مرتون در سال 2009 در یادداشت بسیار بلندی که نوشت توضیح داد که حالا چگونه میتوان این وضعیت را به فرصت تبدیل کرد. به هر صورت، اگر میخواهید با یک جمله موقعیت مرتون را درک کنید، کافی است بدانید او یکی از طرفداران افراطی بازار آزاد است
آینده نگر
طی دو دهه اخیر یکی از نامهایی که در عرصه اقتصادی جهان به شکلی مکرر شنیده میشود، رابرت مرتون است. دلیل اصلی شهرت مرتون در این سالها سهمی است که او در توسعه یک مدل پیوسته برای مسائل مالی دارد. البته جدای از فاینانس پیوسته زمانی مرتون، او سهمی هم در رشد مدل قیمتگذاری پیوسته بلک-شولز دارد. مرتون جدای از مسائل نظری اقتصادی، در مسائل عملی و بازاری هم حضور داشته و در سال 1993، صندوق پوشش ریسک «مدیریت سرمایه بلندمدت» را راهاندازی کرد.
مرتون استاد فاینانس دانشکده مدیریت دانشگاه اِمآیتی است و به عنوان مشاور در بسیاری از صندوقهای مختلف فعالیت میکند. او که رئیس سابق انجمن فاینانس آمریکا نیز بوده، عضو آکادمی علوم ملی نیز هست و در آکادمی علوم و هنرها هم فعالیت دارد. مرتون به طور کل از 18 دانشگاه درجه و مدرک افتخاری کسب کردهاست.
مرتون یک مدل قیمتگذاری دارایی سرمایهای را توسعه داد که مبتنی بر مدل قیمتگذاری دارایی سرمایهایِ ویلیام شارپ بود. از این مدلها به منظور محاسبه کردن عایدات سرمایهگذاری پیشبینیشده، استفاده میشود. این محاسبات بر اساس سطح ریسک انجام میشوند.
برای آشنایی بیشتر با مرتون باید سراغ مدل معروفی برویم که با عنوان مدل بلک-شولز شناخته میشود. البته بسیاری هم این مدل را بلک-شولز-مرتون نام گذاشتهاند. مرتون در همکاری با فیشر بلک و مایرون شولز مدلی را توسعه داد که از آن برای نشان دادن تغییر قیمت ابزار مالی، مانند سهام استفاده میشود. این مدل که به ادعای بسیاری از تحلیلگران و اقتصاددانان یکی از مهمترین مفاهیم نظریه اقتصادی مدرن است، در سال 1973 توسعه داده شد. این مدل هنوز هم کاملا مفید و تاثیرگذار است و در سال 1997 هم منجر به این شد که رابرت مرتون نوبل اقتصاد را دریافت کند.
امروزه مدل بلک-شولز-مرتون به عنوان مبنایی برای راهبردهای پوشش ریسک، توسط بانکهای سرمایهگذاری و صندوقهای پوشش ریسک استفاده میشود. مدل بلک-شولز-مرتون به عنوان یکی از بهترین مدلها برای تعیین گزینههای ممکن یک قیمت عادلانه و منصفانه شناخته شدهاست.
برای آشنایی بیشتر با اهمیت رابرت مرتون، باید بیش از پیش با مدلی که او در توسعه آن مشارکت داشته آشنا شویم. مدل بلک-شولز-مرتون نیازمند پنج متغیر ورودی است تا بتواند محاسبات خود را تکمیل کند. این ورودیها شامل قیمت اولیه گزینه، قیمت کنونی سهام، زمان انقضا، نرخ بدون ریسک و میزان نوسانات است. جدای از این مسائل، این مدل این فرض را دارد که قیمت سهام از توزیع بلند و نرمالی پیروی میکند زیرا قیمت داراییها نمیتوانند منفی شوند.
یکی دیگر از دلالتهایی که از این مدل خارج میشود این است که هیچ نوع هزینه یا مالیات تراکنش وجود ندارد، نرخ بهره بدون ریسک برای تمام وضعیتهای بالغ ثابت است، کمفروشی اوراق بهادار با استفاده از درآمدهای پیشِ رو مجاز است و هیچگونه فرصت آربیتراژ بدون ریسکی وجود ندارد. البته مدلهای معاصر مختلف هستند و امکان هزینههای تراکنش و دیگر متغیرها را هم میدهند.
*بازار را رها کنید
بیش از 10 سال از بحران اقتصادی سال 2008 میگذرد، اما هنوز هم میتوان درباره آن صحبتهای بسیاری کرد. در آن سالها خود این مباحثات و بحثها داغتر هم بودند. برای اینکه جایگاه و موضع مرتون در آن دوران را بیشتر بشناسیم، باید نگاهی به یک داستان بسیار مهم بکنیم. دولت بوش در آخرین سال 700 میلیارد دلار از منبع مالیات مردم را به بانکها داد تا بتواند اندکی جلوی این بحران را بگیرد.
بسیاری از افراد در آن زمان شروع کردند به گفتن این جمله که «بازار آزاد هم افسانهای بیش نیست و اگر دولت مداخله نکند، بازار نمیتواند خود را مدیریت کند.» استدلال این افراد هم این بود که اگر دولت آمریکا در این مسیر وارد نمیشد، تقریبا کار جامعه آمریکا تمام بود و همه چیز به جنگ داخلی میرسید. مخالفان این داستان هم کسانی بودند که میگفتند دولت نباید به هیچ وجه مداخله میکرده و اجازه فروپاشی نهادها و گروههای ضعیف را میداده است. یکی از این مخالفان رابرت مرتون بود که گفت «این عمل دولت، به انرژی بنیادین بازار ضربه زدهاست.» البته مرتون در سال 2009 در یادداشت بسیار بلندی که نوشت توضیح داد که حالا چگونه میتوان این وضعیت را به فرصت تبدیل کرد. به هر صورت، اگر میخواهید با یک جمله موقعیت مرتون را درک کنید، کافی است بدانید او یکی از طرفداران افراطی بازار آزاد است.
رابرت مرتون
مرتون در سال 1944 در شهر بزرگ نیویورک به دنیا آمد و کودکی خود را در محله وستچستر گذراند. او مدرک کارشناسی خود را در رشته ریاضیات مهندسی از دانشگاه مشهور کلمبیا گرفت و پس از آن برای اخذ مدرک کارشناسی ارشد به موسسه فنآوری کالیفرنیا یا همان سیآیتی رفت. او که یکبار از شرق آمریکا به غرب رفتهبود، به شرق برگشت و در ایالت ماساچوست و دانشگاه امآیتی تحت نظر یکی از برجستهترین اقتصاددانان قرن بیستم، یعنی پل ساموئلسون، دکتری گرفت. مرتون که در دهه 70 میلادی کارهای بسیار مهمی در اقتصاد مالی کرد، در سال 1997 موفق به اخذ نوبل اقتصاد شد.
نابرابری: فاینانس پیوسته در زمان
1992
اگر به سال 1992 بازگردیم و به مسائل مالی نگاهی بیندازیم، متوجه خواهیم شد که عمده آثار منتشر شده در زمینه اقتصاد فاینانس، سر و شکلی دارند که بیشتر به درد متخصصان میخورند و اصلا برای یک خواننده عمومی، قابل مطالعه نیستند. این کتاب هم یکی از همان کتابهاست و مرتون در آن، از منظر یک روش تحلیلی که در زمان پیوسته است، نظریه فاینانس را شرح میدهد. این توضیح انتخابهای مالی فردی، فاینانس شرکتی، وساطت مالی، بازارهای سرمایهای و موضوعاتی دیگر را پوشش میدهد و طی این نزدیک به سه دهه، به شدت مورد استقبال و مطالعه خوانندههای گوناگون قرار گرفتهاست.
نظر خود را بنویسید