شرکت‌های تکنولوژی تا کی قصد سودبردن از کرونا را دارند؟

آیینه سیاه

...

این آینده‌ای است که در آن خانه‌های ما قرار نیست دیگر کاملا فضای شخصی باشند بلکه با وجود اتصال پرسرعت دیجیتال تبدیل می‌شوند به مدرسه‌هایمان، مطب دکترمان، باشگاه ورزشی‌مان و اگر دولت حکم کند، زندانمان.

زهرا چوپانکاره/ آینده نگر

واقعیت جهان پیشین ما از ماه فوریه سال 2020 میلادی تغییر کرد. در سه ماه گذشته جهانی را که می‌شناختیم ویروسی کوچک به زانو درآورد و برای مقابله با آن زندگی در ابعاد مختلف فردی و اجتماعی‌اش شروع به تغییر شکل داد. سلامت ناگهان در درجه اول اهمیت در تمامی کشورهای درگیر کوویدـ 19 قرار گرفت و خانه‏ها تبدیل شدند به سنگر آدم‌ها. با گذر از شوک اولیه‌ای که کشورهای مختلف را دانه به دانه درنوردید، مسئله بازگشت به زندگی از طریق فضای مجازی مطرح شد؛ دانش‌آموزان، دانشجویان و کارمندان باید از طریق مانیتورها به کلاس درس و محل کار بازمی‌گشتند و حتی مشکلات سلامت هم ترجیحا باید ابتدا از راه دور مورد بررسی قرار می‌گرفتند تا بار دیگری بر شانه‌های بیمارستان که زیر آوار بیماران کرونا خم شده بود، قرار نگیرد. در همه این روزها و ماه‌ها تکنولوژی به‏سان منجی وارد عمل شد. تکنولوژی بود که امکان برگزاری کلاس‌های آنلاین، ویدئوکنفرانس‌ها، تماشای منابع بی‌انتهای فیلم و سریال و البته سفارش مایحتاج روزمره را در اختیار انسان‌های چپیده در کنج خانه‌ها می‌گذاشت. در این مدت که میلیون‌ها نفر کار و درآمدشان را از دست دادند هم البته شرکت‌های بزرگ بخش تکنولوژی بودند که به تماشای سود فراوانشان نشستند. اما این شرکت‌ها تا کجا قرار است از این سود بهره ببرند و تا کی می‌خواهند از این وضعیت کسب درآمد کنند؟ به نظر می‌رسد یک پاسخ بسیار محتمل این است: برای همیشه! روزنامه گاردین چندی پیش در مطلبی مفصل به موضوع قدرت گرفتن چهره‌هایی مانند اریک اشمیت، مدیرعامل سابق گوگل و بیل گیتس، مدیرعامل سابق مایکروسافت پرداخت. اینها کسانی هستند که به قول این روزنامه همواره در تلاش بودند که بگویند هیچ مشکلی نیست که تکنولوژی نتواند آن را حل کند و حالا بهترین موقعیت زندگی‌شان را یافته‌اند تا با اصرار بر لزوم مجازی شدن تمامی ارکان زندگی، ایده‌های خود را برای خلق جهانی بر پایه هوش مصنوعی و تکنولوژی عملی کنند. در این میان چهره زندگی آدم‌ها، صحنه آشنای کلاس‌های درس و مدرسه‌ها تغییر خواهد کرد و البته کلید این تغییر و قدرت چگونگی بهره‌برداری از این تغییرات در دستان بزرگ‏ترین شرکت‌های خصوصی سیلیکون ولی خواهد افتاد. در این بخش ترجمه آزاد بخش‌هایی از این گزارش بلند را می‌خوانید.
همه‏ چیز از نیویورک آغاز می‌شود
چهارشنبه، ششم می در جریان گزارش روزانه کرونای اندرو کومو، فرماندار نیویورک، برای لحظاتی آن چهره اندوهگینی که هفته‌ها است بر صفحه تلویزیون‌های ما نقش می‌بندد، ردی از لبخند از خودش نشان داد. فرماندار به سرعت حرف می‌زد: «ما آماده‌ایم، هرچه داریم سر میز آورده‌ایم. ما نیویورکی هستیم، یعنی شوخی نداریم و بلندپروازیم. ما می‌دانیم که تغییر نه‏تنها قریب‌الوقوع است بلکه اگر درست بازی کنیم این تغییر می‌تواند دوست ما باشد.»
بهانه این موج مثبت‌هایی که ارسال شد، دیدار ویدئویی اریک اشمیت، مدیرعامل سابق گوگل بود که به صورت تصویری به جلسه روزانه فرماندار پیوست تا اعلام کند که قرار است ریاست پنلی را بر عهده بگیرد که کارش برنامه‌ریزی دوباره برای ایالت نیویورک در دوران پساکرونا است؛ با تاکید بر اینکه فناوری قرار است در تمامی جنبه‌های زندگی مدنی ادغام شود. اشمیت گفت: «اولین اولویت کارهایی که می‌خواهیم انجام دهیم بر سلامت از راه دور (telehealth)، آموزش از راه دور و پهنای باند است... باید به دنبال راه‌حل‌هایی باشیم که همین حالا قابلیت ارائه داشته باشند و از تکنولوژی برای بهتر کردن اوضاع استفاده کنیم.»
تنها یک روز قبل از آن، کومو شراکت مشابه دیگری را با بنیاد بیل و ملیندا گیتس برای توسعه «یک سیستم آموزشی هوشمندتر» اعلام کرده و به گیتس لقب «دوراندیش» داده بود. کومو گفت: «پاندمی لحظه‌ای در تاریخ به وجود آورده است که ما را قادر ساخته تا ایده‌های گیتس را در واقعیت اجرا کنیم و توسعه بدهیم... چه دلیلی برای این‏همه ساختمان و کلاس‌های درس فیزیکی هست وقتی این‏همه تکنولوژی در اختیار داریم؟»
این آینده‌ای است که در آن خانه‌های ما قرار نیست دیگر کاملا فضای شخصی باشند بلکه با وجود اتصال پرسرعت دیجیتال تبدیل می‌شوند به مدرسه‌هایمان، مطب دکترمان، باشگاه ورزشی‌مان و اگر دولت حکم کند، زندانمان. البته برای بسیاری از ما، قبل از پاندمی هم خانه‌ها حکم محل همیشگی کار و محل تفریح و سرگرمی را داشتند اما در آینده‌ای که به سرعت ساخته می‌شود، تمامی این جریان‌ها شتاب گسترده‌ای می‌گیرند.
به لطف کومو و شراکت‌های متعددش با میلیاردرها (از جمله شراکت با مایکل بلومبرگ برای تست کرونا و ردگیری مبتلایان)، ایالت نیویورک قرار است تبدیل به سالن نمایش این آینده خاکستری شود اما این جاه‌طلبی هدفش دست یافتن به همه ایالت‌ها و کشورهای دیگر است. و در مرکز تمامی اینها یک نفر نشسته است؛ اریک اشمیت.
پیش از اینکه آمریکایی‌ها با خطر کووید‏ـ19 آشنا شوند، اشمیت به شدت مشغول لابی کردن و برگزاری کمپین‌های عمومی برای به جلو بردن ایده جامعه‌ای بود درست مانند آنچه در سریال «آیینه سیاه»* دیدیم و کومو به او کمک کرد تا به این ایده پروبال بدهد. در مرکز این چشم‌انداز ایده ادغام یکپارچه دولت با تعداد معدودی از غول‌های سیلکون ولی نشسته است؛ با مدرسه‌های دولتی، بیمارستان‌ها، مطب‌های پزشکان و پلیس و ارتشی که همگی (با قیمتی بالا) برون‌سپاری شده‌اند و اساس بسیاری از آنها توسط شرکت‌های تکنولوژی خصوصی بنا شده است.
سوی تاریک و روشن تکنولوژی
اشتباه نشود! تکنولوژی قطعا نقشی کلیدی در نحوه حفاظت ما از سلامت عمومی در ماه‌ها و سال‌های پیش‌ رو دارد. سوال اینجا است: آیا تکنولوژی هم مشمول مقررات و نظارت عمومی خواهد بود یا اینکه تحت تاثیر شور «موقعیت استثنایی» از اینها معاف می‌شود، بدون اینکه بتوانیم پاسخ سوالاتی را بگیریم که قرار است زندگی ما را در دهه‌‌های پیش رو شکل دهند؟ پرسش‌هایی از این دست: اگر قطعا به این نتیجه برسیم که اتصال دیجیتال تا چه اندازه در زمان بحران ضروری است، آیا این شبکه‌ها و داده‌های ما واقعا باید در دستان بازیگران خصوصی مانند گوگل و آمازون و اپل باشند؟ اگر بودجه عمومی بخش عمده این زیرساخت‌ها را تامین می‌کنند، آیا کنترل آنها هم باید عمومی باشد؟ اگر اینترنت برای زندگی‌مان این‏قدر اساسی است (که البته هست) باید با آن به عنوان ابزاری غیرانتفاعی برخورد کرد؟
هرچند شکی نیست که توانایی کنفرانس غیرحضوری در دوران قرنطینه یک مزیت نجات‌بخش بوده، بحث‌هایی جدی در مورد این وجود دارد که آیا حمایت‌های ماندگارتری را که بیشتر جنبه انسانی داشته باشند می‌توان مد نظر قرار داد؟ آموزش را به عنوان نمونه بگیریم. اشمیت حق دارد که می‌گوید کلاس‌های پرجمعیت یکی از عوامل پرخطر برای سلامت هستند، دست‌کم تا زمانی که به واکسن دست پیدا کنیم. خب نظرمان در مورد استخدام دوبرابری معلمان و نصف کردن جمعیت کلاس‌ها چیست؟ چطور است که مطمئن شویم هر مدرسه یک پرستار در اختیار دارد؟ این راهکار سبب ایجاد کار در شرایطی می‌شود که بیشترین نیاز به آن وجود دارد و بحران بیکاری به وسعت زمان رکود بزرگ رسیده است و در ضمن در فضای آموزشی به همه‏ جای بیشتری می‌دهد. اگر ساختمان‌ها زیادی شلوغ هستند، چطور است که روزها را شیفت‌بندی کنیم و بیشتر از قبل به سمت آموزش در فضاهای باز برویم؟ طبیعت به بچه‌ها ظرفیت بیشتری برای یادگیری می‌دهد. این نوع از تغییرات البته دشوار خواهند بود و در این شکی نیست اما ریسکش به پای تسلیم شدن و رها کردن آموزش حقیقی و چهره به چهره انسانی نمی‌رسد. این نوع آموزش است که به صورت گروهی انجام می‌گیرد و دانش‌آموزان در آن زندگی اجتماعی را می‌آموزند.
پس از مشخص شدن شراکت تازه نیویورک با بنیاد گیتس، اندی پالوتا، رئیس ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏اتحادیه معلمان ایالت به سرعت واکنش نشان داد: «اگر قرار است آموزش را دوباره تعریف کنیم اجازه بدهید با حل مشکلات مددکاران اجتماعی، مشاوران سلامت روان، پرستاران مدرسه شروع کنیم و غنی‌تر کردن کلاس‌های هنر و همچنین کلاس‌های پیشرفته و کلاس‌های درس کوچک‏تر در سراسر ایالت.»
ائتلافی از گروه‌های انجمن‌های والدین هم به این موضوع اشاره کرده‌اند که اگر واقعا تا به حال مشغول «آزمایش آموزش از راه دور» بوده‌اند (اصطلاحی که اشمیت به کار برده است)، باید بگویند که نتیجه به شدت نگران‌کننده است: «از زمان تعطیلی مدارس در نیمه ماه مارس، بیشتر و بیشتر به نقایص ریشه‌ای آموزش از راه دور پی برده‌ایم.»
علاوه بر تبعیض آشکار طبقاتی علیه کودکانی که به اینترنت یا کامپیوتر خانگی دسترسی ندارند (مشکلی که شرکت‌های تکنولوژی بسیار مشتاق‏اند با استخدام آنها و خریدهای عظیم محصولات فناورانه برطرف شود)، سوالات بزرگی در این مورد وجود دارد که آیا آموزش از راه دور می‌تواند بر اساس قانون به کودکان دارای معلولیت خدمت کند؟ در عین حال هیچ راهکار فناورانه‌ای هم برای حل مشکل آموزش در خانه‌های بسیار شلوغ یا خانه‌هایی که محیطی آسیب‌زا برای کودکان دارند وجود ندارد.
فناوری ابزار قدرتمندی در اختیار ما می‌گذارد اما همه راه‌حل‌ها هم فناورانه نیستند. مشکل برون‌سپاری تصمیمات کلیدی در مورد چگونگی بازسازی ایالت‌ها و شهرها به مردانی مانند بیل گیتس و اشمیت این است که اینها کسانی هستند که عمرشان را صرف تبلیغ این موضوع کرده‌اند: هیچ مشکلی نیست که تکنولوژی نتواند آن را حل کند.
برای آنها و بسیاری دیگر در سیلیکون ولی، پاندمی یک موقعیت طلایی است که نه تنها مورد قدردانی قرار بگیرند بلکه تفاوت و قدرتی را به دست بیاورند که تاکنون فکر می‌کرده‌اند غیرعادلانه از آنها دریغ شده است. به نظر می‌رسد اندرو کومو، با انتصاب رئیس ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏سابق گوگل به عنوان مسئول گروهی که بازگشایی ایالت را بر عهده دارد، افسار امور را به رایگان در اختیارش گذاشته است.
یکی از دغدغه‌های عمده‌ای که در مطلب گاردین به آن اشاره شده این است که بزرگ‏ترین خریدار خدمات هوش مصنوعی و بازار تکنولوژی، حوزه امنیت است. این همان اتفاقی است که در چین افتاد، کشوری که پیشرفته‌ترین سیستم نظارتی و شبکه‌ای عظیم از دوربین‌های مداربسته را برای کنترل اوضاع در اختیار دارد. این مطلب هشدار می‌دهد که این نوع از یکی شدن دولت و شرکت‌های خصوصی تکنولوژی شاید در ابتدا به نفع حفظ سلامت اجتماعی باشد اما بازی قرار نیست همین‏جا پایان بگیرد.

لینک کوتاه: https://news.tccim.ir/?64472

نظر خود را بنویسید

ارسال پیام

مطالب مرتبط