کدام شهرها برای پذیرش مهاجران اقلیمی آماده میشوند؟
سیر و سلوک آب و هوایی
1398/04/10
2381
این مطلب را به اشتراک بگذارید
روندهای مهاجرت درونکشوری که از شوکهای اقلیمی ناشی شده باشند قرار نیست مثل گذشته حتما به سمت شهرهای بزرگ باشند.
آینده نگر/ منبع: امآیتی ریویو
کلمه مهاجرت در قرن بیست و یکم بیش از آنکه به مهاجرت درونکشوری اطلاق شود، به مهاجرت بین کشورها نسبت داده شده است. اما اوضاع امروزی جهان به سمتی میرود که مهاجرت درونکشوری به خاطر بلایای طبیعی هم مثل قدیمها پررنگ شده است. در سال ۲۰۰۶، نیکلاس استرن اقتصاددان انگلیسی هشدار داد که یکی از بزرگترین خطرات تغییرات اقلیمی، مهاجرت گسترده و بیسامان خواهد بود. آنچه که در حال حاضر و با ظهور نشانههای کاملا واضح از تغییرات اقلیمی (مثل افزایش موارد سیل و بروز خشکسالیهای درازمدت) دارد خودش را نشان میدهد این است که مردم در آینده نزدیک خیلی در حرکت خواهند بود. این مهاجرتها شاید به مناطق بسیار دوردست نباشد، اما شیوهای برای مقابله با تهدیدهای اقلیمی است که جمعیت مناطقی از جهان با آن مواجه است.
این مهاجرتها با خود چه به همراه خواهند آورد؟ استرن در کتاب خود نوشته بود شوک ناشی از این تغییرات در گذشته باعث مناقشات خشونتآمیز شده و خطر بزرگ آن در مناطق مختلفی مثل غرب آفریقا، رود نیل و آسیای مرکزی بسیار جدی است. حالا که بیش از یک دهه از آن پیشبینی میگذرد، جهان هنوز به دنبال الگوهایی است که بتوانند نشان دهند مردم در چه مسیرهایی مهاجرت خواهند کرد و بیشترین مهاجرتها در چه زمانی رخ خواهد داد.
سال گذشته یک گزارش بانک جهانی منتشر شد که برای اولین بار مسئله مهاجرت به خاطر تغییرات اقلیمی را در ابعادی گسترده بررسی کرده بود. در این گزارش آمده بود ۱۴۳ میلیون نفر در آسیای جنوبی، آمریکای لاتین و آفریقای جنوب صحرا مجبورند تا سال ۲۰۵۰ به خاطر تاثیر مستقیم تغییرات اقلیمی مهاجرت کنند.
آیا ما میتوانیم به چنین رقمی اعتماد کنیم؟ سازندگان این الگو مثل هر الگوی دیگری فرضیههایی داشتهاند، مثلا اینکه واکنش مردم به تغییرات اقلیمی مشابه واکنش مردم در زمان قدیم فرض شده است. به هر حال الگوهای پیشبینی در این خصوص رو به بهبودند و مثلا میتوانند نشان بدهند که افزایش سطح آب دریاها و یا خشکسالیهای طولانیمدت چطور باعث مهاجرت مردم خواهند شد. با وجود این، عوامل ناشناخته زیادی هم در کار است.
سازندگان الگوهای پیشبینی مهاجرت ناشی از تغییرات اقلیمی در تلاشاند از طریق تکنولوژیهای پیشرفته به نوعی حرکت مردم را در ابعاد بزرگ مانیتور کنند. والری مولر اقتصاددان دانشگاه دولتی آریزونا که روی مسئله مهاجرت ناشی از اقلیم کار کرده در این خصوص میگوید: «تکنولوژیهای ماهوارهای و موبایلی کمک میکنند که به تدریج حرکت مردم از لحاظ جغرافیایی را بررسی کنیم. اما اطلاعات جمعآوریشده توسط ماهواره نمیتواند مواردی مثل زاد و ولد یا مرگ و میر را در جریان حرکت مردم بررسی کند». بنابراین محدودیتهای یافتههای تکنولوژیک هم زیاد است.
اما بهبود پیشبینی این الگوها برای آینده جهان اهمیت زیادی دارد چون اگر دولتها بدانند که مردم ممکن است به کجا مهاجرت کنند، آمادگی بیشتری برای این قضیه وجود خواهد داشت. مثلا در صورت وقوع یک شوک اقلیمی بزرگ، شهری که کمجمعیت است اما به دلایل مختلفی پتانسیل اقتصادی دارد میتواند مهاجران زیادی را جذب خود کند. درواقع روند مهاجرت مثل گذشته قرار نیست حتما به سمت شهرهای بزرگ باشد چون مهاجران ناشی از شوکهای اقلیمی لزوما ممکن است اهداف مشابهی با سایر مهاجران نداشته باشند. همچنین اگر بتوان تا حدی پیشبینی کرد که مهاجرت ناشی از شوکهای اقلیمی در چه زمانی رخ میدهد، دولتهای محلی قادر به جذب سرمایهگذاری در بخش مسکن و ساخت بیمارستان و مدرسه برای سهولت تحقق آن خواهند بود.
الکس دوشربینین از دانشگاه کلمبیا در این خصوص میگوید: «ما هرگز قادر نخواهیم بود آمار دقیقی در مورد مهاجرت ناشی از شوک اقلیمی به دست بیاوریم. اما اگر دولتها و مردم درک کنند که الگوی پیشبینی در این خصوص دقیقا چه کار میکند، به تدریج اطلاعات مفیدی به دست میآید و راه پیشبینی بهتر را هموار میکند.»
بخشی از پیشبینیها در مورد مهاجرت ناشی از شوک اقلیمی در داخل کشورها از این قرار است: در مکزیک انتظار میرود که تا سال ۲۰۵۰، تغییرات اقلیمی باعث شود ۱.۷ میلیون از مردم این کشور مجبور به مهاجرت شوند. مناطق خشک شمال و مناطقی از جنوب مکزیک در معرض خشکسالی، آتشگرفتن جنگلها و سیل قرار دارند و وضعیت آنها اصلا با مناطق مرکزی و اطراف شهر مکزیکوسیتی قابل مقایسه نخواهد بود. به همین جهت مشخص است که حرکت مردم از مناطق ذکرشده به سمت مناطق شهری مرکزی افزایش خواهد یافت. کارگران بنادر و نیز کشاورزان از مناطقی مثل وراکروز و تاباسکو هم احتمالا به دنبال شغلهای جدید به مناطق شهری مهاجرت خواهند کرد.
همچنین پژوهشگران انتظار دارند که ۱۳.۳ میلیون بنگلادشی تا سال ۲۰۵۰ به مهاجر ناشی از شوک اقلیمی بدل شوند. این رقم نزدیک به هشت درصد از جمعیت احتمالی بنگلادش تا آن زمان را تشکیل خواهد داد. محتملترین مهاجران بنگلادشی، کشاورزان برنجکار خواهند بود که به سمت رود گنگ مهاجرت خواهند کرد. از آنجایی که آن منطقه از قبل هم پرجمعیت بوده، انتظار میرود که مهاجران با مشکلات زیادی در یافتن کار و سرپناه مواجه شوند.
در اتیوپی هم اوضاع خوب نیست. حتی اگر تغییرات اقلیمی با سرعت متوسط پیش برود هم اتیوپی با مشکل عظیم کمبود آب مواجه خواهد بود. این مشکل باعث خواهد شد ۱.۵ میلیون نفر از مردم اتیوپی تا سال ۲۰۵۰ مجبور به مهاجرت شوند. این جمعیت احتمالا از از مناطق مرتفع شمالی این کشور و آدیسآبابا به سمت مناطق جنوبی و کوههای احمر حرکت خواهند کرد. آدیسآبابا در مرکز منطقه کشاورزی اتیوپی قرار دارد و کاهش برداشت محصول به خاطر کمآبی باعث مهاجرت زیادی از آنجا به سمت مناطق شهری دیگر که توسعه اقتصادی را تجربه کردهاند خواهد شد.
اما یکی از جالبترین موارد مهاجرت ناشی از شوکهای اقلیمی احتمالا در آمریکا رخ خواهد داد و حتی در رسانهها در مورد برنامهریزی برای آن صحبت میشود. مثلا شهر دالوت در ایالت مینهسوتای آمریکا یکی از سردترین هواها را در خارج از آلاسکا دارد و زمستانها به صورت متوسط دو متر برف آنجا مینشیند. اما جسی کینان استاد دانشگاه هاروارد به این نتیجه رسیده که این شهر سرد میتواند در آینده جایی برای مهاجران فلوریدایی باشد. فلوریدا یکی از ایالتهایی در آمریکاست که از حالا نشانههای شدید شوک اقلیمی در آن دیده میشود و در موارد زیادی هم زندگی ساکنان را مختل کرده است. گرمای شدید و تابستانهای غیرقابل تحمل، سیل شدید و طوفان، افزایش سطح آب دریا، خشکسالی و تشدید انواع حساسیتها در بین مردم از جمله مهمترین دردسرهایی هستند که اهالی فلوریدا به خاطر تغییرات اقلیمی دارند تحمل میکنند. بنا بر آنچه کینان و همکارانش میگویند، تعداد زیادی از اهالی آمریکا و به خصوص فلوریداییها در آینده نزدیک باید دنبال مناطقی جدید برای زندگی باشند تا از این شوکهای اقلیمی فاصله بگیرند و دالوت یکی از آن گزینههاست.
وضعیت مشابهی در گذشته نهچندان دور در آمریکا رخ داده. در سال ۲۰۰۵ که طوفانهای شدید در ایالات لوییزیانا و فلوریدا رخ داد، صدها هزار نفر به تدریج به ایالت اوهایو مهاجرت کردند و اقتصاد و آینده آن را تغییر دادند. پیش از آن هم در دهه ۱۹۳۰ حدود ۲.۵ میلیون آمریکایی از ایالاتی که دچار خشکسالی بودند مهاجرت کردند و در مناطق دیگری ساکن شدند.
پیشبینیها حاکی از آن است که تا سال ۲۱۰۰ میلادی، افزایش سطح آب دریاها باعث خواهد شد ۱۳ میلیون آمریکایی مجبور به مهاجرت شوند و از این میان، شش میلیون نفر فلوریدایی خواهند بود. این فرصتی است برای شهرهایی مثل دالوت در ایالت مینهسوتا و بوفالو در ایالت نیویورک. این شهرهای کوچک و کمجمعیت از حالا دارند برای پذیرش مهاجران آینده آماده میشوند.
شهری مثل دالوت تنها ۸۶ هزار نفر جمعیت دارد. جمعیت این شهر از دهه ۱۹۵۰ رو به کاهش گذاشت چون فرصتهای شغلی در آن کم شد و صنایعی که در دالوت وجود داشتند کارخانههایشان را به خارج از آمریکا منتقل کردند و سرمایهگذاری جدید و نوآورانهای هم در آنجا صورت نگرفت. این شهر جزو جاهایی در آمریکاست که تعداد ساختمانهای خالی و برخی زیرساختهایش با جمعیت کمش تطبیق ندارد. دالوت آمادگی دارد که ۱۲۰ هزار نفر جمعیت را در خود جا دهد و ظرفیتش را بیشتر هم بکند.
کینان و همکارانش برای اینکه نشان بدهند شهرهایی مثل دالوت و بوفالو چه ظرفیتهایی برای پذیرش مهاجران جدید دارند، از مدلهای کامپیوتری برای مشخصکردن جای جادهها، خیابانها و ساختمانهای جدید استفاده کردهاند و ظرفیتهای لازم برای حمل و نقل عمومی را هم تخمین زدهاند. شهرهایی مثل دالوت و بوفالو در نزدیکی دریاچههای بزرگ قرار دارند که ۲۰ درصد از آب آشامیدنی سطحی جهان را در خود جا دادهاند. این منابع آب، جذابیت بزرگی برای جمعیت مهاجری خواهد بود که از مشکل کمآبی و خشکسالی فرار میکنند. همچنین هردو شهر به مراکز اقتصادی بزرگ نزدیکاند: دالوت به مینیاپولیس نزدیک است و بوفالو به تورنتو (کانادا). این هم برگ برندهای برای شهرهای رو به توسعه و مهاجرپذیر است.
برنامهریزی برای آینده مهاجران اقلیمی آنقدر مهم شده که مقامات شهری به وضوح راجع به تغییر این شهرها برای پذیرش جمعیت در دههها و قرون بعدی صحبت میکنند. نکته جالب راجع به این شهرهای سرد این است که با گرمایش زمین، این شهرها در مقایسه با جاهای دیگر دمای مطبوعتری پیدا خواهند کرد. مثلا شهردار دالوت گفته که بین ۲۰ تا ۳۰ سال آینده، دمای این شهر تغییر خواهد کرد و برای جذب کسب و کارها و سبک زندگی جدیدی آماده خواهد شد.
بر اساس پیشبینیها در آمریکا بخشهای زیادی از مناطق جنوب غرب و شمال غرب این کشور در آینده در معرض کمآبی قرار خواهند داشت، خطر سیل در مناطق شمال شرقی افزایش خواهد یافت و در منطقه مید وِست هم دما به شدت بالا خواهد رفت. برخی مناطق ساحلی و جزیرهها نیز با افزایش احتمال بروز طوفان و بارانهای شدید و ناگهانی مواجه خواهند بود. تمام اینها دلایلی برای مهاجرت گسترده مردم خواهند بود. با وجود تمام برنامهریزیها احتمالش هست که شهرهایی که منتظر مهاجران اقلیمی هستند هم با دردسرهای عظیم در ساخت تجهیزات آبرسانی، گازکشی و موارد مشابه روبهرو باشند و همه اینها فوریت برنامهریزی و فوریت افزایش دقت پیشبینیهای اقلیمی را روشنتر میکند.
نظر خود را بنویسید