تونی اتکینسون نابرابری اقتصادی را به نابرابری در قدرت مربوط می‌داند

نابرابری اقتصادی از کجا می‌آید؟

...

اگرچه نابرابری و بی‌عدالتی به یکی از نگرانی‌های عمومی برجسته تبدیل ‌شده‌است، اما مسائل توزیعی همچنان توسط اقتصاددانان مورد بی‌‌اعتنایی قرار می‌گیرد. این نکته بسیار جالب است که اقتصاددانان معاصر به مسئله توزیع نابرابر، که به نوعی پدر نابرابری است کم‌توجهی می‌کنند. همین مسئله کار اتکینسون را برجسته می‌کند.

آینده نگر

 سِر آنتونی بارنز اتکینسون، اقتصاددانی بریتانیایی بود که 2 سال پیش، در اولین روز سال 2017 درگذشت. زمانی که اتکینسون درگذشت عمده خبرگذاری‌ها خبر درگذشت او را با عنوان «پدرخوانده مطالعات درآمد و ثروت درگذشت» روی صفحات خود بردند. چه چیزی باعث شد که او به چنین عنوانی برسد؟ برای رسیدن به پاسخ این سوال باید به سراغ تحلیلی برویم که از تاثیر اتکینسون در زمینه عدالت‌جویی ارائه شده‌است. این تحلیل در «هسته عدالت‌پژوهی» منتشر شده‌است که در بخش اول این یادداشت به بخش‌هایی از آن اشاره می‌کنیم.

مسئله نابرابری مسئله‌ای بسیار مهم در اقتصاد است که پیش از کارل مارکس هم وجود داشت و بعد از کارل مارکس به یکی از جریان‌های اصلی مطالعات اقتصادی و جنبش‌های سیاسی تبدیل شد. طی سال‌های اخیر اقتصاددانان زیادی درباره این مسئله قلم زده‌اند. به گزارش هسته عدالت‌پژوهی اگرچه راه‌حل‌های بسیاری از جانب اقتصاددانان جریان متعارف برای حل مسئله نابرابری ارائه‌شده بود اما هیچ‌کدام از این راه‌حل‌ها، توان کاهش نابرابری فزاینده حاصل از ساختار اقتصاد مدرن را تاکنون ندارند. این گزارش پیکان تحلیل خود را به سمت دهه‌ای می‌برد که پس از بحران اقتصادی 2008 آغاز شد. به دلیل بیشتر شدن نابرابری و فقر طی این دهه، و به خاطر اتفاقی که در ابتدای این دهه افتاده‌بود، نظریه‌ها و کتاب‌های گسترده‌ای در این حوزه به نگارش درآمد که از بین آن‌ها می‌توان به آثار پیکتی، استیگلیتز و اتکینسون اشاره کرد. تقریبا در تمام این آثار، افزایش نابرابری به عنوان یکی از ویژگی‌های برجسته رشد و توسعه اقتصادی در طول چند دهه اخیر در سطح جهانی معرفی شده‌است. به عبارت بهتر، بحران اقتصادی باعث شد که بسیاری از اقتصاددان‌ها از خواب خوش دست راستیِ خود بپرند و درباره بسیاری از مسائل تجدید نظر کنند.

اتکینسون کتابی با عنوان «نابرابری: چه می‌توان کرد؟» را در سال 2015 منتشر کرد. او با جمع‌آوری داده‌ها و روندهای اقتصادی به‌صراحت افزایش نابرابری را به‌طور مستقیم و غیرمستقیم مربوط به «تغییر در توازن قدرت» می‌داند. این کتاب اگرچه به‌اندازه کتاب «سرمایه در قرن ۲۱» توماس پیکتی، که در کشور خودمان، ایران، هم با ترجمه‌های گوناگون روانه بازار شد، توجهات را به خود جلب نکرد اما شاید بتوان گفت که در بعضی جهات از کار پیکتی بهتر است و انسجام بهتری داشته است. درحالی‌که پیکتی تمایل به تمرکز ثروت و درآمد را توضیح می‌دهد، اتکینسون با نگاهی عمیق‌تر این بحث را دنبال می‌کند که چرا درمان‌های متعارف امکان حل این تمرکز را ندارند؟

یکی دیگر از تفاوت‌های کتاب اتکینسون با اثر پیکتی، در عمل‌گرایی او نهفته است. اتکینسون بر خلاف پیکتی به دنبال راه‌ حل‌های دفعی که شمایل نسبتا انقلابی دارند نبوده و بیشتر به دنبال اصلاح ساختارهای اقتصادی موجود در جهان است.

نابرابری دشمن است

بنابر تحلیل هسته عدالت‌پژوهی، اگرچه نابرابری و بی‌عدالتی به یکی از نگرانی‌های عمومی برجسته تبدیل ‌شده‌است، اما مسائل توزیعی همچنان توسط اقتصاددانان مورد بی‌‌اعتنایی قرار می‌گیرد. این نکته بسیار جالب است که اقتصاددانان معاصر به مسئله توزیع نابرابر، که به نوعی پدر نابرابری است کم‌توجهی می‌کنند. همین مسئله کار اتکینسون را برجسته می‌کند. اتکینسون در این کتاب مسئله نابرابری را در مرکز تحلیل‌های خود قرار می‌دهد و به دنبال این است که نابرابری چیست و چرا مهم است، همچنین پیشنهادهای خاصی در مورد راهکارهای کاهش نابرابری ارائه می‌دهد. گرچه راه حل‌های اتکینسون بیشتر بر کشور انگلستان تمرکز دارد، اما از بسیاری از آن‌ها می‌توان با دیدی جهانی بهره برد.

این کتاب با مباحث نظری و زمینه‌ای مانند نابرابری در نتایج یا نابرابری در فرصت‌ها، روش‌های اندازه‌گیری پراکندگی درآمد، اندازه‌گیری مصرف به‌جای اندازه‌گیری درآمد و مانند این موارد آغاز می‌شود. در ادامه به ‌مرور تجربه تاریخی انگلیس و امریکا با مقایسه بین‌المللی به کاهش نابرابری بعد از جنگ جهانی دوم و دلایل آن می‌پردازد که موجب می‌شود او با نگاهی به جنبه‌های مختلف مسئله نابرابری ازجمله تکنولوژی، بازار کار، سرمایه و قدرت انحصاری و ارتباط بین افراد و مسائل اقتصاد کلان به ارائه راهکارها و پیشنهادهایی عملیاتی برای کاهش نابرابری در جامعه بپردازد.

همین نگاه ویژه اتکینسون به نابرابری و سیری که عدم توازن قدرت را دامن می‌زند، باعث شد زمانی که دو سال پیش درگذشت، بسیاری از اقتصاددانانی که به دنبال اصلاح و بهبود شرایط بودند، عمیقا غمگین شوند.

 

تونی اتکینسون

تونی اتکینسون در روز چهارم سپتامبر 1944 در ولز به دنیا آمد. او به عنوان شاگرد اول در سال 1966 از دانشگاه کمبریج فارغ‌التحصیل شد و برای ادامه تحقیقاتش به آن سوی اقیانوس رفت تا زیر نظر پیتر تاونسند در دانشگاه ام‌آی‌تی تحصیل کند. او پس از فارغ‌التحصیلی به بریتانیا بازگشت و از سال 1994 تا سال 2005 در دانشگاه آکسفورد به تدریس پرداخت. جدای از آکسفورد در مدرسه اقتصاد لندن، یونیورسیتی کالج لندن و دانشگاه اسکس هم تدریس می‌کرد. او که از طرف ملکه انگلستان به درجه شوالیه‌ای رسیده‌بود، نهایتا در ابتدای سال 2017 و در سن 72 سالگی درگذشت.

 کتاب نابرابری: چه می‌توان کرد؟

در توضیح این کتاب آمده که نابرابری به یکی از مهم‌ترین مشکلات ما تبدیل شده‌است. از دهه‌های پس از جنگ جهانی دوم به این سو، داستان نابرابری به جایی رسیده که جنبش‌هایی نظیر 99 درصدی‌ها در مقابل 1 درصدی‌ها به یکی از مسائل جاافتاده در جهان تبدیل شده‌اند. به همین منظور، اتکینسون کتابی را نوشته که به قول توماس پیکتی، مجموعه‌ای از پیشنهادهای مشخص و نوآورانه به منظور رسیدن به بدیل‌هایی برای وضعیت ساختاریِ موجود است. این کتاب هم از نظر مضمون و هم از نظر نوع نگارش برای بسیاری از خوانندگان می‌تواند جذاب باشد.

لینک کوتاه: https://news.tccim.ir/?60909

نظر خود را بنویسید

ارسال پیام