چرا بهتر است آمریکا آرزوی جدایی چین از روسیه را کنار بگذارد
در انتظار گودو
1398/08/27
2369
این مطلب را به اشتراک بگذارید
چین از نظم بینالمللی کنونی بهره برده و دوست دارد آن را به نفع خودش هم بهبود ببخشد. اما روسیه به شدت با این نظم جهانی مشکل دارد.
آینده نگر/ منبع: ساوت چاینا مورنینگ پست
*ژو بو، عضو مرکز روابط نظامی چین و آمریکا و پژوهشگر آکادمی علوم نظامی چین
سال گذشته میلادی ۳۲۰۰ نیروی نظامی چین در یک مانور بزرگ نظامی با روسیه شرکت کردند که در چهل سال اخیر بیسابقه بود و صدای بعضی از سیاستمداران آمریکایی را درآورد. اما امسال اتفاق دیگری افتاد که از آن هم مهمتر بود: اولین گشت هوایی مشترک روسیه و چین بر فراز دریای ژاپن و دریای چین شرقی در همین تابستان امسال که بمبافکنهای استراتژیک هردو کشور هم در آن ایفای نقش کردند. همهچیز حاکی از مناسبات نزدیک چین و روسیه است.
از همان قدیمها زبیگنیو برژینسکی تئوریسین استراتژی لهستانی- آمریکایی دائم در مورد ائتلاف بزرگ چین و روسیه هشدار میداد و البته حالا ظاهرا آمریکاییها معتقدند که میتوانند به این ائتلاف کمی وقت بدهند و منتظر بمانند تا روسیه به سمت غرب برگردد. اما این فقط سناریویی مشابه نمایشنامه «در انتظار گودو» خواهد بود. گودو هیچوقت نمیرسد و پکن و مسکو هم به این زودیها همدیگر را به غرب نخواهند فروخت. از سال ۲۰۱۳ تاکنون ولادیمیر پوتین رئیسجمهور روسیه و شی جینپینگ همتای چینیاش ۳۰ بار با هم ملاقات داشتهاند. اگر قرار بود آنها با هم قهر کنند که اینقدر با هم کار نداشتند.
در سال ۲۰۱۶ روسیه به عنوان بزرگترین تامینکننده نفت خام چین، جای عربستان سعودی را گرفت. در سال ۲۰۱۸ هم تجارت دوجانبه بین چین و روسیه رکورد زد و از مرز صد میلیارد دلار گذشت و انتظار میرود که تا سال ۲۰۲۴ دو برابر هم بشود. وقتی پوتین در سال ۲۰۲۴ قدرت را واگذار کند، بعید است که جانشین او هم بخواهد این مناسبات را تغییر دهد.
اما چه چیزی ممکن است مناسبات چین و روسیه را خدشهدار کند؟ این مناسبات دیگر مبتنی بر ایدئولوژی نیستند بلکه بر مبنای نیازهای فزاینده متقابل دو کشور شکل گرفتهاند. هراس قدیمی روسها از اینکه مناطق بسیار شرقی این کشور به تدریج توسط مهاجران چینی اشغال شود دیگر وجود ندارد. به جایش، روسها برای کار از مرز میگذرند و به چین میروند و گردشگران زیادی بین دو کشور رد و بدل میشوند. درست است که روسیه همچنان آسیای مرکزی را حیاط خلوت خود میبیند، اما مسکو و پکن توانستهاند در این منطقه به تعادلی بین منافع یکدیگر برسند. از یک سو پروژه جاده ابریشم جدید چین از این منطقه میگذرد و از سوی دیگر، روسیه دارد کار خودش را در اتحادیه اقتصادی اوراسیا پیش میبَرد.
در همین میان اما باید به یک نکته توجه کرد. برخلاف تصور برژینسکی، چین و روسیه به دلایل مشابه از غرب دلچرکین نیستند. اصولا مواضع چین و روسیه در قبال غرب با هم فرق دارد. هردوی آنها خواهان جهان چندقطبیاند اما دلایل مختلفی برای این موضع خود دارند. چین از نظم بینالمللی کنونی بهره برده و دوست دارد آن را به نفع خودش هم بهبود ببخشد. اما روسیه به شدت با این نظم جهانی مشکل دارد. به خصوص بعد از بحران کریمه در سال ۲۰۱۴ و تحریمهایی که از پس آن از سوی غرب بر روسیه تحمیل شد، این موضع کرملین مشخصتر شده است. درواقع موضع پوتین در مقابل آمریکا سختتر از موضع شی جینپینگ است. رئیسجمهور چین به رغم همه دردسرهایی که آمریکا برایش درست کرده، امیدوار است که اوضاع را با تقابل کمتری مدیریت کند.
در چنین چارچوبی، موضع روسیه احتمالا این خواهد بود که خودش را چندان در مناسبات چین و آمریکا وارد نکند. روسیه تاکنون به وضوح از موضع چین در مورد دریای چین جنوبی حمایت نکرده و در مقابل، چین هم به وضوح از موضع روسیه در مسئله کریمه حمایت نکرده است. مهمترین دغدغه امنیتی روسیه در آینده همچنان این خواهد بود که جلوی پیوستن کشورهایی مثل ارمنستان، آذربایجان، بلاروس، گرجستان، مولداوی و اوکراین به اردوی غرب - یعنی اتحادیه اروپا و ناتو- را بگیرد. درواقع احتمالش هست که روسیه در آینده هم به دو دلیل خودش را به چین نزدیک نگه دارد. اولی جنبه سیاسی دارد: تا وقتی ناتو در کار است، روسیه هرگز به غرب اطمینان نخواهد کرد و هرگونه توسعه ناتو، هشداری به روسیه خواهد بود. دومی هم جنبه اقتصادی دارد: مسکو در دهه ۱۹۹۰ درس سختی از بابت تلاش برای تبدیلشدن به یک اقتصاد بازار به شکل غربی گرفته و نمیخواهد آن را تکرار کند.
واقعیت این است که آینده روسیه در شرق نهفته است. کدام کشور قادر خواهد بود در آینده به توسعه مناطق مختلف روسیه - به خصوص در منتهیالیه شرقی این سرزمین- کمک کند؟ پاسخ چین است. اگر چین در پانزده سال آینده بتواند آمریکا را پشت سر بگذارد و به بزرگترین اقتصاد جهان بدل شود، روسیه هم از این مسئله سود خواهد برد. مناقشات نظامی، استراتژیک و ژئوپليتیک روسیه با غرب قابل حل نیست، اما در کنار چین همهچیز برای روسیه آسانتر خواهد بود. هراس قدیمی روسها از اینکه مناطق بسیار شرقی این کشور به تدریج توسط مهاجران چینی اشغال شود دیگر وجود ندارد.
نظر خود را بنویسید