کنسرت های موسیقی با مخاطبان بسیار رو به رو شده اند
تغییر مسیر در اجرای کنسرتها
1398/06/09
3215
این مطلب را به اشتراک بگذارید
در یکی، دو سال اخیر علاوه بر حضور هنرمندان خارجی در ایران، برگزاری کنسرت توسط هنرمندان داخلی هم جهشهای بزرگی داشته است
آینده نگر
سال ۱۳۹۱ که برای تور کنسرتهای آلبوم «دیوار» راجر واترز به استانبول رفتم از کیفیت کنسرت حیرت کردم. این کیفیت فقط مرهون موسیقی درخشان نبود. بخشی از جذابیت کنسرت به اجرای عظیم آن برمیگشت. قطعا نمیشد کیفیت این کنسرت را با کنسرتهای داخل کشور مقایسه کرد. قیاس معالفارق بود. کمااینکه دوستانی که به کنسرتهای خارجی دیگر گروههای معروفی مانند متالیکا رفته بودند آن اجرا را در سطحی بسیار بالاتر و غیرقابل قیاس با کنسرتهای دیگری که رفته بودند میدانستند. آنچه باعث شد کنسرت «دیوار» راجر واترز تبدیل به یک اثر هنری بینظیر شود، هوش برگزارکنندگانش بود. از قسمتهای فنی ماجرا که بگذریم و معمولا هنوز هم در اجراهای سادهمان حتی با مشکل صدا مواجه هستیم برای طراحی صحنه لااقل میشود از موزیسینهایمان انتظار داشته باشیم.
بالاخره اجرای زنده بخشی مربوط به هنر موسیقی است و بخش دیگرش به چشمنواز بودن برمیگردد. باز هم میگویم «دیوار» یک اتفاق بود و قطعا از موزیسینهایمان انتظار نداریم که اجرایشان در حد و اندازههای راجر واترز باشد. ولی مثلا درست کردن کلیپ برای نمایش در کنسرتها یا طراحی صحنه جزو ابتداییترین شرایط یک کنسرت خوب است. در همه کنسرتهای بزرگی که در ایران رفتهام، تلقی از طراحی صحنه فقط به پوشیدن لباسهای محلی و برای موسیقی پاپ به نورپردازیهای چشمآزار و دود بیدلیلی که روی صحنه وجود دارد، محدود میشود. خوانندههای ما از اجرا چیزی نمیدانند، یا خشک و یخزدهاند یا تصورشان از ارتباط با جمعیت چیزی به شکل خوانندههای مراسم عروسی است! حتی گاهی در لباسهایی هم که میپوشند توازن و ترکیب رنگی وجود ندارد. در حالی که همه اینها در برگزاری یک کنسرت خوب اهمیت دارد.
حالا اما اوضاع انگار دارد بهتر میشود. شاید به خاطر آمدن هنرمندان خارجی به ایران باشد که به هر حال حاضر نیستند با هر نور و صدایی روی صحنه بروند یا خوانندگان خودمان به بلوغ رسیدهاند. در اجراهای پاپ هنوز هم همان کجسلیقگی نورهای رنگی و دود دیده میشود اما اجراهای موسیقی سنتی و ملی فاخرتر شدهاند. بخشی به ورود جوانها به این عرصه برمیگردد و بخش دیگری هم به خود موسیقیشان. بسیاری از اجراها به سمت تلفیق سینما و موسیقی یا تئاتر و موسیقی رفتهاند. قطعات سنتی از آن حالت یکنواختشان خارج شدهاند و حالا دیگر در ارکسترهای سنتی به جز سازهای ایرانی شاهد سازهای غربی و حتی الکتریک هم هستیم. اتفاقی که به حضور جوانان در عرصه موسیقی برمیگردد و از مدتها پیش مثلا توسط سهراب پورناظری کلیدش زده شد.
حالا دیگر کنسرتهای سنتی هم در سالنهای بزرگ چند هزارنفری اجرا میشوند و از آنها استقبال خوبی هم صورت میگیرد. اگر پیشتر برج میلاد (که البته از لحاظ صدا واقعا محل خوبی برای برگزاری کنسرت نیست) با ظرفیت چند هزار نفری فقط متعلق به گروههای پاپ بود حالا پر شدن پیاپی سالن بزرگ وزارت کشور برای موسیقی سنتی نشان میدهد که اجراهای سنتی هم به همان اندازه پتانسیل درآمدزایی و جلب مخاطب را دارند. اتفاق مهم حوزه موسیقی در یک ماه گذشته برگزاری کنسرتهای علیرضا قربانی در تهران بود که لابد بعد از این به شهرستانها هم خواهد رفت.
خب علیرضا قربانی همیشه از آن دسته خوانندگان محبوب مردم بوده است. بخشی از موفقیتش به تواناییاش در موسیقی برمیگردد و بخشی دیگر به کاراکترش که شخصیتی دوستداشتنی دارد و بخشی هم به انتخابهای دقیقش در انتخاب اشعار مثلا. از ترانههای مرحوم افشین یداللهی بگیرید تا آن قطعه ماندگار «ارغوان» با شعر بهیادماندنی هوشنگ ابتهاج.علیرضا قربانی تیپیک خواننده ملی بود. با ارکستری که به جز ساز ایرانی از سازهای کلاسیک غربی هم بهره میبرد و قطعاتی هم که میخواند بیشتر از آنکه صرف سنتی باشد آن چیزی بود که به موسیقی ملی بیشتر معروف است. یعنی شیوه خاصی از ارکستراسیون و تلفیق سازهای غربی و ایرانی اما بر پایه آواز ایرانی.
اسفند سال گذشته علیرضا قربانی تکقطعهای منتشر کرد که با همه کارهای قبلیاش متفاوت بود. «نیست شو» برای اولینبار سازهای الکترونیک را با ارکستر همیشگی علیرضا قربانی ترکیب کرده بود. آن قطعه آزمایشی بود برای سنجش رضایت مخاطبان و با استقبال فوقالعادهای هم روبهرو شد. بعد یک پروژه شروع شد. پروژهای که در آن علیرضا قربانی میخواست مسیر موسیقیاش را تا حدی تغییر بدهد و سازهای الکترونیک را هم در ارکسترش بگنجاند. شعری از احمد شاملو خواند و کارهای دیگری هم کرد که در گپ با تهیهکننده اجراهای «با من بخوان» بیشتر به آنها اشاره کردهایم. از جمله اینکه در کنسرتهایش مردم هم با او همراهی کردند. بخش دیگر اما بزرگ کردن تدریجی پروژه بود. در شرایطی که اول کار چند شب کنسرت در تالار وحدت سولداوت شد بعد قربانی کنسرتهایش را به کاخ سعدآباد برد که دکور مفصلتر و نورپردازی چشمگیرتری داشت. البته این بخش از کاخ سعدآباد جمعیتی که در خودش جای میدهد تقریبا به اندازه تالار وحدت است و نباید با بخش دیگری که کنسرت- نمایش «سی» در آن برگزار شد که ظرفیت زیادی داشت اشتباه گرفته شود. اما به هر حال کنسرتهای علیرضا قربانی با استقبال فوقالعادهای روبهرو شد و احتمالا مهمترین اتفاق جامعه موسیقی ایرانی در تیرماه بود. چون حالا مدتهاست میدانیم که چرخش مالی موسیقی نه از فروش آلبوم که از اجراهای زنده به دست میآید و تا اینجای سال برنده علیرضا قربانی بوده که بزرگ فکر کرده و بزرگ اجرا کرده و موفق شده با بلیتهای از ۶۰ هزارتومان تا ۱۸۰ هزارتومان (که به نسبت کنسرتهای بزرگ قیمت بسیار مناسبی هم دارند) مخاطب را به شنیدن و دیدن کنسرتش دعوت کند. بلیتهای کنسرت قربانی یک هفته جلوتر سولداوت میشدند و یکی از موفقیتآمیزترین کنسرتهای اخیر بود. اتفاقی که هم فرهنگی بود و هم به نظر میرسد دورنمای مالی منطقی داشته است.
نظر خود را بنویسید