سیاسی‌کاری و رقابت بر سر قدرت چگونه کشورها را از نفس می‌اندازد؟

از رکود دموکراسی تا پاندمی رقابت

...

دموکرات‌های آمریکا اذعان کرده‌اند که به دنبال تعقیب قضایی دونالد ترامپ هستند و وقتی او از قدرت کنار برود، به گوشه زندان خواهد افتاد. این صحنه‌ها در عرصه سیاسی چیزی است که در جهان اوایل قرن بیستم کمتر شاهدش بودیم

آینده نگر/ منبع: وال‌استریت ژورنال/والتر راسلمید،استاد امور بین‌المللی در کالج بارد

دو پاندمی بزرگ بر سیاره ما چنگ انداخته‌اند و تا اینجا علاجی هم برای هیچ‌کدامشان پیدا نشده. اولی ویروس کروناست و دومی آفتی است که بر جان دموکراسی جهانی افتاده و زندگی سیاسی در بسیاری از کشورهای دنیا را به‌شدت قطبی و غیردموکراتیک کرده است.

برخلاف ویروس کرونا که سروکله‌اش ناگهانی پیدا شد، سوءعملکرد دموکراسی از مدت‌ها پیش داشت خودش را نشان می‌داد. در تعداد زیادی از کشورهای جهان، رقابت‌های ایدئولوژیک و سیاست‌های هویتی به قطبی‌ترین شکل ممکن درآمده‌اند و قابلیت نهادهای دموکراتیک را زیر سؤال برده‌اند.

در دهه‌های ۱۹۳۰ و ۱۹۴۰ میلادی کمونیست‌ها و فاشیست‌ها انتقاداتی را از لیبرالیسم کلاسیک مطرح می‌کردند که حالا شبیه همان انتقادها دارد از سوی جناح‌های راست و چپ علیه دولت‌های لیبرال مطرح می‌شود. اصل حرف منتقدان این است که رکودی که امروزه در دموکراسی جهانی مشاهده می‌شود، ناشی از سیاست‌های نئولیبرالی است که از پایان جنگ سرد به بعد به‌صورت گسترده در جهان دنبال شد.

اما مسئله این‌قدرها هم ساده نیست. در دهه ۱۹۹۰ میلادی اجماعی جهانی بر سر آنچه تونی بلر نخست‌وزیر وقت انگلیس به‌عنوان «راه سوم» مطرح کرده بود ایجاد شد. راه سوم می‌گفت اقتصادهای ملی که به شکل هوشمندانه و در چارچوب قوانین عمل کنند و در نظام جهانی نیز ادغام‌شده باشند، آن‌قدری ثروت ایجاد خواهند کرد که استانداردهای زندگی برای همه را بهبود ببخشند. آنچه در همین چارچوب به‌صورت جهانی و البته بیشتر تحت نفوذ سیاست‌های آمریکا رخ داد این بود که اقتصادهای بازار نوظهور در نظم جهانی پس از جنگ سرد حل شوند.

این شرایط به تغییراتی در عرصه سیاسی کشورها انجامید. جناح‌های راست و چپ که پیشتر یکدیگر را دشمن خونی هم می‌دانستند موضعشان را تغییر دادند. جناح‌های چپ حاضرشده بودند قوانین نظام بازار بین‌الملل را بپذیرند و جناح‌های راست داشتند راضی می‌شدند که در موارد متوالی، انتقال قدرت در چارچوب قانون اساسی را قبول کنند. در آمریکای لاتین شاهد آن بودیم که نیروهای راست‌گرا که زمانی به ارتش‌ها و رژیم‌های نزدیک به آنها وابسته بودند، به دولت‌های میانه‌رو و چپ اجازه انجام برنامه‌های اصلاحی را می‌دادند. سقوط آپارتاید در آفریقای جنوبی هم بر همین مبنا رخ داد.

اما زمان ثابت کرد که راه سوم جواب نمی‌دهد؛ بلکه به تشدید قطبی‌شدن کمک می‌کند و به تدریج حتی سلامت دموکراسی در اکثر نقاط جهان را نیز به خطر می‌اندازد. آن نظمی که قرار بود در جهان شکل بگیرد چیز دیگری از آب درآمد. از دیگر سو، بحران‌های اقتصادی سال‌های ۲۰۰۸ و ۲۰۲۰ باعث کاهش اعتماد به سیاست‌های اقتصادیِ دنبال‌شده از زمان پایان جنگ سرد شد و این در حالی بود که کشورهایی مثل چین، روسیه و ایران در تقابل با آمریکا به وضوح علیه نظمی که آمریکا تبلیغش را کرده بود موضع گرفتند و خواهان برچیده‌شدن آن شدند.

از سوی دیگر، نشانه‌های پوسیدگی و خراب‌شدن نظام‌های دموکراتیک هم به وضوح دارد در عرصه سیاسی و قضایی خود را نشان می‌دهد. اوضاع به جایی رسید که در بسیاری از کشورهای جهان، از دست دادن قدرت سیاسی به معنای تعقیب قضایی است چون کسی که بر سر قدرت بوده خود را مقید به اطاعت از قانون نمی‌دیده و سوءاستفاده‌های مختلفی از قدرت کرده است. محاکمه رهبران سابق را در کشورهای زیادی از جمله اوکراین، مصر و برزیل مشاهده کرده‌ایم و مواردش خیلی بیشتر است. حتی در آمریکا هم ممکن است همین مسئله رخ بدهد. عده زیادی از چهره‌های دموکرات آمریکا اذعان کرده‌اند که به دنبال تعقیب قضایی دونالد ترامپ هستند و وقتی او از قدرت کنار برود، به گوشه زندان خواهد افتاد. این صحنه‌ها در عرصه سیاسی چیزی است که در جهان اوایل قرن بیستم کم‌تر شاهدش بودیم.

این تازه مشکلات کشورهایی است که به اصطلاح پیشرفته‌تر به نظر آمده‌اند. در کشورهایی که نهادهای دموکراتیک ضعیف‌ترند، اقتصاد ناتوان‌تر است و تجربه دموکراسی کوتاهتر است، اوضاع امروزی حتی قطبی‌تر هم هست. فساد و فشارهای مختلفی که درون نهادهای قضایی و پلیس در کشورهای مختلف باعث شده آنها به مرحله انفجار نزدیک شوند، چیزی نیست که امروز به وجود آمده باشد؛ بلکه نتیجه چندین دهه سیاسی‌کاری و رقابت بر سر قدرت است.

با تمام این اوصاف، آینده جهان قرار است به کدام سمت میل کند؟ پاندمی سیاست در جهان نیز مثل ویروس کرونا به‌شدت یقه جهان را چسبیده و به این راحتی ولش نخواهد کرد. حتی سناریوهایی شبیه آنچه در کره جنوبی دیده‌ایم هم احتمالاً بیشتر خواهد شد. کره جنوبی مثل فردی است که ویروس کرونا در بدنش هست اما علایم ندارد. در این کشور سر و صدای زیادی از بابت سیاست به پا نمی‌شود اما اکثر روسای جمهور سابقش با اتهامات فساد مالی و تعقیب قضایی مواجه‌اند. در بعضی کشورهای دیگر جهان اوضاع آن قدر بد است که دموکراسی را به دستگاه تنفس مصنوعی وصل کرده‌اند و امید چندانی هم به نجات بیمار نمی‌رود. بعید است این تصویر در آینده نزدیک تغییر چندانی بکند.

 

لینک کوتاه: https://news.tccim.ir/?64742

نظر خود را بنویسید

ارسال پیام

مطالب مرتبط