناریوی دوم و سوم ایستاده است. این خبر خوبی نیست.
چه خواهد شد؟
آمریکا یکی از خشنترین حامیان سناریوی شماره ۳ است و با شدت همین راه را میرود. (اینجا شعار «اول آمریکا» ی ترامپیستها تبدیل شده به «تنها آمریکا».) دولت آمریکا تلاش کرده بخش اعظم موجودی داروی Remdesivir در دنیا را بخرد (رمدسیویر یک داروی ضد ویروسی است که جهت مقابله با ابولا ساخته شد و کمکم معلوم شد در جنگ با دیگر ویروسها هم کارایی خوبی دارد)، یا قراردادی ۱.۹۵ میلیارد دلاری با شرکت داروسازی Pfizer و یک شرکت آلمانی بسته تا ۱۰۰ میلیون دوز از واکسنی را بخرد که هنوز تکمیل نشده است. آن دسته از متحدان سنتی آمریکا که وضع مالی خوبی دارند هم روی موفقیت شرکتهای دیگری شرط بستهاند و سعی کردهاند با قراردادهای جذاب کل موجودی واکسن احتمالی را از آن خود کنند. البته رقبای آمریکا هم چنین روشی را در پیش گرفتهاند. در این میان جاسوسی دارویی هم شدت گرفته است. جاسوسی اینجا با دو هدف انجام میشود: اول اینکه شاید بتواند به توسعه واکسن خودی کمک کند و همچنین جلوی باجگیری احتمالی کشور پیروز در مسابقه کرونا را بگیرد.
۲۲ جولای شاید شاهد خشنترین تنش دیپلماتیک در این حوزه بودیم که آمریکا دستور تعطیلی کنسولگری چین در شهر هیوستون را به اتهام جاسوسی دارویی (و چند مورد دیگر) صادر کرد. همچنان که مسابقه بر سر واکسن شدت میگیرد، مرز میان جهانهای سیاست، پزشکی، دیپلماسی و اقتصاد برداشته میشود و هر کشور در کدام از این حوزهها که میتواند به رقیب واکسنیاش صدمه میزند.
مشکلات پیچیده پیش رو
جالب اینجاست اکثر دولتها زمانبندیهایی فضایی برای تولید و توزیع واکسن اعلام کردهاند و چنین سرعتی نمیگذارد که واکسنها پروتکلهای ایمنی را رعایت کنند. هندیها در این زمینه پیشرو هستند و گفتهاند تا اواسط آگوست پخش واکسن را شروع خواهند کرد.
اما نگرانیهای جدی در مورد پخش زودهنگام واکسنها وجود دارد و این فقط محدود به کسانی که نسخههای اولیه واکسنها را دریافت میکنند نمیشود. اعلام خبر کشف و تولید واکسن جدید - چه مؤثر بودنش توسط افراد ذیصلاح تأیید شود چه نشود - فشار را بر دیگر کشورها افزایش میدهد تا آزمایشهای خود را سرعت ببخشند و افکار عمومی را راضی کنند. این به معنای روند تولید و تأیید سریعتر و پرریسکتر خواهد بود.
حال فرض کنیم یک کشور توانسته به واکسن برسد و آن را تولید کند. حالا سؤال مهم این است که واکسن اول به چه کسانی میرسد؟ انتخاب گروه اول دریافتکنندگان واکسن خیلی هم سخت نیست. اتفاق نظر همگانی بر این است که واکسن اول باید به کسانی داده شود که مشاغل حساس دارند، نمیتوانند مرخصی بگیرند و جامعه در دوران کرونا روی آنها حساب میکند: مثل پزشکان و پرستاران، ماموران حمل زباله، آتشنشانها و غیره. اما بعد از آنها چه؟ اینجاست که ماجرا پیچیده میشود. گروههایی از جامعه هم هستند - بهخصوص در آمریکا - که پیش از کرونا با استفاده از هرگونه واکسنی مخالفت میکردند. اینها همین حالا هم علیه واکسنها و سرمایهگذارانشان موضع میگیرند و مطمئن باشید زمانی که خبر کشف واکسن اعلام شد شبکههای اجتماعی پر میشود از اطلاعات جعلی علیه آن واکسن خاص. حالا هم که قرار است اکثر واکسنها بدون تستهای همهجانبه در بازار پخش شوند «ضد واکسنها» دست بالایی در حمله خواهند داشت. اشتباه هر کشور در روند توسعه و توزیع واکسن میتواند نظر بخشی از مردم جهان را نسبت به مؤثر بودن هر واکسنی منفی کند و باعث افزایش مقاومت در برابر واکسنها شود.
حالا میرسیم به پیامدهای ژئوپلیتیکی کشف واکسن توسط یک دولت یا یک شرکت دارویی خصوصی. اینکه کشوری بتواند واکسن مؤثر تولید کند - نه فقط برای جمعیت خودش، که برای دیگر کشورها - اصلاً مسئله کوچکی نیست. اینجا سؤالات سرنوشتسازی مطرح خواهد شد: به چه کشوری واکسن را خواهیم داد؟ آنها چقدر حاضرند برای واکسن پول بدهند؟ به جای پول حاضرند سر کدام مسئله ژئوپلیتیکی کوتاه بیایند تا به واکسن برسند؟ نحوه پاسخ به این سوالها بخش عمده روابط بینالملل طی ۳ تا ۵ سال آینده شکل خواهد داد. طی این مدت تلاش برای شکست کرونا باعث افزایش بودجه و تقویت مراکز علم و تولید دنیا - مثل چین و آمریکا - خواهد شد و این فاصله کشورها با هم را افزایش خواهد داد.
اگر فکر میکردید که کشف واکسن پایانی خواهد بود بر مشکلات کرونایی ما، اشتباه میکردید. این مشکلات بعد از کشف واکسن فقط شکل تازهای خواهند گرفت.
واکسن به روایت آمار
تعداد واکسنها
طبق گزارش نیویورک تایمز، در حال حاضر روی بیش از ۱۶۵ واکسن در سراسر دنیا تحقیق میشود که ۲۷ تای آنها به حد کافی امیدوارکننده بودهاند که به مرحله آزمایش انسانی رسیدهاند. هرچه تعداد آنها بالاتر میرود تنش سیاسی بر سر آنها افزایش مییابد.
چه کسی واکسن میخواهد؟
اگر فکر میکنید کشف واکسن سختترین بخش داستان است اشتباه میکنید. بر اساس نتایج چندین نظرسنجی در آمریکا فقط ۵۰ درصد مردم گفتهاند که حتماً واکسن خواهند زد. (۲۵ درصد گفتهاند که هنوز تردیداتی دارند و ۲۵ درصد هم واکسن نخواهند زد.) این روند در گروههای پرریسکتر بدتر میشود: طبق نظرسنجی آسوشیتدپرس، سیاهان آمریکایی - که تقریباً یک چهارم مرگهای این کشور بر اثر کرونا در میان آنهاست - اوضاع خوبی ندارند و ۴۰ درصدشان گفتهاند که واکسن نخواهند زد.
در فرانسه ۲۶ درصد مردم گفتهاند که واکسن کرونا نخواهند زد!
موضوعاتی برای نگرانی
وقتی در مورد ناسیونالیسم واکسنی حرف میزنیم چند نگرانی جدی وجود دارد. نگرانی شماره ۱: هیچ کدام از واکسنها کار نکنند.
نگرانی شماره ۲ الف: تنها واکسنی که کار میکند توسط دولت غیردوست کنترل میشود.
نگرانی شماره ۲ ب: بیش از یک واکسن جواب داده، اما معلوم نیست کدامشان بهتر کار میکند، عوارض جانبی آنها کاملاً درک نشده و ملت ناآمید دولتها را مجبور میکنند که تصمیمات غیرمنطقی پزشکی بگیرند.
نگرانی شماره ۲ ج: یک یا چند واکسن جواب داده و کاملاً در دسترس است، اما مردم ترسیدهتر از آناند که از این واکسن استفاده کنند.
پس وقتی میگوییم درمان بدتر از بیماری است، از واکسن کرونا و تبعات سنگین ژئوپلیتیکیاش حرف میزنیم.
نظر خود را بنویسید