آیا آمریکای لاتینی‌ها منطقه‌ای‌شدن را به جهانی‌شدن ترجیح می‌دهند؟

از خشم اقتصادی تا خشم سیاسی

...

هر کشوری در آمریکای لاتین دارد اوضاع دراماتیک مخصوص به خودش را از سر می‌گذراند اما چالش اصلی این است که دولت‌ها تا چد حد قادرند اصلاحات سرمایه‌گذارپسند را با مطالبات مردم هماهنگ کنند.

آینده نگر/ منبع: کوریا هرالد

در تمام منطقه آمریکای لاتین، یک اتفاق بزرگ دارد می‌افتد. در چهل سال اخیر، هدف اکثر رهبران و رای‌دهندگان این بود که اقتصاد کشورهای این منطقه با بازارهای جهانی تطبیق پیدا کند و بهبود اوضاع اقتصادی به تدریج بهبود اوضاع اجتماعی را نیز به همراه بیاورد. ائتلاف‌های راست میانه و چپ میانه در این سال‌ها همچنان فراز و نشیب‌های خود را داشتند و در مورد مسائلی مثل مالیات‌ها با هم سرشاخ می‌شدند، اما به نظر می‌رسید که همه احزاب و رای‌دهندگان به آنها بر سر پیدا کردن جایی برای کشورشان در بازارهای خارجی و نیز جذب سرمایه خارجی به این کشورها با هم توافق نسبی پیدا کرده‌اند.

اما در ده سال اخیر، اوضاع به تدریج رو به تغییر گذاشت. تجارت جهانی روند آهسته‌تری پیدا کرد، جنگ‌های تجاری آغاز شد، معاهدات تجاری قبلی نادیده انگاشته شد و ناسیونالیسم اقتصادی به تهدیدی جدی برای نقش‌آفرینی اقتصادهای آمریکای لاتینی در بازارهای خارجی بدل شد. از آن بدتر اینکه آمریکای لاتین به عرصه شدیدترین نابرابری درآمدی در جهان بدل شد. در مجموع، کاهش تولید ناخالص داخلی در اکثر کشورهای این منطقه باعث شد امید به انجام اصلاحات اجتماعی هم به یأس بدل شود.

پیچیدگی اوضاع حتی پیامدهای دیگری نیز به همراه آورد. گروه‌های زیادی از رای‌دهندگان در آمریکای لاتین به وعده‌های چهره‌هایی مثل خایر بولسونارو (برزیل)، کیکو فوجیموری (پرو) و حوزه آنتونیو کاست (شیلی) روی خوش نشان دادند؛ آن هم در حالی که اصلا صبر و آمادگی ایجاد تغییر در درازمدت را نداشتند. جهانی‌زدایی (برعکس جهانی‌شدن) و پروتکشنیسم باعث شد روندی که داشت در اقتصادهای آمریکای لاتین دنبال می‌شد بی‌هیچ آلترناتیو مناسبی کنار گذاشته شود.

اما خشم اقتصادی مردم همچنان فروکش نکرده بود و اوضاع فقط بدتر شد. حتی در شیلی که مدت‌ها نماد بازار آزاد در آمریکای لاتین به شمار می‌رفت، اعتراضات گسترده‌ای شروع شد و فورا هم به خشونت گرایید. واقعیت این بود که به رغم رشد اقتصادی قابل توجه شیلی و کاهش فقر در این کشور از سال ۱۹۹۰ تاکنون، نابرابری در شیلی به وضوح بیشتر شده و دیگر فرصتی برای فرونشاندن خشم مردم از این وضع وجود ندارد. حتی دولت‌های پیشروتر در آمریکای لاتین مثل اکوادور نیز با خشم اقتصادی مشابهی مواجه شدند.

خلاصه اینکه ۲۰۱۹ سال خوبی برای این منطقه نبوده. اما پیش‌بینی‌هایی که در مورد آینده اقتصادهای آمریکای لاتین می‌شود هم چندان درخشان به نظر نمی‌آیند. صندوق بین‌المللی پول تخمین زده که رشد تولید ناخالص داخلی این منطقه در سال جاری تنها ۰.۶ درصد باشد. این در حالی است که رقم متوسط مشابه جهانی ۳.۲ درصد است. اگر ونزوئلا را در این ارقام کنار بگذاریم، رشد ۱.۳ درصدی برای منطقه آمریکای لاتین حاصل می‌شود که آن هم عالی نیست و نشان‌دهنده عدم رشد مناسب اقتصادهای بزرگ منطقه مثل برزیل، مکزیک و آرژانتین است.

صندوق بین‌المللی پول پیش‌بینی کرده که در سال ۲۰۲۰، افق رشد تولید ناخالص داخلی در منطقه آمریکای لاتین بهتر شود و به ۲.۳ درصد برسد. اما این رقم همچنان با متوسط جهانی فاصله زیادی دارد.

در این میان، امیدهایی هم برای برخی اقتصادهای آمریکای لاتین وجود دارد. مثلا بلوک تجاری مرکوسر می‌تواند روی آینده این منطقه تاثیر زیادی بگذارد. مرکوسر یکی از پروتکشنیستی‌ترین بلوک‌های تجاری جهان است اما به هر حال چهار کشور آمریکای جنوبی (برزیل، آرژانتین، پاراگوئه و اروگوئه) در چارچوب آن وارد توافق‌های تاریخی در زمینه تجارت آزاد شده‌اند و انتظار می‌رود که این توافق‌ها در آینده هم ادامه داشته باشند. همچنین کشورهایی مثل کلمبیا، شیلی، پرو و بولیوی دارند سرمایه‌گذاری‌های گسترده خارجی در بخش‌های صنعت و معدن و نیز در بخش خدمات مالی را جذب می‌کنند.

خلاصه اینکه هر کشوری در منطقه آمریکای لاتین دارد اوضاع دراماتیک مخصوص به خودش را از سر می‌گذراند. مسئله اینجاست که دولت‌های آمریکای لاتینی تا چد حد قادرند اصلاحات سرمایه‌گذارپسند را با مطالبات مردم هماهنگ کنند و چطور آنها را در این خصوص مجاب کنند. آنچه که در سراسر منطقه واضح است این است که آن فضای جهانی که قرار بود اقتصادهای آمریکای لاتین را نجات بدهد، از نظر مردم دارد ضعیف و ضعیف‌تر می‌شود. درواقع مردم آمریکای لاتین به این نتیجه رسیده‌اند که از جهانی‌شدن چیزی عایدشان نمی‌شود و دولت‌ها هم برای راضی‌نگه‌داشتنِ مقطعی رای‌دهندگان، فقط شمه‌ای از سیاست‌های پوپولیستی را به نمایش می‌گذارند. این وضع نمی‌تواند در آینده هم ادامه پیدا کند چون توخالی بودن این وعده‌ها در زمانی بسیار کوتاه آشکار می‌شود. اوضاع اعتراضات خیابانی آمریکای لاتین حتی با اعتراضات اخیر در هنگ‌کنگ و لبنان هم بسیار تفاوت دارد. رهبران آمریکای لاتینی حالا بی‌شک می‌دانند که نبود آلترناتیوهایی که بتوانند جهانی‌شدنِ شکست‌خورده این منطقه را جبران کنند، آینده همه آنها را با تهدید جدی مواجه خواهد کرد.

لینک کوتاه: https://news.tccim.ir/?62495

نظر خود را بنویسید

ارسال پیام

مطالب مرتبط