به اهداکنندگان کلیه در سرتاسر جهان نیاز داریم؛ زنده یا مرده

اهدای زندگی

...

مسئله پیوند کلیه یکی از مسائل حیاتی است که با جان انسان‌ها سروکار دارد. این روزها نیاز شدیدی به اهدای کلیه در جهان احساس می‌شود. از آن‌جا که نه اهداکنندگان زنده و نه اهداکنندگانی که جان خود را از دست داده‌اند به قدر کافی وجود ندارند، باید روی قضیه اهدای کلیه بیشتر کار شود.

ترجمه: نسیم بنایی/ آینده نگر / منبع اصلی: اکونومیست

 ملیسا بِنسودا از اهالی شهر کانزاس ایالت میسوری 25 ساله بود که متوجه شد دچار یک عارضه‌ پیشرفته کلیوی شده‌است. او باید هرچه زودتر دیالیز را شروع می‌کرد. علی‌رغم تمام درماندگی‌ها، خانم بنسودا باید علاوه بر نگهداری از فرزندانش، به کار تمام وقت خود نیز ادامه می‌داد. خانم بنسودا بالاخره در سال 2012، بعد از 10 سال دیالیز کردن موفق به پیوند کلیه شد. اما این کلیه فقط 5 سال دوام داشت. در نتیجه او دوباره به صف انتظار برای کلیه بازگشت. صفی که 95 هزار شهروند آمریکایی دیگر در آن به انتظار نشسته‌اند.

به طور معمول، از هر 5 نفر متقاضی دریافت کلیه، 1 نفر موفق به پیوند می‌شود. در حالی که از هر 10 نفر یکی در اثر مشکل کلیه جان خود را از دست می‌دهد و از لیست انتظار حذف می‌‌شود. در سال 2013، بیش از 4000 بیمار در اتحادیه اروپا، در صف انتظار برای کلیه جان خود را از دست دادند. 

اگرچه تعدادی کلیه خود را به خاطر مشکلات ژنتیکی یا در حوادث از دست می‌دهند، اما علت اصلی از کار افتادن کلیه، بیماری دیابت است که در نتیجه افزایش روز به روز چاقی، رو به افزایش است.

در انگلستان، یک کلیه پیوندی به طور معمول 10 تا 13 سال عمر می‌کند. این در حالی است که هزینه آن تنها برابر با هزینه 3 سال دیالیز یک بیمار است و از این رو بار مالی وارده بر دوش سازمان ملی سلامت این کشور را به صورت قابل توجهی کاهش می‌دهد. در آمریکا نیز یک پیوند کلیه، سالی 60 هزار دلار در هزینه‌های دولتی صرفه‌جویی ‌می‌کند.

در کشورهای ثروتمند، حدود دو سوم کلیه‌های پیوندی، از افراد متوفی تامین می‌شود و یک‌سوم آن را افراد زنده اهدا می‌کنند. در اسپانیا تنها 15 درصد خانواده‌هایی که یکی از اعضای آنها فوت کرده، با اهدای عضو او مخالفت می‌کنند. این آمار برای انگلستان حدود 33 درصد است. فرهنگ، یکی از عوامل موثر بر این آمار است. برای مثال مردم ژاپن بیرون آوردن اعضای بدن فرد متوفی را ناپسند می‌دانند.

*موانعی سرسخت

تنها 1 الی 2 درصد افراد به نحوی می‌میرند که اعضای آنها قابل اهدا باشد. از این رو نیاز است تا این اعضا از افراد زنده تامین بشوند. در برخی کشورها از جمله ایرلند و آلمان، به افراد اجازه داده می‌شود تا اعضای خود را تنها به بستگان نزدیک خود اهدا کنند. اما در انگلستان، حدود 10 درصد موارد اهدای عضو مربوط به اهدای عضو به غریبه‌ها است.

یکی دیگر از موارد مهم در اهدای عضو، سن فرد اهداکننده است. تعیین اینکه یک فرد 25 ساله می‌تواند با یک کلیه به زندگی ادامه دهد سخت است. در صورتی که فردی که 70 سال بدون مشکل کلیه زندگی کرده است به راحتی می‌تواند یک کلیه را اهدا و تا پایان عمر به راحتی با یک کلیه زندگی کند. بین سال‌های 2014 و 2018، تعداد اهداکنندگان بالای 65 سال در آمریکا 2 برابر شد.

فرد اهداکننده کلیه، برای بهبود به طور معمول نیاز به 2 روز بستری و یک ماه استراحت دارد. این هزینه‌ها باعث عدم تمایل افراد به اهدا می‌شود. در هلند که بیشترین آمار اهدای عضو توسط افراد زنده را دارد، فرد اهداکننده از 3 ماه مرخصی با حقوق به علاوه پرداخت تمامی هزینه‌های مربوط برخوردار می‌شود. در مقابل، در آمریکا، فرد اهداکننده فقط در صورتی که فقیر باشد اندکی کمک‌هزینه دریافت خواهد کرد.

بسیاری معتقد هستند که بهترین راه برای افزایش اهدای عضو، پرداخت مبلغی به اهداکننده است. در حال حاضر این کار فقط در ایران قانونی است و در آن نهادهایی نقش واسطه را ایفا می‌کنند. قیمت یک کلیه حدودا برابر درآمد یک سال یک خانواده روی خط فقر است. سیستمی شبیه به این سیستم نیز توسط پژوهشگران آمریکایی به دولت این کشور پیشنهاد شده است.

البته 5 تا 10 سال دیگر اثری از این بحث‌ها به جای نخواهد ماند، چرا که تا آن زمان استفاده از کلیه خوک‌ها برای انسان و همچنین استفاده از کلیه‌های مصنوعی ممکن خواهد بود. گرچه این معجزه‌ها برای هزاران نفری که در حال حاضر کلیه خود را از دست داده‌اند دیر خواهد بود.

لینک کوتاه: https://news.tccim.ir/?60651

نظر خود را بنویسید

ارسال پیام