مهمترین اتفاقی که رشد کسبوکارهای نوپا و شکلگیری آنها را محقق کرده است، چیزی نیست جز باور، باید باور کنیم.
«به استارتآپ ویکند تهران خوش آمدید، خوشحالم که این فرصت برای ما ایجاد شد تا بتوانیم برگزارکننده رویداد استارتآپ ویکند تهران باشیم و بتوانیم استارتآپ ویکند را به عنوان یک حرکت آموزش کارآفرینی وارد ایران کنیم. محسن ملایری هستم و بسیار علاقهمند به حوزه استارتآپ و کارآفرینی و در حال حاضر مدیریت موسسه خاورزمین را برعهده دارم؛ شرکتی که برنامهریزی برگزاری استارتآپ ویکند تهران را برعهده دارد. هدف از برگزاری استارتآپ ویکند این است که کارآفرینان آینده را پیدا کند، آموزش دهد و در مسیر کارآفرینی هدایت کند...» امروز اصطلاح استارتآپ ویکند در ادبیات کارآفرینی ایران، اصطلاحي آشنا محسوب میشود، ولی حدود 9 سال پیش که محسن ملایری به همراه دوستانش از جمله شاهین شلیله نخستین رویدادهای استارتآپ ویکند را در تهران و در زیرمجموعه شرکت خاورزمین برگزار کردند نهتنها آشنا نبود که بسیار هم غریبه با ادبیات اشتغال و کار در ایران محسوب میشد؛ واژهای که حالا جزئی از ادبیات کارآفرینی کشورمان شده است و بسیاری از جوانان موفق در حوزه استارتآپها و شرکتهای نوپا کارشان را از همین نقطه شروع کردهاند؛ نقطهای که محسن ملایری و دوستانش سنگ بنای آن را در ایران گذاشتند و ظرف چند سال توانستند در بسیاری از شهرهای کشور با برگزاری دورههای استارتآپ ویکند در حوزههای مختلف و با کمک کارآفرینان و فعالان این حوزه راه و رسم شروع کار را به بسیاری از جوانان آموزش دهند.
محسن ملایری نوجوان بود که خانواده پیش از اینکه مشمول قانون سربازی شود او را برای ادامه تحصیل به مالزی فرستادند، چند سالی را در این کشور درس خواند و دیپلم گرفت و سپس برای ادامه تحصیل و گرفتن لیسانس به قبرس رفت و تا پایان تحصیل کارشناسی در این کشور بود تا اینکه در نهایت تصمیم گرفت به ایران بازگردد. خود او در یکی از برنامههای استارتآپ ویکند گفت: «خیلی خاطرات کودکی یادم نمانده است ولی در مدرسه هیچوقت شاگرد درسخوانی نبودم و وقتی برای ادامه تحصیل به مالزی و بعد قبرس رفتم هم تفاوتی نکرد و در نهایت به ایران برگشتم و تصمیم گرفتم که کار کنم.»
22 ساله بود که به ایران آمد (11 سال پیش در سال 2007) و خیلی سریع جذب بازار کار در ایران شد؛ محسن ملایری مدتی را در شرکتهای مختلف کار کرد تا بازار کسب و کار را بسنجد و بعد شرکتی راهاندازی کرد که به قول خودش کارهای متنوعی در حوزه وب انجام میداد؛ از طراحی سایت گرفته تا فروش آنلاین اما در این بین یک چت و آشنایی با یکی از فعالان اکوسیستم استارتآپی ایران مسیر زندگیاش را تغییر داد. ماجرایی که خودش در یکی از برنامههای استارتآپی از آن به عنوان «داستان جالب» یاد میکند: «به صورت خیلی خیلی اتفاقی با شاهین شلیله (برگزارکننده جشنواره وب ایران و یکی از فعالان اکوسیستم استارتآپی ایران) آشنا شدم. آن زمان در گوگل چت حضوری فعال داشتم و خود سیستم آشنایی با شاهین شلیله را به من پیشنهاد داده بود و البته من او را نمیشناختم. یادم هست به او پیام دوستی دادم تا با هم بیشتر آشنا شویم، پرسید تو کی هستی؟ فراموش نمیکنم که اول هم کمی بحثمان شد ولی بعد همان چت و دیالوگ باعث شکلگیری دوستی ما و در نهایت شراکت و جوینت شدن برای راهاندازی شرکتی جدید شد که نامش را خاورزمین گذاشتیم و پیشنهاد مدیریت آن هم از سوی تیم به من داده شد. شرکت ما کارهای مختلفی انجام میداد از طراحی سایت تا کارهایی که به قولی تنها برای گذران زندگی انجام میشود اما در نهایت نکتهای که یکی از دوستان به ما گفت و باعث شد مسیر کار را تغییر دهیم، اين بود كه روي یک کار تمركز كنيم و آن را هدف قرار دهیم و آن برگزاری جلسات استارتآپ ویکند و برنامههایی از این دست بود.»
محسن ملایری به همراه شاهین شلیله و گروه دیگری از دوستانش تقریباً از ابتدای دهه 90 شروع به برگزاری جلسات استارتآپ ویکند برای آموزش کارآفرینی و تشویق جوانان به کارآفرینی و اجرای ایدههای کارآفرینانه کردند؛ اتفاق بسیار مثبتی که با گذشت چند دوره خیلی زود از سوی استانهای دیگر هم از مجموعه آنها درخواست شد و خیلی زود به شهرهای دیگر از شمال کشور گرفته تا مرکز و جنوب هم رسید و صدها جوان در برنامههای استارتآپ ویکند که شرکت خاورزمین برگزار میکرد شرکت کردند. اما بعد از دو سال نکته مهمی که ذهن محسن ملایری را درگیر کرد اجرایی شدن ایدههایی بود که کارآفرینان جوان مطرح میکردند و نیاز به حمایت داشتند و همین موضوع بود که سرانجام به خروج محسن ملایری از خاورزمین (در سال 1392) و راهاندازی شرکتی جدید به کمک دوستانش به نام «آواتک» منجر شد؛ شرکتی که در اصلاح فضای کسب و کارهای استارتآپی، «شتابدهنده» یا «فرشتگان سرمایهگذاری» خوانده میشود.
ملایری در گفتوگو با هفتهنامه شنبه درباره راهاندازی شرکت آواتک گفته است: «زمانی که ما شرکت خاورزمین را تأسیس کردیم، من خودم به اینکه چندین کسبوکار را بتوانم راهاندازی و مدیریت کنم علاقه زیادی داشتم ولی تقریباً کمی زمان برد تا به این نتیجه برسیم که تنها از طریق تمرکز کردن روی یک کار میتوان موفق شد؛ بنابراین به این نتیجه رسیدم که کارها را متوقف و برای نتیجه گرفتن تنها روی یک کار تمرکز کنم و این موضوع نتیجه داد. من و دوستانم به این فکر کردیم که چطور میتوان کسبوکاری را طراحی کرد که خود کارش کمک به راهاندازی کسبوکارهای دیگر باشد. براساس تحقیقاتی که انجام دادیم، با مدل شتابدهندهها در دنیا آشنا شدیم و از آن زمان درگیر این موضوع شدیم که چطور میتوانیم یک شتابدهنده را راهاندازی کنیم.»
اما مهمترین چیزی که راهاندازی یک شتابدهنده نیاز دارد، سرمایه است و سؤال اصلی این است که محسن ملایری و دوستانش چگونه توانستند سرمایه لازم را برای شروع کار جذب کنند؟ ملایری در یکی از سخنرانیهایش گفت که حدود یک سال زمان برده است تا آواتک بتواند منابع مالی مورد نیازش را برای شروع کار تأمین کند و آنها برای جذب این سرمایه به سراغ بیش از شصت سرمایهگذار حقیقی و حقوقی رفتهاند و در نهایت تنها 8 سرمایهگذار حقیقی و حقوقی را توانستهاند راضی کنند تا روی ایده آنها سرمایهگذاری کنند. البته به گفته محسن ملایری آنچه کسب و کارهای نوپا و استارتآپها بیش از پول نیاز دارند پول هوشمند است، سرمایهاي که فراتر از ارزش ریالی است و شامل شناخت بازار، فضای کسب و کار، آموزش، استفاده از الگوهای مناسب و... میشود. نکاتی که خود شرکت آواتک هم در ابتدای کار تلاش زیادی کرد تا از آنها بهره ببرد. محسن ملایری دراینباره گفته است: «بعد از طی شدن فرایند جذب سرمایه برای راهاندازی کار و با توجه به اینکه اولین باری بود که راهاندازی یک شتابدهنده را در ایران تجربه میکردیم، بحث استفاده از الگوهای موفق دنیا و به دنبال آن بومیسازی این الگوها بر اساس نیاز داخلی کارآفرینان خیلی مطرح بود. با خانم سارا اوزینگر که جزو مدیران کل مجموعهای به نام «اشتارت پلاتس» در آلمان بودند، آشنا شدیم. شرکتی که تقریباً کار مشابهی را انجام میداد. از ایشان دعوت کردیم که به ایران بیایند و این موضوع به شكلگيري هسته اولیه بخش اجرایی آواتک تبدیل شد. از آن زمان تابهحال ما یک گروه خوب با تخصصهای لازم را در آواتک شکل دادیم و من میتوانم بهجرئت بگویم که ما توانستهایم یک مدل خوب و بومیسازیشدهای از دورههای شتابدهی را از بحث پذیرش گرفته تا رصد کسبوکارهای نوپا، اجرای دورهها، کمک به سرمایهگذاری، تهیه اسناد سرمایهگذاری، و ایجاد شبکهای از سرمایهگذاران داخلی با تخصص افراد داخلی ایجاد کنیم.»
آواتک چگونه دست استارتآپها را میگیرد؟
اما مدل بومیاي که محسن ملایری ميگويد برای حمایت از استارتآپهای نوپا در مجموعه آواتک شکل گرفته چیست، چگونه کار میکند و چه حمایتهایی از کارآفرینان نوپا انجام میدهد تا ایدههایشان رنگ اجرا بگیرد و موفق شود؟ آواتک در واقع با اعلام فراخوان و ثبتنام از کارآفرینان نوپا برای آنها در قالب آواکمپ و آواتک دورههای پیششتابدهی، شتابدهی و... برگزار میکند و امکانات مناسب را در اختیار کارآفرینان جوان قرار میدهد تا بتوانند ایدههای خود را اجرایی كنند و به مرحله رشد برسانند. محسن ملایری در مصاحبهای ساز و کار حمایتی شرکت آواتک را اینگونه توضیح داده است: «زمانی که آواتک شکل گرفت، ما با یک دوره ششماهه شروع کردیم که دو ماه آن پیششتاب دهی و چهار ماه دیگر شتابدهی بود ولی به مرور زمان و به واسطه بازخوردی که از بازار گرفتیم، بلوغ کارآفرینان و رشد اکوسیستم کارآفرینی و استارتآپی، مدلمان را تغییر دادیم و تبدیل کردیم به مدل دورههای آواکمپ که دورههای دوماهه کاملاً مجزاست، در این دورهها سهامی اخذ نمیشود اما فضایی برای بهرهمندی افراد از سرویسها و خدمات آواتک ایجاد میشود. ما نیز میتوانیم با گروه کارآفرین از نزدیک بیشتر آشنا شویم. این دوره دوماهه هیچگونه تعهدی ندارد و گروهها از این فضا استفاده میکنند؛ اما دوره شتابدهی کاملاً مجزاست، یک دوره چهارماهه که در آن از گروههای کارآفرین معادل 8 تا 15 درصد سهام به ازای سرمایهای که در اختیارشان قرار میدهیم، دریافت میکنیم (البته این سهام طی یک بازه پنج تا دهساله که شرکت رشد کرد، دریافت میشود) و آواتک به گروهها خدمات ميدهد و برایشان هزینه میکند.»
البته حمایتهای آواتک برای به سرانجام رسیدن ایدههاي نوپا تنها شامل سرمایهگذاری نمیشود بلکه بخش مهمی از آن در حوزه فنی، توانمندسازی و... است. برای اینکه یک استارتآپ نوپا بتواند رشد مناسب داشته باشد، تنها داشتن ایده کفایت نمیکند بلکه نیاز به تیمی حرفهای با حضور مجموعهای از تخصصها در حوزههای فنی، کسب و کار، بازار و... دارد تا بتواند گروهی کامل محسوب شود و ایده جذاب اولیه را به سرانجام برساند. در واقع آواتک در کنار سرمایهگذاری روی استارتآپهای نوپا به شکلگیری این تیم کمک میکند و این گونه است که یک شتابدهنده تمام و کمال محسوب میشود. محسن ملایری معتقد است گروه خوب استارتآپی در مرحله نوپا، اگر بتواند در کنار مربیان خوب و آموزشهای خوب قرار بگیرد، میتواند بهترین بازار و ایده را پیدا و به بهترین شکل آن را اجرا کند.
در حال حاضر شرکت آواتک به صورت میانگین سالانه به 80 کسب و کار نوپا و گروههای استارتآپی که دورههای این مجموعه را پشت سر میگذارند، خدمات شتابدهی را به کمک مربیان ارائه میدهد. مربیان آواتک مجموعهای از کسانی هستند که خودشان کارآفرینان موفقی بودهاند و در واقع مسیر سخت کارآفرینی و به نتیجه رسیدن ایدههایشان را طی کردهاند و موفقیتها و شکستها را از نزدیک لمس کردهاند. همچنین شرکت آواتک توانسته است در سالهای گذشته مجموعهای از مربیان را هم در زیرمجموعه خود و از میان شرکتهایی که روی آنها سرمایهگذاری کرده است و ایدههایشان به نتیجه رسیده، تربیت کند. این مجموعه در مقاطعی هم از مربیان خارجی استفاده میکند.
اما حالا با گذشت حدود 6 سال از شروع به کار مجموعه آواتک مهمترین دغدغه و چالش این مجموعه از دید مدیران آن چیست؟ محسن ملایری در پاسخ به این سؤال در گفتوگو با هفتهنامه شنبه گفته است: «چالش اصلی ما این است که چطور میتوانیم این فعالیتها را گسترش دهیم و نیاز شکلگیری کسب و کارهای نوپا را با نیاز صنایع منطبق کنیم.»
نظر خود را بنویسید