وقتی بحران سال ۲۰۰۸ رخ داد، کشوری مثل آلمان آنقدر روبات داشت که هزینه نیروی کار را در تولید پایین بیاورد. حالا هم این فرصت برای کشورهای زیادی وجود دارد.
آینده نگر/ دالیا مارین، رئیس دپارتمان اقتصاد بینالملل در دانشگاه مونیخ
بعد از بروز بحران کرونا، یک مسئله خیلی واضح خودش را نشان داد: دیگر نمیتوان به کسب و کار به شیوه گذشته برگشت و به فعالیت تولیدی در کشورهایی که نیروی کار ارزان و فراوان دارند امید بست. خلئی را که در این میان به وجود آمده شاید فقط بتوان با ارزانترین نیروی کار ممکن یعنی روباتها جبران کرد.
شرکتهای بزرگ در اوایل دهه ۱۹۹۰ میلادی به این نکته پی برده بودند که باید برای توسعه کارشان، تولید را در کشورهای کمدستمزد انجام بدهند. مسائل سیاسی و تجاری مختلف از جمله برافتادن پرده آهنین جنگ سرد و جهانیشدنِ اقتصاد چین نیز در این مساله نقش زیادی داشتند. بازه زمانی بین سالهای ۱۹۹۰ و ۲۰۰۸ به عنوان دوره طلایی تجارت جهانی شناخته شد که البته بعد از بروز بحران مالی جهانی، افت شدیدی را تجربه کرد. در سالهای ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۱ میلادی شاخص عدم قطعیت جهانی دویست درصد افزایش نشان داد. این در حالی است که در زمان شیوع بیماری سارس در سالهای ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۳، این شاخص ۷۰ درصد افزایش داشت. همچنین در زمانی که انگلیس رای به خروج از اتحادیه اروپا داد هم شاهد افزایش ۲۵۰ درصدی این شاخص بودیم. اصولا وقتی عدم قطعیت در جهان بالا برود، زنجیرههای تامین جهانی به شدت آسیب میبینند. بر اساس پیشبینیها، احتمالا ویروس کرونا شاخص عدم قطعیت جهانی را به میزان ۳۰۰ درصد بالا میبرد و روند فعالیت زنجیره تامین جهانی را به میزان ۳۵.۴ درصد کم میکند. شرکتها در چنین شرایطی ریسک انجام فعالیت تولیدی در فراسوی مرزها را نمیپذیرند.
در این میان، توجه به استفاده از روباتها به عنوان نیروی کار ارزان شاید منطقیترین راه باشد. منطق ریاضی این قضیه هم ساده است. مثلا یک شرکت آمریکایی را در نظر بگیرید که اگر قرار باشد کار تولیدیاش را کارگر آمریکایی انجام بدهد، باید پول بیشتری در مقایسه با کارگر ویتنامی یا بنگلادشی پرداخت کند. اما اگر همین شرکت در روباتها به عنوان نیروی کار سرمایهگذاری کند، دیگر با مسئله این تفاوت دستمزدی مواجه نخواهد بود و حتی لازم نیست به مساله بیمه هم فکر کند.
سرمایهگذاری در روباتها چیز جدیدی نیست. شرکتهای زیادی به خصوص خودروسازان در اقتصادهای پیشرفته جهان از اواسط دهه ۱۹۹۰ میلادی در این حوزه سرمایهگذاری کردهاند. اما این روند به شدت رو به افزایش است. مثلا در آلمان که یکی از پیشروهای استفاده از روباتها در جهان است، در سال ۲۰۱۷ میلادی تعداد ۳۲۲ روبات در ازای هر ده هزار نیروی انسانی در صنایع این کشور مشغول به کار بودند. این رقم در کره جنوبی ۷۱۰ روبات به ازای هر ده هزار نیروی کار و در سنگاپور ۶۵۸ نفر در ازای هر ده هزار نیروی کار بوده است.
وقتی بحران سال ۲۰۰۸ رخ داد، کشوری مثل آلمان آنقدر روبات داشت که هزینه نیروی کار را در تولید پایین بیاورد. حالا هم این فرصت برای کشورهای زیادی وجود دارد؛ به خصوص در بخشهایی که از اختلال در زنجیره تامین جهانی ضربه خوردهاند. در آلمان این شامل بخشهایی مثل خودرو و تجهیزات حمل و نقل، وسایل برقی و نساجی میشود. اینها صنایعی بودهاند که ۱۲ درصد از مراحل اولیه تولیدشان در کشورهای کمدستمزد انجام میشده است. در عرصه جهانی نیز بخشهایی مثل مواد شیمیایی، محصولات فلزی و کالاهای برقی در مراحل اولیه از کشورهای کمدستمزد بهره بردهاند. وضعیت کنونی به این معنی است که بسیاری از اقتصادهای پیشرفته دنیا که به تولید کمدستمزد وابسته بودند ضربه سنگینی خواهند خورد.
اکنون در مناطقی مانند اروپای مرکزی و شرقی شاهد آن هستیم که سرمایهگذاری در روباتها به عنوان نیروی کار به شکل گسترده مورد توجه قرار گرفته است. واردات روبات در کشورهایی مانند جمهوری چک، اسلواکی و اسلوونی حالا به ازای هر ده هزار کارگر، بیشتر از فرانسه و آمریکاست. استراتژی چنین کشورهایی این است که همچنان مقصدی جذاب برای تولید کشورهای ثروتمند باقی بمانند. اما کشوری مثل چین یا برخی کشورهای آسیایی دیگر عملا با ازدست رفتن امتیازهای بزرگی مواجه هستند که مهمترینش عدم بهکارگیری نیروی کار ارزان آنها توسط شرکتهای بینالمللی است.
در شرایط کنونی به نظر میرسد که بسیاری از اقتصادهای دنیا خود را برای رنسانس در عرصه تولید که با استفاده از روباتها امکانپذیر است آماده کردهاند. البته باید توجه داشت که این تغییر برای کشورهای بزرگ آسانتر است و ریسکهای پیش روی آنها را کاهش میدهد؛ اما وضع مشابهی در مورد شرکتهای کوچکتر یا شرکتهای فعال در کشورهای در حال توسعه وجود ندارد چون آنها سرمایه لازم برای توجه به روباتها را نیز در اختیار ندارند.
نظر خود را بنویسید