ژان تیرول به ما میگوید که استفاده از قواعد سادهانگارانه، بیشتر ضرر میرساند تا سود
آیا با چند قاعده ساده میتوان بازار را مقرراتگذاری کرد؟
1398/01/28
2619
این مطلب را به اشتراک بگذارید
پژوهش تیرول، روشهای علمی جدیدی را به طور مشخص در نظریه بازی و نظریه قرارداد ایجاد کرد. این نظریات امیدهای بسیاری را برای کاربردهای عملی در سیاستگذاریهای اقتصادی زنده کردند. نظریه بازی به مطالعه نظاممند این مسئله کمک میکرد، که چگونه بنگاهها به شرایط مختلف و رفتار یکدیگر واکنش نشان میدهند. در ادامه از این نظریات برای مقرراتگذاری مناسب این بنگاهها استفاده میشد. مبنای مقرراتگذاری، نظریه جدید قراردادهای محرکی بین طرفین با اطلاعاتی متفاوت است.
آینده نگر
آکادمی نوبل او را چنین معرفی میکند: «ژان تیرول یکی از تاثیرگذارترین اقتصاددانان زمانه ماست. او به لحاظ پژوهشهای نظری، سهمی بسیار مهم در بسیاری از حیطههای مختلف را به خود اختصاص داده، که مهمترینشان شفافسازی درک ما و چگونگی مقرراتگذاری صنایع با چند بنگاه قدرتمند است.»
چه فعالیتهایی باید به عنوان خدمات عمومی انجام گیرند و کدامیک باید در اختیار بنگاههای خصوصی بمانند؟ این سوال همیشه موضوعیت دارد. خیلی از دولتها انحصارهای عمومی خود را به روی سهامداران خصوصی گشودهاند. این مسئله به صنایعی مانند خطوط راهآهن، بزرگراهها، منابع آب، پست و ارتباطات - و همچنین ارائه آموزش و درمان- کشیده شدهاست. تجارب به دست آمده از خصوصیسازی خیلی یکدست نبوده و ترغیب بنگاههای خصوصی به ارائه عملکردی مطلوب، دشوارتر از آن چیزی است که پیشبینی میشد.
این مسئله دو دلیل اصلی دارد. اول اینکه بسیاری از بازارها تحت سلطه چند بنگاه بسیار قدرتمند هستند که کاملا بر قیمتها، حجم و کیفیت تاثیر میگذارند. این مسئله در اقتصاد اولیگوپولی نامیده میشود که البته نظریه سنتی اقتصاد اصلا با آن کاری ندارد. دومین مشکل این است که نهادهای مقرراتگذار درباره هزینهها و کیفیت کالاها و خدمات بنگاهها، با کمبود اطلاعات روبهرو هستند. همین مسئله، عمدتا باعث میشود که بنگاههای مقرراتبندیشده، مزیتی طبیعی پیدا کنند.
در دهه 80 میلادی، یعنی پیش از اینکه تیرول اولین پژوهشش را منتشر کند، تحقیقات درباره مقرراتگذاری عمدتا پراکنده بودند و بیشتر تمرکزشان بر این نکته بود: در دو حالت افراطیِ انحصاری و رقابت کامل، دولت چگونه میتواند مداخله و قیمتگذاری را کنترل کند؟
در آن زمان همه قانونگذاران اقتصادی، به دنبال قواعدی ساده بودند که برای همه صنایع کاربرد داشته باشد. تحقیقات تیرول نشان داده که چنین قواعدی ممکن است در برخی شرایط به درستی جواب بدهند، اما در شرایط دیگر، بیشتر مضر هستند تا مفید. رسیدن به این نتیجه که هر قاعدهای همیشه نتیجهای مثبت ندارد، نیازمند نظریهای جدید بود که در آن بازارهای اولیگوپولی بهتر تبیین شوند، زیرا حتی خصوصیسازی گسترده هم توانایی ایجاد فضای لازم را ندارد، مگر برای تعدادی بسیار اندک از بنگاهها. همچنین به نظریهای جدید نیاز بود برای مقرراتگذاری در شرایطِ «اطلاعات نامتقارن»، زیرا مقرراتگذاران معمولا دانش کمی از شرایط بنگاه دارند.
*چوب جدید جادو
پژوهش تیرول، روشهای علمی جدیدی را به طور مشخص در نظریه بازی و نظریه قرارداد ایجاد کرد. این نظریات امیدهای بسیاری را برای کاربردهای عملی در سیاستگذاریهای اقتصادی زنده کردند. نظریه بازی به مطالعه نظاممند این مسئله کمک میکرد، که چگونه بنگاهها به شرایط مختلف و رفتار یکدیگر واکنش نشان میدهند. در ادامه از این نظریات برای مقرراتگذاری مناسب این بنگاهها استفاده میشد. مبنای مقرراتگذاری، نظریه جدید قراردادهای محرکی بین طرفین با اطلاعاتی متفاوت است. با اینحال، گرچه بسیاری مردم میتوانند پرسشهای این پژوهش را درک کنند، حل کردن آنها بسیار دشوار است.
تیرول در دو مطالعه مجزا - یکی همراه با پاتریک رِی، در سال 1986 و دیگری همراه با اولیور هارت در سال 1990- نشان داد که یک عقیده بسیار رایج در اقتصاد هیچ توجیهی ندارد. کدام عقیده؟ اگر شخصی یک مونوپولی داشته باشد، آن هم در زمینهای که پیوندی مهم با زنجیره تولید حساب میشود، چه اتفاقی میافتد؟ آن عقیده قدیمی میگفت که چنین شرکتهایی در زمینه خودشان به راحتی سودهای انحصاری به دست میآورند، اما رقابت مانع از این میشود که از جایگاهشان در پیوند بعدیِ زنجیره تولید سودی ببرند. تیرول میگفت که تسلط پیدا کردن بر یک پیوند در یک زنجیره، به آن مونوپولی اجازه کسب سود از بازار پیوندِ بعدی را هم میدهد.
ژان تیرول همراه با همکارش، ژان ژاک لافونت، که اکنون درگذشته، در سال 1986 کمکی بسیار زیاد به نظریه مقرراتگذاری کردند. آنها نشان دادند که اگر مجموعهای از قراردادهای هوشمندانه تولید داشته باشیم، میتوانیم مسئله اطلاعات متقارن را در بازار دور بزنیم. در این حالت دیگر نباید نگران این مسئله باشیم، که نهادِ مسئول مقرراتگذاری دانش کافی و کامل از هزینهها و گزینههای فنی تولیدِ مونوپولی نداشته باشد. پیشتر گفته شد که این مسئله همیشه یکی از جدیترین تهدیدهای مقرراتگذاری بوده، اما تیرول سهمی جدی در رفع همین مشکل داشت، و اتفاقا بنابر گزارش خود آکادمی نوبل، یکی از دلایل اصلی دریافت جایزه نوبل اقتصاد توسط تیرول هم همین بود.
ژان تیرول
ژان تیرول در ماه آگوست سال 1953 در شهر تروای فرانسه به دنیا آمد. در سال 1976 و 1978 به ترتیب از پلیتکنیک پاریس و دانشگاه فنی پونتِ پاریس در رشتههای مهندسی فارغالتحصیل شد و اتفاقا دانشجویی بسیار موفق و زبده در مهندسی هم به شمار میآمد. تیرول تحصیلات تکمیلی خود را در دانشگاه دوفین پاریس ادامه داد و در سالهای 1976 و 1978 موفق به کسب مدارک کارشناسی ارشد، و مطالعاتی پیشرفتهتر در زمینه ریاضیات تصمیمگیری شد. او نهایتا در سال 1981 از دانشگاه MIT دکتری اقتصاد گرفت و تحت نظر اریک ماسکین، پایاننامهای با عنوان «جستارهایی در نظریه اقتصادی» نوشت. تیرول که در سال 2014 نوبل اقتصاد را برای تحلیلش از قدرت بازاری و مقرراتگذاری دریافت کرد، در حال حاضر عضو هیئت علمی دانشگاه تولوز است.
نظر خود را بنویسید