ایران امروز به اندازه نیازی که به فروش نفت یا واردات کالا دارد به همان اندازه یا بیش از آن احتیاج به امیدوار شدن مردم دارد.
دكتر حسن سبحانی/اقتصاددان/آینده نگر
روابط اقتصادی ایران با دنیای خارج وضعیتی را در حال تجربه کردن است که به طور قطع و یقین بر روابط اقتصادی داخلی تاثیرگذار است. به خاطر مشکلات ناشی از برخورد نامناسب برخی از قدرتها برای کشوری که میخواهد آزاد زندگی کند، تحریمهایی که از قبل علیه ایران وضع شده بود، دوباره تشدید شده است. به نظر میرسد سال آینده در استمرار تحریمها که شتاب اولیه خود را در سال 1397 شروع کرده، ما شرایط مساعدتری از سال 97 در شقوق مختلف اقتصادی نخواهیم داشت.
اقتصاد ایران، اقتصاد بزرگ 80 میلیون است که در آن تقاضای زیادی وجود دارد و انگیزههای تولید ولو سخت در داخل کشور تدارک دیده است. باید صورت مسئله این باشد كه با توجه به رکود و گرفتاریهایی که در اقتصاد ایران وجود دارد، کاری کرد که بخشی از این مشکلات کاهش یابد و ملت، سربلند این دوره سخت را طی کند.
1- مسئله اول صحبت صادقانه، مستمر و عمومفهم نمایندگانی از حاکمیت با مردم درباره اوضاع اقتصادی است. نباید در خصوص مردم ایران این نکته را کماهمیت دید. اگر مردم به مکانیسم اقتصادی وقوف یابند با حاکمیت همکاری ميکنند. وقتی حاکمیت مسائل اقتصادی را بر مردم تحمیلشده ميبیند ولی هیچ توضیحی درباره سازوکار آن به مردم نمیدهد مردم را دچار یأس و سردرگمی ميکند و خود مردم را از کارگزاران تخریب وضع موجود میکند.
وقتی مردم تحولات قیمت در ارزهای خارجی را ميبینند یا قيمت فلزات قیمتی و مسکن را مشاهده میکنند به طور انفرادی احساس ميکنند از تغییرات قیمت در این کالاها استفاده کنند. وقتی برای آنها توضیح داده ميشود که جستوجوی نفع شخصی اگرچه مهم است ولی نتیجه آن مشکلاتی خواهد بود که بر سر همه ریزش ميکند. مردم این را میپذیرند. باید هر هفته از رسانههاي عمومی افرادی - فقط از دستاوردها نگویند- درباره واقعیت و سازوکار مشکلات با مردم گفتوگو کنند.
2- سال جدید سال آبیِ خوبی در پیش است؛ سال 1397 وضعیت بارندگی در کشور خوب بوده و بر اساس آمارهای وزارت نیرو جای امیدواری است که بخشی از مشکلات معطوف به کاهش رشد اقتصادی ناشی از فروش نفت با رشد در بخش کشاورزی جبران شود. این ميتواند نکته مثبتی باشد در جهت بهبود اوضاع تا اقتصاد کشاورزی موانع بر سر راه اقتصاد را برطرف یا کماثر کند. اقتصاد کشاورزی ارزبر نیست یا به ارز کمتری نیاز دارد ولی درآمدهای ارزی خوبی دارد.
3- سال آینده ميتواند سال آزمون بخش خصوصی برای اثبات قابلیتها، استعدادها و لیاقتهای خود در خدمت به اقتصاد ملی باشد.
ما دههها در فضای عمومی کشور با این ادعا که - به نظر من در مواردی صادق است- اگر دولت اختیاراتی به بخش خصوصی بدهد، این بخش ميتواند اقتصاد ایران را شکوفا کند روبهرو هستیم. در بخش خصوصی ما متاسفانه قسمتهاي غیرمولد هم وجود دارد که به اقتصاد ملی لطمه ميزنند. اگر بخش خصوصی مولد که در کارکرد و ادعای خود صادق است و من دلیل بر عدم صداقت نمیبینم، نشان دهد که نهتنها در به وجود آوردن و تعمیق مشکلات اقتصادی مردم ناشی از تحریم موثر نیست، بلکه ميتواند باری از دوش این جامعه بردارد، وضعیت بهتر خواهد شد. بسیاری از امور اقتصادی مردم و زندگی تودههای مردم در اختیار بخش خصوصی است. تحولات قیمت، بورسبازی، احتکار، افزایش بیمنطق قیمتها و دهها اتفاق دیگر توسط قسمتهايي از بخش خصوصی ایران انجام میشود. کاری که مشکلات و ضرر آن کمتر از تحریم خارجی نیست. اتاقهای بازرگانی، اصناف و انجمنهای خصوصی غیردولتی باید با یک بسیجی در بین خود نشان دهند که آنها قابلیت واگذاری امور به خود را دارند و آن موقع که اقتصاد در گرفتاری به سر ميبرد ميتوانند با همکاری اوضاع را سامان دهند تا شرایط بد اقتصادی را از بدتر شدن نجات دهند.
ایران امروز به اندازه نیازی که به فروش نفت یا واردات کالا دارد به همان اندازه یا بیش از آن احتیاج به امیدوار شدن مردم دارد. اینجا دستگاههاي فرهنگی کشور با ماهیت کار خود ميتواند وارد امور اقتصادی شود. آنها با تفهیم امور از طریق آموزههاي فرهنگی میتوانند سبب افزایش سرمایه اجتماعی شوند. این امیدواری ميتواند به بهبود اقتصادی در محدوده مشکلات کمک کند یا حلال مشکلات باشد.
در ترسیم چشمانداز اقتصاد برای سال جدید، خوب است به متغیر غیراقتصادی فكر كنيم تا اقتصادی. دست ما در امور اقتصادی تا حدودی بسته است اما متغیر فرهنگی، اجتماعی و سیاسی ميتواند به کمک اقتصاد آید تا این مشكلات را با هزینههاي کمتری طی کنیم.
وقتی دولتی از طریق انتخابات از مردم رای ميگیرد و اکثریت آرا را به دست ميآورد، یعنی اکثریت مردم به آن دولت اعتماد کرده است. مردم فکر ميکنند این فرد ميتواند مشکلات را برطرف کند و این در آرای مردم متبلور است. اما در دوران حاکمیت روسای جمهور چون مواجهه مناسبی با اعتماد عمومی نمیشود و در مواردی بیش از حد توان وعده داده میشود، وعدههای میانتهی اعتماد را از بین ميبرد. ترمیم اعتماد ازدسترفته کار سادهای نیست اما از آنجایی که ملت باسواد و هوشیاری داریم اگر با آنها صحبت نشود این هوشمندی و استعداد در اموری که به اقتصاد لطمه ميزند به کار گرفته خواهد شد. ولي اگر با آنها صحبت شود و ملت احساس کنند حرفی که ميشنوند مبتنی بر صداقت است به صورت تصاعدی به ساختار اعتماد ميکنند حتی اگر موقت باشد.
من راهکار را در انتخاب افرادی ميبینم که در گذشته خود ناصداقتی در رفتار و گفتار ندارند؛ اینها باید با مردم درست صحبت کنند. اگر سرمایه اجتماعی جامعهای یا دولتی تخریب شود جبران آن سخت است ولی در شرایط حاضر ما نسبت به هزینه کم قانع هستیم و باید با مردم صادقانه صحبت کرد تا این اعتماد هرچند کوتاهمدت باشد، به جامعه برگردد. راه نجات اقتصاد ایران در امور غیراقتصادی نهفته است.
نظر خود را بنویسید