آیا میتوان بدون آمریکا بر تغییرات اقلیمی آینده غلبه کرد
جهانی یک سو، ایالات متحده سوی دیگر
1398/09/13
2570
این مطلب را به اشتراک بگذارید
امسال شاهد اتفاقات تلخ اقلیمی در سراسر جهان بودیم، از جمله سوختن سطح وسیعی از جنگلهای آمازون، گرمای بیسابقه در تابستان و طوفان دوریان در باهاماس.
مارک هرتسگارد / تحلیلگر مسائل بینالملل/آینده نگر
در 23 سپتامبر امسال رهبران جهان در نیویورک در اجلاس سران برای اقدام اقلیمی در سازمان ملل جمع شدند که شاید تاثیرگذارترین هفته در سیاست تغییرات اقلیمی بعد از انتخاب شگفتیآفرین دونالد ترامپ به ریاستجمهوری آمریکا در سال 2016 بوده باشد. البته ترامپ مدت کوتاهی بعد از ورود به کاخ سفید اعلام کرد که آمریکا از توافق پاریس خارج خواهد شد که از مهمترین معاهدههای اجلاس بزرگ اقلیمی سازمان ملل در سال 2015 بود. در هفته همزمان با اجلاس امسال سازمان ملل، آنتونیو گوترش، دبیرکل این سازمان، انتقاد کرد که آمریکا و بیشتر کشورهای دیگری که درگیر تغییرات اقلیمی هستند، خود را از توافق پاریس دور نگه داشتهاند. توافق پاریس میگوید که کشورهای جهان باید اقداماتی برای کاهش گازهای گلخانهای انجام دهند تا برای جلوگیری از گرمشدن اقلیم تا حد فاجعهبار کافی باشد.
این رویدادها همزمان شد با اعتراضات جهانی 20 سپتامبر که فعالان محیطزیست به راه انداخته بودند. آنها سال گذشته نیز با شعار «ا ضطرار اقلیمی» به تیتر رسانهها راه پیدا کرده بودند. شاید این اتفاقات بتواند جوابی به سؤالی باشد که مربوط به انتخاب ترامپ است و کل بشریت را با خطر مواجه کرده است: آیا بقیه جهان میتواند خودش از تغییرات اقلیمی جلوگیری کند، در شرایطی که ثروتمندترین و قدرتمندترین کشور جهان مسیری مخالف جهت را برگزیده است؟
توافق پاریس در دسامبر 2015 بزرگترین دستاورد دیپلماسی اقلیمی است که دولتها از سال 1992 که اجلاس زمین در سازمان ملل برگزار شد، به آن دست یافتهاند. از نظر کسانی که در فضای مباحث مربوط به تغییرات اقلیمی هستند، حیرتآور این بود که کشورها نهتنها توافق کردند که میزان انتشار گازهای گلخانهای را تا حدی پایین بیاورند که دمای زمین به 2 درجه گرمتر که سطح نسبتا خطرناکی است نرسد، بلکه این توافق را امضا کردند که میزان ممانعت از گرمشدن زمین «خیلی کمتر از 2 درجه» باشد، یعنی به بیشتر از 1.5 درجه سانتیگراد نرسد. این یک پیروزی برای فعالان محیطزیستی بود و برای کشورهای زیادی که از تغییرات اقلیمی آسیب زیادی میدیدند، بهخوبی حفاظت میکرد. نیم درجه گرمشدن شاید برای خیلی از کشورها چیزی نباشد اما عملا باعث میشود کشورهای ساحلی مثل بنگلادش و کشورهایی که از سلسله جزایر تشکیل شدهاند مثل مولداوی، کاملا زیر آب بروند. تحقیقات علمی میگوید که این دو کشور و خیلی از کشورهاي دیگر اگر زمین از 1.5 بیشتر گرم شود نابود خواهند شد و آب دریا رویشان را خواهد گرفت.
خارجشدن آمریکا از توافق پاریس یک خبر بزرگ بود اما یک سوءتفاهم بزرگ هم به شمار میرفت. علاوه بر رجزخوانیهای ترامپ، هنوز لغو توافق پاریس در آمریکا اتفاق نیفتاده است. مذاکرهکنندگانی که توافقنامه را مینوشتند بهخوبی پیشبینیهای لازم را کردهاند و طوری آن را نوشتهاند که کنارگذاشتنش سخت باشد. طبق آنچه که در توافق پاریس آمده، کشورهایی که توافق را امضا میکنند تا چهار سال بعد از اجرای توافق نمیتوانند از آن خارج شوند. توافق پاریس همان وقتی که تصویب شد به اجرا درنیامد و تاریخ رسمی اجرای آن 4 نوامبر 2016 بود. معنیاش این است که تا 4 نوامبر 2020 آمریکا نمیتواند از توافق پاریس خارج شود و آن را لغو کند. تصادفی نیست که این تاریخ مصادف است با روز بعد از انتخابات ریاستجمهوری آمریکا. کاملا قابل پیشبینی است که اگر ترامپ به ریاستجمهوری انتخاب نشود کسی که جانشین او خواهد شد از توافق پاریس خارج نخواهد شد و به اجرای آن ادامه خواهد داد.
آنچه گوترش در اجلاس اخیر سازمان ملل به سران کشورها درباره تغییر اقلیم گفت این بود که «سخنرانی با خودتان نیاورید، برنامه بیاورید». گوترش بهجای شنیدن فلان و بهمان بیپایان در بیشتر جلسات سازمان ملل، در این اجلاس از دولتها خواست که نگرانیهای خود را با یکدیگر به اشتراک بگذارند و نمونههایی از تلاش برای کاهش انتشار گازهای گلخانهای و جلوگیری از تغییر اقلیم را ارائه کنند. بنابراین کشورها در این اجلاس باید نشان میدادند که در عمل چه قدمهایی در مسیر اهداف توافق پاریس برداشتهاند. اما مشکل اینجاست که چون طبق توافق پاریس کاهش انتشار گازهای گلخانهای از سوی کشور داوطلبانه است، از سال 2015 به بعد، انتشار جهانی این گازها کاهش نیافته است. دانشمندان هشدار دادهاند که طبق تحقیقات بهعملآمده گرمشدن بیش از 3 تا 5 درصد دمای زمین باعث میشود تمدنی که میشناسیم از بین برود.
نماینده ویژه سازمان ملل در اجلاس جهانی محیطزیست در مصاحبهای که در حاشیه اجلاس داشت، گفت که دبیرکل سازمان ملل خیلی روشن از همه کشورها خواسته است که معیارهای کمی در زمینه ممانعت از تغییرات اقلیمی داشته باشند و برنامههایی را پیش بگیرد که بتوان فوری به آنها جامه عمل پوشاند و اجرایشان کرد. او میگوید: «آنچه ملتها باید بدانند این است که تغییر اقلیم خیلی سریعتر از ما حرکت میکند و اوضاع از آنچه ما فکر میکردیم وخیمتر است.»
آلبا، دیپلماتی که از مکزیک در اجلاس شرکت کرده بود، میپرسید جهان چطور میتواند از گرمشدن زمین «خیلی کمتر از 2 درجه» جلوگیری کند درصورتیکه دولت کنونی آمریکا هر کاری را میکند تا گرمایش زمین بیشتر شود. او با این کار آشکارا دولت آمریکا را مورد نقد قرار داد و گفت که کافی نیست فقط درون یک کشور درباره فعالیت صنعتی آن تصمیم گرفته شود بلکه باید جمعی از کشورها در این زمینه با هم مذاکره کنند. او میگفت: «ما کاملا حواسمان به اینکه ایالتها، شهرها و صنایع آمریکا چقدر بهسمت انرژیهای تجدیدپذیر رفتهاند هست. مطمئن هستیم که آمریکا در رسیدن به راهحل همکاری خواهد کرد حتی اگر تصمیم لغو توافق پاریس که در دولت فعلی گرفته شده سر جای خود باقی بماند.»
فرماندار ایالت کالیفرنیا در کنفرانس اقلیمی سپتامبر اعلام کرد که این ایالت که پنجمین اقتصاد بزرگ جهان میتواند به شمار رود، قصد دارد تا سال 2045 میزان انتشار کربن خود را به صفر برساند. در تابستان امسال، ایالت نیویورک که تولید اقتصادیاش بهاندازه تولید ناخالص روسیه است، اعلام کرد که میخواهد تا سال 2040 به این موفقیت برسد که از برق بدون کربن استفاده کند. همچنین «ائتلاف زیر 2 درجه» که گروهی متشکل از 220 کشور و اداره محلی در سرتاسر جهان است و 43 درصد اقتصاد دنیا را نمایندگی میکند، قصد دارد برنامهای عملی بریزد که بتواند افزایش دمای زمین را خیلی کمتر از 2 درجه نگه دارد.
با این حال، رسیدن به چنین قلهای پر از فراز و نشیب است. دانشمندان شورای بیندولتی تغییر اقلیم در سازمان ملل در اکتبر سال گذشته اعلام کردند برای اینکه گرمایش زمین را تا حدود 1.5 درجه نگه داریم، باید تا سال 2030 از میزان انتشار کربن در کره زمین 45 درصد کاسته شود و تا سال 2050 این میزان به صفر برسد. شکست در رسیدن به این اهداف میلیونها نفر را قربانی خواهد کرد، بهویژه افراد را در کشورهای فقیر و آسیبپذیر. دانشمندان افزودهاند که چنین کاهش شدیدی در انتشار کربن نیاز به این دارد که ساختار انرژی، کشاورزی، حملونقل و دیگر بخشهای مرتبط در جهان متحول شود و این دگرگونی با سرعتی اتفاق بیفتد که در تاریخ بشر سابقه نداشته است.
چین که بههمراه آمریکا یکی از دو کشوری است که بیشترین آلودگیهای کربنی را بر عهده دارد و ردپایش در بسیاری از موارد انتشار کربن دیده میشود، خیلی بهتر از آمریکا عمل کرده است. چین توانسته با تعطیلکردن شمار زیادی از نیروگاههایی که با زغالسنگ کار میکردند، خیلی بیشتر از آمریکا به اهداف توافق پاریس نزدیک شود. اما مشکل اینجاست که چین اخیرا دوباره در بخشهایی به سوخت زغالسنگ روی آورده و همچنین تامین مالی بسیاری از پروژههای ساخت نیروگاههای زغالسنگی در خارج از کشور را برعهده گرفته است. این کشور بهخصوص در ابرپروژه ابداعی «کمربند و جاده» سازنده بندرها، راهآهنها و دیگر تاسیسات زیربنایی در آسیا و خاورمیانه و آفریقا و اروپا است. در اجلاس سپتامبر برای تغییر اقلیم در سازمان ملل، آلبا، نماینده مکزیک، از چین قدرداری کرد که فراتر از الزامات توافق پاریس برای ممانعت از انتشار گازهای گلخانهای تلاش کرده ولی افزوده است که باید از چین خواست برنامه «کمربند و جاده سبز» را اجرا کند: «این مسئله بسیار مهم است چون مقیاس برنامه کمربند و جاده بهقدرت بزرگ است که میتواند فقط شامل حمایت از نیروگاههای زغالسنگی نشود و پشتیبانی از انرژیهای تجدیدپذیر را نیز در بر بگیرد.»
با برگزاری اجلاس اقلیمی سازمان ملل، فرصت 12 ساله برای رسیدن به اهداف توافق پاریس 11 ساله شد و یک سال دیگر نیز گذشت. امسال شاهد اتفاقات تلخ اقلیمی در سراسر جهان بودیم، از جمله سوختن سطح وسیعی از جنگلهای آمازون، گرمای بیسابقه در تابستان و طوفان دوریان در باهاماس. همه اینها نشان میدهد که تغییر اقلیم دیگر مسئلهای برای آینده دور نیست و تبدیل به واقعیتی شده است که در حال حاضر هم برای مردم ملموس است. نسبت به 10 سال قبل، میزان آگاهی مردم از تغییر اقلیم خیلی بیشتر شده است. حالا رسانهها خیلی عمیقتر درباره این پدیده صحبت میکنند و شاهد جوانهای بیشتری هستیم که برای کاهش یا مانع ایجادکردن در مقابل تغییرات اقلیمی دست به عمل میزنند و خواستههای خود را در قالب اعتراضات و راهپیماییهای سراسری و جهانی به گوش مسئولان میرسانند.
در کنگره آمریکا کسانی مثل الکساندریا اوکاسیوکورتز تلاش میکنند برنامه نیودیل سبز را به سرانجام برسانند. این برنامه یک برنامه محرک اقتصادی پیشنهادشده در ایالات متحده است که هدف آن رسیدگی و ارائه راهحل برای نابرابری اقتصادی و تغییر اقلیم است. نام آن به نیو دیل اشاره دارد. نیو دیل تلفیقی از اصلاحات اجتماعی و اقتصادی و پروژههای فواید عامه بود که فرانکلین روزولت، رئيسجمهور آمریکا در دوران جنگ جهانی دوم و قبل از آن، در پاسخ به بحران اقتصادی و رکود بزرگ آمریکا اجرا کرد. حامیان نیو دیل سبز از ترکیبی از رویکرد اقتصادی روزولت و ایدههای مدرنی چون انرژی تجدیدپذیر و بهینگی منابع دفاع میکنند.در کنگره آمریکا این برنامه به زوج طرحهای کنگره و سنا اشاره دارد الکساندریا اوکاسیو کورتز در کنگره و و اد مارکی در سنا آن را تقدیم کردهاند و برای تصویبش تلاش میکنند.
نظر خود را بنویسید