به یاد داشتن اینکه حضور هر نقش و هر فرد در تیم برای رسیدن به موفقیت نهایی ضروری است یک اصل ساده است
زهرا چوپانکاره/ آینده نگر
مایک رابین، یکی از متخصصان حوزه کسبوکار است که برای نشریه فوربز یادداشت مینویسد. او در تازهترین یادداشتش در این نشریه به توصیف تجربهاش از تماشای یک تئاتر موزیکال پرداخته است و اینکه این تجربه چطور به او یادآوری کرده است که نقش تکتک آدمها در کار تیمی برای رسیدن به موفقیت اهمیت دارد. آنچه میخوانید ترجمه همان یادداشت است. چند ماه پیش این شانس را داشتم تا به تماشای تئاتر موزیکال آناستازیا در برادوی بروم. برای یک سفر کاری به نیویورک رفته بودم و دختر 10 سالهام سوزی هم همراهم بود. بلیت را در آخرین ساعات پیدا کردیم و اتفاقا توانستیم ردیف جلو بنشینیم که هم برای من و هم دخترم تجربهای تازه و منحصربهفرد بود. به خاطر جایی که نشسته بودیم و طراحی صحنه، نهتنها میتوانستیم بازیگران را کاملا از نزدیک ببینیم بلکه میتوانستیم ناظر بر جایگاه نوازندگان هم باشیم که تجربهای تماشایی بود.
همان اندازه که از داستان نمایش و تماشای بازیها به هیجان آمده بودم، از استعداد خارقالعاده و هماهنگی کار و ارتباط دقیق نوازندگان با جریان نمایش هم تحت تاثیر قرار گرفتم. معلوم است که در موزیکالهای قبلی هم میدانستم نوازندگانی در کار هستند اما آن شب، با نشستن در آن ردیف بود که تازه به نقش مهم و حیاتی این نوازندگان و تمامی کسانی که در اجرا دست داشتند پی بردم. انگار قبل از آن به این موضوع واقف نبودم.
اگر به تماشای یک نمایش، رخداد ورزشی یا کنسرت بروید به احتمال زیاد پیش از هر چیز آنهایی که روی صحنه هستند نظرتان را به خودشان جلب میکنند. اما به کسانی که در پشت صحنه کار میکنند تا چنین رویداد فوقالعادهای شکل بگیرد چندان توجه نمیکنید.
تفاوت بین «شغل» و «نقش» شما
چه در یک سازمان کوچک سه نفره کار کنید چه در سازمانی با سه هزار نیرو، در واقع تیم وقتی به موفقیت میرسد که همه نقششان را بازی کنند و برای همین است که هر نقش (هر نفر) باارزش و مهم است.
اغلب مردم وقتی به شغلشان فکر میکنند به آن کاری فکر میکنند که انجامش میدهند: مهندسی، فروش، مدیریت پروژه، بازاریابی، منابع انسانی، طراحی، امور مالی و... . هرچند این کارها توصیفی است از آنچه انجام میدهید و عنوان شغلی شما به شمار میرود اما در واقع این شغل شما نیست. اگر شما بخشی از یک تیم باشید، نقشی مشخص دارید که همان کاری است که انجام میدهید. شغل شما در واقع این است که برای رسیدن به هدف و ماموریت تیم و در نهایت شرکتتان کمک کنید.
به بیان دیگر شما در آن شغل هستید تا هرچه از دستتان برمیآید انجام دهید تا تیم شما برنده شود. چالش اصلی در این زمینه این است که اغلب آدمها به نقشی که دارند مغرور هستند و میخواهند آن را به خوبی انجام بدهند که البته بسیار هم عالی است با این حال وقتی نقشتان (کاری که به صورت مشخص انجام میدهید) را به شغلتان ترجیح میدهید، ممکن است اوضاع به هم بریزد. این گونه است که اهداف شخصی شما از اهداف سازمانتان مهمتر میشود.
جرئت و تعهد بالایی لازم است اما به هر حال باید به یاد داشت که سازمانها و تیمها از کسانی تشکیل شدهاند که این تفاوت ساده اما مهم را درک کنند، کسانی که بفهمند تکتک افراد یک تیم یک نقش واحد و حیاتی اما در قالبهای مختلف دارند. این افراد هستند که میتوانند کارشان را در بالاترین سطح و در همدلانهترین محیط کاری انجام دهند.
چند ماه پیش در آن تئاتر موزیکال برادوی، بازیگران روی صحنه، به خصوص بازیگران اصلی اکثر توجه من، سوزی و تمامی تماشاگران حاضر در سالن را به خود جلب کردند. با این حال بدون حضور نوازندگان، طراح لباس و صحنه، مسئولان نور و فنی، مدیر صحنه، راهنمایان سالن، تیم تبلیغاتی که این تئاتر را معرفی کرد، کنترلکنندگان بلیت ورودی و بسیاری از کسان دیگر، چنین تئاتری نمیتوانست به روی صحنه برود و ما هم نمیتوانستیم به تماشای آن بنشینیم.
به یاد داشتن اینکه حضور هر نقش و هر فرد در تیم برای رسیدن به موفقیت نهایی ضروری است یک اصل ساده است و در عین حال مهم است که آن را به خاطر داشته باشیم. به یاد داشتن این نکته ساده و مهم و عمل کردن بر اساس آن میتواند تیم و سازمان شما را به موفقیت در بالاترین سطح ممکن برساند.
نظر خود را بنویسید