اقتصاد مهم است، اما تاریخ و آب و هوا هم اهمیت دارند
چطور میتوان سقوط یک دیکتاتور را پیشبینی کرد؟
1398/04/16
3096
این مطلب را به اشتراک بگذارید
چطور میتوان یک کودتا را پیشبینی کرد؟ اگر بخواهید به طور قطع به چنین سوالی پاسخ دهیم باید گفت فعلا به هیچ طریقی نمیتوان پیشبینی قاطعانهای ارائه داد، اما برخی از سنجهها با در نظر گرفتن بسیاری از عوامل، احتمال کودتا در کشورهای مختلف را اعلام میکنند.
اکونومیست
همین ماه گذشته بود که دو رئیسجمهور معروف دنیا، یعنی عبدالعزیز بوتفلیقه از الجزایر و عمر البشیر از سودان کنار گذاشته شدند. این مسئله یک تصادف غیرقابل پیشبینی بود. اما همین دو اتفاق تبدیل به دو نقطه دادهای جدید برای تحلیلگران شدند تا هنر پیشبینی کردن حوادث سیاسی را به چیزی شبیه به علم تبدیل کنند. بسیاری معتقدند که ابزار لازم برای این مسئله وجود دارد.
کودتاها و انقلابها مسئلهای بسیار دشوار برای پیشگویان هستند. این دو رخداد بسیار نادر هستند و پیشاپیش حضور خود را اعلام نمیکنند. شاید کارآزمودهترین پیشبینی کمیتی از رخدادهای سیاسی از یک NGO حاضر در کلرادو با نام وان ارث فیوچر (OEF) بیاید که یک مدل پیشبینی به نام کوپکست را منتشر میکند. در این مدل عوامل مربوط به ریسک کودتا که تاثیر بسیار زیادی در این رخداد دارند معرفی شدهاند: نرخ رشد اقتصادی؛ مدتزمانی که رژیم در قدرت بوده؛ از آخرین کودتای کشور چقدر میگذرد؛ و اینکه آیا مشکلات طبیعی شدیدی مانند خشکسالی یا سیل در آن پدید میآید یا خیر. در نمودار زیر میتوانید آشنایی بیشتری با این مدل پیدا کنید.
*شرط میبندی؟
ضعف اقتصادی قطعا نقشی عمده در کنار رفتن بوتفلیقه و بشیر بازی کرد. رشد اقتصادی واقعی در الجزایر طی 5 سال اخیر به طور میانگین تنها 2،8 درصد بوده که در مقایسه با 3،3 درصد کل آفریقا، پایین است. سودان هم طی همین دوره با رشد میانگین 1،8 درصدی پیش رفت و سال گذشته با افت 2،1 درصدی روبهرو بود. تورم در سودان هم به نرخ 63 درصد رسید. صندوق بینالمللی پول پیشبینی میکند که اقتصاد سودان در سال 2019 باز هم به مقدار 2،3 درصد کوچکتر شود.
رابطه بین تولید ثروت و پایداری سیاسی بسیار پیچیده است. در سال 2015، گزارشی از بانک جهانی نشان داد که شاخصهای اقتصادی به تنها نمیتوانستند حوادث مربوط به بهار عربی در سال 2011 را پیشبینی کنند. اقتصادهای موجود در خاورمیانه و شمال آفریقا رشدی نسبتا استوار را تجربه میکردند و فقر مطلق و نابرابری درآمد در حال ناپدید شدن بود.
با اینحال، علیرغم اعداد و ارقام زیبا، پیمایشهای انجام شده در دهه اول قرن بیست و یکم نشان دادند که عربها به شدت نگران مسائل مالی خود بودند و این نگرانی در حال رشد هم بود. بانک جهانی گزارش داد که گرچه 40 درصد پایینی درآمدهای این منطقه در حال ثروتمندتر شدن هستند، استانداردهای زندگی 40 درصد میانی، که عایدی کمتری از نقل و انتقالات حکومتی دارند، راکد شدهاست. در تونس، که بهار عربی آغاز شد، 23 درصد از تحصیلکردگان در سال 2010 بیکار بودند، در حالیکه نرخ بیکاری کل این کشور 13 درصد بود. همین مسئله نشان میدهد که کمبود فرصت شغلی مهمتر از فقر است.
تاریخچه سیاسی یک کشور هم اهمیت دارد. کوپکست به ما میگوید که چه رژیمهای جدید و چه رژیمهای خودکامه خیلی قدیمی همواره با ریسک براندازی مواجه هستند. حاکمان خودکامه نوظهور نیازمند زمان برای تحکیم قدرت خود هستند. دیکتاتوریهای کهنهتر مانند موارد بوتفلیقه و بشیر نیز با بالا رفتن سن حاکم به سمت اضمحلال میروند.
برگزاری انتخابات ریسکی است که برخی از حکومتها باید بپذیرند. اگر حاکم در انتخابات پیروز شد که همهچیز برایش خوب میشود، اما اگر در انتخابات شکست خورد و خواست به زور در قدرت بماند، ثبات خود را به خطر میاندازد. کنگو با همین مسئله روبهرو بود و هیچ جای تعجبی ندارد که همین روزها در کنگو یک کودتا رخ دهد.
البته حساسترین جای جهان در حال حاضر ونزوئلای نیکولاس مادورو است. صندوق بینالمللی پول تخمین میزند که نرخ بیکاری این کشور حدود 44 درصد باشد و نرخ تورم به بالای 10 میلیون درصد در این سال برسد. البته مادورو با ریختن پول به سر و روی سران نظامی خود، مدافعان بسیار قدرتمندی دارد و شاید بتواند در راس قدرت بماند.
پس کدام کشور بیشترین احتمال کودتا در جهان امروز را دارد؟ مدل کوپکست میگوید که الجزایر علیرغم برکناری بوتفلیقه هنوز هم نامزد اصلی این مسئله است.
نظر خود را بنویسید