اگر دانشگاه‌ها نتوانند با انقلاب چهارم صنعتی همراه شوند ارتباط خود را با بازار کار از دست می‌دهند

جایی برای دانشگاه‌های کلاسیک نیست

...

انتظار می‌رود تا سال ۲۰۲۲ انقلاب چهارم صنعتی ۷۵ میلیون شغل را از بین ببرد و البته ۱۳۳ میلیون شغل جدید به وجود آورد. اکثر دانشگاه‌ها آماده این تغییرات نیستند.

آینده نگر/ منبع: اجلاس جهانی اقتصاد

حوزه آموزش طی دهه آینده تحولات چشمگیری را تجربه خواهد کرد چرا که افراد برای رقابت در بازار کار آینده نیاز فزاینده‌ای به آموزش خواهند داشت. نکته اینجاست که تعداد زیادی از سیستم‌های آموزش عالی برای پاسخ‌گویی به نیازهای قرن گذشته طراحی شده‌اند و هنوز نمی‌توانند مهارت‌هایی را به دانشجوها یاد بدهند که آنها را برای پیچیدگی‌های کسب و کارهای نو آماده کند.

محیط‌های کاری کلاسیک عموما با شیوه «دستور و کنترل» اداره می‌شدند - یعنی مدیریت ضمن کنترل اوضاع از بالا دستوری می‌داد و کارکنان آن را اجرا می‌کردند - اما این شکل از مدیریت به سرعت در حال منسوخ شدن است. محیط‌های کاری بعدی نیازمند همکاری نزدیک‌تر مدیریت و کارکنان و همچنین رهبری سیستمی (Systems leadership) است. مدیران شرکت‌ها در دهه آینده علاوه بر داشتن مهارت در حوزه کاری خود باید ذهنی همیشه آماده یادگیری داشته باشند و دانشگاه‌های کلاسیک توانایی پاسخ‌گویی به نیازهای این گروه را ندارند.

تحول در این ۴ حوزه می‌تواند به دانشگاه‌ها کمک کند که از حالت قرن بیستمی به قرن بیست و یکم کوچ کنند:

 

۱.پذیرش تکنولوژی

انقلاب چهارم صنعتی با قدرت در حال تغییر شکل جوامع است. این انقلاب پتانسیل آن را دارد که به کمک تکنولوژی‌هایی مثل هوش مصنوعی یا اینترنت اشیا باعث رشد متوازن‌تر اقتصادی و افزایش رفاه انسانی شود. نکته اینجاست که سران شرکت‌ها و دولت‌ها آن‌چنان برای این انقلاب‌ها آماده نیستند. تعداد بالایی از آنها نه با برنامه‌نویسی آشنای دارند و نه تکنولوژی‌هایی مثل هوش مصنوعی، روبوتیک یا تحلیل‌ پیشرفته را می‌فهمند. آن هم در شرایطی که همین حالا شرکت‌های مهم دنیا در حال بهره بردن از این تکنولوژی‌ها هستند. آشنایی سطحی با تکنولوژی برای کارآفرینان دهه ۲۰۲۰ کافی نیست و آنها نمی‌توانند با آن به جنگ ریسک‌های ناشی از تکنولوژی‌های نو بروند یا از فرصت‌های بی‌نظیری را که این تکنولوژی‌ها ایجاد می‌کنند (بخصوص در حوزه مرتبط شدن تکنولوژی و سرمایه انسانی) بهره بگیرند. سازمان‌ها نیاز دارند با سرعت در حوزه‌هایی مثل آموزش، ابداع و ایجاد ظرفیت‌های تازه رقابت کنند. اینجا ابداع فقط از بالا - توسط مدیریت - انجام نمی‌شود: مسیر ابداع از پایین - کارکنان - به بالاست. کارکنان باید در دانشگاه یاد گرفته باشند که چطور شجاعانه دست به خلاقیت و آزمایش‌ بزنند. دانشگاه‌ها باید به دانشجویان یاد بدهند که چطور از تکنولوژی‌های نو استفاده کنند و آن را در حوزه مورد علاقه‌شان به کار برند. نکته مهم اینجا ایجاد فضاهایی است که دانشجویان بتوانند به طور عملی با تکنولوژی ارتباط برقرار کنند. اینجا سیستم سنتی «داشتن اطلاعات» درباره تکنولوژی جواب نمی‌دهد.

 

۲.ایجاد مدل‌های آموزشی عملی، نه‌فقط پژوهشی

سیستم سنتی پژوهش- دانش- انتشار به سرعت در حال منسوخ شدن است. امروز ما نیاز داریم که دانشجوها را در معرض برنامه‌های کاربردی‌ای قرار دهیم که نیاز دارند یاد بگیرند. تعداد زیادی از دانشگاه‌ها به سرعت به سمت مدل‌های آموزشی عملی حرکت می‌کنند. در حوزه مدیریتی این تحول یعنی حرکت از «کلاس به آزمایشگاه.»

به طور بنیادی اینجا آموزش از شیوه کلاسیک «تحقیق-توسعه-آموزش» خارج می‌شود. یادگیری عملی روی حل مشکلات دنیای واقعی متمرکز است. آموزش عمل‌محور چون به زندگی و کار آینده دانشجو مربوط است باعث ایجاد انگیزه در او می‌شود. این آموزش راه‌حل‌های قابل لمس خلق می‌کند و قدرت تاثیرگذاری‌اش را به معرض تماشا می‌گذارد. ما گونه‌های مختلفی از مدل‌های آموزشی عملی را تا حالا تجربه کرده‌ایم. دانشکده‌های پزشکی نمونه موفق این مدل هستند و همیشه به دانشجویان اجازه داده‌اند که به کلینیک‌ها و بیماران دسترسی داشته باشند. برای تربیت نیروی کار دهه ۲۰۲۰ و بعد از آن به چنین شکل آموزشی نیاز داریم. مثلا برای کسانی که مدیریت می‌خوانند پروژه‌های واقعی مشاوره‌ای، آزمایشگاه و انجام وظایف کارآفرینی نیاز است. یادگیری عملی چیزی بیشتر از انجام دادن وظایفی است که بر عهده دانشجو می‌گذارند. این مدل به تامل دقیق نیاز دارد: پروسه مداوم عمل و تامل بر نتایج آن. همه مدل‌های آموزشی عمل‌گرا در حوزه‌های دیگری هم به هم شبیه‌اند: همه آنها بر کار تیمی تاکید می‌کنند، تفکر طراحی‌محور (design thinking) را ترویج می‌کنند و میان‌رشته‌ای هستند.

 

۳.درک نقش عمیق‌تر شرکت‌ها در جامعه

شرکت‌ها برای آن‌که بتوانند در دهه ۲۰۲۰ رقابتی‌تر رفتار کنند باید نگاه سیستمی‌تری به نقش خود در جامعه پیدا کنند. شرکت‌ها دیگر فقط در برابر اعضای هیئت مدیره و سهام‌داران اصلی خود (Shareholders) مسئول نیستند. آنها نسبت به همه گروه‌های ذی‌نفع (Stakeholders) کارمندان خود، مصرف‌کنندگان، جامعه محلی و دولت مسئولیت دارند. آنها باید بتوانند در موضوعات کلیدی دنیای ما مثل گرم‌شدن زمین، نابرابری اجتماعی و پوپولیسم، بخشی از راه‌حل باشند نه جزو مشکل. به همین خاطر است که کلاس شواب، اقتصاددان آلمانی و بنیان‌گذار هیئت مدیره مجمع جهانی این نوع تازه از سیستم سرمایه‌داری را «سرمایه‌داری ذی‌نفع» نام گذاشته است.

چنین نگاهی با کاپیتالیسم منفعت‌طلبانه‌ای که در طول دهه‌های اخیر دیده‌ایم - و به گرم‌شدن زمین یا افزایش نابرابری کمک کرده - متفاوت است. اینجا شرکت‌ها به عنوان نیروی شر عمل می‌کنند و در جهت خیر هم گام برمی‌دارند و دانشکده‌های مدیریت و بازرگانی باید بتوانند سران آینده شرکت‌ها را در این مسیر بگذارند. لری فینک، مدیرعامل شرکت سرمایه‌گذاری بلک‌راک (BlackRock) در نامه سال ۲۰۱۸ خود به سهام‌داران نوشت: «انتظارات عمومی از شرکت‌ شما هیچ‌وقت این‌قدر زياد نبوده است. جامعه خواستار آن است که شرکت‌ها - چه عمومی و چه خصوصی - در جهت آرمانی اجتماعی هم حرکت کنند.

دانشگاه‌ها باید مراقب باشند که درکی تنگ‌نظرانه از کاپیتالیسم را ترویج نکنند تا فارغ‌التحصیلان‌شان - سران آینده شرکت‌ها و کشورها - بتوانند میان سود شرکت و داشتن آرمان اجتماعی ارتباط ایجاد کنند. از طرفی، در دهه ۲۰۲۰ مسئولیت‌پذیری شرکتی و کمک به پیشبرد اقتصاد پایدار جزو اهداف مدیران عامل هوشمند خواهد بود چرا که آنها می‌دانند وجهه عمومی شرکت در عصر شبکه‌های اجتماعی اهمیت فراوان دارد. توازن برقرار کردن میان سوددهی و آرمان اجتماعی آسان نیست و این دانشگاه است که می‌تواند مدیران آینده را در این راه تربیت کند.

 

۴.آموزش از حالت ۴ یا ۶ ساله خارج شود

در دنیای کنونی، یادگیری دیگر امری یکباره نیست. قرار نیست دانشجو ۴ سال درس بخواند و برای همه عمرش بیمه شود. دانشجویان در تک‌تک رشته‌ها باید به طور اتوماتیک وارد شبکه‌ای آموزشی شوند که به طور مداوم برقرار است و حتی بعد از گرفتن مدرک توسط دانشجو هم ادامه خواهد داشت. آموزش روندی دائمی خواهد بود. دانشگاه‌ها باید بتوانند در طول کل دوران شخص به درد او بخورند، نه اینکه فقط به جوانان خدمات دهند.

طبق «گزارش آینده مشاغل» مجمع جهانی اقتصاد در سال ۲۰۱۸ انتظار می‌رود که تحولات مربوط به چهارمین انقلاب صنعتی تا سال ۲۰۲۲ حدود ۷۵ میلیون نفر را در ۲۰ اقتصاد بزرگ دنیا مجبور کند شغل خود را تغییر دهند یا بیکار شوند. البته در همین زمان پیشرفت‌های تکنولوژیک و شیوه‌های جدید کار می‌تواند ۱۳۳ میلیون شغل جدید به وجود آورد که اکثر آنها نیازمند یادگیری مهارت‌های تازه‌اند.

این موج یادگیری مهارت‌های جدید تاثیرات عمیق اجتماعی خواهد داشت. تحقیقات ما نشان می‌دهد چطور به نفع شرکت‌هاست به همراه هم دست به آموزش مهارت‌های جدید بزنند. در ایالات متحده، همکاری شرکت‌ها با هم می‌تواند هزینه‌های آموزش مهارت‌های تازه را ۳۰ درصد پایین بیاورد و پس‌انداز ناشی از این می‌تواند به شرکت‌ها کمک کند به ۵۰ درصد کارکنانشان آموزش جدید بدهند (به جای آنکه در انزوا فقط ۳۰ درصد کارکنان را آموزش دهند.) دانشگاه‌ها می‌توانند در این پروژه‌های آموزش مهارت‌های جدید همکاری داشته باشند: هم از طریق همان برنامه‌های قطع‌نشدنی آموزشی برای دانشجویان سابق و هم از طریق برنامه‌های آموزش ویژه برای مدیران.

لینک کوتاه: https://news.tccim.ir/?63242

نظر خود را بنویسید

ارسال پیام

مطالب مرتبط