اگر کشورهای دنیا به صورت هماهنگ برای مقابله با افزایش دمای زمین کار کنند برای تحقق این هدف تنها باید ۵۰۰ میلیارد دلار سرمایهگذاری انجام دهند که این رقم در مقایسه با صرفهجویی ۳۰ هزار میلیارد دلاری اقتصاد جهان در صورت ممانعت از افزایش دمای هوا بیش از ۱.۵ درجه، رقمی قابل اغماض است.
آینده نگر/ ترجمه: مونا مشهدی رجبی/ منبع: The Nature
تغییرات جوی و گرمای زمین از بزرگترین معضلات اقتصادی این روزهای زمین است. معضلی که ریشه در استفاده بیش از حد از انرژیهای فسیلی بعد از انقلاب صنعتی در دنیا دارد. انتشار گازهای گلخانهای حاصل از استفاده بیش از حد از انرژیهای فسیلی زمینه را برای افزایش دمای زمین و آلودگی هوا در دنیا فراهم کرد که تبعات مخربی روی زندگی مردم داشت.
اخیراً دامنه این بحران وسیعتر شده است. خبرهای زیادی که در مورد آتشسوزی در جنگلها یا سیلها و طوفانها منتشر میشود همه بر نگرانی مردم در مورد تبعات این بحران زیست محیطی میافزاید. اخیراً سیانان در گزارشی اعلام کرد در ماه نوامبر سال ۲۰۱۹ میلادی دمای کره زمین ۱.۳ درجه بیشتر شده است و در این سال ما گرمترین نوامبر دنیا را تجربه کردیم. اما این خبر به چه معنا است و ما باید تا چه اندازه نگران گرم شدن کره زمین باشیم؟
از آغاز انقلاب صنعتی در دنیا تاکنون مصرف سوختهای فسیلی و انتشار گازهای آلاینده با سرعت زیادی افزایش پیدا کرد و دانشمندان معتقدند که اين، عامل اصلی شیوع بیماریهای مختلف در دنیا، اختلال در خواب انسانها، افت بهرهوری فعالیتهای کشاورزی و کاهش حجم و کیفیت مواد غذایی، از بین رفتن بخشهای زیادی از موجودات دریایی و حتی زیستگاههای دریایی و در نهایت وقوع حوادث مختلف طبیعی از قبیل سیل و طوفان و آتشسوزي شده است.
رابطه مستقیم گرمایش زمین و کاهش ارزش تولید ناخالص داخلی
مرکز مطالعات دانشگاه استنفورد امریکا اخیراً مطالعهای در مورد ارتباط بین افزایش دمای زمین و ارزش تولید ناخالص داخلی دنیا انجام داد و بر مبنای یافتههای این تحقیق نوشت: افزایش متوسط دمای کره زمین با افت ارزش تولید ناخالص داخلی در دنیا رابطه مستقیم دارد به این معنا که اگر در برابر این بحران جهانی ایستادگی نشود، در آیندهای نهچندان دور هم اقتصاد کوچکتری وجود خواهد داشت و هم نابرابری اقتصادی در دنیا بیشتر میشود. درصورتی که دمای زمین تا سال ۲۱۰۰ بالغ بر ۳ درجه رشد کند، اقتصاد دنیا بالغ بر ۳۰ درصد کوچک میشود ولی سهم کشورهای فقیر از این بحران بیشتر خواهد بود. به این معنا که ارزش تولید ناخالص داخلی در کشورهای فقیر دنیا بالغ بر ۴۰ درصد تنزل مییابد ولی کشورهای ثروتمند افتی بین ۱۰ تا ۱۵ درصد در ارزش تولید ناخالص راخلی را شاهد خواهند بود. اگر دمای زمین بین ۲.۵ تا ۳ درصد افزایش پیدا کند، ارزش تولید ناخالص داخلی دنیا بین ۱۵ تا ۲۵ درصد کاهش پیدا میکند و در صورتی که دما کمتر از ۱.۵ درجه رشد کند تأثیر معناداری در افت ارزش تولید ناخالص داخلی دنیا مشاهده نخواهد شد. بررسیها نشان داده است زمانی که متوسط دمای کره زمین برابر با ۱۳ درجه سانتیگراد است بهرهوری فعالیتهای اقتصادی در بالاترین سطح ممکن قرار دارد.
دانشگاه استنفورد در این گزارش نوشت: در صورتی که دنیا بتواند افزایش دمای کره زمین را ۰.۵ درجه کمتر از میزان توافقشده در پیمان پاریس حفظ کند، بالغ بر ۳۰ هزار میلیارد دلار در اقتصاد جهان صرفهجویی خواهد شد. در پیمان پاریس توافق شد که کشورها تلاش کنند تا مانع از افزایش بیش از ۲ درصدی دمای زمین تا انتهای قرن حاضر یعنی سال ۲۱۰۰ شوند و کشورها میتوانستند برای تحقق این هدف از هر ابزار و سیاستی استفاده کنند. در این گزارش خواسته شده است تا افزایش دمای زمین محدود به ۱.۵ درجه شود تا ۳۰ هزار میلیارد دلار در اقتصاد دنیا صرفهجویی شود که معادل ۳ درصد تولید ناخالص داخلی دنیا است ولی اگر دنیا در این امر موفق نشود و تنها بتواند تا انتهای سال ۲۱۰۰ دمای کره زمین را در سطح ۳ درجه بالاتر از سطح کنونی حفظ کند، هزینهای بین ۵ تا ۱۰ درصد بیشتر از هزینه کنونی به اقتصاد جهان تحمیل خواهد شد که دهها میلیارد دلار است. از طرف دیگر ۷۱ درصد از کشورهای دنیا که ۹۰ درصد جمعیت زمین را در خود جای دادهاند، در صورتی که افزایش دمای کره زمین به ۱.۵ درصد محدود شود از منافع اقتصادی، اجتماعی و انسانی زیادی برخوردار خواهند شد ولی میزان بهرهمندی کشورهای فقیر از این منافع بیشتر است.
بعضاً این مسئله مطرح میشود که برای حفظ سقف افزایش دما در سطح ۱.۵ درجه تا سال ۲۱۰۰ باید هزینههای زیادی در جهان صرف شود و همین مسئله مانعی برای اجرای این طرح معرفی میشود ولی بررسیها نشان داده است هزینههای لازم برای اجرای این طرحها بسیار کمتر از هزینهای است که افزایش دما به اقتصاد دنیا تحمیل میکند. اگر کشورهای دنیا به صورت هماهنگ برای مقابله با افزایش دمای زمین کار کنند برای تحقق این هدف تنها باید ۵۰۰ میلیارد دلار سرمایهگذاری انجام دهند که این رقم در مقایسه با صرفهجویی ۳۰ هزار میلیارد دلاری اقتصاد جهان در صورت ممانعت از افزایش دمای هوا بیش از ۱.۵ درجه، رقمی قابل اغماض است.
افزایش نابرابری اقتصادی به دلیل گرمایش زمین
دانشگاه استنفورد در گزارش اخیر خود به ارتباط پدیده گرمای زمین و افزایش سطح نابرابری اقتصادی در دنیا پرداخت و نوشت: بررسی وضعیت اقتصادی دنیا از سال ۱۹۶۰ میلادی تاکنون نشان داد در نتیجه پدیده گرمای زمین نابرابری اقتصادی در جهان روند افزایشی داشته است. تغییرات دمای زمین که در نتیجه تمرکز گازهای گلخانهای در اتمسفر زمین ایجاد شد زمینه را برای تقویت نرخ رشد اقتصادی و افزایش بهرهمندیهای مالی کشورهای سردسیر مانند سوئد و نروژ فراهم کرد در حالی که کشورهای گرمسیر مانند هند و نیجریه افت نرخ رشد اقتصادی را شاهد بودند.
نوا دیفتباگ، پژوهشگر ارشد دانشگاه استنفورد در تهیه این گزارش، بر این باور است كه در صورتی که پدیده گرمایش زمین اتفاق نمیافتاد کشورهای فقیر دنیا در شرایط اقتصادی بهتری قرار میگرفتند و اگر این تحول زیست محیطی ایجاد نمیشد سرعت رشد و توسعه اقتصادی در کشورهای صنعتی هم بالاتر بود. البته تأثیر این بحران منفی روی اقتصادهای فقیر بیشتر بود اما مطالعات نشان میدهد اگر این وضعیت ادامه پیدا کند اثرات منفی بحران بزرگتر خواهد شد.
مارشال بورک استاد دانشگاه استنفورد در زمینه علوم زمینشناسی که در انجام این کار پژوهشی همکاری داشته است گفت: از سال ۱۹۶۱ تا ۲۰۱۰ در نتیجه پدیده گرمایش زمین، سرانه ثروت در کشورهای فقیر دنیا ۱۷ تا ۳۰ درصد تنزل پیدا کرد در حالی که در کشورهای صنعتی که اغلب ایجادکننده همین گازهای آلاینده هم هستند ثروت سرانه رشد چشمگیری داشته است. در نتیجه این تحول زیست محیطی فاصله بین سرانه ثروت در کشورهای صنعتی و کشورهای کمدرآمد بیشتر شد. این مرکز سرانه ثروت مردم در کشورهای صنعتی و کشورهای فقیر را در دو حالت مختلف محاسبه کرده است. در یک حالت پدیده گرمایش زمین اتفاق افتاده است و شرایط جوی زمین در وضعیت کنونی است و در حالت دوم سناریویی در نظر گرفته شد که در این سناریو پدیده گرمایش اتفاق نیفتاد. بررسیها نشان میدهد تفاوت سرانه ثروت در کشورهای صنعتی با سرانه ثروت در کشورهای فقیر در حالتی که گرمایش زمین اتفاق افتاده است ۲۵ درصد بیشتر از حالتی است که دنیا با پدیده گرمایش روبهرو نبود.
همین آمار به تنهایی نشان میدهد که پدیده گرمایش زمین زمینه را برای افزایش نابرابریهای اقتصادی در جهان فراهم کرده است و این روند میتواند ادامه داشته باشد.
البته مطالعات نشان میدهد کشورهای دنیا برای کاهش نابرابریهای اقتصادی در دنیا تلاش زیادی کردهاند که در بخشهایی ما شاهد اثربخشی این تلاشها بودیم ولی در صورتی که بحران گرمایش زمین و تأثیر منفی آن روی کشاورزی و تولید محصولات غذایی در دنیا اتفاق نیفتاده بود و افزایش سطح گازهای آلاینده، کره زمین را با چالشهای جدی روبهرو نمیکرد جهان در کاهش نابرابریهای اقتصادی بین کشورها میتوانست موفقتر عمل کند و حتی نرخ فقر مطلق در کشورهای صنعتی کمتر و کمتر میشد.
دمای مطلوب برای داشتن رشد اقتصادی مطلوب چقدر است؟
گزارش منتشر شده توسط دانشگاه استنفورد بر مطالعه قبلی این دانشگاه در مورد رابطه بین دمای کره زمین و ارزش تولید ناخالص داخلی ۱۶۵ کشور دنیا طی ۵۰ سال استوار شده است و هدف اصلی این مطالعه نشان دادن تأثیر مستقیم نوسانات دمای کره زمین روی نرخ رشد ارزش تولید ناخالص داخلی دنیا اعلام شد.
این تحقیق نشان داد در سالی که دمای کره زمین بیشتر است، متوسط نرخ رشد اقتصادی در یک کشور سردسیر (کشوری که به دلیل شرایط جغرافیایی متوسط دمای پایینتری دارد) بیشتر از کشور گرمسیر است. دلیل این مسئله را میتوان در کارایی بالاتر نیروی کار برای کار در آن شرایط جوی دانست. بررسی آمارهای ۵۰ سال اخیر نشان داد که در شرایطی که متوسط دمای زمین پایینتر باشد راندمان تولید محصولات کشاورزی بالاتر است و مردم از سطح سلامت بالاتری برخوردار هستند و بهرهوری نیروی کار هم بیشتر است. برآیند این فاکتورها زمینه را برای افزایش نرخ رشد اقتصادی کشور فراهم خواهد کرد.
از طرف دیگر چند درجه گرم شدن هوا در کشورهای سردسیر مثل کانادا، ایسلند و سوئد میتواند پدیده مثبتی ارزیابی شود و حتی بهرهوری اقتصادی را هم بیشتر کند ولی همین چند درجه افزایش دما در کشورهای خاورمیانه یا کشور هند به معنای افت کارایی تولید خواهد بود که تبعات مخربی برای اقتصاد به همراه میآورد.
دامنه اثرگذاری این پدیده چقدر است؟
برای کشورهای گرمسیر، پدیده گرمایش زمین را میتوان یک بلای آسمانی دانست زیرا افزایش دما میتواند شرایط را برای فعالیتهای اقتصادی نامناسب کند. در این کشورها تأثیر دمای بالای کره زمین روی اقتصاد بالغ بر ۲۷ درصد اعلام شده است. برای کشورهایی که در مدارهای میانی زمین قرار دارند و نه در دسته کشورهای گرمسیر هستند و نه در رده کشورهای سردسیر قرار گرفتهاند، محاسبه تأثیر گرمایش زمین سختتر است. از این دسته از کشورها میتوان امریکا و چین و ژاپن را نام برد که بر مبنای مطالعات انجام شده تأثیر گرمایش زمین روی ارزش تولید ناخالص داخلی آنها کمتر از ۱۰ درصد بوده است.
شمار محدودی از کشورهای صنعتی دنیا که در بخش سردسیر جهان واقع شده بودند در نتیجه پدیده گرمایش زمین شاهد بهبود وضعیت آب و هوایی برای توسعه فعالیتهای اقتصادی بودند. این دسته از کشورها که میتوان به عنوان نمونه از آنها سوئد و نروژ و کانادا را نام برد افزایش نرخ رشد اقتصادی را به دنبال گرمایش زمین تجربه کردند ولی بررسیها نشان داده است اگر در برابر پدیده گرمایش ایستادگی نشود و سیاستهای مناسب در این زمینه اتخاذ نشود، در آیندهای نهچندان دور باید منتظر اثرات مخرب و منفی این بحران جهانی باشند.
تأثیر این پدیده روی ارزش تولید ناخالص داخلی کشورها چقدر است؟
پژوهشگران دانشگاه استنفورد در مصاحبهای که با روزنامه نیویورک تایمز انجام دادند اعلام کردند: تأثیر گرمایش زمین روی اقتصاد یک کشور در یک سال اندک است ولی برآیند اثرات آن روی اقتصاد کشور طی ۵۰ سال چشمگیر بود. به عنوان مثال ارزش تولید ناخالص داخلی در کشور هند بدون اثرپذیری از پدیده گرمایش زمین طی ۵۰ سال مورد بررسی ۳۱ درصد و در افریقای جنوبی ۲۵ درصد بزرگتر بود.
تأثیر این بحران جهانی روی اقتصادهای فقیر دنیا بیشتر است و به همین دلیل است که فاصله این کشورها با کشورهای با درآمد متوسط و بالا به مرور زمان بیشتر میشود و ضرورت استفاده این کشورها از منابع انرژی غیر آلاینده هم بیشتر میشود
در پایان باید در نظر داشت که گرمایش زمین یک معضل جدی و جهانی است که برای مقابله با آن باید تمهیدات لازم اندیشیده شود؛ در غیر این صورت کره زمین چالشهای سختی را پیش رو خواهد داشت.
نظر خود را بنویسید