واشنگتن در جدال اقتصادی آمریکا و چین بیشتر آسیب خواهد دید
جنگ تجاری بیبرنده
1398/11/26
1413
این مطلب را به اشتراک بگذارید
تاکنون دهها دور مذاکرات با شرکت مقامات بلندپایه دو کشور انجام شده بدون اینکه هیچ امید واقعی برای به رسیدن به توافق وجود داشته باشد
ویجیان شان/ اقتصاددان در هنگکنگ/ترجمه آینده نگر
در اواخر ژوئن 2019، رهبران چین و آمریکا در اجلاس جی20 در اوزاکا در ژاپن اعلام کردند که در جنگ تجاریشان به نوعی تنشزدایی رسیدهاند. دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، مدعی شد که هر دو طرف مذاکراتی برگزار کردهاند که بتوانند دوباره برگردند به «سر خط». او اعمال تعرفههای جدید روی کالاهای چینی را متوقف کرد و محدودیتی را که که شرکتهای آمریکایی برای فروش کالا و خدمات به شرکت هواوی داشتند، کاهش داد. هواوی که غول مخابراتی چین است جزو فهرست سیاه تحریمهای آمریکا قرار دارد. با این کار بازارها صعود کردند و گزارشهای رسانهها این حرکت را یک «آتشبس» خواندند. تصور آتشبس بودن این ماجرا یک اشتباه به نظر میرسید چراکه بارها از این شلکن و سفتکنها در دیپلماسی بین پکن و واشنگتن رخ داده بود. در جبهه تجاری اصلا وضعیت آرام نبوده و طی مدت اخیر، همواره اسلحهها بهسوی یکدیگر نشانه رفته بودهاند. در ماه سپتامبر 2019، بعد از یک تابستان با مجادله لفظی داغ، دولت ترامپ تعرفهها را بهاندازه 125 میلیارد دلار دیگر برای کالاهای چینی افزایش داد. چین با اعمال تعرفه روی حدود 75 میلیارد دلار کالای آمریکا به این عمل پاسخ داد. ایالات متحده ممکن است تعرفههاي بیشتری را در همین روزها اعمال کند که تقریبا به اندازه ارزش کل واردات از چین است. این تعرفههای تنبیهی ممکن است به حدود نیم تریلیون دلار برسد که معادل کل واردات چین از آمریکاست. انتظار میرود که انتقام چین از این حرکت نیز این باشد که تعرفههایی معادل 69 درصد از واردات کالا از آمریکا وضع کند. اگر تمام این تهدیدات عملی شود، نرخ میانگین تعرفه واردات آمریکا از چین حدود 24 درصد خواهد بود که حدود سه درصد از میانگین تعرفههای دو سال پیش بیشتر است و واردات چین از آمریکا نیز تعرفه میانگین 26 درصد را تجربه خواهد کرد. این رقم قابل قیاس نیست با میانگین تعرفههای واردات چین از تمام کشورهای دیگر غیر از آمریکا که حدود 6.7 درصد است. شرکتکنندگان در این جنگ تجاری شاید هنوز از مهلکهای که در انتظار آنان است جان سالم به در برده باشند. تاکنون دهها دور مذاکرات با شرکت مقامات بلندپایه دو کشور انجام شده بدون اینکه هیچ امید واقعی برای به رسیدن به توافق وجود داشته باشد. ترامپ فکر میکند که تعرفهها چین را نرم خواهد کرد تا فعالیتهای تجاری به ادعای او غیرمنصفانهاش را تغییر دهد. چین شاید میخواهد که در برخی مسائل تغییر رویه دهد، مثلا در خرید کالاهای آمریکایی بیشتر، باز کردن بازارهایش در اندازهای بیشتر در مقابل شرکتهای آمریکایی و بهبود بخشیدن به نظام حفاظت از مالکیت فکری. اما چین این کارها در قبال برداشتهشدن تعرفهها انجام خواهد داد و البته نه به میزانی که دولت ترامپ میخواهد. در این میان، چین امیدوار است که کارهای تلافیجویانهاش باعث شود فشار اقتصادیای به اندازه کافی به ایالات متحده وارد شود تا واشنگتن را ناچار به تجدیدنظر کند. آمار و ارقام نشان میدهند که واشنگتن برنده این جنگ تجاری نیست. با وجود این، رشد اقتصادی چین کاهش پیدا کرده و تعرفهها به مصرفکنندگان آمریکایی ضربه سختتری زده است تا شرکای چینی. ترامپ از ترس رکودی که گوشهای نشسته و در انتظار حمله است، باید به این واقعیت فکر کند که روش کنونی او اقتصاد آمریکا را تضعیف میکند، نظام تجاری بینالمللی را با خطر مواجه میکند و روند کاهش کسری تراز تجاریای را که این کشور به آن میلی ندارد و میخواهد از آن خلاص شود، با مشکل مواجه میکند. ترامپ ممکن است از سیاست خودزنیاش در قبال چین دست بردارد اما رقابت آمریکا با چین فراتر از دوران تصدی ریاستجمهوری او است. بخش مهمی از ضدیت او با چین در ظاهر چنین به نظر میرسد که از روی مشکل شخصیای است که ترامپ با شی جینپینگ، رهبر چین، و کل حزب کمونیست چین دارد. اما این اختلاف نظر یک اختلاف سیستمی است و اصلا شخصی نیست. هزینههای فعلی جنگ تجاری واقعیتهای ساختاریای را بازنمایی میکند که روابط اقتصادی بین چین و آمریکا را تحتالشعاع قرار میدهد. ارزش دارد که جنبوجوشهای اقتصادی بین دو کشور بیشتر زیر نظر قرار گیرد چون دو قدرت اقتصادی بزرگ جهان تلاش میکنند در سال پیش رو، به موازنهای جدید و جامع دست پیدا کنند. جنگ تجاری کنونی نتایجی در بر نداشته است که به مذاق آمریکا خوش آید. اولین بار، واشنگتن در سال 2018 تعرفههای واردات کالا از چین را افزایش داد. در همان سال، صادرات چین به ایالات متحده تا 34 میلیارد دلار یا به عبارت دیگر، هفت درصد نسبت به سال قبل از آن افزایش داشت، در صورتی که صادرات آمریکا به چین 10 میلیارد دلار کم شد، معادل هشت درصد کاهش نسبت به سال قبلتر. در هشت ماه ابتدای امسال (2019) هم صادرات چین به آمریکا نسبت به دوره زمانی مشابه سال قبل، فقط چهار درصد کاهش داشت اما صادرات آمریکا به چین خیلی بیشتر و تا نزدیک 24 درصد سقوط کرد. به جای اینکه کاری کنند که شکاف تجاری کمتر شود، اعمال تعرفهها همزمان شدند با عمیقتر شدن کسری تجاری آمریکا با چین: کسری تجاری آمریکا با چین در سال 2018 در حدود 12 درصد (420 میلیارد دلار) بود و در هشتماهه ابتدای 2019 هم هشت درصد به آن اضافه شد. دستکم دو علت وجود دارد برای اینکه بگوییم چرا صادرات چین به آمریکا آنقدری که دولت ترامپ امیدوار بود کاهش نیافت. یک علت این است که جایگزین خوبی برای بیشتر محصولات وارداتی آمریکا از چین وجود ندارد؛ محصولاتی مثل گوشیهای آیفون یا پهپادهای مصرفی. بنابراین خریداران آمریکایی ناچارند تعرفهها را در قالب قیمتهای بالاتر این محصولات بپردازند. دلیل دیگر این است که برخلاف تیترهای درشت اخیر رسانهها، تعداد زیادی از تولیدکنندگان کالاهایی که با سرمایه آمریکایی ساخته میشوند، به زنجیره تولیدی وابستهاند که فقط در چین وجود دارد. شرکت اپل در سال 2012 تلاش کرد کارخانههای تولید رایانههای پیشرفته «مک پرو»ی خود را از چین به تگزاس منتقل کند اما مشکلات تامین پیچهای ظریفی که قطعات این رایانه را به هم وصل میکرد، باعث شد از این تغییر مکان صرفنظر کند. برخی از تولیدکنندگان صادراتمحور در حال ترک چین هستند اما نه تولیدکنندگان آمریکایی. بر اساس نظرسنجیای که در ماه مه 2019 در اتاق بازرگانی آمریکا در شانگهای انجام شد، کمتر از شش درصد تجار آمریکایی که در چین فعالیت میکنند برنامه دارند به کشور خود بازگردند. 60 درصد شرکتهای آمریکایی گفتهاند که در چین خواهند ماند. خسارت اقتصادی در بخش واردات برای آمریکا بسیار بیشتر از چین بوده است. در سال 2018، اقتصاددانان در فدرال رزرو و دیگر نهادهای اقتصادی به این نتیجه رسیدند که تعرفهها سبب نشده صادرکنندگان چینی قیمتهای خود را پایین بیاورند بلکه در عوض، تمام هزینه تعرفهها بر دوش مصرفکنندگان آمریکایی گذاشته شده است. چون تعرفهها قیمت کالاهای وارداتی چینی را افزایش میدهند، مصرفکنندگان آمریکایی این گزینه را پیش روی خود خواهند داشت که کالاهای جایگزین را (در صورتی که در دسترس باشد) از کشورهای دیگر بخرند. این کالاهای جایگزین شاید گرانتر باشند از کالاها با قیمتی که در خود چین دارند اما ارزانترند کالاهای مشابه چینی بعد از اعمال تعرفهها. اختلاف قیمت بین واردات کالاهای چینی قبل از اعمال تعرفه با این کالاهای جایگزین از کشورهای ثالث، چیزی را در اقتصاد آمریکا تشکیل میدهد که اقتصاددانها به آن «رفاه ازدسترفته» میگویند. اقتصاددانان تخمین زدهاند که رفاه ازدسترفته حاصل از واردات کالاهای چینی، از زمان شروع اعمال تعرفهها 200 میلیارد دلار بوده که سرانه هر خانوار از آن میشد 620 دلار که سالانه معادل 80 میلیارد دلار است. این میزان رفاه ازدسترفته به اندازه 0.4 درصد تولید ناخالص داخلی آمریکا است. اگر ایالات متحده به توسعه رژیم تعرفهای خود به ترتیبی که پیش گرفته ادامه بدهد، این خسارت بیش از دو برابر خواهد شد. در این بین، مصرفکنندگان چینی پول بیشتری برای کالاهای وارداتی از آمریکا پرداخت نمیکنند. پژوهشی در مرکز تحقیقات اقتصاد بینالمللی پترسون نشان میدهد که از ابتدای سال 2018، چین نرخ میانگین تعرفههای واردات از آمریکا را از 8 درصد به 21.8 درصد رسانده و میانگین تعرفههای واردات را از سایر کشورها از 8 درصد تا 6.7 درصد پایین آورده است. چین تعرفهها را فقط بر کالاهای آمریکاییای اعمال کرده که میتوان جایگزینی برای آنها در میان کالاهای وارداتی از کشورهای دیگر با قیمتی یکسان پیدا کرد. اما در عمل، عوارض بر آن نوع محصولاتی آمریکایی را که نمیتوان در جاهای دیگر ارزان خرید، مثل نیمهرساناها و محصولات دارویی، پایین آورده است. در نتیجه، با وجود اینکه تعرفههای گمرکی کالاهای آمریکایی در چین بالا رفته، قیمت کالاهای وارداتی به چین بهطور کلی پایین آمده است. پکن ثابت کرده است که توانایی خیلی بیشتری از واشنگتن دارد برای اینکه میزان فشار بر مصرفکنندگان و اقتصاد خودش را به پایینترین حد برساند. ترامپ فکر میکند چین در حال «کلاه گذاشتن» بر سر آمریکا است. او میخواهد که کسری تجاری کلی آمریکا را با تغییر رفتار تجاری چین کاهش دهد. اما اعمال تعرفه بر کالاهای وارداتی از چین تاثیری معکوس میگذارد و بهطور کلی کسری تجاری آمریکا را افزایش میدهد، چنانکه این کسری در هفت ما اول سال 2019 نسبت به مدت مشابه سال قبل، 28 میلیارد دلار افزایش یافته است. نکته اینجاست که در سال جدید میلادی، جنگ تجاری بین آمریکا و چین برندهای نخواهد داشت و حتی اگر کشوری بخواهد از این اتفاق خسارت ببیند، آمریکاست که خسارت بیشتری را متحمل خواهد شد.
نظر خود را بنویسید