سهامداران بانک برای حداکثرسازی ارزش دارای خود مدیریت را به انجام فعالیتهای دارای ریسک تشویق میکنند. دلیل این امر این است که ریسک بالای داراییهای بانکی ارزش سپردهگذاری سهامداران را افزایش میدهد و هزینه اضافیای به آنها تحمیل نمیکند.
عباسعلی دریایی، یاسین فتاحی، سالار سیفی/آینده نگر
یکی از عوامل موثر بر ریسکپذیری بانکها مفهوم قراردادهای پاداش است. قراردادهای پاداش در این صنعت متضمن ریسک بالایی است، تاحدی که نقش مهم آن را در ایجاد بحرانهای مالی اخیر نمیتوان نادیده گرفت. به عبارت دیگر، پرداخت پاداش مبتنی بر عملکرد این انگیزه را در مدیران به وجود میآورد که برای رسیدن به عملکرد بهتر و بهتبع آن، دریافت پاداش ریسک بیشتری را بپذیرند. عباسعلی دریایی، یاسین فتاحی و سالار سیفی در پژوهشی به همین مسئله پرداختهاند و نتایج آن را در شماره 39 فصلنامه «پژوهشهای پولی – بانکی» تحت عنوان «پاداش هیئتمدیره و ریسکپذیری: نقش تعدیلگر دوگانگی مدیرعامل (موردکاوی صنعت بانکداری)» منتشر کردهاند. آنها برای انجام این پژوهش از اطلاعات 21 بانک طی 7 سال بهره بردهاند. نتایج این تحقیق نشان میدهد که رابطه منفی و معناداری بین پاداش نقدی هیئتمدیره و ریسکپذیری بانکها وجود دارد چرا که پاداش نقدی وابسته به پرداخت بدهی بانک است و بنابراین، میتواند ریسکپذیری هیئتمدیره را بهدلیل از دست دادن درآمد آنها کاهش دهد. از طرف دیگر، متغیر تعدیلگر دوگانگی مدیرعامل، این رابطه با در صنعت بانکداری تحت تاثیر قرار نمیدهد. این یافتهها میتوانند به ایجاد یک ساختار پرداخت پاداش به هیئتمدیره کمک کنند که در آن، پاداش نقدی نقشی کاهنده برای جلوگیری از ریسک بیشازحد ایفا میکند. محققان پیشنهاد کردهاند که اثر سایر سازوکارهای حاکمیت شرکتی در بانکها، همجون کمیته حسابرسی و درصد مدیران موظف و غیرموظف بر رابطه بین پاداش و ریسک مورد توجه قرار گیرد.
***
پیش از وقوع بحران مالی در آمریکا، رشد اقتصادی پایدار و نرخ تورم و بیکاری پایین اقتصاددانان را به این باور رسانده بود که دانش اقتصاد کلان توفیقاتی در بهبود وضعیت اقتصادی آمریکا داشته است. این تصور نادرست که تمهیدات نظارتی و شیوههای مدیریت ریسک در سطح بنگاه برای پیشگیری از وقوع این بحران کافی بوده است، با وقوع غیرمنتظره بحران مالی سال 2008 باطل شد و بحران چنان شدید بود که اقتصادهای مختلفی در نقاط گوناگون جهان را گرفتار کرد. بانکها هم از این قاعده مستثنا نبودند و دچار بحران شدند. بررسیها نشان میدهد برخورد بانکها با ریسک عامل مهمی در بروز این بحرانها بوده است. بحران بانکی وضعیتی است که در آن، توانایی بانک برای اجرای نقش واسطهای بهشدت آسیب دیده باشد. در یک بحران بانکی سیستمی، شرکتها و بخشهای مالی با تعداد قابلتوجه نکول وام روبهرو میشوند و موسسات مالی و بنگاهها در بازپرداخت قراردادهایشان با دشواری مواجه میشوند. رد این حالت، مطالبات معوق شدیدا افزایش مییابد و سرمایه پایه بانک خالی میشود.
سهامداران بانک برای حداکثرسازی ارزش دارای خود مدیریت را به انجام فعالیتهای دارای ریسک تشویق میکنند. دلیل این امر این است که ریسک بالای داراییهای بانکی ارزش سپردهگذاری سهامداران را افزایش میدهد و هزینه اضافیای به آنها تحمیل نمیکند. ریسکپذیری در بانکها از اواسط دهه 1980 ارزشمند شده است. هنگامی که ارزش منشور بانک که معادل ارزش ریسکپذیری زیاد قلمداد میشد، بهعلت مقرراتزدایی و رقابت بیشتر کاهش پیدا کرد. از آنجایی که وظیفه اصلی هیئتمدیره حفاظت از منافع سهامداران است، ممکن است ساختار هیئتمدیره مدیران را به پذیرش ریسکپذیری بیش از حد تشویق کنند. در نتیجه، ساختار هیئتمدیره ممکن است ریسکپذیری بیشازحد بانک را افزایش دهد.
یکی از عوامل موثر بر ریسکپذیری بانکها مفهوم قراردادهای پاداش است. قراردادهای پاداش در صنعت بانکداری متضمن ریسک بالایی است تا حدی که نقش مهم آن را در بحرانهای مالی 2008 و 2009 نمیتواند نادیده گرفت. به عبارت دیگر، پرداخت پاداش مبتنی بر عملکرد این انگیزه را در مدیران به وجود میآورد که برای رسیدن به عملکرد بهتر و بهتبع آن، دریافت پاداش بیشتر، ریسک بالاتری را بپذیرند. با توجه به اینکه دریافت و پرداخت بدهیها نقش موثری در فعالیت اصلی صنعت بانکداری ایفا میکند، بنابراین پرداخت پاداش مبتنی بر عملکرد میتواند بر میزان ریسکپذیری مدیران تاثیرگذار باشد، بدین صورت که پرداخت پاداش نقدی به هیئتمدیره باعث میشود مدیران بهدنبال جریانهای نقدی پایدار برای انجام تعهدات ناشی از قراردادهای بدهی باشند و ریسک بیشتری را بپذیرند. بنابراین درک بهتر چگونگی ارتباط سازههای قراردادهای پاداش هیئتمدیره با ریسکپذیری بانکها حائز اهمیت است.
بیشتر پژوهشگران و مقرراتگذاران بر این باورند که پاداش هیئتمدیره ریسکی اضافی به صنعت بانکداری تحمیل میکند. این باورها شرکتها و مقرراتگذاران را بهسمت اصلاح طرحهای پاداش پرداختی به هیئتمدیره برای جلوگیری از افزایش ریسک آتی سوق داده است. این باورها ممکن است ناشی از عدم درک ریسک و خوشبینی مفرط غیرمربوط به پاداش هیئتمدیره باشد که البته منجر به تصمیمهای پرریسک مدیران نیز میشود. پس از بحرانها مالی، بسیاری از پژوهشگران بر چگونگی تاثیر پاداش هیئتمدیره در صنعت بانکداری کار کردهاند. بیشتر مطالعات تاثیر پاداش مبتنی بر حقوق مالکانه بر ریسک را بررسی کردهاند ولی نقش پاداش نقدی را نادیده گرفتهاند. پژوهشگرانی که تاثیر پاداش مبتنی بر وجه نقد را بر میزان ریسکپذیری در صنعت بانکداری مورد بررسی قرار دادهاند، به رابطهای منفی رسیدهاند. از طرف دیگر، نظریه قرارداد بهینه پاداش بیشتری را برای مدیران در بانکهایی که دارای مدیرعامل دوگانه هستند پیشبینی میکند و پاداش انگیزشی بیشتر به عملکرد مربوط است. همچنین براساس نظریه قدرت مدیریتی، مدیرعاملی که رییس هیئتمدیره نیز باشد، از موقعیت خود برای رسیدن به اهداف مورد نظر استفاده میکند و بهدنبال مذاکره برای قراردادهای پاداشی است که منافع او را بیشتر در نظر بگیرد. بنابراین مسئله پژوهش حاضر این است که آیا پاداش هیئتمدیره بر ریسکپذیری بانک تاثیر میگذارد یا خیر؟ همچنین براساس دو نظریه قرارداد بهینه و قدرت مدیریتی، آیا نقش دوگانه مدیرعامل رابطه بین پاداش هیئتمدیره و ریسکپذیری بانکی را تعدیل میکند؟
در اینجا باید گفت که سیاست پاداش بهعنوان سازوکاری برای کاهش تضاد بین مدیران و سهامداران در ادبیات مدیریت مطرح بوده است. طی دو دهه گذشته، پرداختهای مبتنی بر عملکرد بهطور قابلملاحظهای در داخل و خارج از صنعت بانکداری افزایش یافته است. در کل، افزایش استفاده از پاداش مبتنی بر عملکرد با نظریه نمایندگی سازگار است. جایی که پاداش بهینه مستلزم همسوسازی منافع مدیران ریسکگریز با سهامداران بیتفاوت نسبت به ریسک از طریق ایجاد انگیزه برای مدیران در انجام پروژههای دارای ریسک اما با ارزش فعلی خالص مثبت است.
در صنعت بانکداری، نظارت بر ریسک مدیریتی منوط به مشکل خطر اخلاقی تعریفشده در نظریه نمایندگی است. بانکها موسساتی با نسبت اهرمی بالایی هستند. سهامداران در مقابل استراتژیهای دارای ریسک بالا که نوسانات داراییهای بانک را نسبت به سهامداران در شرکتهای کمتر اهرمی افزایش میدهند، ایستادگی میکنند. انگیزه سهامداران برای افزایش ریسک با بیمه تسهیلات پرداختی و اعمال سیاستهای ضمانت وثیقهای که از بدهکاران بانک در برابر زیان و شکست سازمانی محافظت میکند، کاهش مییابد. کاهش انگیزه سهامداران برای افزایش ریسک، میل به کاهش بیشاز حد ریسک توسط مدیران را تشدید میکند. در نتیجه، سهامداران ممکن است از قدرت خود برای پرداخت پاداش به هیئتمدیره برای تشویق ریسکپذیری مدیران استفاده کنند. درحالیکه اثربخشی پرداخت پاداش غیرنقدی (مشوقها) برای پذیرش ریسک در بانکها متفاوت است اما پرداخت پاداش نقدی نقش مهمی در اثرگذاری بر ریسک کلی بانک بازی میکند.
دستاوردهای پژوهش: رابطه منفی پاداش نقدی با ریسکپذیری
هدف از انجام پژوهش حاضر ارزیابی رابطه بین پاداش هیئتمدیره و ریسکپذیری بانک و نقش تعدیلگر دوگانگی مدیرعامل بر این رابطه بود. اولین نتیجهگیریای از یافتههای تجربی ناشی میشود این است که پاداش نقدی هیئتمدیره رابطه منفی با ریسکپذیری بانک دارد. بنابراین برای پاسخ به سؤال اصلی پژوهش باید اذعان داشت که پاداش نقدی هیئتمدیره تاثیری منفی بر ریسکپذیری در صنعت بانکداری دارد. از یافتههای پژوهش میتوان اینطور استدلال کرد که دریافت و بازپرداخت بدهی جزو فعالیتهای اصلی بانکها محسوب میشود و بانکها بهخاطر عدم بازپرداخت بدهیها ریسک کمتری میپذیرند. بنابراین مالکان بانکها مدیران را به کار میگیرند تا با استفاده از پرداخت پاداش نقدی مبتنی بر عملکرد به آنها، از ورشکستگی بانک و پذیرش ریسک جلوگیری کنند. از طرف دیگر، مدیران برای دریافت پاداش بیشتر، اقدامات اساسی برای کسب عملکرد بهتر و جریانات نقدی پایدارتر برای انجام تعهدات ناشی از قراردادهای بدهی و بهتبع آن دریافت پاداش بیشتر انجام میدهند. این کار ریسک عدم پرداخت بدهی بانکها را کاهش میدهد چرا که وجود عملکرد بهتر و جریانهای نقدی پایدارتر، ریسک بازپرداخت بدهی را کاهش میدهد. با توجه به این، میتوان مسئله را با این واقعیت توضیح داد که پاداش نقدی وابسته به پرداخت بدهی بانک است و بنابراین میتواند رفتار ریسکپذیری هیئتمدیره را بهدلیل از دست دادن درآمد کاهش دهد. اگرچه 35 درصد مشاهدات مربوط به وجود دوگانگی مدیرعامل بوده است، اما یافتهها نشان میدهند که وجود نقش دوگانگی مدیرعامل تاثیری مستقیم بر رابطه مذکور نداشته است. یافتههای این پژوهش میتوانند به ایجاد یک سیستم پرداخت پاداش به هیئتمدیره کمک کند که در آن، پاداش نقدی نقش کاهندهای برای جلوگیری از ریسک بیشازحد ایفا میکند. همچنین یافتههای پژوهش نشان میدهد که نظارت با کیفیت بر کار هیئتمدیره به ریسکپذیری کمتر بانکها منجر میشود. بنابراین پیشنهاد میشود که از مشوقهای انگیزشی همراه با نظارت کافی و مقرراتگذاری بهینه برای کاهش ریسک در بانکهای ایرانی استفاده شود. پیشنهاد میشود علاوه بر نقش دوگانگی مدیرعامل که یک عامل تعدیلگر است، اثر سایر سازوکارهای حاکمیت شرکتی مانند کمیته حسابرسی، درصد مدیران موظف و غیرموظف و غیره بر رابطه بین پاداش و ریسک مورد توجه قرار گیرد. در این میان، باید به این محدودیت در چنین پژوهشی اشاره کرد که در بانکهای ایران دسترسی به اطلاعات دقیق پاداش پرداختی و غیرنقدی وجود ندارد و همین مسئله، تحقیق در این باره را با مشکلات زیادی مواجه میسازد.
نظر خود را بنویسید