آمریکا برنده منازعه جهانی با چین نخواهد بود

جنگ سرد جدید

...

در هفته‌های گذشته، دولت ترامپ مانع رسیدن محموله‌های قطعات نیمه‌رسانا برای شرکت فناوری‌های هوآوی شد. وزارت تجارت اعلام کرد که در قوانین صادراتی اصلاحاتی را انجام خواهد داد تا از نظر راهبری خرید شرکت‌های سازنده نیمه‌رسانا‌ها را توسط شرکت هوآوی هدف قرار دهد

بیل پاول / تحلیل‏گر حوزه دیپلماسی/آینده نگر

طی چهل سال، یک باور بنیادین سیاسی در آمریکا وجود داشته مبنی بر اینکه این احتمال وجود دارد که جمهوری خلق چین رفته‌رفته و به‌آهستگی وارد خانواده کشورهای نرمال شود اما حالا یکی از معماران این سیاست سرانجام می‌تواند بر این امر واضح صحه بگذارد که چنین نیست.
روبرت زولیک، رئیس‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏ سابق بانک جهانی و معاون وزارت خزانه‌داری آمریکا، شش ماه پیش در یک سخنرانی به یاد شنوندگان نطق خود آورد که در سال 2005 حرف‌هایی درباره تبدیل‌شدن پکن به یکی از «بازیگران مسئولیت‌پذیر» عرصه جهانی زده بوده و این سخنان در آن موقع مشهور شده بوده است. او چند راه‏کار را جلوی پای چین تصور کرده بود که چاره‌ای به تن‌دادن به آن‌ها نداشته است؛ برای مثال، رای‌دادن به تحریم‌های کره شمالی و محدود‌کردن صادرات موشک. اما او در سخنرانی‌اش تایید کرد که این پروژه از ریل‌های خود خارج شده است.
زولیک درباره رئیس‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏ ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‌جمهور چین گفت: «رهبری شی جین‌پینگ حزب کمونیست را دوقطبی کرده و آزاد بودن و اجازه بحث‌کردن را در این کشور محدود ساخته است. چین با پررنگ‌تر کردن نقش ابزارهایی که در نهایت به جوامع ویرانشهری تبدیل می‌شوند، مثل فناوری‌های مداخله‌جویانه در حریم خصوصی اشخاص و توسعه کمپ‌های بازآموزی، به خود ضربه می‌زند.» او اضافه کرد: «حاکمیت قانون و آزاد بودن در هنگ‌کنگ نشان می‌دهد که در این کشور وضعیت یک بام و دو هوا درست شده که در نهایت به صدمه خوردن چین می‌انجامد. اگر چین بر هنگ‌کنگ مسلط شود، از نظر اقتصادی و روانی در بلندمدت به خود ضربه بزرگی زده است.»
حق با زولیک بود. عالم‌گیری بیماری کوویدـ19 روابط بین پکن و واشنگتن را به کمترین سطح خود از زمانی رسانده است که چین درهای خود را در سال 1979 دوباره به‌سوی جهان باز کرد. سطح روابط فعلی حتی کمتر از زمانی است که روابط بین چین و آمریکا در سال 1989 بابت قتل‌عام میدان تیان‌آنمن شکرآب شده بود.
آنچه که با روی کار‌ آمدن دونالد ترامپ در نقش رئیس‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏ ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‌جمهور در آمریکا به درگیری بیشتر بین دو کشور ختم شد و روابط تجاری را به اوضاع بغرنجی رساند، اکنون در میانه تبلیغات انتخاباتی ترامپ که برای انتخاب دوباره به سمت ریاست‌جمهوری تلاش می‌کند، شرایط بی‌سابقه‌ای به خود گرفته است. در اوایل شیوع ویروی کرونا این امید به وجود آمده بود که شاید عالم‌گیری بیماری باعث شود پکن و واشنگتن اختلافات خود را کنار بگذارند و در کنار یکدیگر به تلاش برای رسیدن به درمان بیماری بپردازند. اما این دیگر از بین رفته است و شاهد بوده‌ایم که در وسط وضعیت سخت بیماری نیز این دو کشور از نیش‌زدن به یکدیگر امتناع نمی‌کنند.
در هفته‌های گذشته، دولت ترامپ مانع رسیدن محموله‌های قطعات نیمه‌رسانا برای شرکت فناوری‌های هوآوی شد. وزارت تجارت اعلام کرد که در قوانین صادراتی اصلاحاتی را انجام خواهد داد تا از نظر راهبری خرید شرکت‌های سازنده نیمه‌رسانا‌ها را توسط شرکت هوآوی هدف قرار دهد به این منظور که این شرکت نتواند قطعاتش را مستقیما راهی سازندگان محصولات نرم‌افزاری و فناوری مشخصی در آمریکا کند. همچنین اخیرا اف‌بی‌آی نیز اعلام کرده که در تحقیقاتش به این نتیجه رسیده که برخی از هکرهای چینی توانسته‌اند نظام سلامت در آمریکا را هدف قرار دهند و شرکت‌های داروسازی را هک کنند تا اختراعات ثبت‌شده‌ای را که به داروهای ویروس کرونا مربوط است به سرقت برند. اف‌بی‌آی بدون اینکه به فرد یا کشور خاصی اشاره کند، اعلام کرد که هک‌ها شاید باعث شود که روند تحقیقات پزشکی مختل شود.
ترامپ در یکی از دیدارهایی که با خبرنگاران داشت نشان داد که چطور نسبت به چین سوءظن دارد و درباره این کشور تلخ فکر می‌کند. او گفت: «ما در وسط بدترین حملاتی قرار داریم که تا به حال به کشور ما شده است. این بدترین حملاتی بوده که تا به حال به کشور ما شده. این حملات بدتر از حملات پرل هاربر در جنگ جهانی دوم به آمریکا بوده است. این حملات هیچ‌وقت نباید اتفاق می‌افتاد. ما باید این حملات از ریشه خود قطع می‌کردیم. با این حملات را از چین متوقف می‌کردیم. اما این کار را نکردیم.»
وقتی که ویروس کرونا عالم‌گیر شد، ترامپ شروع کرد به گفتن اینکه این ویروس در چین شایع شده اما ابعاد جهانی به خود گرفته و در آمریکا نیز قربانیان زیادی داشته است. این اتفاق وضعیت را برای انتخاب دوباره ترامپ در انتخابات ریاست‌جمهوری نوامبر امسال سخت‌تر می‌کند و کارشناسان و مشاوران او نیز به این امر اذعان دارند.
با در نظر گرفتن ابعاد وسیع ماجرا، یعنی شیوع ویروس کرونا در ووهان چین و سرایت آن به همه نقاط جهان، می‌توان گفت که ترامپ از استعاره‌ای تاریخی استفاده کرده که ابعاد آن به‌خوبی نمایانگر وضعیت فعلی است اما از نظر مفهومی می‌توان گفت که عالم‌گیری ویروس کرونا و تاثیر آن بر آمریکا بیش از اینکه شبیه به حمله به پرل هاربر در جنگ جهانی دوم یا حملات یازده سپتامبر به برج‌های تجارت جهانی باشد، شباهت دارد با ساختن دیوار برلین در سال 1961 در دورانی که جنگ سرد به اوج خود رسید. آنچه در پی این وضعیت خواهد آمد، یک درگیری وحشتاک و سخت نخواهد بود بلکه نوعی آشفتگی جهانی خواهد بود که نظم نوینی را در دنیا حاکم خواهد ساخت که با نظم قدیمی تفاوت‌های زیادی خواهد داشت. نیروهایی که منجر به درگیری‌ها بر سر شیوع ویروس کرونا در ووهان شدند، همچون دیوار برلین، تا سال‌ها تاریخ را خواهند ساخت. تغییری که این شیوع ایجاد خواهد کرد به احتمال خیلی زیاد برگشت‌ناپذیر است، بدون توجه به اینکه چه کسی در کاخ سفید روی صندلی ریاست‌جمهوری خواهد نشست.
جو بایدن تلاش می‌کند آن‌قدر که ترامپ چینی‌ها را مقصر می‌داند در قضیه شیوع ویروس کرونا نقش چین را پررنگ نکند اما مشاوران او نیز می‌دانند که در این بازی راه برگشتی وجود ندارد و باید نظم جدیدی را بنا فکند. از وقتی که شی جین‌پینگ هفت سال پیش به قدرت رسید، چین بیش از یک میلیون مسلمان را در کمپ‌های «بازآموزی» حبس کرده، دولتی نظارتی به وجود آورده که شهروندان خود را بیش از هر وقت دیگری تحت نظر دارد و همه نارضایتی‌ها و اعتراض‌ها را در هم شکسته است. در خارج از مرزها، هدف چین این است که یک نوع رژیم اقتدارگرا را به دیگران بنمایاند که کشورها در جهان در حال توسعه بتوانند به آن به‌منزله مدلی نگاه کنند که می‌توان از آن الگو برداشت. و البته که مقامات این کشورها برای نظارت بر شهروندان خود نیازمند فناوری‌هایی هستند که چین به آن‌ها می‌فروشد.
یکی از مشاوران جو بایدن، نامزد اصلی حزب دموکرات آمریکا در انتخابات امسال، می‌گوید: «هیچ‌کس در هر دو قطب سیاسی در واشنگتن انکار نمی‌کند که دوران امید به اینکه چین شاید تبدیل شود به کشور معمولی از دست رفته است. هیچ‌کس با سطحی از ذکاوت دیگر این را انکار نمی‌کند.»
اینجا در آمریکا این درک و دریافت از چین به‌طور کامل در ذهن‌ها نشسته است. طبق نظرسنجی اخیر موسسه پیو، 66 درصد از آمریکایی‌ها اکنون نظری منفی به چین دارند. در عین حال، در چین رسانه‌های دولتی و اینترنت تحت‌کنترل حکومت به شعله‌های ملی‌گرایی و احساسات ضدآمریکایی چنان می‌دمند که یادآور تلاش‌های پروپاگاندای چین ضد آمریکا در جنگ بلگراد است که آمریکا به‌طور اتفاقی سفارتخانه پکن در بلگراد را بمباران کرد.
دو قدرتمندترین کشورهای جهان حالا در هر حوزه‌ای دارند با هم رقابت می‌کنند: در وهله اول، در حوزه نظامی با بازی موش و گربه‌ای که در دریای چین جنوبی یا در حملات سایبری راه انداخته‌اند. همچنین رقابت بر سر دست بالا داشتن در فناوری‌های کلیدی قرن بیستم نیز بسیار شدید است. این طرز رقابت از زمان سقوط شوروی در سال 1991 تا به حال دیده نشده بوده است.
بنابراین شمار روزافزونی از سیاست‌گذاران در آمریکا، چه سیاست‌گذاران سابق و چه کنونی، و نیز دست‌های قدرتمندی در چین، چه آدم‌های قدیمی و چه جدید، بر این اتفاق نظر دارند که یک چیز عیان شده است: جنگ سرد 2.0 اینجا پیش ماست. برای آن نسلی که به یاد می‌آورند در اوج جنگ سرد با شوروی در مدارس ابتدایی چطور به آن‌ها آموزش داده می‌شد که در برابر حملات احتمالی اتمی جان خود را حفظ کنند، درگیری‌های جهانی کنونی بسیار متفاوت از آن زمان به نظر می‌رسد. بسیاری از استراتژیست‌های آمریکایی بر این اعتقادند که سربلند و پیروز بیرون آمدن غرب از این مرافعه خیلی دشوارتر است. جوزف بوسکو، برنامه‌ریز سابق مسایل چین در پنتاگون، می‌گوید: «یک جدال طولانی پر از رمزوراز و مبهم شاید بالای سر ما باشد و می‌تواند آن‌قدری که به نظر می‌رسد ساده نباشد.» اکنون، سیاست‌گذاران آمریکایی در حال تلاشند تا دریابند درگیری‌ای که رخ خواهد داد چه شکلی دارد و چطور می‌توان در آن پیروز شد.
مهم‌ترین تفاوت بن‌بست ژئوپلیتیک کنونی بین واشنگتن و پکن روشن است: چین از نظر اقتصادی قدرتمند است و عمیقا هم با جهان توسعه‌یافته و هم با جهان در حال توسعه ممزوج شده است. این وضعیت هیچ‌وقت برای مورد قبلی شوروی که از نظر اقتصادی به‌شدت منزوی بود و فقط با همسایگان بلوک‌شرقی‌اش تجارت می‌کرد، صدق نمی‌کرد. چین برعکس با هرکسی تجارت می‌کند و به ثروتمندتر شدن خود ادامه می‌دهد. این وضعیت در طیف وسیعی از فناوری‌های پیشرفته هم صادق است، از جمله در مخابرات و هوش مصنوعی. چین برنامه‌ریزی کرده است که تا سال 2025 میلادی در تعدادی از فناوری‌های پایه، از هوش مصنوعی گرفته تا انرژی‌های سبز و رایانش کوانتمی، دست بالا را در جهان داشته باشد و این وضعیت را خیلی متفاوت از مورد شوروی خواهد کرد. بنابراین آمریکایی‌ها نمی‌توانند با اتکا به آن مسایلی که در زمان جنگ سرد اول توانستند بر شوروی چیره شوند، به موفقیت در مجادله با چین هم نایل شوند. آمریکایی‌ها به‌سختی خواهند توانست در جنگ سرد جدید به مصاف چین بروند و چه‌بسا در نهایت چین برنده بازی باشد.

لینک کوتاه: https://news.tccim.ir/?64175

نظر خود را بنویسید

ارسال پیام

مطالب مرتبط