بحران کرونا خلأهای مدیریتی در حزب کمونیست چین را به نمایش گذاشت و این تغییری است که چین در آینده پساکرونا باید در عرصه داخلی و بینالمللی با آن دست و پنجه نرم کند.
آینده نگر/منبع: نیویورک تایمز/ ادوارد گلدبرگ، استادیار اقتصاد سیاسی بینالمللی در دانشگاه نیویورک
ویروس کرونا در ماههای اخیر و در اقصی نقاط جهان مثل یک ارتش قدرتمند و باهوش عمل کرده و تمام رفتارهای تثبیتشده در عرصه اقتصاد و سیاست جهانی را زیر سؤال برده است. به همین دلیل، میتوان پذیرفت که بحران کرونا قابلیت تغییر چشمانداز کلی جهان در چند دهه آینده را دارد. برخی از این تغییرات را میتوان فوراً مشاهده کرد و برخی دیگر هنوز آن قدرها خودشان را نشان ندادهاند.
اولین تغییر بزرگ را میتوان در چین دید. هزینهای که مقابله با ویروس کرونا روی دست حزب کمونیست چین گذاشت اصلاً کم نبود. مشروعیت سیاسی دولت چین از زمان دنگ شیائوپینگ نه تنها مبتنی بر کمونیسم، بلکه مبتنی بر رشد اقتصادی و تضمین بهبود سطح زندگی برای شهروندان بوده است. اما ویروس کرونا باعث شد که رشد تولید ناخالص داخلی چین در سه ماهه اول سال جاری به پیشبینی ۴ تا ۵ درصدی نرسد و حتی به میزان ۶.۸ درصد کاهش نشان دهد. نکته دیگر این بود که مشتریان خارجی چین هم در قرنطینه و تعطیلی بودند و این باعث کاهش شدید صادرات شد. ویروس کرونا همچنین خلأهای مدیریتی در حزب کمونیست چین را به نمایش گذاشت و این مشکلی است که در آینده پسا کرونا، چین باید در عرصه داخلی و بینالمللی با آن دست و پنجه نرم کند.
دومین تغییر بزرگ را میتوان در عرصه تولید مشاهده کرد. اصولاً یکی از ویژگیهای جهان پیش از کرونا، مفهوم «تولید لحظهای» بود. این مفهوم در دهه ۱۹۵۰ در ژاپن مورد توجه قرار گرفت و بعد به بقیه دنیا سرایت کرد. این روش که با عدم نگهداری قطعات و مواد در انبار و استفاده از قطعات و مواد سفارشی به تولید منجر میشد، نتیجه جهانیشدن اقتصاد بود اما در دوران بعد از کرونا احتمالاً باید اصلاحاتی برای اطمینان از کارایی آن صورت بگیرد. حتی برخی صاحبنظران معتقدند که نه تنها از این روش عبور خواهیم کرد، بلکه با پیشرفت عظیم در عرصه پرینت سه بعدی مواجه خواهیم شد و بر اساس آن، دادهها از اقصی نقاط جهان را میتوان به مرحله تولیدی جدیدی رساند و بنابراین، مقتضیات روند تولید به کل تغییر خواهد کرد. سومین تغییر را باید در آنچه که به عنوان سیاست پولی میشناسیم جستوجو کرد. این علاجی بود که بانکهای مرکزی از جمله فدرال رزرو آمریکا آن را برای جاندادن به اقتصادِ بیجان به کار میبردند. معمولاً وقتی اقتصادی به شدت کُند میشود، بانک مرکزی نرخ بهره را پایین میآورد تا رغبت به خرید را زیاد کند و کالاها ارزانتر میشوند. اما در جهان پسا کرونا این دیگر علاج نیست. هرچقدر هم یک محصول ارزان شود، احتمالش هست که کسی آن را نخرد چون ارتباط بین خریدار و فروشنده به وضوح کم شده است و یا ممکن است آنچه که میخواهید بخرید با تأخیر در ارسال مواجه باشد چون زنجیره تأمین آن مختل شده است. روش سنتی سیاست پولی نمیتواند این مشکل را حل کند.
تغییر چهارم را باید در شک و تردید در اهمیت شهرها جستوجو کرد. حداقل در دهههای اخیر، تصور کلی کسب و کارها بر این بوده که شهرها آینده اقتصاد هستند. اما شاید پاندمی کرونا باعث شود خیلیها از زندگی در شهر و جای شلوغ دست بکشند. در آن صورت چطور باید کار کرد و چطور باید مشتری داشت و چطور باید روی آینده شهرها برنامهریزی کرد؟ این مسئلهای است که تازه باید بررسیاش کرد.
نکته پنجم که آن هم به مسئله آینده شهرها مربوط میشود این است که نیاز به فضای بزرگ فیزیکی در آینده پسا کرونا به شدت بالا میرود. حالا که تکنولوژیهای لازم برای کار از خانه مورد توجه قرار گرفتهاند و رو به توسعه هم هستند، چه نیازی هست که کارکنان به محیطهای کوچک اداری که از لحاظ آلودگی پرخطر هم هستند بازگردند؟ اما اگر قرار به بازگشت آنها به این محیطها نباشد، تأثیر درازمدتی روی اجتماع، فرهنگ و مناسبات بین فردی دیده خواهد شد که برای همه آنها هم باید راه حلهای جدیدی اندیشید. در چنین شرایطی، آیا باید شرکتها و ادارات به فکر فضاهای بسیار بزرگ فیزیکی برای کاهش آلودگی ویروسی باشند و یا اینکه شرایط جدید مبنی بر عدم حضور فیزیکی کارکنان خود در محل را بپذیرند؟
واقعیت این است که با وجود درنظر گرفتن تمام این موارد، باید امیدوار باشیم که ویروس کرونا بالاخره بعد از اوجگیری شدیدش، از تک و تا بیفتد. در آن شرایط، ذهن تصمیمگیرندگان برای پیشبینی اوضاع آینده بسیار بازتر خواهد شد و راحتتر میتوان فهمید که کدام شرایط در دنیا به شکل غیرقابل بازگشتی تغییر کرده است. اما تا آن زمان، چارهای جز حدس و گمان نداریم.
نظر خود را بنویسید