چرا عمران خان نمیتواند زندگی پاکستانیها را بهتر کند؟
قصه ضرر زدن به خود
1397/12/21
1635
این مطلب را به اشتراک بگذارید
مردم پاکستان روزهای سختی را پشت سر میگذارند. سیاستمداران و دولتمردان در این کشور نمیتوانند اقتصاد آن را نجات بدهند و اهالی کسبوکار به وضعیت اقتصادی این کشور اعتماد ندارند. همه اینها شرایط را برای زندگی کارگران سخت کردهاست.
ترجمه: نسیم بنایی/ آینده نگر / منبع اصلی: اکونومیست
هزاران کارگر و خانوادههایشان پشت میلههای آهنی درهای کارخانه جمع شدهبودند و انتظار میکشیدند که عاقبت در آن کارخانه کاری به دست خواهند آورد یا خیر. روز تولد حضرت محمد (ص) بود. مردم با قابلمههایی در دست در خیابان رفتوآمد میکردند. کارگران هم قابلمههای خالیِ خود را پر میکردند. صاحب آنجا میگفت یک تن برنج و 800 کیلوگرم گوشت مصرف شدهاست. مردم میگفتند این فرد از طرف خدا آمده و رئیسی خارقالعاده است.
برای کارگران چنین روزهای جشن و سروری جزو بهترین روزهاست. در این روزها آنها خوراکیهایی را به عنوان پاداش دریافت میکنند. اما بسیاری از افراد در میان آنها میگویند درخواست افزایش حقوق دارند. اخیراً وضعیت کارگران در پاکستان بدتر شدهاست. ارزش روپیه پاکستان نیز در سال گذشته کاهش 30درصدی را تجربه کردهاست. اقتصاد این کشور که سال گذشته رشد سالانه 5.8درصدی را تجربه کرده بود در حال حاضر بسیار کند شدهاست. هزینه مواد خوراکی، برق و آب تمیز هم تغییراتی داشتهاست. کراچی بزرگترین شهر پاکستان است. کارگران کارخانه در این شهر صنعتی ماهانه تنها 22هزار روپیه (160دلار) درآمد دارند. آنها به سختی روز خود را به شب میرسانند. زندگی برای کارگران پاکستانی همیشه سخت و دردناک بودهاست. اکنون شرایط بدتر هم شدهاست.
آفاق حسین در یک کارگاه کفش کار میکرد. او 32سال در این بخش کار کردهاست. سال گذشته او و همسرش گرفتار نوعی خاصی از بیماري شدند. این بیماری ناگهان دامان تمامی کارگران و خانوادههایشان را گرفت. همه از آنها فرار میکردند اما بیماری با مگسهایی به سرعت منتقل میشد و شیوع پیدا میکرد. کراچی دولت قوی و قدرتمندی نداشت که بتواند با این بیماری مقابله کند. افراد کمی پول کافی برای مداوای بیماریِ خود داشتند. آفاق حسین میگوید: «مردم اینجا همیشه میترسند که مریض شوند. اگر مریض شوند کارشان ساخته است.»
روزهای سخت برای مردم پاکستان
جالب اینجاست که روسا کمتر گرفتار چنین مصبیتهایی میشوند. اتحادیههایی شکل گرفته تا مردم معمولی هم نجات پیدا کنند اما آنها کافی نیستند. افراد نمیتوانند شغل خوبی برای خود پیدا کنند و در نتیجه فرصت توسعه کمتر میشود. یکی از روسای کارخانههای نساجی در کراچی میگوید 500 کارگر دارد که به سختی کار میکنند. او میگوید: «حضور آنها زیاد به درد من نمیخورد اما اگر به آنها بگویم بروند، جایی ندارند، مجبورم آنها را نگه دارم تا با همین حقوق کم زندگیشان را سپری کنند.»
به هرحال لطفی که روسای کارخانهها در روزهای جشن و اعیاد میکنند تقریباً ناچیز است. آنها به فکر کسبوکار هستند اما به فکر کارگران خود نیستند. این کارگران پول زیادی به دست نمیآورند. پول تمام چیزی است که کارگران برای آن کار میکنند. برخی از این روسای کارخانهها فقط حرف میزنند و هیچ کاری نمیکنند. آنها هم گاهی مانند کارگران تنها شکایت میکنند اما کاری از پیش نمیبرند. عده کمی از روسای کارخانهها نیز تنها 2 روپیه بابت افزایش پول آب و برق به دستمزد کارگران خود اضافه کردهاند. همه اینها از خراب بودنِ اوضاع کسبوکار در پاکستان حکایت میکند.
واقعیت دردناک در مورد پاکستان این است که حتی وقتی اقتصاد این کشور وضعیتی خوب داشت و رشد میکرد باز هم اوضاع صادرات در پاکستان چندان خوب نبود. این یعنی اوضاع کسبوکار در این کشور چندان خوب نبوده و اکنون که اوضاع اقتصاد بدتر شده، قطعاً وضعیت کسبوکار نیز بدتر شدهاست. ارزش صادرات در این کشور مدتهاست که رشد نداشته و همین امر به تنهایی گویای این حقیقت است که کسی به کسبوکار در پاکستان اعتماد ندارد.
پاکستانیها با روی کار آوردن کسانی که نفعی به حالشان ندارند، به خودشان ضرر زدهاند. افرادی مانند عمران خان گویا نمیتوانند اقتصاد این کشور را از مهلکه نجات بدهند. این روزها اهالی کسبوکار به اقتصاد و کسبوکار در پاکستان اعتماد ندارند و همین امر باعث میشود روی کسبوکار در این منطقه سرمایهگذاری نکنند. آنها از دولت میخواهند که کاری برایشان کند اما دولت عملاً نمیتواند برای آنها کاری را از پیش ببرد. این است که قصه ضرر زدنِ پاکستانیها به خودشان همینطور ادامه دارد. شاید لازم است دولت تغییرات عمیقی در ساختار خود بدهد تا بتواند در مسیر پیشرفت قدم بردارد.
نظر خود را بنویسید