در عصر اقتصاد اجارهای- مشارکتی، شما میتوانید از هرچیزی پول دربیاورید: خانهتان، ماشینتان، قایقتان، حتی استخر و حیاط خلوتتان
ورود به عصر اقتصاد اجارهای
1398/10/10
1391
این مطلب را به اشتراک بگذارید
حالا اقتصاد اجارهای همهجا و برای هر گروهی از مردم وجود دارد. میتوانید ماشین دیگران را کرایه کنید (Turo) یا فضای انباری و گاراژ کسی را قرض بگیرید (Spacer). حالا جت خصوصی (Jettly) هم کرایه داده میشود. این روزها حتی برای خواب بعد از ناهار میتوانید تختخواب دیگران را کرایه کنید (Globe) و در استخر مردم شیرجه بزنید (Swimply).
آینده نگر/ ترجمه: کاوه شجاعی، منبع: وایرد
کودکی ژاکلین بامگارتن با قایقرانی در دریاچه میشیگان گره خورده است. شادترین خاطراتش در قایق با خانواده شکل گرفته، وقتی آزاد و بیخیال در آب بودند. بعدها که بزرگتر شدند، هردو برادر بزرگترش قایق خریدند تا به ماجراجوییهای دریاییشان ادامه دهند. جالب اینجاست وقتی که هردو با فاصله یک هفته جداگانه به ژاکلین تلفن زدند و از هزینه بالای نگهداری قایقها نالیدند، او در مشکل آنها، یک فرصت دید.
بامگارتن دردسر برادرانش را به Boatsetter تبدیل کرد که میتوانیم آن را Airbnb برای قایقها توصیف کنیم. قایقدارها قایقشان را در این پلتفرم ثبت میکنند و دیگرانی که میخواهند با چندصد دلار یک روز را در قایقی خصوصی بگذرانند آنها را کرایه کنند. این پلتفرم نوع خاصی بیمه اشتراکی برای قایقها ارائه میکند و همزمان شبکهای از ناخداها را در اختیار دارد که در قبال دریافت وجه، گروههای بدون تجربه قایقرانی را همراهی میکنند.
شرکت Boatsetter جزو گروه در حال رشدی از استارتآپهاست که گروه تازهای از چیزها را اجاره میدهند مثل قایق، محوطه حیاط پشتی و حتی اتاق خواب. میتوانید به آن اقتصاد اجارهای بگویید. هرچیزی که در تصاحب شماست میتواند به منبع درآمد تبدیل شود. هرچیزی را که میخواهید کرایه کنید میتوانید از یک غریبه خوشاخلاق قرض بگیرید.
پیشگام و توسعهدهنده این مدل تجاری شرکت Airbnb بود که به مردم جهان کمک کرد خانهها و اتاقهایشان را در زمانی که نیاز ندارند - یک روزه یا بیشتر - به غریبهها کرایه دهند. وقتی Airbnb در سال ۲۰۰۸ آغاز به کار کرد این ایده که خانهتان را برای چند روز در اختیار یک غریبه بگذارید، یا چند صد دلاری بدهید و در اتاق مهمان یک غریبه در شهری دور بخوابید عجیب و ناممکن به نظر میرسید. البته در آن زمان وبسایتهایی (مثل VRBO) وجود داشتند که اجازه میدادند کل خانهتان را اجاره بدهید اما اجاره کردن تک اتاق یک خانه اصولا رویایی مربوط به دانشجویان یا کولهپشتگردها بود.
حالا اقتصاد اجارهای همهجا و برای هر گروهی از مردم وجود دارد. میتوانید ماشین دیگران را کرایه کنید (Turo) یا فضای انباری و گاراژ کسی را قرض بگیرید (Spacer). حالا جت خصوصی (Jettly) هم کرایه داده میشود. این روزها حتی برای خواب بعد از ناهار میتوانید تختخواب دیگران را کرایه کنید (Globe) و در استخر مردم شیرجه بزنید (Swimply).
اسپنسر برلی، بنیانگذار استارتآپ «حیاط خلوتت را اجاره بده» میگوید: «مردم دوست دارند از داراییهایی که به اندازه ظرفیت خود کارایی ندارند پول ماهانه دربیاورند.» این استارتآپ، کلبههایی در حیاطهای پشتی میسازد و به مجردها اجاره میدهد. این شرکت هزینه ساخت خانه را برعهده دارد و در عوض نیمی از اجاره را برمیدارد. وبسایت این شرکت به صاحبان خانهها وعده درآمد ۱۲ هزار دلاری سالانه میدهد.
در منطقه خلیج سانفرانسیسکو که این شرکت اولین واحدهایش را میسازد، تقاضای فراوان برای بازار مسکن باعث بالارفتن شدید قیمتها شده است. برای صاحبخانهها فروش و اجاره فضای حیاط پشتی باعث میشود کمی از فشار وام مسکن کم شود و برای مستاجرها هم خانههای ارزانقیمتی پیدا میشود. برلی میگوید: «ما نیامدیم بازار را از چنگ کسی دربیاوریم. ما داریم بازار خودمان را میسازیم.»
استارتآپ Hipcamp که به کمپرها فضای کمپ زدن اجازه میدهد رویکرد مشابهی دارد. این پلتفرم، کمپرها را به حیاطپشتیهای خالی و زمینهای خصوصی وصل میکند تا آنها بتوانند شبشان را متفاوت بگذرانند. مثلا با ۵۰ دلار میتوانید چادرتان را در باغ گل خصوصی شخصی در جای خوب شهر برپا کنید. شما حتی میتوانید در این پلتفرم زمینهایی با چادر سرخپوستی یا خانه درختی هم پیدا کنید.
آلیسا راواسیو، بنیانگذار و مدیرعامل Hipcamp میگوید: «پنجاه درصد زمینهای آمریکا خصوصی است و در میان این زمینها میتوانید دستنخوردهترین و نابترین زمینها را پیدا کنید چون آدمهای زیادی روی آن زندگی نمیکنند. کمپرها به شدت از اينكه میتوانند جاهای تازهای اتراق کنند هیجانزدهاند و صاحبان زمینها هم از اينكه منبع جدیدی از درآمد دارند راضیاند.»
کمپرهای مشتری Hipcamp عموما جوانهای شهرنشینی هستند که دنبال رهایی از شهر و شاید تجربهای جذاب میگردند تا آن را در اینستاگرام تقسیم کنند. راواسیو میگوید: «یک چیزی که واقعا ما را غافلگیر کرد این است که زمیندارهای سرویس ما خیلی با کمپرها متفاوتاند: آنها سنبالاتر و غیرشهریترند. اینجا هم مثل Airbnb هیچ الزامی وجود ندارد که میزبانها با میهمانها وقت بگذرانند اما تعداد زیادی از آنها این کار را میکنند و اطلاعاتشان درباره زمین و سبک زندگیشان را در اختیار میهمان میگذارند.» » راواسیو Hipcamp را نهفقط راهی برای پیدا کردن مکانهای عالی برای کمپینگ که راهی برای وصل کردن افرادی میداند که در غیر این صورت امکان نداشت با هم ملاقات کنند.
البته ماجرا به کرایه اتاق یا قایق ختم نمیشود. اقتصاد مشارکتی تجربیات خاص را هم کرایه میدهد. مثلا مشتریان میتوانند سرویس «تجربیات» Airbnb استفاده کنند و در کلاس آشپزی در کشوری دور شرکت کنند یا حتی یاد بگیرند که چطور DJ شوند. کشتی لوکس تفریحی یک کالاست، اما در Boatsetter شما میتوانید روز را در دریا به ماهیگیری، غواصی یا اسکی روی آب بگذرانيد. تجاریشدن تجربیات به اشتراک گذاشتهشده روز به روز گسترش مییابد و حالا استارتآپهایی مثل BonAppetour یا ChefsFeed شما را سر میز شام و ناهار خانوادگی دعوت میکند. شما اینجا پولی را که بابت رستورانی شیک میدهید خرج میکنید تا سر میز غریبهای بنشینید و با آنها شام بخورید.
همچنان که مردم با کمال میل تکههای بیشتری از خانه، ماشین، قایق و زندگیشان را با دیگران تقسیم میکنند، استارتآپهایی که واسطه چنین تجربههایی هستند با چالش مسئولیتپذیری روبهرو هستند. پیش از این مردم چیزهایشان را فقط به نزدیکانی قرض میدادند که به آنها اطمینان کامل داشتند. حالا که مردم به طور فزایندهای درهای خانهشان را روی غریبهها باز میکنند، شرکتها باید برای روزی که این اطمینان میان طرفین از بین برود آماده باشند.
برای سالها شرکتهایی مثل Airbnb و اوبر از پذیرش بار مسئولیت شانه خالی میکردند با این ادعا که آنها فقط بازار هستند و بس. (خریدار و فروشنده باید مسئول کارهای خود باشند.) اخیرا هر دو شرکت شروع به حفاظت جدیتر از کاربران پلتفرمهایشان کردهاند اگرچه این تضمینها همچنان محدود به حساب میآیند. مثلا Airbnb یک میلیون دلار بیمه مسئولیت برای صاحبان خانهها در نظر گرفته، اما هنوز دقیقا معلوم نیست که اگر میهمانی جواهر قدیمی میزبان را بدزدد یا میهمانی به خاطر سهلانگاری میزبان بمیرد بیمه چهکار خواهد کرد.
استارتآپهای جدیدتر در این حوزه هم با مشکل اطمینان دست و پنجه نرم میکنند. بامگارتن میگوید موقع راهانداختن استارتآپاش ۸ ماه وقت صرف کرد و هرآنچه را که درباره بیمه قایقها بود یاد گرفت چون شرکتهای بیمه، قایقهای تفریحی اجارهای را تحت پوشش قرار نمیدهد. «ما حالا تنها شرکتی هستیم که با شراکت یک شرکت بیمه دریایی، بیمه اشتراکی دوطرفه ارائه میدهیم.» شرکت او به طور ۲۴ ساعته و هفت روز هفته آماده است که در صورت بروز حادثه، نیروهایش را به دریا بفرستد و مشتری و قایق را نجات دهد.
حوادث را که کنار بگذاریم این واقعیت را نمیشود ندید گرفت که اجاره دادن فضاهای خصوصی - مثل حیاط پشتی یا اتاق خواب - گاهی اوقات یک جوری به نظر میرسد. یک نویسنده مجله نیویورکر که اخیرا از Swimply استفاده کرده و چند ساعتی استخر خانه کسی را اجاره کرده بود با اينكه شنا حالش را جا آورد نوشت که محوطه استخر به هم ریخته بوده و پر بوده از لیوانهای یک بار مصرف. صاحبخانه هم که در وبسایت قول داده بود حریم خصوصی میهمانش حفظ میشود تمام مدت از توی پنجره پشتی دیده میشد. البته که هیچجا استخر هتل نمیشود اما برای تجربه «اصالت» در اقتصاد اجارهای گاهی اوقات باید مصالحه کنید.
نظر خود را بنویسید