گفت‌وگوی نشریه مدرسه کسب‌وکار دانشگاه هاروارد با دیوید باندرمن:

خود راه بگویدت که چون باید رفت

...

کاری را که دوست ندارید انجام ندهید‌. دنبال کاری باشید که هر روز به شما انگیزه بیدار شدن و سر کار رفتن بدهد‌.

زهرا چوپانکاره/ آینده نگر

نام قبلی شرکت تگزاس پسفیک گروپ بود که در سال 1992 راه‌اندازی شد و در میان موسسانش نام دیوید باندرمن هم به چشم می‌خورد‌. حالا شرکت با نام تی‌جی کپیتا شناخته می‌شود، یک شرکت خدمات مالی آمریکایی که در حوزه سرمایه‌گذاری‌های خطرپذیر، مبادلات سهام اختصاصی و مدیریت دارایی فعالیت دارد‌. حوزه فعالیت این شرکت مصداق بارز از شیر مرغ تا جان آدمیزاد است: رسانه‌های جمعی، مخابرات، بهداشت و درمان، گردشگری، رستوران‌های زنجیره‌ای و ...

دیوید باندرمن سال 1942 در یک خانواده یهودی در لس‌آنجلس به دنیا آمد‌. نکته جالب در مورد تحصیلات او این است که او اول در دانشگاه واشنگتن و بعد در هاروارد به مطالعه حقوق پرداخت و بلافاصله بعد از آن راهی مصر شد تا دوره فلوشیپش را در حوزه دستگاه قضایی اسلامی بگذراند و در همان سال‌ها تسلط نسبی به زبان عربی هم پیدا کرد‌. او تمام دهه 60 و 70 را اول در محیط دانشگاه و بعد در دفاتر بزرگ حقوقی به کار وکالت و امور قضایی گذراند تا اینکه با پیوستن به شرکت آرنولد اند پورتر در واشنگتن وارد حوزه حقوق شرکتی و امنیت و ورشکستگی شد‌. از آنجا به بعد بود که علاقه‌اش به حوزه کسب‌وکار در دنیای سرمایه‌گذاری رشد پیدا کرد تا اینکه در آغاز دهه 90 توانست وارد دنیای سرمایه‌گذاران شود و از آنجا به بعد هم با موفقیت بسیار در این حوزه پیش رفت تا اینکه توانست نامش را در زمره ثروتمندترین‌های دنیا به ثبت برساند‌. باندرمن در مصاحبه‌ای که سال‌ها بعد با نشریه مدرسه کسب‌وکار دانشگاه هاروارد داشت علاوه بر تحلیل‌هایش در مورد بازار سرمایه‌گذاری، به دانشجویان نصیحت کرد که زیاده از حد نگران آینده پس از فارغ‌التحصیلی نباشند، چون فقط باید تصمیم بگیرند که واقعاً چه کاری هست که عاشق انجام دادنش هستند و در مسیر زندگی حتماً نشانه‌های کاری که می‌خواهند را خواهند دید‌. این اتفاقي بود که برای خود او هم رخ داد‌. در این بخش ترجمه بخش‌هایی از همین مصاحبه را می‌خوانید.

 به نظر شما چشماندازموقعیتهای موجود در بازار سهامی بخش خصوصی امروز چیست؟ منظورم نگاه شما به موقعیتهای موجود در بازار آمریکا در مقابل بازار اروپا و آسیا است.

سؤال دشواری است که خیلی خلاصه نمی‌توان به آن پاسخ داد‌. همان‌طور که اشاره کردید ما در آسیا هم فعالیت داریم، شرکت سهامی نیوبریج کپیتال ما در آن قسمت فعال است و بنابریان ما قطعاً در زمره شرکت‌های سهامی بزرگ بین‌المللی قرار داریم‌. اما شرکت‌های سهامی خصوصی در هریک از این بازارها (که هریک ویژگی‌های خودشان را دارند) در واقع دارند یک بخش جاویژه* را پر می‌کنند، نقاطی که یا سرمایه‌گذاران استراتژیک یا بازار عمومی نمی‌روند یا به هر دلیلی نمی‌خواهند وارد آن بازارها شوند‌. فکر می‌کنم این اتفاق با همین روند ادامه خواهد یافت‌. ما دوره‌هایی را از سر گذراندیم که مثلاً استراتژیست‌ها عملاً خریدار نبودند و بازار سهام نه‌تنها در آمریکا بلکه در بسیاری از کشورهای دیگر چندان فعالیتی نداشت اما حالا بازار عمومی دوباره به سمت بازار سهام هجوم آورده است بنابراین میزان سرمایه‌ای که حالا در دسترس است با گذشته فرق دارد‌. البته واضح است که بازار بدون مرز و انعطاف‌پذیر در آمریکا به نسبت اروپا بیشتر است و بازار انعطاف‌پذیر در اروپا بیشتر از آسیا وجود دارد‌. بازیگران حوزه سهام خصوصی در آسیا درست به همین دلیل باید از ادعای نگاه تخصصی بیشتر داشتن نسبت به اروپا و آمریکا دست بکشند چون در آسیا به نسبت آمریکا معاملات بسیار کمتری شکل می‌گیرد و اروپا هم جایی در این میانه دارد.

به نظر شما چه چیزی باعث میشود که برخی سرمایهگذاران خوبی در حوزه شرکتهای سهامی خاص باشند؟

سرمایه‌گذار خوب بودن در این حوزه پیچیده‌تر از آن چیزی است که به نظر می‌رسد‌. البته چند ویژگی شخصیتی هست که به نظر من اهمیت دارد‌. اگر به مجموعه توانایی‌هایی که برای خوب بودن به عنوان یک سرمایه‌گذار نیاز دارید نگاه کنید، باید بدانید که در این حوزه از کسب‌وکار باید بتوانید به شرکت‌ها برای ارائه بهتر توانایی‌هایشان کمک کنید و باید در مورد سرمایه‌گذاری‌های موجود قضاوت خوبی داشته باشید‌. در این مجموعه توانایی‌ها برخی‌شان قابل آموختن هستند و برخی‌شان هم نه‌. یکی از ویژگی‌ها این است که باید توانایی بالایی در مورد قضاوت دنیای تجاری داشته باشید‌. دومین مورد قابلیت برخی از آدم‌ها در تحلیل و فهم دقیق از چگونگی سروکله زدن با اعداد است‌. سومین مورد شخصیت شما است چون در این حوزه اگر نتوانید آدم‌ها را راضی کنید که شرکتشان را به شما بفروشند اصلاً معامله‌ای صورت نمی‌گیرد‌. در این حوزه رقابت زیادی وجود دارد بنابراین اگر تعداد زیادی از امثال من و شما مشغول رقابت با هم هستند، آدم‌ها دست به مقایسه می‌زنند، اگر از من خوششان نیاید و از شما خوششان بیاید احتمالاً شرکتشان را به شما واگذار می‌کنند‌. پس باید برای رسیدن به آن نقطه مجموعه‌ای از همه این توانایی‌ها وجود داشته باشد‌. علاوه بر همه اینها خیلی مهم است که شم خوبی برای تخمین زدن ارزش چیزها داشته باشید‌. برای همین است که بنا بر تجربه من، آدم‌های موفق در این حوزه معمولاً کسانی هستند که سابقه کارگزاری سهام داشته‌اند و ارزش شرکت را به صورت جداگانه درک می‌کنند و می‌توانند آینده‌ای که در پیش رو دارند را درک کنند‌. همه اینها یعنی مجموعه‌ای پیچیده از قابلیت‌ها و احتمالاً هیچ‌کس هم در این کار بی‌نقص نیست.

شما به صورت مشخص تجربه بسیار موفقی در این حوزه داشتید‌. از چه‌چیز حرفهتان بیشتر لذت میبرید؟ بزرگ‌ترین چالش شما در این مسیر چه بوده است؟

بگذارید از طریق متفاوتی به این سوال‌ها پاسخ بدهم‌. برای من یکی از ویژه‌ترین نکات بودن در دنیای سرمایه‌گذاری خصوصی این است که باید بسیار بیاموزید و این آموختن را با سرعت زیاد و در مورد کسب‌وکارهای فراوان پیش ببرید‌. بنابراین این کار یک تجربه دائمی از یادگرفتن است که علاوه بر آن می‌توانید آنچه را هم که خودتان می‌دانید با تکیه بر تحلیل عددی و قضاوت درست به کار ببندید‌. شما همواره در حال سرمایه‌گذاری بر روی یک تجارت جدید هستید که خودش به نوعی آموختن یک مطلب تازه است‌. به نظر من این موضوع واقعاً فوق‌العاده است که سبب رشد شخصیت و چالش‌های فکری می‌شود‌. این برای من پررنگ‌ترین بخش کار است. در مورد چالش هم باید بگویم که هر روز برای آدم یک چالش تازه پیش می‌آید، اینکه باید بدانید در بازار چه می‌گذرد و چه زمانی باید به سراغ معامله بعدی بروید‌. پس این چالش همیشگی است اما خب همه اینها کار خدمات مالی است، یعنی جراحی مغز که نیست! چالش اصلی این است که کارها را درست انجام دهید اما همیشه هم این احتمال هست که دست به خطا بزنید.

اگر قرار بود وقت بسیار بیشتری را صرف کاری کنید که دوست دارید، یعنی کاری جدا از مشغله حرفهای، آن کار چه بود؟

اخیراً زمان زیادی را صرف کارهای خیریه می‌کنم، به خصوص در حوزه محیط زیست‌. من عضو هیئت مدیره بنیاد جهانی حیات وحش هستم و همین‌طور جامعه وحش و بنیاد خيریه گرند کانیون‌. به نظرم آنچه از خودمان به جا می‌گذاریم بی‌نهایت مهم است‌. برای همین زمان قابل توجهی را صرف این کار می‌کنم و امیدوارم که یک روز بیشتر از این هم در این حوزه وقت بگذارم.

اگر قرار باشد به دانشجویان کسبوکار دانشگاه هاروارد که قرار است قدم به دنیای واقعی بگذارند نصیحتی کنید، حالا حرفهای یا شخصی، آن نصیحت چیست؟

کاری را که دوست ندارید انجام ندهید‌. دنبال کاری باشید که هر روز به شما انگیزه بیدار شدن و سر کار رفتن بدهد‌. در نسل من هیچ‌کسی کارش را با سرمایه‌گذاری در شرکت‌های خصوصی شروع نکرد، در واقع اصلاً چنین چیزی به این معنا وجود نداشت‌. من واقعاً از روی شانس به این حوزه رسیدم و برای همین فکر می‌کنم خیلی‌ها هستند که دقیقاً به همین شیوه به کاری که دلشان می‌خواهد می‌رسند‌. بنابراین نصیحت دیگرم این است: بیش از اندازه نگران نباشید که قرار است بعد از فارغ‌التحصیلی چه کنید، زندگی آن را سر راهتان قرار می‌دهد.

لینک کوتاه: https://news.tccim.ir/?62432

نظر خود را بنویسید

ارسال پیام

مطالب مرتبط