چرا اتحادیه اروپا در مواجهه با بحران کاملا بیبرنامه و بدون امکانات بود؟
رودست خوردن از کرونا
1399/03/10
3143
این مطلب را به اشتراک بگذارید
اتحادیهای که شعارش آزادی حرکت افراد و کالاها در میان مرزها بود، خیلی سریع به مسدود کردن مرزها و منع صادرات روی آورد.
آینده نگر/ منبع: نیویورک تایمز
*اسکات ال. گریر، استاد مدیریت و سیاستگذاری در عرصه سلامت عمومی در دانشگاه میشیگان
اکثر کشورها در مبارزه با ویروس کرونا آنچنان خوب عمل نکردهاند که بتوانند به خودشان افتخار کنند. بسیاری از حکومتها در این راه بیبرنامه، بدون امکانات و بدون هماهنگی بودند و اتحادیه اروپا هم بسیار در مواجهه با ویروس کرونا ناکارآمد عمل کرد؛ وضعیتی که در برخی کشورها مثل ایتالیا و اسپانیا بسیار بدتر از بقیه بود.
این بیبرنامگی و ناآمادگی در مواجهه با کرونا به این علت در اتحادیه اروپا بیشتر به چشم آمد که این اتحادیه قاعدتا باید بزرگترین و آسانترین جا برای همکاری در مواجهه با بحران میبود. این اتحاد سیاسی و اقتصادی عملا آن آرمانهایی را که تبلیغشان را کرده بود عملی نکرد. اتحادیهای که شعارش آزادی حرکت افراد و کالاها در میان مرزها بود، خیلی سریع به مسدود کردن مرزها و منع صادرات روی آورد و امتیازاتی را که از بابت همکاری بین اعضا میتوانست داشته باشد از دست داد.
برخی نهادهای اروپایی سعی کردند آسیبی را که از این بابت متوجه اتحادیه اروپا شده بود تا حدی کنترل کنند اما بحران قرار نبود برای کسی صبر کند. ایتالیا با چنان سرعتی درگیر ویروس کرونا شد و چنان تلفات زیادی داشت که این کشور بهجای منتظر ماندن برای رسیدن کمکهای آلمان، ترجیح داد از چین کمک بگیرد. احساسات منفی که در این راستا برانگیخته شد اصلا جای تعجب نداشت چون اینطور به نظر میرسید که این اتحادیه عملا قادر نیست هیچ گرهی از مشکلات اعضایش باز کند. کشورهایی مثل ایتالیا و اسپانیا که ریاضت اقتصادی را نیز تجربه کرده بودند و حالا درگیر کرونا بودند، از خودشان میپرسیدند که عضویت در اتحادیه اروپا چه سودی به حالشان دارد و اینکه چطور در آینده باید از شر بحرانهای جدید خلاص شوند؟
اما جالب اینجاست که اتحادیه اروپا در موضوع کرونا همان کاری را انجام داد که کشورهای عضو سالها سعی کرده بودند این اتحادیه را به انجامش وادارند: اینکه اتحادیه در موضوع خدمات درمانی و بهداشتی کشورها دخالت نکند. کشورهای عضو اتحادیه اروپا نمیخواستند هیچ استاندارد مشترکی را درباب مراقبتها یا در باب ثبت و گزارشنویسی الکترونیک سابقه بیماری بپذیرند و حتی مایل نبودند که تبعه یک کشور اروپایی به آسانی به خدمات درمانی در یک کشور اروپایی دیگر دسترسی داشته باشد. این مشکلات بود که اروپا را به جایی که امروز هست رساند؛ اتحادیهای که برای بحران فرامرزی کنونی که دچارش شده هیچ آمادگی ندارد. این در حالی است که سیاستهای بهداشتی و درمانی مشترک میتوانست تاثیری مثبت روی مدیریت این بحران بگذارد.
آنچه که اتحادیه اروپا باید برای آینده انجام بدهد تا تاثیرگذاری خود را از دست ندهد، شامل این موارد میشود: تامین بودجه و رسیدن به ظرفیت لازم برای انجام تستهای تشخیصی در زمینه بیماریهای واگیر در مرحله اول، و سپس به اشتراکگذاشتن اطلاعات مربوط به بیماری در میان تمام اعضا. اما در چارچوب کنونی ساختارهای اروپایی، حتی این کارها هم امکانپذیر نیستند. مثلا کمیسیون اروپایی به عنوان بازوی اجرایی اروپا عملا با قوانین مختلفی مواجه است که قدرتش را محدود میکنند و بودجهای هم برای تامین سلامت در آن در نظر گرفته نشده است. مرکز کنترل و پیشگیری بیماریهای اروپایی هم تنها سیصد نیرو در اختیار دارد. این یعنی که اتحادیه اروپا برای آنکه در آینده برای بحرانهای مشابه آماده باشد، به جذب نیروی متخصص، دسترسی به منابع مالی، دسترسی به تکنولوژیهای تحقیقاتی، تصویب قوانین مناسب و داشتن زیرساختهای لازم نیازمند است. در صورت عملیشدن اینها، کشورهای کوچک و بزرگ و ضعیف و قوی اتحادیه اروپا به یک اندازه سود خواهند برد. نکته بعدی هم این است که تمرکز روی ساختن واکسن و تامین آن برای کشورهای مختلف عضو اتحادیه اروپا اهمیت زیادی دارد.
اتحادیه اروپا برای تامین آینده خود به یک سلاح بسیار قوی دسترسی دارد: جمعیت. این اتحادیه با ۴۴۶ میلیون نفر جمعیت، از پتانسیل بسیار بالایی برخوردار است. اما واقعیت این است که وجود طیفهای سیاسی بسیار پراکنده در میان کشورهای اروپایی و مقاومت در برابر برخی سیاستگذاریهای مشترک، به دردسر بزرگی برای آینده این اتحادیه بدل شده است. لابیهای قدرتمند در کشورهایی مثل آلمان و فرانسه ممکن است برای اعمال نفوذ در این شرایط تلاش کنند و سیاستمداران نیز به دنبال کسب امتیاز برای خود باشند. اما هرچه که این شکافها در اتحادیه اروپا بزرگتر و عمیقتر شود، آینده اتحادیه اروپا و قابلیت آن برای مواجهه با بحرانها نیز کمتر خواهد شد.
چالشهای پیش رو به این معنی است که نهادها و رهبران اروپایی باید زودتر از حالت کمای فعلیشان خارج شوند و از امتیازات این اتحادیه به سود آینده استفاده کنند. همه اروپا به این اتحاد نیاز دارد.
نظر خود را بنویسید