جستوجو برای تضمین بقای آینده ما هم به اولویتبندی نیاز دارد
چقدر جمعیت میشود خیلی جمعیت؟
1398/05/26
2024
این مطلب را به اشتراک بگذارید
مسئله این نیست که چه تعداد جمعیتی قرار است روی زمین باشد، مسئله این است که سبک زندگی و معاش آنها چقدر در آزادسازی کربن نقش داشته باشد.
آینده نگر/ منبع: پاپیولار ساینس
در سال ۱۷۹۸ یک کشیش انگلیسی به اسم توماس مالتوس کتابی با عنوان «درآمدی بر اصول جمعیت» منتشر کرد که بنابر استانداردهای قرن هیجدهم به شدت مورد توجه قرار گرفت و مالتوس را به چهره شناختهشدهای تبدیل کرد. علتش هم نتیجهگیری جالب او بود مبنی براینکه قدرت جمعیت بینهایت بزرگتر از قدرت زمین در تامین معاش است. بنابر استدلال او، اگر قرار بر این بود که بشر به تولید مثل ادامه دهد، حتما ظرفیت سیاره زمین تمام میشد. دو قرن از آن موقع گذشته، مالتوس به دلایل مختلف شهرت زیادی پیدا کرده و هنوز هم دانشمندان دارند به احتمالاتی که او در مورد جمعیت مطرح کرد فکر میکنند.
واقعیت این است که در طول دورانهای زیادی از تاریخ، جمعیت بشر قابل توجه نبوده. نقطه عطف ماجرا انقلاب صنعتی بود که باعث شد ظرف ۱۵۰ سال، جمعیت بشر دو برابر شود. اگر از مالتوس میپرسیدید که اینهمه جمعیت رو به افزایش قرار است چه بخورند و چه بنوشند و چطور زندگی کنند، او جواب میداد که قرار نیست اینهمه آدم زندگی کنند. او معتقد بود که چنین جمعیتی روی زمین از بیماری و گرسنگی خواهد مرد. اما عملا اوضاع طور دیگری پیش رفت. امروزه جمعیت جهان تقریبا 7.6 میلیارد نفر است و میدانیم که تا دهه ۲۰۵۰ احتمالا زمین ده میلیارد نفر جمعیت داشته باشد. اما اینهمه آدم قرار است چطور معاش خود را تامین کنند؟
آنچه که کشاورزان روی زمین دارند تولید میکنند به اندازهای هست که میلیاردها نفر آدم را سیر کند. بعضیها میگویند کشاورزی میتواند حتی تا سقف ۹ میلیارد نفر را هم در جهان سیر کند. آب هم که روی زمین زیاد است. اما اگر قرار باشد بشر همینطور زیاد شود، جایی برای بقیه گونهها نیست. مشکل دیگر هم آب آشامیدنی است. تنها سه درصد از آبهای روی زمین آب تازه است و از همان میان هم فقط یکسوم قابل دسترسی است. از سوی دیگر، ما ۸۶ درصد از آب تازه روی زمین را فقط برای مواد غذایی مصرف میکنیم. آب برای کاشت بادام در بیابانهای کالیفرنیا و دامپروری در آرژانتین مورد استفاده است؛ جاهایی که به صورت طبیعی برای این کارها مناسب نبودهاند. مارکو اسپرینگمن پژوهشگر برنامه غذای آینده آکسفورد در این خصوص میگوید منابع بسیار زیادند اما مشکل اصلی این است که خیلی از منابع آنجایی نیستند که بشر میخواهد. این هم هزینه محیط زیستی اقدامات بشر برای تامین مواد غذایی مورد نیازش را بالا میبرد و باعث شده که بحث کشاورزی پایدار بیشتر از پیش مطرح باشد.
کشاورزان و دامداران سالانه ۱۲ میلیارد متر مکعب آب را با روشهای مکانیکی صرف غذای ما میکنند. اما مسئله مهمتر این است که تا سال ۲۰۴۰ تاثیر تغییرات آب و هوایی هم آن قدر زیاد خواهد شد که مهاجرتهای گسترده و کمبود آب را به همراه خواهد آورد. آلودگی هم چنان در نقاط مختلف زمین بالا رفته که نمیتوان آینده زمین را بدون دست و پنجهنرمکردن با مسئله آلودگی تصور کرد.
اینجاست که دانشمندان رویکرد سیارهدوست را برای آینده و معاش بشر پیشنهاد میدهند. آنها میگویند رژیم غذایی که مبتنی بر دانههای روغنی و غلات کامل باشد و تقریبا از گوشت در آن خبری نباشد باعث خواهد شد فشار افزایش جمعیت روی زمین و آزادسازی گازهای گلخانهای کاهش قابل توجهی داشته باشد. درواقع مسئله این نیست که چه تعداد جمعیتی قرار است روی زمین باشد، مسئله این است که سبک زندگی و معاش آنها چقدر در آزادسازی کربن نقش داشته باشد.
کشورهایی مثل آمریکا در آزادسازی کربن نقش بسیار زیادی داشتهاند. از سال ۱۸۵۰ تاکنون، آمریکا ۵ میلیارد تن متریک دیاکسید کربن آزاد کرده که درنوع خودش خیلی زیاد است. هر آمریکایی به اندازه پنج برابر متوسط آدمهای دیگر روی زمین در آزادسازی کربن نقش داشته و اگر این وضع بخواهد ادامه پیدا کند، زمین پیش از تمامشدن منابعش صرفا به خاطر گرمشدن از بین خواهد رفت.
بسیاری از سیاستگذاران و صاحبنظران موضوع تغییرات اقلیمی را در حاشیه مباحث قرار میدهند اما اصل بحث آینده ما باید همین باشد. آن زمانی که مالتوس روی کمیابشدن منابع روی زمین برای سیرکردن جمعیت فزاینده آن متمرکز شده بود، درواقع به فاجعه دیگری بیتوجه بود: اینکه دائم به منابع بیشتر دست پیدا کنیم و دائم آنها را مصرف کنیم. حالا بشر در راهی قرار گرفته که در ۵۶ میلیون سال اخیر رخ نداده و آن هم افزایش شدید دمای زمین است. شکی نیست که تا اواسط قرن حاضر شاهد ده میلیاردیشدنِ جمعیت جهان خواهیم بود اما اینکه واقعا در آن موقع و بعد از آن چطور زندگی خواهیم کرد، یک علامت سوال بزرگ است.
نظر خود را بنویسید