مزایای جهانیسازی نصیب همه نمیشود مگر اینکه سیاستهای دولتی به گونهای به کار گرفته شود که همه بتوانند از فرصتهای اقتصادی برخوردار شوند و متناسب با توانمندیهای خود از این فرصتها استفاده کنند. تنها در این صورت است که می
از ابتدای قرن بیست و یکم میلادی، جهانيسازي در دنیا با سرعت زیادی رشد کرد و حتی بسیاری از تحلیلگران اقتصادی از ایجاد دیدگاه جهانيسازي و تجارت آزاد به عنوان اصلیترین و مهمترین دستاورد قرن بیست و یکم نام ميبردند. دستاوردی که اخیرا توسط شماری از سران کشورهای صنعتی به چالش کشیده شده است.
رئیسجمهور امریکا یکی از این سران است که با افزایش تعرفههاي تجاری و مانعتراشی در مقابل تجارت آزاد، دستاوردهای جهانيسازي را کمرنگ کرد. او با دیدگاههاي پوپولیستی روی کار آمد و بسیاری از توافقهاي تجاری و اقتصادی را از بین برد. البته این دیدگاههاي پوپولیستی تنها در امریکا رواج پیدا نکرده است بلکه در شمار زیادی از کشورهای دنیا مشاهده ميشود. بسیاری بر این باور هستند كه رواج این قبیل دیدگاهها نشانهای از چهارمین انقلاب صنعتی و تلاش جهانیان برای مقابله با تحولات منفی این انقلاب است. بدون شک انقلاب صنعتی که زمینهساز تغییرات زیادی در ساختارهای مالی و اقتصادی در جهان ميشود، آسیبهاي مالی زیادی را به کشورها وارد ميکند و برخی از کشورهای صنعتی برای مقابله با این تاثیرات منفی و مخرب از همراه شدن با آن ميپرهیزند.
افزایش پوپولیسم و ملیگرایی به معنای کمرنگ شدن اصول جهانی شدن است که ميتواند مهمترین دستاورد قرن جاری را با مشکل روبهرو کند. مجمع جهانی اقتصاد در یک مطالعه جامع اقدام به بررسی این مسئله کرده است که مردم دنیا در مورد جهانيسازي و تبعات اقتصادی و اجتماعی آن چه نظری دارند. این بررسی در آستانه چهارمین انقلاب صنعتی در دنیا انجام شده است و یکی از جامعترین نظرسنجیهایی است که اخیرا انجام شده است.
برای تهیه این گزارش از بالغ بر ۱۰ هزار نفر از مردم دنیا که ساکن ۲۹ کشور دنیا بودند سوالاتی پرسیده شد. این سوالات شامل تاثیر تکنولوژی روی زندگی آنها و آینده بازار کار ميشود و وضعیت آموزش و تحرکات اقتصادی را نیز در بر دارد. بخشی از این سوالات در حوزههاي اجتماعی و محیط زیست است که ما در این گزارش به آنها نمیپردازیم و تنها مسائل مطرحشده در حوزه اقتصادی و صنعتی و جهانيسازي را مطرح ميکنیم.
اول: جهانيسازي یا ملیگرایی
در سالهای اخیر شمار زیادی از سران کشورهای صنعتی با شعارهای پوپولیستی و ملیگرایانه روی کار آمدهاند. بارزترین نمونه دونالد ترامپ رئیسجمهوری امریکا است که بارها اعلام کرد ما امریکا را در صدر اولویتها قرار ميدهیم و به دنبال افزایش تعرفههاي تجاری تلاش کرد تا در مقابل سیاستهای جهانيسازي ایستادگی کند. اما جالب اینجاست که در میان افراد مورد مطالعه، اکثریت مردم طرفدار همکاری کشورها با هم بودند. ۷۲ درصد از افراد مورد مطالعه اعلام کردند که باید کشورها از یکدیگر حمایت کنند تا بتوانند زمینه را برای رشد همهگیر اقتصادی فراهم کنند زیرا توجه به یک کشور خاص مانع از این مسئله ميشود که فرصت رشد همهجانبه در دنیا فراهم شود.
مردم کشورهای جنوب آسیا بیش از دیگر ساکنان کره زمین بر این باور بودند که کشورها در مقابل دیگر کشورهای دنیا مسئولیت دارند. سهم افرادی که این دیدگاه را داشتند در کشورهای جنوب آسیا برابر با ۹۴ درصد بود در حالی که تنها ۶۱ درصد از مردم امریکای شمالی موافق حمایت کشورشان از دیگر کشورها بودند. ۶۹ درصد از ساکنان خاورمیانه و شمال افریقا موافق حمایت کشورشان از دیگر کشورهای دنیا و کمک به آنها بودند.

دوم: مهاجرت
یکی از مسائلی که این روزها بیش از پیش مورد توجه رهبران سیاسی قرار دارد، مهاجرت و تبعات آن براي زندگی مردم است. برخی بر این باورند که مهاجران به ساختار جامعه آسیب وارد ميکنند و قدرت ملی را از بین ميبرند ولی برخی دیگر با این دیدگاه مخالف هستند. در مجموع ۵۷ درصد از افراد مورد مطالعه اعلام کردند وجود مهاجران برای اقتصاد کشورشان مثبت است. در میان مناطق دنیا بیشترین حمایت از حضور مهاجران در کشورهای امریکای شمالی و آسیای جنوبی انجام شد و کشورهای اروپایی کمترین حمایت را از حضور مهاجران داشتند. طبق این گزارش ۷۳ درصد از مردم آسیای جنوبی و ۶۶ درصد از مردم امریکای شمالی حضور مهاجران را برای اقتصاد کشورشان مثبت ارزیابی کردند در حالی که ۴۰ درصد از مردم اروپای شرقی و آسیای مرکزی و ۴۶ درصد از مردم اروپای غربی به مهاجرت دید مثبت داشتند. ۶۰ درصد ساکنان خاورمیانه از مهاجرت به عنوان یک عامل مثبت در اقتصاد کشورشان نام بردهاند.
در سالهای اخیر مهاجرت از کشورهای جنگزده خاورمیانه به کشورهای اروپایی با سرعت زیادی انجام شده است و این مسئله چالشهایی را برای اروپاییها به همراه آورده است ولی مطالعات نشان داده است در حالت کلی مهاجرت به کشورهای کمجمعیت به نفع اقتصاد کشورها است زیرا ميتواند نیروی کار جوان و تحصیلکرده و پرتوان را وارد کشور کند و فرزندان آنها هم ميتوانند به عنوان اعضای جامعه نقش فعال و مهمی در اقتصاد کشور ایفا کنند.
سوم: آیا کشورها ميتوانند همپای هم رشد کنند؟
سومین مسئله مطرحشده این است که آیا کشورها ميتوانند همپای هم رشد کنند یا رشد شماری از کشورها مانع از رشد دیگر کشورها ميشود. در این سالها بارها عنوان شد که برخی از کشورها منابع دیگر کشورها را استفاده ميکنند تا رشد کنند و بقیه نمیتوانند همپای آنها توسعه را تجربه کنند. کشورهایی که دارای تکنولوژی و دانش روز هستند در این دسته از کشورها جای ميگیرند ولی اگر کشورهای دارای تکنولوژی با دیگر کشورها همکاری کنند و آنها را از این تکنولوژیها بهرهمند کنند، نهتنها خودشان رشد ميکنند بلکه فرصت رشد را در اختیار دیگران هم قرار ميدهند.
به تعبیر دیگر آیا کشورها در اقتصاد دنیا با هم رقیب هستند یا اینکه ميتوانند با همکاری و مشارکت با هم در مسیر رشد اقتصادی گام بردارند و همه از این رشد بهرهمند شوند. جالب اینجاست که اغلب مردم دنیا موافق مشارکت و رشد فراگیر اقتصادی بودند زیرا بر این باورند كه ضعف اقتصادی در یک کشور بدون شک تبعات مخربی روی اقتصاد دیگر کشورها بر جای ميگذارد. بر مبنای دادههاي ارائهشده ۸۰ درصد از مردم دنیا موافق همکاری و مشارکت و رشد فراگیر اقتصادی بودند و این حمایت در میان کشورهای امریکای لاتین، آسیای شرقی و پاسیفیک، امریکای شمالی و کشورهای جنوب آسیا بیش از دیگر مناطق بود. در میان کشورهای خاورمیانه و شمال افریقا ۷۶ درصد از مردم با این دیدگاه همجهت بودند.
بدون شک در صورتی که مشارکت و همکاری وجود داشته باشد، اقتصاد دنیا ميتواند با سرعت بیشتری رشد کند و پویایی بالاتری داشته باشد ولی اگر این همکاری ایجاد نشود، رشد متوازن اقتصادی هم متوقف خواهد شد.
چهارم: آیا پیشرفتهای تکنولوژی به نفع اقتصاد است؟
چهارمین انقلاب صنعتی را ميتوان در نتیجه پیشرفتهای سریع تکنولوژی و تاثیر آن روی زندگی مردم دانست. در سالهای اخیر سرعت پیشرفتهای تکنولوژی در دنیا بسیار بالا بوده است و این مسئله باعث شد تا ساختارهای اقتصادی و مالی با سرعت بسیار بالایی تغییر کند. امروزه ما تاثیر این تغییرات را در زندگی خود شاهد هستیم. تمامی وسایل تازهای که در زندگی روزمره در دسترس داریم و تغییراتی که در بازار کار ایجاد شده است همه نشانه این تحولات است. یک بررسی اجمالی در زندگی روزمره امروز با زندگی گذشتگان نشان ميدهد که این پیشرفتها تاثیر مثبت زیادی در زندگی داشته است و امروزه ما کارها را سریعتر و سادهتر انجام ميدهیم. اما برای اینکه نظر مردم ساکن در کشورهای مختلف پرسیده شود، مجمع جهانی اقتصاد این سوال را در نظرسنجی خود گنجانده است.
در این مطالعه از مردم سوال شده است که آیا تغییرات تکنولوژیکی تاثیر مثبتی روی زندگی آنها داشته است یا خیر؟ جالب اینجاست که اغلب افراد مورد مطالعه بر این باور هستند که اثرات مثبت پیشرفتهای تکنولوژیکی روی اقتصاد کشورها بیش از اثرات منفی آن بوده است و این اثرات مثبت را ميتوان در زندگی روزمره مشاهده کرد.
ولی شماری از مردم هم اعلام کردند تاثیرات مثبت آن معادل تاثیرات منفیاش بوده است زیرا چالشهای زیادی در نتیجه جهانيسازي در اقتصاد دنیا ایجاد شده است که غیرقابل اغماض است. به همین دلیل نمیتوان این تحول را مثبت و تاثیرگذار روی رشد اقتصادی کشور ارزیابی کرد.
پنجم: آیا رباتها جای انسان را ميگیرند؟
با افزایش استفاده از رباتها در بخشهای مختلف صنعتی، این نگرانی در میان شمار زیادی از کارگران ایجاد شده بود که در آیندهای نهچندان دور رباتها جایگزین انسانها ميشوند. هماکنون هم بخش زیادی از کارهای فیزیکی توسط رباتها انجام ميشود و در آینده هم سهم رباتها در بازار کار بیشتر ميشود. مطالعات زیادی در مورد بازارهای کاری آینده انجام شده است که نشان ميدهد بخش زیادی از مشاغلی که این روزها در بازار وجود دارد از بین خواهد رفت و مشاغل تازهای ایجاد ميشود که برای کار در این حوزههاي تازه باید از همین امروز مهارتهای لازم آموزش داده شود. این تحولات در جریان تمامی انقلابهاي صنعتی ایجاد شده است و مطالعات نشان داده است که همیشه مردم در گذر زمان از شرایط اقتصادی و امکانات بهتری استفاده کردهاند. به همین دلیل نگرانی در این مورد بیدلیل است ولی باید از همین امروز برای کسب مهارتهای بیشتر و آموزش دیدن سرمایهگذاری شود. این آموزش ميتواند توسط مشاغل برای نیروهای کاری انجام شود یا مدارس این مهارتهای جدید را به دانشآموزان یاد بدهند.
در واقع یکی از اصلیترین و مهمترین مباحث تغییراتی است که این پیشرفتهای تکنولوژیکی روی بازار کار ایجاد ميکند و این مسئله باعث نگرانی شمار زیادی از کارگران شده است. ولی بررسیها نشان داد که کارگران کشورهای جنوب آسیا بیش از دیگران نگران این مسئله هستند و کارگرانی که در کشورهای صنعتی کار ميکنند اعتقاد ندارند که رباتها ميتوانند جایگزین آنها شوند یا حداقل این اتفاق در آینده نزدیک نمیافتد.
ششم: دولت باید فرصتهای برابر برای همه ایجاد کند
توزیع عادلانه فرصتهای اقتصادی یا امکان دسترسی مردم دنیا به فرصتهای برابر مسئلهای است که بارها مورد بحث قرار گفته است. در بسیاری از مقالات اقتصادی بیان شد که دلیل نابرابریهاي اقتصادی در دنیا این نیست که مردم تواناییهاي مختلفی دارند بلکه دلیل اصلی این است که فرصتهای برابری در اختیار آنها نیست و نبود فرصتهای برابر باعث شده است تا نتوانند رشد کنند. در جریان جهانیسازی، این دیدگاه مطرح شده است که افراد متناسب با تواناییهاي خود از فرصتهای اقتصادی بهرهمند ميشوندولی شواهد نشان داده است که هنوز در این زمینه موفقیتهاي کافی وجود ندارد.
مجمع جهانی اقتصاد در گزارش خود نوشت: مزایای جهانيسازي نصیب همه نمیشود مگر اینکه سیاستهای دولتی به گونهای به کار گرفته شود که همه بتوانند از فرصتهای اقتصادی برخوردار شوند و متناسب با توانمندیهاي خود از این فرصتها استفاده کنند. تنها در این صورت است که ميتوان انتظار داشت جهانيسازي نتیجه مطلوب را به همراه داشته باشد. در راستای تحقق این هدف هم دولتها نقشی کلیدی دارند زیرا این دولتها هستند که امکان توزیع عادلانه فرصتهای اقتصادی و آموزشی را فراهم ميکنند.
در سالهای اخیر شمار زیادی از مردم بر این باور بودند که در جریان جهانيسازي منفعتی کسب نکردهاند و مزایای آن تنها نصیب طبقات بالای اقتصادی شده است. آنها ضعف سیاستگذاریهای دولتی را عامل اصلی این مسئله ميدانند زیرا معتقدند امکان دسترسی به فرصتهای اقتصادی برای همه فراهم نیست. حال در این نظرسنجی از مردم سوال شد که آیا قوانین تازهای مورد نیاز است تا فرصتهای اقتصادی به طور برابر در اختیار همه قرار بگیرد یا اینکه قوانین کنونی کافی است؟


نظر خود را بنویسید