لارس پیتر هانسن میگوید ریسک و عدم قطعیت تفاوتی آشکار با هم دارند
تفاوتی بسیار مهم
1398/01/09
1844
این مطلب را به اشتراک بگذارید
نظریه استاندارد برای تصمیمگیری در شرایطی که با عدم قطعیت روبهرو هستیم، به تصمیمگیر این پیشنهاد را میدهد که مدلی آماری برای خود بسازد. این مدل آماری باید نتایج را به تصمیمات پیوند دهد و سپس توزیع بهینه نتایج را انتخاب کند. فرض این مسئله این است که، تصمیمگیرنده اطمینانی کامل به مدل دارد. اما اگر مدل قابل اطمینان نباشد، چرا فرد تصمیمگیرنده باید چنین اعتمادی داشته باشد؟
آینده نگر
لارس پیتر هانسن، بیش از هر چیزی به خاطر توسعه دادن تکنیک اقتصادسنجی، تحت عنوان «روش عمومیشده ممانها» مشهور است و تاکنون درباره کاربرد آنها چندین مقاله نوشتهاست. از این روش برای تحلیل مدلهای مختلف اقتصادی در زمینههایی بیشمار که شامل اقتصاد کار، امور مالی بینالمللی، امور مالی و اقتصاد کلان میشود، استفاده میکنند. این روش در زمینههایی استفاده میشود که تحلیل مدل یک محیط اقتصادی پیچیده، بسیار دشوار و غیرقابل انجام باشد. هانسن نشان داد که میتوان از شرایط یک ممان (یعنی جایی که انتظارات وضعی، در مقادیر حقیقی پارامتر مورد نظر، صفر خواهند شد) به شکلی بسیار سادهتر و با پیشفرضهایی کمتر استفاده کرد. مبنای مقایسه او تخمین احتمال حداکثر است.
هانسن در طول دوره فعالیت خود، در همکاری با اقتصاددانان بسیاری مانند کنت سینگلتون، اسکات ریچارد و رابرت هادریک، این روش را برای مطالعه مدلهایی که به منظور ارزشگذاری دارایی استفاده میشوند، به کار گرفتهاست. با این کارها او موفق شد که معماهایی تجربی را تشخیص دهد و روشن سازد، که در آنها، دادههای واقعی جهان اقتصادی و مالی، با مدلهای آکادمیکِ جاری در تضاد قرار میگرفتند. هانسن همراه با راوی جاگانتان نشان داد که نسبت انحراف از معیار هر نوع فاکتور کاهش استوکاستیک، به میانه آن، حداقل به اندازه نسبت شارپِ یک دارایی است. این نتیجه منجر شد که امروزه پیوندی به نامِ هانسن-جاگانتان شناخته شود، که به افتخار این دو اقتصاددان بزرگ نامگذاری شدهاست. این واقعیت که چنین روشی عمدتا در واقعیت کم میآورد ناشی از نسبت شارپِ داراییهای پرریسکی است که از نسبتهای اصلی فاکتور کاهش استوکاستیک فراتر رفته، و به جایی میرسد که با نام «معمای پرمیوم دارایی» شناخته میشود. کارهای دیگری در این زمینه، مخصوصا ریسک بازگشت در تجارت، همراه با خوزه شنکمن انجام شدهاست و سنجش عبارت ساختار شوکهای ریسک قیمتگذاری در مدلهای اقتصاد کلان پویا، از خلال استفاده از «تجزیه ارزشگذاری پویا» نیز انجام شدهاند.
افسانه عدم قطعیت
آثار اخیر هانسن متمرکز بر عدم قطعیت و رابطهاش با ریسکهای بلندمدت در اقتصاد کلان است. او این مسئله را مورد پژوهش قرار میدهد که چگونه مدلهایی که دارای ابهام، باور و شکگرایی مصرفکننده و سرمایهگذار هستند میتوانند دادههای مالی و اقتصادی را توضیح و نشان دهند که عواقب سیاستگذاریهای گوناگون، در بلندمدت چیست. هانسن به همراه سارجنت، اخیرا روشهایی را توسعه دادهاند که در زمینه مدلسازی تصمیمگیری اقتصادی به کار میروند. این مدلها و تصمیمات عمدتا مربوط به محیطهایی هستند که در آنها کمیتبخشی به عدم قطعیت، عملی دشوار است. این دو نفر عواقب مدلهای مربوط به بازارهای مالی را بررسی و در نهایت محیطهایی را شناسایی میکنند که در آنها، باور و اعتقاد بازیگران اقتصادی ضعیف و شکننده میشود. سارجنت و هانسن، کتابی تحت عنوان «نیرومند بودن» نوشتهاند که در آن کاربستهای ضمنی نظریه کنترل نیرومند، برای مدلسازی اقتصاد کلان، مورد کاوش قرار میگیرند. این مسئله زمانی بسیار حاد میشود که بازیگر اقتصادی، خواه مصرفکننده باشد، خواه سرمایهگذار، نسبت به مدل بدبین و شکاک باشد. شکاک و بدبین بودن نسبت به یک مدل یعنی اینکه مطمئن نباشید این مدل چطور میتواند تصمیمات گوناگون را به نتایجشان مرتبط سازد.
هانسن اخیرا بر تفاوت بین ریسک و عدم قطعیت متمرکز شدهاست (که به عنوان «عدم قطعیت نایتی» هم شناخته میشود) و میخواهد تحقیقات بیشتری درباره اندازهگیری ریسکِ به اصطلاح «نظامی» انجام دهد. در نهایت از این مسئله در تحلیل بحران مالی 2008 استفاده خواهد شد و اینکه چطور میتوان این ریسک را در دوران بهبود پس از کسادی، کنترل کرد. هانسن دائما در محافل عمومی از نیاز به رسیدگی به عدم قطعیت، در فرایند سیاستگذاری صحبت میکند. همین مسائل هانسن را در قلب سیاستگذاریهای کلان اقتصادی قرار میدهد. او اقتصاددانی است که درباره مشکلات حرفهایی دقیق و نوین میزند و به همین خاطر است که در حال حاضر یکی از جدیترین مشاوران فدرال رزرو آمریکاست. عدم قطعیت تاکنون بهانهای بود که بسیاری از مدلهای اقتصادی برای ناکارآمد بودن خود میآوردند، اما احتمالا با جاگیر شدن بیشتر نظریات هانسن، جای خاصی برای هيچ بهانهای از این دست باقی نماند.
لارس پیتر هانسن
لارس پیتر هانسن، در 26 اکتبر 1952 در شهر اوربانای ایالت ایلینویز آمریکا به دنیا آمد. او که در حال حاضر استاد دانشگاه شیکاگو است، در سال 2013 موفق به اخذ نوبل اقتصاد شد. هانسن در سال 1974، کارشناسی خود را در رشتههای ریاضی و علوم سیاسی از دانشگاه یوتا دریافت کرد و در نهایت در سال 1978، از دانشگاه مینسوتا موفق به اخذ دکتری اقتصاد شد. او که در سال 1984، موفق به اخذ جایزه معتبر فریش در اقتصاد شد، بیشتر به خاطر آثاری که در اقتصاد کلان نگاشتهاست مشهور شده. مشهورترین سهم او در اقتصاد، «روش عمومیشده ممانها» نام دارد. او همچنین چهرهای درخشان، در پیوند زدن بخش مالی به اقتصاد کلان است. او در حال حاضر بر روی دوران شوک اقتصاد کلان در حال پژوهش است.
نظر خود را بنویسید