یکی از موانعی که در مسیر برنامههای مهارتآموزی تازه نیروی کار وجود دارد، سخت بودن فرایند ارزیابی فایده و هزینه این طرح است. بسیاری این سوال را مطرح میکنند که اگر صاحبان مشاغل خصوصی برای
چهارمین انقلاب صنعتی در راه است و برای اینکه در این عرصه موفق ظاهر شوید باید مهارتهای مورد نیاز برای بازار کار در سالهاي پیش رو را کسب کنید. حال سوال اینجاست که کدام مهارتها باید ایجاد شود و کدام مهارتها دیگر مورد نیاز نیست؟ چه کسی وظیفه آموزش دادن به نیروی کار و ایجاد این مهارتهای جدید را دارد؟
مجمع جهانی اقتصاد در گزارش خود نوشت که دولت و بخش خصوصی باید همراه با هم هزینه ایجاد مهارتهای تازه برای نیروی کاررا بپردازند و در نظر داشته باشند که بدون این کار افت کارایی و بهرهوری فعالیت صنعتی را تجربه خواهند کرد. در این گزارش آمده است: مهارتهایی که مردم در این روزها دارند و از طریق آن امرار معاش ميکنند در سالهاي آتی دیگر کاربردی نخواهد داشت و ماشینها و تجهیزات مجهز به هوش مصنوعی بخش زیادی از کارهایی را که انسانها در این روزها انجام ميدهند بر عهده خواهند گرفت.
بخش خصوصی و دولتی به صورت همسو و همراه با هم در جهت آمادهسازی انسانها برای وارد شدن به عصر تازه صنعتی دنیا همکاری خواهند کرد. در این گزارش آمده است: تنها در صورتی ميتوان نتیجه مطلوب از این مسیر حاصل كرد که بخش خصوصی نقش فعالتری در اقتصاد بر عهده بگیرد و سهم خود را از آموزش نیروهای انسانی بپردازد. تعریف فرصتها و چالشهای پیش روی نیروی کار توسط بخش خصوصی اهمیت زیادی دارد و میتواند تصویر درستی در مورد آینده صنعت در بازار کار در اختیار آنها قرار دهد.
با ظهور تکنولوژیهاي جدید و بهکارگیری آنها در فضاهاي کاری ساختار بازار کار در دنیای آینده شکل تازهای به خود ميگیرد. هماکنون در صنایع مختلف ما شاهد بهکارگیری هوش مصنوعی و توسعه اتوماسیون هستیم و نگرانی اصلی بسیاری از مردم اینجاست که نوآوریهاي تازه ایجادشده در دنیای تکنولوژی چه تاثیری روی ساختار بازار کار دارد و وضعیت مردمی که امروز به عنوان نیروی کار مشغول هستند در دنیای آتی چیست؟
دولت، مردم و بخش خصوصی همراه با هم
این نگرانی تنها مخصوص مردم و نیروی کار نیست بلکه دولتها هم در سالهاي اخیر درگیر این مسئله شدهاند. اهمیت آمادهسازی نیروی کار برای بازار کار آینده به اندازهای زیاد است که اخیرا کاخ سفید طرحی ارائه داد و به موجب آن کارمندان دولتی کنونی مهارتهای تازهای را که برای ادامه کار در دولت نیاز دارند کسب کنند. مهارتهای متناسب با تغییرات سریع تکنولوژی و پیشرفت در دنیای آنلاین. اما در همین طرح بر ضرورت کسب مهارتهای تازه توسط تمامی نیروهای کاری تاکید شد و به این نکته اشاره شد که هزینه آمادهسازی هزاران و حتی میلیونها نیروی کار برای کار در دنیای مدرن بسیار زیاد است و بدون همکاری بخش خصوصی نمیتوان فضا را برای این تحول بزرگ آماده کرد.
مجمع جهانی اقتصاد تاکید کرد اگر بخش خصوصی و دولتی با هم برای آمادهسازی نیروی انسانی سرمایهگذاری کنند، هزینه این کار برای هر بخش کمتر ميشود و نیروها با سرعت بالاتری برای کار در دنیای مدرن آماده خواهند شد.
طبق گزارش وزارت کار امریکا طی یک دهه آینده ۱.۳۷میلیون نفر از نیروی کاری در امریکا به دلیل ظهور تکنولوژیهاي تازه کار خود را از دست ميدهند. هزینه ایجاد مهارتهای تازه در این افراد بالغ بر ۳۴ میلیارد دلار است. به تعبیر صحیحتر برای آمادهسازی هر فرد برای کار در دنیای مدرن باید ۲۴هزار و ۸۰۰ دلار سرمایهگذاری شود که این مبلغ بسیار زیادی است.
بعضا این سوال مطرح ميشود که چرا به جای آموزش نیروهای کاری اقدام به اخراج آنها و استخدام نیروهای دارای مهارت مورد نیاز نمیشود. مجمع جهانی اقتصاد در پاسخ به این سوال اعلام کرد در درجه اول بالغ بر ۷۷ درصد نیروهای شاغل در بخشهاي دولتی این مهارتهای تازه را ندارند و امکان اخراج ۷۷ درصد از نیروها وجود ندارد. ضمن اینکه سهم افرادی که خارج از دولت کار ميکنند و از این مهارتهای تازه برخوردار هستند هم بسیار کم است، به این معنا که این افراد نمیتوانند هم نیاز بخش خصوصی و هم نیاز دولت را تامین کنند. در این شرایط آموزش نیروها برای کسب مهارتهای تازه و همکاری بخش دولتی و خصوصی در این زمینه تنها راه مواجهه با این بحران است. ضمن اینکه فرصت نزدیکتر شدن این دو بخش مهم اقتصاد را فراهم ميکند.
بدون شک پرداخت این هزینه توسط دولت امریکا و دیگر دولتها بسیار سخت است و موجب ميشود تا فشار زیادی به بودجه جاری کشورها وارد شود. در این وضعیت راهحل اصلی مشارکت بخش خصوصی و بخش دولتی برای اصلاح این معضل است و استراتژیهایی هم برای این همکاری پیشنهاد شده است.
هزینهها را در نظر بگیرید
یکی از موانعی که در مسیر برنامههاي مهارتآموزی تازه نیروی کار وجود دارد، سخت بودن فرایند ارزیابی فایده و هزینه این طرح است. بسیاری این سوال را مطرح ميکنند که اگر صاحبان مشاغل خصوصی برای این مهارتآموزیهاي تازه سرمایهگذاری کنند، چه منافعی نصیب آنها ميشود. آیا نتیجه این هزینه صرفشده روی میزان درآمد آنها به زودی مشاهده ميشود یا اینکه چنین اتفاقی نمیافتد؟
مجمع جهانی اقتصاد در گزارش خود نوشت: صاحبان مشاغل تنها درصورتی ميتوانند در این مسیر حرکت کنند که هزینههاي کارهای متفرقه را کاهش دهند و در نظر داشته باشند که در طول دوره آموزش امکان افت بهرهوری در فرایند تولید آنها وجود دارد. از طرف دیگر اگر بخواهند خود را با ساختارهای تازه تکنولوژی و تولید همسو کنند باید علاوه بر سرمایهگذاری روی مهارتهای نیروی کار، برای تامین تجهیزات تازه هم سرمایهگذاری کنند که این مسئلهای بسیار مهم است. مجمع جهانی اقتصاد مدلی برای این مهارتآموزیهاي جدید به خصوص در بخش دولتی طراحی کرده است. طبق این مدل اگر دولت امریکا بخواهد فرایند مهارتآموزی برای نیروی کار بخش دولتی را آغاز کند، نیاز به سرمایهای بالغ بر ۱۹.۹ میلیارد دلار دارد که ۷۷ درصد از نیروهای خود را آموزش دهد. طبق گزارشهای رسمی دولت امریکا ۷۷ درصد از نیروهای فعال در بخشهای مختلف دولتی مهارتهای لازم برای کار در دنیای امروزی را ندارند و تنها با صرف این سرمایهها است که ميتوانند با نیازهای بازار کار آتی همسو شوند. ولی اگر بخش خصوصی هم در این زمینه با دولت همکاری کند هم سرعت کسب مهارتهای تازه در جامعه بالا ميرود و هم برآیند این تغییر روی ارزش تولید ناخالص داخلی اقتصاد بیشتر ميشود.
طبق این گزارش بخش خصوصی در امریکا تنها نیاز به سرمایهگذاری ۴.۷ میلیارد دلاری دارد تا با این سرمایه ۲۵ درصد از نیروی کار فعال در بخش خصوصی مهارتهای تازه را کسب کنند. اگر بخش دولتی و بخش خصوصی با هم همکاری کنند ميتوانند کارایی این طرح را ارتقا دهند و بازدهی بیشتری را ایجاد کنند.
سادیا زاهیدی مدیرکل مجمع جهانی اقتصاد و رئیس مرکز مطالعات اقتصاد و جامعه نوين در این مورد ميگوید: بدون شک اگر طرح آموزش مهارتهای تازه در کشورها به طور هماهنگ بین بخش خصوصی و دولتی اجرا شود بیشترین بازدهی را دارد. به نظر من اجرای ترکیبی از سه روش زیر در این زمینه ضروری است تا نتیجه مطلوب حاصل شود. اول اینکه شرکتها باید همکاری نزدیکی را با یکدیگر آغاز کنند تا هزینه نهایی این آموزش را تقلیل دهند. ایجاد دورههاي مشترک ميتواند هزینههاي جانبی طرح را کاهش دهد و مزایای زیادی دارد. دوم اینکه دولتها و مالیاتدهندگان باید به موضوع سرمایهگذاری در بخش آموزش به صورت جدی نگاه کنند و آن را برای دنیای آینده ضروری قلمداد کنند. در این صورت است که وقتی دولت از بودجه خود برای آموزش مهارتهای تازه نیروی کار استفاده ميکند، با انتقاد مردم و مالیاتدهندگان روبهرو نمیشود. در آخر باید دولت در کشورهای مختلف با شرکتهای خصوصی در این زمینه همکاری کنند تا بهترین نتیجه حاصل شود.
مهارتهای مورد نیاز کداماند؟
اولین و اصلیترین مهارت مورد نیاز در قرن تازه، مهارت معماری دادههاي بزرگ و تحلیل آنها است. این کاری است که توسط نیرویهاي کاری کنونی به سختی انجام ميشود و تعداد کمی در دنیا از این مهارت برخودار هستند ولی نیاز به این مهارت در سالهاي آتی بیشتر و بیشتر ميشود. دومین مهارت مورد نیاز تکنيسینهاي اتوماسیون هستند زیرا ماشینها بخش زیادی از کارها را انجام ميدهند و انسانها تنها با داشتن نقش تکنيسین در این بازار مشغول خواهند شد.
مهندسان فعال در بخش انرژیهاي احیاشدنی و مهندسان اتوماسیون از دیگر مشاغل مورد نیاز در قرن بیست و یکم هستند و متخصصان توسعه سازمانی هم در این ردهبندی جایگاه پنجم را دارند.
اما از جمله مشاغل و مهارتهایی که در سالهاي پیش رو دیگر نیازی به آنها نیست ميتوان از گردآورندگان تیمها، منشیها و نیروهای کاری دفتری و اداری به استثنای نیروهای فعال در بخش دولتی و پزشکی و حقوقی، بازرسان، تهیهکنندگان تجهیزات برای ماشینآلات حفاری و اپراتورها و تهیهکنندگان اسناد مناقصات نام برد.
به تعبیر صحیحتر در سالهاي پیش رو مشاغلی بیشتر کارایی دارد که نیاز به قدرت تحلیل و مهارتهای سطح بالا دارد زیرا ماشینآلات بخش زیادی از کارهایی را که امروزه انسانها انجام ميدهند بر عهده ميگیرند ولی مهارتهای سطح بالای علمی و تخصصی به خصوص در زمینه انرژیهاي پاک و آیتی همچنان مورد نیاز خواهد بود.

استراتژی ایجاد مهارت تازه در نیروی کار
اولین و اصلیترین استراتژی، ایجاد یک نقشه جامع و کامل برای مشاغل مورد نیاز است. با ایجاد این نقشه جامع است که کارآفرینان و سهامداران بزرگ در صنایع و مشاغل مختلف ميتوانند شکافهاي موجود بین مهارتهای موجود در نیروهای کاری و مهارتهای مورد نیاز را دریابند. این آگاهی به آنها امکان ميدهد که مدیران را آموزش بدهند و شرایط را برای آنها تشریح کنند. آنها هم با اطلاعات تازهای که دریافت کردهاند خواهند توانست برنامههاي هدفمندی برای آموزش مهارتهای تازه و مورد نیاز در نیروهای خود ایجاد کنند.
گزارشها نشان ميدهد هماکنون شماری از شرکتهای بزرگ خصوصی از قبیل والمارت و گروه بانکی لوید برنامههاي آموزش مهارتهای تازه به نیروهای خود را آغاز کردهاند و نقشههایی در مورد مشاغل مختلف مورد نیاز برای افراد فعال در صنعت هوا و فضا و صنعت توریسم و صنایع ارائهدهنده خدمات مالی و صنعت نفت و گاز تهیه شده است ولی هنوز مهارتآموزی به نیروها در این صنایع شروع نشده است.
به عنوان مثال شرکت والمارت یک آکادمی ایجاد کرده است و ۷۲۰ هزار نفر نیروی کار خود را در لیست افراد نیازمند برای کسب آموزشهاي لازم قرار داده است. این افراد در حوزههاي مختلف مدیریتی و خدماتی آموزش ميبینند و اگر سمت و موقعیت شغلی آنها تغییر کند باید هر دو سال یک بار دورههاي آموزشی تازه را طی کنند.
شرکت لورئال کشور فرانسه هم از هزار نفر از مدیران برجسته خود خواسته است تا نقشه راه برای توسعه دیجیتالی شرکت را طراحی کنند و فضای بازتر و خلاقانهتری را به وجود آورند و بانک لوید هم متعهد شده است که در مجموع ۴.۴ میلیون ساعت آموزش مهارتهای تازه را در برنامه خود قرار دهد تا از این طریق نیروهای کاری با کار در دنیایی که هوش مصنوعی بخش زیادی از مسئولیتها را برعهده گرفته است آشنا شوند.
در شرایطی که شرکتهای خصوصی چنین برنامههایی را اجرا کردهاند، تدوین قوانین خاص به منظور توسعه چنین طرحهایی و اجرای آن در سطح یک بخش از اقتصاد یا صنعت ميتواند نتایج مطلوبی به همراه داشته باشد و از آسیبپذیر شدن مردم در جریان چهارمین انقلاب صنعتی در دنیا بکاهد.

نظر خود را بنویسید