دولت در عرصه نشریات چاپی ایران نقشی نظارتی‌‌ ـ‌ یارانه‌ای بازی می‌کند

مطبوعات ایران؛ بازار کم‌رونق، نظارت زیاد و اقتصاد سخت

...

80 میلیارد تومان سال گذشته به مطبوعات یارانه دولتی پرداخت شده است

آینده نگر

مطبوعات ایران از نظر کمی همواره مسیری روبه‌رشد را طی کرده‌اند اما به نظر می‌رسد از لحاظ کیفیت و کارکرد، تاریخی پرفراز و نشیب را گذرانده‌اند و در سال‌هاي اخیر نیز وضعیت چندان مطلوبی ندارند. طبق آخرین آمار معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد، ۱۱ هزار و ۹۰۰ مجوز برای انتشار نشریات صادر شده که از این میان، ۷ هزار و ۷۱۵ مجوز در حوزه رسانه‌های مکتوب، ۳ هزار و ۴۰۲ مجوز در حوزه رسانه‌های آنلاین و بقیه در حوزه رسانه‌های الکترونیک غیر آنلاین صادرشده است. اما این‌ها همه آمار است و آنچه کیفیت را مشخص می‌کند، تحلیلی است که می‌توان بر این آمار نوشت. دو سال پیش، معاون مطبوعات وقت وزارت ارشاد تیراژ کل نشریات کشور را یک میلیون و 200 هزار عنوان کرده بود که حدود نیمی از آن‌ها فروخته نمی‌شدند و برگشت می‌خوردند. اما در دو سال گذشته که بحران کاغذ پیش آمده و کاغذ بسیار گران شده، تیراژ نشریات هم سقوط عظیمی کرده،‌ به‌طوری که مثلا روزنامه همشهری که در سال‌های اوج خود 500 هزار نسخه تیراژ داشت و در سال‌های گذشته تیراژش به 180 هزار نسخه رسیده،‌ تیراژ خود را به 30 هزار نسخه رساند. گزارش‌های غیررسمی می‌گویند که روزنامه‌هایی مثل ایران و جام‌جم کمتر از 25 هزار نسخه تیراژ دارند و بسیاری از روزنامه‌های خصوصی زیر 10 هزار نسخه چاپ می‌شوند. روزنامه‌هایی متعدد نیز حتی با عناوین مطرحی که دارند، زیر هزار نسخه تیراژ دارند.

 مطبوعات ایران از کجا شروع کردند

«کاغذ اخبار» اولین نشریه ایرانی بود که در 1216 هجری شمسی به‌وسیله میرزا صالح شیرازی و با وابستگی به وزارت امور خارجه منتشر شد و از نامش هم پیداست که ترجمه تحت‌اللفظی اصطلاح انگلیسی روزنامه بود. البته اولین روزنامه فارسی‌زبان در هند به نام «مرآت‌الاحوال» سی سال پیش از کاغذ اخبار منتشر شده بود. ده سال پس از انتشار کاغذ اخبار، روزنامه «وقایع اتفاقیه» به‌وسیله صدراعظم آن زمان، میرزا محمدتقی خان امیرکبیر تاسیس شد و چندی بعد به «روزنامه دولت علیه ایران» تغییر نام داد. به‌طورکلی، از انتشار روزنامه دولتی وقایع اتفاقیه تا بیست سال بعدازآن، مطبوعات وابسته به دولت بودند و هدف در نقل هر واقعه‌ای خوش‌آمد مرکز قدرت روز بود. به‌تدریج روزنامه‌هایی مثل «وطن» و «اختر» به جمع روزنامه‌های فارسی‌زبان اضافه شدند که در جهت منافع ملی و روشنگری مردم حرکت می‌کردند.

از همان اوایل که روزنامه‌های فارسی به ایران وارد شد سانسور نیز شروع شد. سانسور پس از تأسيس روزنامه «وقايع اتفاقيه» در 1267 قمري که سومين روزنامه فارسي منتشرشده در ايران بود، ابتدا به‌طور غیررسمی و پس‌ازآن به‌شکل رسمي دنبال ‌شد. برخي از مورخان تاريخ مطبوعات، برجيس صاحب انگليسي را که امور فني و مباشرت وقايع اتفاقيه را بر عهده داشت، اولين مأمور سانسور در ايران مي‌دانند. او «اخبار مضره» را در روزنامه‌اش چاپ نمي‌کرد و آن‌ها را در يک روزنامه ديگر که حکم بولتن محرمانه داشت، براي شاه و صدراعظم مي‌فرستاد. چند سال بعد در 1280 قمري، صنيع‌الملک (اعتمادالسلطنه آينده) به رياست «اداره مطبوعات دولتي» گماشته شد و سانسور رسمي در مطبوعات کشور آغاز شد. بعدتر «اداره مطبوعات دولتي» به «اداره انطباعات دولت عليه» تغيير نام داد و با ادغام در «دارالتأليف مبارکه» نهاد «وزارت انطباعات ممالک محروسه» را تشکيل داد و اعتمادالسلطنه به وزارت انطباعات منصوب شد تا سانسور را دنبال کند. وزارت انطباعات به‌قدری محدودیت مطبوعاتي درست کرد که پس از انقلاب مشروطه، نمايندگان مجلس اول شوراي ملي آن را بعد از 44 سال فعاليت، در 1325 قمري منحل کردند و تنها اجازه تشکيل يک اداره انطباعات را زير نظر وزارت علوم، به دولت دادند.

مطبوعات دوران مشروطه از مهم‌ترین وسایل اطلاع‌رسانی به مشروطه‌خواهان بود. در این دوران حدود 90 نشریه در کشور منتشر می‌شد. فاصله بين امضاي فرمان مشروطه تا تصويب نخستين قانون مطبوعات دوره پرشوري براي روزنامه‌ها بود. اولين قانون براي مطبوعات ايران نیز بعد از پیروزی انقلاب مشروطه، پس از يک سال بحث تصويب شد. چون در نوشتن آن از قانون مطبوعات فرانسه گرته‌ برداشته شده بود، شاید هنوز مترقي‌ترين قانون مطبوعات ايران به شمار رود. مهم‌ترين اتفاقي که در اولين قانون مطبوعات ايران افتاده بود، لازم نبودن امتياز براي انتشار روزنامه بود. به‌زودی دوران استبداد صغیر سررسید و تعداد از روزنامه‌نگاران اعدام و عده‌ای متواری شدند.

با فتح تهران دوباره وضعیت آزادی به مطبوعات برگشت اما در مجلس دوم شورای ملی که اکثریت دست محافظه‌کاران بود، فشار روی مطبوعات بسیار افزایش یافت. سانسور در دوران وزارت جنگ، رئیس‌الوزرایی و شاهنشاهي رضاخان به اوج خود رسيد. مأمور معروف سانسور مطبوعات در دوره رضاشاه که بعد از او، در دوره محمدرضا شاه هم به اعمال نظارت بر مطبوعات مشغول بود، محرمعلي‌خان بود. او از سال 1317 تا سال 1354 مأمور سانسور بود و حتي در دوره نخست‌وزيري دکتر محمد مصدق هم به کار خود ادامه داد.

پس از اشغال ايران در شهریورماه سال 1320 تا کودتاي 28 مرداد در سال 1332، مطبوعات ايران تقريبا دوره راحتي را گذراندند. بااین‌حال، در سال 1321 شمسي، پس از بلواي نان، قوام‌السلطنه همه مطبوعات حتي نشريه مجلس شوراي ملي را توقيف کرد و قرار شد مديران به‌تدریج براي گرفتن امتياز انتشار روزنامه اقدام کنند. ازآن‌پس، کسب «اجازه» و امتياز براي مطبوعات که يکي از موارد سانسور مطبوعات محسوب مي‌شود، وارد تاريخ روزنامه‌نگاري ايران شد. پس از کودتاي 28 مرداد سال 1332 شمسي، عرصه بر مطبوعات بسيار تنگ‌تر شد. سانسور در اين دوره بيشتر به سانسور پس از چاپ اختصاص داشت. از سال 1341 به‌ویژه پس از تأسيس حزب رستاخيز در سال 1353، حکومت رسما روزنامه‌ها را سانسور مي‌کرد و اين سانسور مربوط به مرحله پيش از چاپ بود.

بعد از انقلاب، به‌تدریج روزنامه‌های بزرگ کشور ازجمله کیهان و اطلاعات مدتی با کادر حرفه‌ای خود به کار ادامه دادند و بعد از مصادره شدن به نیروهای انقلابی معتمد نظام جدید سپرده شدند. از سوی دیگر، بسیاری از روزنامه‌نگارانی که در کیهان پیش از انقلاب می‌نوشتند در همین دوران تصفیه شدند که ماجرای خروج بخش بزرگی از کادرهای حرفه‌ای از روزنامه کیهان مشهورترین آن‌هاست.

در دوران جنگ ایران و عراق، مطبوعات در موقعیت اضطراری وضعیت جاری کشور بودند اما بعد از اتمام جنگ و کاهش تدریجی تنش‌های سیاسی، مجالی برای ظهوری نشریات تخصصی و طیفی از نشریات سیاسی وابسته به جناح‌های مختلف درون نظام پیدا شد. برخلاف روزنامه‌نگاری پیش از انقلاب که اگر کسانی به‌صورت حرفه‌ای منبع اصلی یا تنها منبع درآمدشان مطبوعات بود باید در روزنامه‌های وابسته به حکومت کار می‌کردند، در دوران پس از جنگ به‌تدریج نوشتن در نشریات مستقل به منبع درآمد برای گروه فزاینده‌ای از روزنامه‌نگاران تبدیل شد. روزنامه‌ها در قالب‌های جدیدی منتشر شدند که انتشار روزنامه همشهری در سال 1371 مهم‌ترین اتفاق این دوره است.

بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال 1376 به مدت دو سال تا اردیبهشت 1379، دوباره شکوفایی زیادی در مطبوعات پیدا شد و دومین بهار آزادی مطبوعات شکل گرفت. در همین دوران بود که انجمن روزنامه‌نگاران ایران که تشکل سراسر روزنامه‌نگاران بعد از انقلاب بود شکل گرفت. بعد از توقیف‌های دسته‌جمعی مطبوعات در سال 1379 دوباره مثل دوران بعد از جنگ، مطبوعات تخصصی رواج یافتند.

 نهادهای آموزشی مطبوعات

از دهه 1340 که روزنامه‌نگاری در ایران تقریبا کاری تمام‌وقت و حرفه‌ای شده بود، کمبود روزنامه‌نگار در مطبوعات حس می‌شد. موسساتی مثل دانشگاه تهران از قبل کلاس‌هایی برای آموزش روزنامه‌نگاری برگزار کرده بودند اما وجود یک نهاد آموزشی که بتواند به‌طور مرتب روزنامه‌نگار تربیت کند لازم بود. روزنامه کیهان در سال 1346 دانشکده ارتباطات را تاسیس کرد که واحدهای روزنامه‌نگاری چاپی و رادیوـ‌‌تلویزیونی در آن تدریس می‌شد و بهترین استادان ایران در آن درس می‌دادند. بسیاری از استادان فعلی روزنامه‌نگاری و ارتباطات از فارغ‌التحصیلان آن دانشکده‌اند. با اینکه این دانشکده و حتی رشته ارتباطات بعد از انقلاب منحل شد و با صبر و استقامت استادانی همچون کاظم معتمدنژاد و نعیم بدیعی کار را پیش برد، اما اکنون علاوه بر دانشگاه علامه طباطبایی که مدیریت دانشکده تاریخی ارتباطات را بر عهده دارد، دانشگاه تهران،‌ دانشگاه امام صادق، دانشگاه سوره و واحدهایی از دانشگاه آزاد اسلامی، همچون واحد تهران مرکز و علوم و تحقیقات هم دانشجوی ارتباطات تربیت می‌کنند که البته برخی از آنان روزنامه‌نگاری را پیش می‌گیرند و شمار قابل‌توجهی از آن‌ها نیز به کار روابط‌عمومی و تبلیغات و سایر فعالیت‌های مرتبط با ارتباطات مشغول می‌شوند. در حال حاضر، حدود هزار دانشجو در مقاطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترا و  ۸۰ استاد و هیئت علمی دوران تحصیل خود را در رشته‌های روزنامه‌نگاری، روابط عمومی و مطالعات ارتباطی در مقطع کارشناسی، روزنامه‌نگاری، علوم ارتباطات و مدیریت رسانه در مقطع کارشناسی ارشد و علوم ارتباطات در مقطع دکترا می‌گذرانند. برخی مراکز غیردانشگاهي مثل مرکز تحقیقات و توسعه رسانه نیز سال‌هاست که کلاس‌های آموزش روزنامه‌نگاری برگزار می‌کند و بسیاری از روزنامه‌نگاری کنونی ایران در این کلاس‌ها آموزش یافته‌اند.

یارانه مطبوعات و نظارت‌های مثبت

در کشورهایی که ازنظر تاریخی، مطبوعات یکی از ماموران مدرنیزاسیون به شمار می‌روند و مدرنیته از بالا به پایین است، ارتباط بین دولت و مطبوعات اجتناب‌ناپذیر است و بنابراین در بازار مطبوعات نیز دولت نقش تعیین‌کننده و مسلطی در عرصه رقابتی دارد. هزینه‌های سنگین و زیرساخت‌هاي پرهزینه جذابیتی برای بخش خصوصی برای ورود به بازار مطبوعات باقی نمی‌گذارد و در چنین حالتی، دولت به‌طور خودکار نقشی پیشرو را در بازار بازی می‌کند. به‌علاوه، در مسائل سیاسی و حتی مطالب سرگرم‌کننده حساس نیز مطبوعات غیردولتی تحت فشار زیادی قرار دارند و رقابت برای آن‌ها سخت است. از سوی دیگر، آگهی‌ها بیشتر به روزنامه‌های دولتی می‌رسد و روزنامه‌ها در زمینه آگهی باید با رادیو و تلویزیون نیز رقابت کنند. همچنین تورم، بیکاری و مسائل اقتصادی سهم کالاهای فرهنگی را در سبد خانوار در حد پایین نگه داشته است. مشکل دیگر این است که بسیاری از کسانی که در مطبوعات به‌عنوان مدیران مطبوعاتی شناخته می‌شوند، افرادی هستند که بیش از اینکه دارای سابقه مطبوعاتی باشند به‌عنوان فعالان سیاسی شناخته می‌شوند و اتفاقا بسیاری از آن‌ها سابقه مدیریت‌های دولتی نیز دارند. بنابراین به‌راحتی نمی‌توان مطبوعات را مانند مطبوعات کشورهای توسعه‌یافته، عنصری از جامعه مدنی و جدا از دولت در نظر گرفت به این دلیل که جامعه مدنی در ایران چندان از دولت جدا نیست.

نقشی که دولت در رسانه‌های مکتوب ایران بازی می‌کند نقشی نظارتی ـ یارانه‌ای است. نقش نظارتی دولت به نظام حقوقی کسب مجوز پیش از انتشار برای نشریات بازمی‌گردد و نقش یارانه‌ای دولت نیز به یارانه‌هایی مربوط می‌شود که به مطبوعات می‌دهد. از گذشته‌های دور، معاونت مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به مطبوعات کشور کمک مالی می‌کرده است که با عنوان «یارانه مطبوعات» شناخته می‌شده و ردیفی نیز در بودجه سالانه دولت داشته است. یارانه دولت با هدف حمایت از تولیدات فرهنگی در بین مطبوعات توزیع می‌شده است که از همان ابتدای کار، برخی از مطبوعات یارانه را صرف کارهایی غیر از تولید نشریه می‌کردند و عملا این یارانه حیف و میل می‌شد.

آماری در دست نیست که چقدر از یارانه‌های مطبوعات به هدر می‌رفته و همچنان نیز به هدر می‌رود اما افراد خبره مطبوعاتی شواهدی از این مسئله را برشمرده‌اند. بر اساس گفته‌های وزیر ارشاد، در سال 1397 کل یارانه پرداختی به مطبوعات 80 میلیارد تومان بوده است. در تابستان امسال، چند تن از روزنامه‌نگاران در میزان یارانه مطبوعات تحقیق کردند و واقعیت‌هایی را درباره اعطای یارانه به نشریاتی فاش کردند که تیراژشان بسیار نازل و مصنوعی بود و کیفیت حرفه‌ای بسیار کمی هم داشتند. خبرهایی که روزنامه‌نگاران منتشر می‌کردند، حاکی از این بود که تعداد قابل‌توجهی از نشریات که اصلا روی کیوسک مطبوعاتی نمی‌رفتند، ده‌ها میلیون و حتی گاهی صدها میلیون تومان یارانه و میزان زیادی کاغذ گرفته بودند. این روزنامه‌نگاران که روی یارانه مطبوعات متمرکز شده بودند، دریافتند ده‌ها عنوان مطبوعات با عناوین متفاوت و گاهی مطالب تکراری زیر چتر موسسه‌هایی فرهنگی کار می‌کنند که مجموع یارانه‌های دریافتی این موسسات مبلغ هنگفتی می‌شود. کار تا جایی بالا گرفت و اعتراض روزنامه‌نگاران و افکار عمومی به حدی رسید که وزیر ارشاد دستور تهیه گزارشی از موضوع را صادر کرد و بعدتر، در گزارشی که دراین‌باره منتشر شد، تایید شد در میان نشریاتی که یارانه گرفته‌اند، عناوینی بوده‌اند که کیفیت لازم را نداشته‌اند. با این حال، با اینکه بنا شد از آن به بعد، تخصیص یارانه مطبوعات ضوابط سفت‌و‌سخت‌تری داشته باشد، اما تصمیم برای بازپس‌گرفتن یارانه‌های اعطایی قبلی گرفته نشد. چندی بعد، معاونت مطبوعاتی دستورالعمل تازه‌ای برای تخصیص یارانه به مطبوعات ارائه کرد که سخت‌گیرانه‌تر بود اما هنوز به نتیجه منجر نشده است.

علاوه بر یارانه، دولت نقشی هم در توزیع کاغذ مطبوعات دارد که آن هم در دو سال اخیر به بحران برخورده است. در بحبوحه تورم‌ و مشکلات ارزی و واردات در کشور، بحران کاغذ نیز ازجمله مسائل زیرساختی‌ای بود که گریبان‌گير مطبوعات شد. بحران کاغذ از پاییز 1396 شروع شد. در آن زمان، دولت یک محموله بزرگ کاغذ روزنامه وارد کرد و مشکل به‌طور موقت حل شد. در تابستان 1397، دلار چنان گران شد و اقتصاد کشور را متلاطم کرد که بحران کاغذ در آن گم بود. قیمت کاغذ روزنامه تقریبا سه برابر شد. سرانجام دولت دخالت کرد، کارگروه‌هایی تشکیل داد و این‌طور به نظر می‌رسید كه در تلاش است تا برای روزنامه‌ها کاغذ تامین شود. ولی تا بازار به‌ ثبات برسد و ارز برای این «کالای استراتژیک» که بخشی از وظیفه اطلاع‌رسانی به افکار عمومی را برعهده دارد تامین شود، هفته‌ها طول کشید و مطبوعات فشار زیادی را تحمل کردند. روزنامه‌های بزرگی مثل «همشهری» که خود واردکننده کاغذ بودند با کمبود مواجه شدند و بیشتر روزنامه‌های خصوصی و حتی روزنامه «ایران» که روزنامه دولت است، کاغذ مورد نیاز خود را روزانه می‌خریدند و اصلا نمی‌دانستند آیا تا روز بعد می‌توانند کاغذ خود را تامین کنند یا نه. برخی از روزنامه‌ها دیدند اصلا انتشارشان به‌صرفه نیست و تعطیل شدند، مثل روزنامه «همبستگی». برخی از روزنامه‌ها تعداد صفحات خود را کاهش دادند، مثل روزنامه‌های «آفتاب یزد»، «همشهری» و «سازندگی». روزنامه «هفت صبح» قیمت خود را دو برابر کرد و روزنامه «شرق» هم بخش اشتراک خود را تعطیل و به‌همراه روزنامه «اعتماد» سرویس آنلاین خود را پولی کرد. حدود 30 درصد هزینه‌های مطبوعات و همچنین صنعت نشر کتاب مربوط به هزینه کاغذ است و فشار اقتصادی باعث شده بود که نشریات هرکاری بکنند تا بتوانند در بحران، باقی بمانند.

ایران به‌طورکلی در سال حدود یک میلیون و 900 هزار تن انواع کاغذ و مقوا مصرف می‌کند. این اقلام از کاغذ روزنامه تا کاغذ تیشو (دستمال کاغذی) را شامل می‌شود. در تابستان 1397 در تمام این اقلام کمبود به وجود آمد و حتی در فروشگاه‌ها برای خرید دستمال کاغذی هم صف بسته شد. از این میان، سالانه حدود یک میلیون و 200 هزار تن واردات کاغذ و مقوا صورت می‌گیرد. سالانه حدود 900 هزار تن کاغذ و مقوای بسته‌بندی در ایران به مصرف می‌رسد و 380 هزار تن هم کاغذ چاپ و تحریر و همچنین کاغذ روزنامه مصرف می‌شود. در سال‌هایی که اوج تیراژ مطبوعات چاپی ایران بود، بین 130 تا 140 هزار تن کاغذ روزنامه در سال مصرف می‌شد و کارخانه صنایع چوب و کاغذ مازندران نیمی از این نیاز را تولید می‌کرد. اما حالا مصرف کاغذ روزنامه در ایران به سالی 70 هزار تن رسیده و صنایع چوب و کاغذ مازندران نه‌تنها تولید چندانی ندارد بلکه دست به واردات هم می‌زند.

در تابستان 1397 که فشار زیادی به روزنامه‌ها وارد آمد، بانک مرکزی تحت فشار قرار گرفت تا اسامی شرکت‌هایی را که برای واردات کاغذ ارز مبادله‌ای 4200 تومانی و حتی پیش از آن، ارز 3800 تومانی دریافت کرده بودند منتشر کند. رئیس انجمن واردکنندگان کاغذ،‌ حسن میرباقری، در همان روزهای انتشار این فهرست اعلام کرد که هویت 90 درصد افراد گیرنده ارز برای این صنف مجهول و تعداد بازرگانان قدیمی و شناسنامه‌دار کاغذ در میان آن‌ها بسیار کم است. او گفت که اساسا گرفتن 5 میلیون یورو ارز برای واردات کاغذ خیلی زیادتر از نیاز بازار است و رقم طبیعی‌ای نیست. ماجراهای دیگری هم به‌تدریج درز پیدا کرد، مثلا این‌که برخی واردکنندگان طی سال گذشته ارز را هزار تومان ارزان‌تر از نرخ مبادله‌ای گرفته بودند، معافیت در پرداخت تعرفه وارداتی و مالیات بر ارزش افزوده هم داشتند، اما به‌جای واردات کاغذ گلاسه چاپ و تحریر، کاغذهای دیگری وارد کرده بودند که در بازار با نرخ‌های بازاری فروخته و 4 هزار میلیارد تومان تخلف کرده بودند. حتی خود معاون مطبوعاتی وزیر ارشاد هم اعلام کرد که دو نفر که اصلا هویت مجهولی دارند 24 میلیون یورو ارز از وزارت صنعت، معدن و تجارت گرفته بوده‌اند.

نظام حقوقی مجوزها

نظام حقوقی مطبوعات در ایران نظام کسب مجوز پیش از انتشار است. به‌جز اولين قانون مطبوعات كه در دوره مشروطه و بر پايه قانون مطبوعات فرانسه نوشته شد، در چهار قانون ديگر مطبوعات با وضع قانون گرفتن مجوز يا پروانه انتشار نشريه، آزادي مطبوعات زير سؤال رفته است. با نگاهی به تاریخ مطبوعات در ایران می‌توان گفت که نظام حقوقی مطبوعات کشور همان‌طور که چهره مطبوعات تغییر کرده دچار تغییراتی بوده است اما این تغییرات نسبت به حوزه‌های سخت‌افزاری، نیروی انسانی و حرفه‌ای بسیار کمتر بوده است. بزرگ‌ترین مشکل قانون مطبوعات ایران این است که مطبوعات برای انتشار باید امتیاز بگیرند و اجازه قبلی کسب کنند.

به‌طور کلی، نظام فرهنگی کنونی ایران نظامی برپایه تفکر مهندسی فرهنگی است. در این تفکر، نقش اجتماعی رسانه‌ها همچون مدرسه و دانشگاه در نظر گرفته می‌شود و ارتباط مردم و رسانه بیشتر عمودی و کمی هم افقی است. در این نوع تفکر، میزان کنترل بر رسانه باید کامل باشد و نظارت بر رسانه هم حین انتشار و هم پس از آن باید انجام شود. در این نظریه هنجاری، رسانه‌ها ابزار آموزش و انسان‌سازی هستند، فرهنگ تولیدشده در آن‌ها ایرانی ـ اسلامی است، خطوط قرمز آن‌ها ضدیت با نظام اسلامی است، رابطه آن‌ها با جامعه باید از نوع آموزش، اصلاح و هدایت باشد و همچنین نحوه دسترسی جامعه به محتوای رسانه‌ها نیز باید ازصافی‌گذشته و اصلاح‌شده باشد.

مسئله مهم درباره تدوین قوانین مطبوعاتی در ایران این است که تحولات حقوقی همگی در دوره‌های گذار، پرتنش و ناآرام بوده و بنابراین موجب شده است که در قوانین مطبوعاتی بیشتر محدودیت‌ها مدنظر باشد تا آزادی‌ها. همچنین در قوانین مطبوعاتی ایران، نظارت‌های صنفی و مدنی پیش‌بینی نشده است. از سوی دیگر، قانون مطبوعات ایران به‌جز اصلاحی که در سال 1379 در آن انجام شد و نشریات الکترونیک نیز جزو آن قرار گرفت، با تحولات فناوری‌های نوین سازگار نبوده است.

از وقتی‌که در عصر ناصری مطبوعات در ایران کار خود را آغاز کردند، خوانندگان مطبوعات چندان زیاد نبودند. ریشه‌های عمیق فرهنگ شفاهی در ایران، خط قرمزهای محدودکننده مطبوعات که از جذابیت آن‌ها می‌کاست و بی‌سوادی زیاد، باعث می‌شد که مطبوعات رشد چندانی نکنند و بازار مطبوعات نیز وابسته به حمایت‌های دولتی باقی بماند. به‌جز استثنای مطبوعات دوران انقلاب 1357 که نیاز به اطلاع‌رسانی تیراژ آن‌ها را بسیار افزایش داده بود، مطبوعات همواره دارای عناوین و تیراژ پایینی بوده‌اند. پس از دوران انقلاب تعداد نشریات در ایران به‌شدت افزایش یافت. برخی محققان دلایل بین‌المللی این اتفاق را گسترش جهانی‌سازی و افزایش مصرف و نیاز برای تولیدات فرهنگی برای این اتفاق می‌دانند و دلایل ملی آن را نیز تغییرات جمعیتی که باعث افزایش نسبت جوانان و شهرنشینان در جامعه شده بود، افزایش سواد و آموزش در ایران با وجود باقی ماندن شکاف بی‌سوادی بین شهرها و روستاها و زنان و مردان و نیز ورود زنان در زندگی عمومی عنوان می‌کنند. تا دو سال بعد از انقلاب، نسبت به سال 1355 تعداد عناوین مطبوعات به دو برابر و نیم افزایش یافت و بااینکه در دوران جنگ تعداد عناوین پایین آمد اما تیراژ در همان حد ماند. در دوران سازندگی دوباره تعداد عناوین افزایش یافت و در دوران اصلاحات نیز تعداد عناوین مطبوعات به بیشترین حد خود رسید. با‌وجوداین، تیراژ مطبوعات از آنچه یونسکو معین کرده بود و نسبت به برخی از کشورهای دارای سابقه روزنامه‌نگاری مشابه ایران مثل مصر و ترکیه کمتر بوده است. بازار مطبوعات در ایران از یک ‌سو، شاهد مجتمع‌های عظیم دولتی و از سوی دیگر، کسب‌وکارهای خصوصی کوچک و حرفه‌ای است که عملا تصویری از مقیاس بزرگ‌تر کل اقتصاد سیاسی ایران را نشان می‌دهد.

 چالش با رسانه‌های نوین

شاید اولین بارقه‌های فناوری دیجیتال در عکاسی و چاپ در مطبوعات وارد شد، بعدتر روزنامه‌ها و مجله‌ها وب‌سایت‌های خود را راه‌ انداختند و بعد از اینکه ابزارهای تعاملی وارد اینترنت شد و اصطلاحات وب 2.0 شروع به کار کرد، شبکه‌های اجتماعی هم آمدند و مطبوعات چاپی سعی کردند از این فرصت نیز برای دیده شدن و جذب مخاطب استفاده کنند.

اما در ایران خیلی دیر این اتفاقات رخ داد. اینترنت به‌صورت عمومی در اواسط دهه 1370 وارد برخی از خانه‌های مردم شد و به‌تدریج در اوایل دهه 1380 شاهد همه‌گیری اینترنت دست‌کم بین جوانان بودیم. در اوایل همین دهه 1390 بود که قابلیت اینترنت همراه در کشور گسترش یافت و اغلب گوشی‌های تلفن‌های هوشمند به اینترنت متصل شدند. اتصال اینترنتِ همراه انقلابی در مصرف اینترنت در ایران ایجاد کرد و نسل‌های میانسال و حتی مسن وابسته به اینترنت شدند. اکنون دیگر اینترنت مختص به جوانان نیست و می‌توان گفت که همه اقشار و طبقات مردم در حال استفاده از اینترنت هستند. چنین بستر مناسبی، کاملا برای رسانه‌ها مهیاست تا از قالب‌های جدید رسانه‌ای برای جذب مردم استفاده کنند.

با این حال، رسانه‌های مکتوب ایران بسیار دیرتر از آنچه انتظار می‌رفت از امکانات فضای مجازی و رسانه‌های نوین استفاده کردند. اولین نسل از فعالیت مطبوعات در فضای مجازی به سال 1373 بازمی‌گردد که روزنامه‌ها نسخه پی‌دی‌اف خود را که همان نسخه‌ای بود که به چاپخانه هم می‌فرستادند،‌ روی وب‌سایت‌هایشان گذاشتند. اولین روزنامه‌ای که چنین کرد همشهری بود که در سال 1373 نسخه پی‌دی‌اف خود را روی وب‌سایت می‌گذاشت. به‌تدریج مطبوعات وارد دور دوم استفاده از فضای مجازی شدند و وب‌سایت‌هایی طراحی کردند که هر صفحه را نشان می‌داد و با کلیک‌کردن روی هر مطلب‌، می‌شد محتوای آن را خواند. از اوایل دهه 1380 بیشتر روزنامه‌ها وب‌سایت‌هایی تاسیس کردند که به همین ترتیب، مطالب خود را برای علاقه‌مندان نشان می‌داد. هنوز هم خیلی از روزنامه‌های ایران محتوای خود را این‌چنین برای مخاطبانی که می‌خواهند روزنامه را آنلاین بخرند نمایش می‌دهند.

نسل سوم استفاده از اینترنت برای مطبوعات به نشریاتی بازمی‌گردد که تلاش می‌کردند نوعی روزنامه‌نگاری سایبری را وارد فضای رسانه‌ای کشور کنند. به عبارت دیگر، برخی از نشریات تصمیم گرفتند چیدمان وب‌سایت‌های خود را متفاوت با چیدمان نسخه چاپی عرضه کنند. بنابراین وب‌سایت هر نشریه می‌توانست مستقل از نسخه چاپی‌ تیتر یک، عکس‌ها و بخش‌بندی‌های متمایزی داشته باشد. اولین بار، روزنامه جام‌جم در سال 1381 وب‌سایتی را راه‌اندازی کرد که تحت عنوان «جام‌جم آنلاین» مستقل از روزنامه محتوای خود را عرضه می‌کرد. بعدتر، روزنامه همشهری نیز با عنوان «همشهری آنلاین» وب‌سایتی کاملا مستقل از روزنامه به وجود آورد که با اینکه از برخی مطالب روزنامه چاپی نیز استفاده می‌کرد اما تحریریه‌ای مستقل داشت که خود نیز به تولید محتوا دست می‌زد. گاهی این اتفاق می‌افتاد که نسخه آنلاین یک نشریه دارای مخاطبان و اولویت خبری بیشتری از خود نشریه چاپی نیز می‌شد. می‌توان گفت از حوالی سال 1388 نسخه آنلاین برخی از نشریات خواننده بیشتری از خود نشریه پیدا کرد. برای مثال، روزنامه خبر که یک روزنامه تقریبا محلی در جنوب کشور بود، وب‌سایت «خبرآنلاین» را راه‌اندازی کرد که از خود روزنامه بسیار پرمخاطب‌تر شد.

دوره چهارم استفاده از ظرفیت اینترنت در سال 1392 آغاز شد، زمانی که برخی مطبوعات تصمیم گرفتند که وارد شبکه‌های اجتماعی به‌خصوص توییتر شوند. روزنامه شرق از اولین روزنامه‌هایی بود که حساب کاربری توییتر باز کرد. در آن زمان، توییتر فیلتر شده بود اما رسانه‌ها تصمیم گرفتند که وارد این فضا شوند و به‌سرعت نیز در آن رشد کردند. بعدتر، روزنامه‌هایی مثل اعتماد، ایران و همشهری هم حساب توییتر درست کردند و همچنان در آن مشغول‌اند. علاوه بر شبکه اجتماعی توییتر،‌ برخی رسانه‌ها تلاش کردند در اینستاگرام هم فعالیت کنند و در پیام‌رسان تلگرام هم کانال درست کنند. وقتی که تلگرام فیلتر شد، برخی از مطبوعات که ریشه دولتی داشتند تصمیم گرفتند فعالیت در آن را متوقف کنند اما حالا دوباره به‌تدریج به این پیام‌رسان بازگشته‌اند.

با همه این احوال، می‌توان گفت مطبوعات ایران خیلی دیر به این نتیجه رسیدند که باید از ظرفیت‌های ارتباطات دیجیتال برای جذب و درگیری مخاطب استفاده کنند. نکته دیگری که وجود داشت این بود که نشریات می‌دیدند شاید بتوانند با این ابزارها مخاطبانی را نیز به خود جذب کنند اما این جذب مخاطب در شبکه‌های اجتماعی یا پیام‌رسان‌ها لزوما به معنای درآمد بیشتر برای آن‌ها نبود. بنابراین برخی از روزنامه‌ها که اولین آن‌ها روزنامه شرق بود، تصمیم گرفتند نظام فروش آنلاین خود را  فعال کنند. در سال‌های اخیر، شرکت‌هایی مثل جار، فیدیبو و طاقچه نیز به بازار آمده‌اند تا علاوه بر وب‌سایت‌های خود روزنامه‌ها، نسخه دیجیتالی آن‌ها را به مخاطبان بفروشند. آماری در دست نیست که این روش‌ها چقدر توانسته کاهش فروش نسخه چاپی مطبوعات را جبران کند. اما اگر به رسانه‌های جهان بنگریم، جز معدود نشریاتی همچون نیویورک تایمز، روش فروش نسخه‌های آنلاین یا جذب آگهی‌های آنلاین جبران‌کننده خوبی برای کاهش درآمد فروش و آگهی‌های نسخه‌های چاپی نبوده است.

بهترین راه‌حل: آزادی رسانه

برخی محققان ازجمله حسین شهیدی که در مطبوعات ایران مطالعه کرده، معتقدند روزنامه‌نگاری در دوران قبل از انقلاب یک نوع رسالت برای روزنامه‌نگاران به‌حساب می‌آمد و آن‌ها یا قلم‌به‌مزد و نوکر دولت به‌حساب می‌آمدند یا اینکه قهرمان و جان‌باخته راه آزادی شناخته می‌شدند. اما روزنامه‌نگاران بعد از انقلاب، به‌خصوص برخی روزنامه‌نگارانی که در دوران بعد از توقیف‌های دسته‌جمعی مطبوعات در سال 1379 کار کرده‌اند و با نوعی سازش در تصور خود از روزنامه‌نگاری تجدیدنظر کرده‌اند، بیشتر به این اعتقاد گرایش پیدا کرده‌اند که روزنامه‌نگار مسئول اگرچه ممکن است نتواند برای مشکلات پیچیده خوانندگان راه‌حل‌های معجزه‌آسا ارائه کند، می‌تواند اطلاعاتی در اختیار خواننده بگذارد که او را در یافتن راه‌حل یاری دهد. انجام این خدمت به مهارتی نیاز دارد که با مدت‌ها تجربه و آموزش به دست خواهد آمد، نه هنگامی‌که روزنامه‌نگار با نوشتن نخستین مطلب به‌ظاهر دوران‌ساز خود، کار، آزادی و شاید زندگی خود را از دست بدهد. بنابراین پس از یک قرن کوشش و مبارزه، به نظر می‌رسد آگاه کردن مردم ایران از آنچه در کشورشان و جهان می‌گذرد از یک رسالت به یک حرفه تبدیل شده است. از سوی دیگر، حاکمیت نیز باید بپذیرد که در صورت داشتن رسانه‌های آزاد که بتوانند مشکلات جامعه را بگویند و افراد صاحب قدرت را نقد کنند، راحت‌تر می‌تواند فساد را ریشه‌کن کند و حکمرانی مطلوب را رقم بزند. می‌توان گفت در ایران، بهترین راه‌حل برای رسانه‌ها و به‌خصوص برای مطبوعات آزادی رسانه است و قوانین مطبوعاتی که بتواند با ساختارهای به‌روزشده از این آزادی حمایت کند.

لینک کوتاه: https://news.tccim.ir/?62655

نظر خود را بنویسید

ارسال پیام

مطالب مرتبط