گفت‌وگو با مصطفی میرنوری، مدیر مارکتینگ فیدیبو که مهم‌ترین مرجع فروش کتاب‌های الکترونیکی است

کتاب های الکترونیکی روی بورس

...

قصد ما این نبود که وارد حوزه کتاب‌های چاپی بشویم. بازار کتاب‌های الکترونیک و نیازها و بسترش کاملا متفاوت با کتاب چاپی است.

آینده نگر

 

 

فیدیبو این روزها مهم‌ترین مرجع برای فروش کتاب‌های الکترونیکی است. برای اولین‌بار آنها با انتشارات قرارداد می‌بندند و کتاب‌ها را به فرمت الکترونیکی منتشر می‌کنند و در اختیار کسانی قرار می‌دهند که یا با کتاب چاپی میانه خوبی ندارند و یا با پیشرفت تکنولوژی بیشتر دوست دارند روی وسایل الکترونیکی‌شان کتاب بخوانند. سایت فیدیبو اپلیکیشنی دارد که روی گوشی‌های همراه نصب می‌شود و همین امسال دستگاه‌های کتاب‌خوانی هم به بازار داد که مخصوص خواندن کتاب‌های الکترونیکی است. استقبال از سایت فیدیبو در همین مدت کوتاهی که به راه افتاده بسیار خوب بوده. با مصطفی میرنوری، مدیر مارکتینگ فیدیبو درباره اقبال مردم به آن صحبت کردیم.

- از بازار کتاب‌های الکترونیکی شروع کنیم که اصلا از چه زمانی در ایران متداول شد و فیدیبو از چه سالی به این بازار پیوست و چه پتانسیلی در این بازار دید؟

اینکه بازار کتاب الکترونیکی از چه زمانی شکل گرفته می‌توانیم بگوییم از همان زمان که کامپیوتر آمد مفهوم کتاب الکترونیک هم کم‌کم وارد ماجرا شد ولی با فرمت پی‌دی‌اف (pdf). یعنی مردم کتاب‌ها را با فرمت پی‌دی‌اف برای یکدیگر می‌فرستادند. کتاب‌ها را اوایل اسکن می‌کردند و اتفاقات این‌شکلی بازار کتاب‌های الکترونیکی را رقم می‌زد. اما اینکه بازاری برایش وجود داشته باشد و خرید و فروشی بخواهد اتفاق بیفتد تا سال‌ها چنین چیزی نداشتیم.

- یعنی در این دوران پی‌دی‌اف و اسکن و به هر حال استفاده از مفهومی به عنوان کتاب‌های الکترونیکی چیزی به عنوان چرخش مالی وجود نداشت؟

اصلا. یک سری سایت‌ها بودند که کتاب‌ها و مجلات را به صورت پی‌دی‌اف یا اسکن‌شده روی سایتشان برای دانلود می‌گذاشتند. ولی مفهوم بازاری وجود نداشت و داد و ستد مالی در آن به وجود نمی‌آمد چون برای چرخش مالی نیاز به یک بستر بود که بشود کتاب‌ها را به صورت قانونی ارائه داد. ناشرها به هیچ‌عنوان در آن زمان حاضر نبودند چنین کاری بکنند چون می‌ترسیدند که کتاب‌هایشان قاچاق بشود. کمااینکه برای یک سری از کتاب‌ها هم این اتفاق افتاد. این طرف و آن طرف پخش شدند و چیزی هم دست ناشر را نمی‌گرفت. قانونی هم برای این ماجرا وجود نداشت که کاری بشود انجام داد. اولین سامانه‌ای که آمد و به صورت قانونی وارد این ماجرا شد، فیدیبو بود. سال ۱۳۹۳ فیدیبو شروع کرد به قرارداد بستن با ناشرها و کارش را هم از یک دفتر کوچک در شهر کتاب مرکزی شروع کرد. آقای فیروزان سرمایه‌گذاری اصلی را انجام دادند و با ناشران شروع به صحبت کردند. برای آنها توضیح دادند که حالا بستری وجود دارد و می‌شود کتاب‌ها را به صورت قانونی در آن بستر ارائه کنند و در عین حال امنیت آن کتاب‌ها هم تامین می‌شود. کتاب‌ها لو نمی‌روند که هرکسی بتواند فایلش را داشته باشد.

- چه اتفاقی افتاد که پتانسیلی در بازار دیدند که فیدیبو خواست وارد این بازار شود و حس کرد از کتاب‌های الکترونیک روی اینترنت و در بستر کتاب‌خوان‌ها استقبال می‌شود؟

اساسا تکنولوژی داشت رشد می‌کرد و در هر عرصه‌ای یک نمودی داشت. در حوزه کتاب نمودش می‌توانست این باشد که کتاب‌ها علاوه بر فرمت سنتی، فرمت دیگری یعنی الکترونیک هم داشته باشند. درواقع یک‌جوری جواب تکنولوژی بود به بازار کتاب. دیدند که تکنولوژی می‌تواند این خدمت را به بازار کتاب بدهد. می‌شود کتاب‌ها به صورت الکترونیکی و بعد از آن به صورت صوتی تولید شوند. پتانسیل با گسترش تکنولوژی به وجود آمد و هرچه تکنولوژی بیشتر پیشرفت کرد پتانسیل هم بیشتر شد.

- پس ما قبل از فیدیبو نمونه ایرانی نداشتیم که الگویی برای موفقیت یا حتی شکست وجود داشته باشد؟

کسی که بیاید و یک بازار به وجود بیاورد نه. یعنی سایتی بود که مثلا پی‌دی‌اف می‌گذاشت یا می‌فروخت اما اینکه چرخه مالی و بازار به وجود بیاورد وجود نداشت. که البته خب کلا هم در نظر بگیریم تجارت نوپایی است و ایران هم خیلی دیر شروع نکرد. به نسبت بقیه دنیا دیرتر بود اما کلا پدیده کتاب‌های الکترونیک به نسبت تاریخچه خود کتاب نوپاست.

- نمونه خارجی ایده‌آلی برای کسب و کار کتاب‌های الکترونیک وجود داشت؟

آمازون طبعا، که اصلا کارش را با کتاب شروع کرد و بعد تبدیل به یک فروشگاه اینترنتی بزرگ شد.

- آمازون هم کتاب‌های الکترونیک دارد و هم چاپی. اما فیدیبو تصمیم گرفت که فقط در حوزه الکترونیک باقی بماند. چرا؟

قصد ما این نبود که وارد حوزه کتاب‌های چاپی بشویم. بازار کتاب‌های الکترونیک و نیازها و بسترش کاملا متفاوت با کتاب چاپی است. در کتاب چاپی درنهایت تو محصول می‌فروشی. یعنی محصولی باید چاپ بشود، تامین بشود تا بعد به مشتری فروخته شود. اما اینجا محصول به محض اینکه تولید می‌شود، تولید به معنای اینکه روی کاغذ می‌آید این پتانسیل وجود دارد که فروخته شود و صدها و هزارها نفر بدون اینکه محصول تمام شود و نیاز به شارژ داشته باشد یا ریسک سرمایه‌گذاری داشته باشد به آن دسترسی پیدا می‌کنند. شما فقط یک فایل دارید که خریده می‌شود و البته تنها ریسک ماجرا تامین امنیت آن فایل است و اینکه سعی کنید بازار آن را گسترده‌تر کنید. خیلی موانعی که در چاپ کتاب کاغذی وجود دارد اینجا وجود ندارد. اساسا بازار و نیازهایش فرق دارد.

- در زمینه تامین امنیت کتاب‌های الکترونیک چطور عمل می‌شود؟ در آن زمینه این بازار به مشکل برنخورده است؟ به هر حال در بازار کتاب‌های چاپی همچنان مسئله قاچاق وجود دارد. در بازار کتاب الکترونیک کمتر این ماجرا را می‌بینیم. همچنان آن فرمت پی‌دی‌اف قاچاق می‌شود اما کتاب‌های الکترونیک با فرمت جدید در بستر جدید گویا کمتر دچار این مشکل می‌شوند.

یک چیزی در بازار کتاب الکترونیک داریم به اسم DRM (DIGITAL RIGHTS MANAGEMENT). مدیریت حقوق دیجیتال که به تکنولوژی‌اي می‌گویند که روی کتاب‌ها کار می‌شود که این کتاب فقط در بستر آن اپلیکیشن‌ها قابل خواندن باشد. یعنی یک فایل epub به کاربر داده می‌شود اما آن فایل epub را نمی‌تواند جاهای دیگر استفاده کند. فقط روی اپلیکیشن فیدیبو می‌تواند خوانده شود. DRM فیدیبو هم قوی است. اما یک نکته‌ای را بگویم. اینکه بگوییم هیچ خللی در امنیت چنین فایلی ایجاد نمی‌شود اساسا غیرممکن است. چون به هر حال تکنولوژی است. مهندسان ما تکنولوژی‌اي درست کردند که الان امنیت را تامین می‌کند اما ممکن است پس‌فردا این امنیت نباشد و یک نفر به صورت مقطعی بیاید. حتی در آمازون هم این اتفاق می‌افتد.

- متوجه هستم. مثل وقتی که یک سایت را هک می‌کنند. بالاخره یک هکر وارد سایت می‌شود.

به همین دلیل لازمه‌اش این است که یک مهندس همیشه از این سیستم حمایت و پشتیبانی کند. اجازه ندهند که هکر از لحاظ تکنولوژی از آنها جلو بزند. دائم باید به‌روز باشند و از این DRM مراقبت کنند چون سرمایه‌ای که وجود دارد اعتماد ناشر است. این اعتماد را ما به همین وسیله در فیدیبو به وجود آوردیم. یعنی رفتیم سراغ ناشر و گفتیم که فایل کتاب شما پیش ما محفوظ است. طبعا اگر فایل لو برود آن اعتماد سلب می‌شود ولی خوشبختانه تا به حال چنین اتفاقی نیفتاده است.

- مراوده و معامله با ناشران در زمینه کتاب‌های دیجیتال کلا چطور است؟ چطور ناشر را متقاعد می‌کنید که به نفعش است یک نسخه دیجیتال از کتاب را داشته باشد؟

خب خیلی‌ها هنوز هم نمی‌خواهند.

- آن ناشری که می‌خواهد چطور وسوسه می‌شود؟

بازار کتاب اساسا بازار سنتی است. نگاه کسانی که در حوزه کتاب فعالیت می‌کنند نگاه سنتی است که کتاب باید چاپ بشود و ورق بخورد و چیزهایی از این دست. خب اول کار خیلی سخت بود که ناشر را راضی کنیم که بیاید و کار کند. هنوز ناشرهای بزرگ در فضای سنتی کار می‌کنند. اما کم‌کم این اتفاق می‌افتد. مثلا اوایل که ما برای رایزنی می‌رفتیم کسی تحویلمان نمی‌گرفت اما بعد ناشر بزرگی مثل ققنوس می‌آید و اعتماد می‌کند و بقیه ناشران می‌بینند که چه اتفاقی می‌افتد و درنتیجه اعتماد می‌کنند. البته هنوز هم بعضی ناشران می‌ترسند.

- از این می‌ترسند که کتاب‌هایشان لو برود؟

از دو چیز می‌ترسند: یکی اینکه کتاب لو برود و دیگر اینکه تاثیر منفی روی کتاب‌های چاپی‌شان داشته باشد. ولی خب کم‌کم این فضا دارد عوض می‌شود چون همان‌طور که گفتم فضای تکنولوژی خودش را به زندگی‌ها و کسب و کار و بازار تحمیل می‌کند. اتفاقی که در بازار کتاب الکترونیک هم می‌افتد این است که هنوز هم ناشرانی هستند که اعتقادی به این فضا ندارند اما خب اکثرا مشغول همکاری شده‌اند و بعضی‌ها که حتی پیشروتر هستند قبل از اینکه نسخه چاپی بیرون بیاید نسخه الکترونیک را به بازار می‌دهند. از این مدل ناشران هم داریم که نگاه بازی دارند. آینده این مدل از کسب و کار خیلی روشن است و طبیعی هم هست. ریسک سرمایه‌گذاری‌اش کمتر است. مردم بیشتر دارند استقبال می‌کنند. فرآیندشان راحت‌تر است و خیلی ناشر را درگیر نمی‌کند. صرفا فایلش که آماده شد بقیه کار را کس دیگری انجام می‌دهد. و بازار رو به رشدی دارد. ناشران هم این را می‌بینند.

- الان که داریم صحبت می‌کنیم چند درصد از بازار نشر کشور، که نمی‌دانم چقدر بازار بزرگی است در دست کتاب‌های الکترونیک است؟

واقعیت این است که بازار نشر کشور خیلی عدد درست و تر و تمیزی ندارد. هیچ‌کدام از بازارها ندارد. در حوزه کتاب وضعیت بدتر است. چون شفافیت وجود ندارد و مورد دیگر اینکه حجم بسیار زیادی کتاب قاچاق داریم. کتاب‌هایی که در کتاب فروشی فروخته می‌شوند و همان جا در میدان انقلاب کف خیابان پخش است و افست است و فروش می‌رود و رقم‌هایشان هیچ‌جا نمی‌آید. اما با همه این تفاصیل عددی که معمولا تخمین می‌زنند صحبت ۸هزار میلیاردتومان در گردش سالانه بازار کتاب است. که البته هفتاد درصد این رقم کتاب درسی و دانشگاهی است. سی درصد کتاب‌های عمومی هستند. سهم بازار کتاب‌های الکترونیک همچنان خیلی بزرگ نیست. چون اولا آن تنوع کتاب‌ها را هنوز در کتاب‌های الکترونیک نداریم. کتاب‌های دانشگاهی هنوز آن قدر وارد حوزه الکترونیکی‌ها نشده‌اند. البته آینده‌اش روشن است و ما از حالا شروع کرده‌ایم، با یک سری دانشگاه‌های خوب وارد مذاکره شده‌ایم و با آنها کار می‌کنیم. این بازار کتاب‌های دانشگاهی الکترونیک هم کم‌کم دارد ساخته می‌شود. باز هم عدد دقیقی نیست اما چیزی که به نظر می‌رسد سهم بازار کتاب‌های الکترونیک از کل بازار نشر زیر پنج درصد است. ولی جای رشد خیلی بیشتر از این دارد.

- یعنی کسی که در حوزه کتاب‌های الکترونیک کار می‌کند می‌تواند به آینده‌اش کاملا امیدوار باشد؟ به خصوص که کتاب‌های چاپی با مشکل کاغذ روبه‌رو شده‌اند و همین کارشان را پیچیده‌تر کرده است.

ببینید کتاب‌های چاپی و کتاب‌های الکترونیک در رقابت با یکدیگر نیستند. اساسا خیلی از آدم‌ها بوده‌اند که هیچ‌وقت کتاب نمی‌خواندند ولی الان کتاب الکترونیک می‌خوانند. چون ما در کنار کتاب الکترونیک باید کتاب‌های صوتی را هم بیاوریم. جنس آدم‌ها و مخاطبان فرق می‌کند. مثلا آدم‌هایی که کتاب نمی‌خواندند چون کتاب الکترونیکی همیشه همراه و در موبایل‌شان بوده خواسته‌اند که زمانی را به جز شبکه‌های اجتماعی به خواندن اختصاص بدهند و کتاب‌خوان شده‌اند. پس این دو تا در رقابت با یکدیگر نیستند. حتی برای آدم‌های کتاب‌خوان یک جاهایی می‌آید و مکمل می‌شود. یعنی آدم کتاب‌خوان سراغ بازار الکترونیک می‌رود چون ارزان‌تر است و کتاب هم همیشه همراهش است و مزیت‌هایی دارد. این مزیت‌ها می‌تواند مکمل بازار کتاب‌های چاپی باشد. درنتیجه این دو بازار به هیچ عنوان در رقابت با یکدیگر نیستند. اگر بازار کتاب الکترونیک بزرگ شود اساسا به این معناست که کل بازار کتاب بزرگ شده است نه اینکه قرار باشد سهمی از بازار کتاب چاپی را بگیرد.

- در بازاریابی کتاب‌های الکترونیک چه می‌کنید که مشتریان جدید و وفادار داشته باشید؟

اساسا ما در کار فرهنگی و به خصوص کار کتاب چاپی مارکتینگ و بازاریابی به آن صورت نداشتیم. این‌طوری بود که ناشر کتاب خوبی را چاپ می‌کرد و به کتاب‌فروشی‌ها می‌فرستاد و کتاب تمام می‌شد. شاید یک مراسم رونمایی هم برای کتاب می‌گرفت. تازه این هم فقط کار ناشران جدید بود که این کار را می‌کردند. ناشران قدیمی‌تر همچنان اعتقاد داشتند که کتاب به حُكم مشک آن است که خود ببوید، باید راهش را در بازار پیدا کند. درنتیجه کتابی عالی بود ولی فروش چندانی نمی‌کرد. گاهی حتی مارکتینگ را بد می‌دانستند. آدم فرهنگی مارکتینگ را بد می‌دانست. این را که برای کارش تبلیغ کند بد می‌دانست. اما واقعیت این است که اگر شما کتاب خوبی را تولید کنید اما برایش تبلیغ درست نکنید نمی‌فروشد. باید به آدم‌ها معرفی‌اش بکنید که بفهمند چنین کتابی وجود دارد. نیاز کتاب الکترونیک فرق می‌کند چون در کسب و کار آنلاین قرار می‌گیرد. درنتیجه خودت را باید به مخاطبت بشناسانی. هدف ما کسانی هستند که کتاب خواندن برایشان ارزش است اما شاید لزوما کتاب‌خوان نباشند. این‌ها علاوه بر کتاب‌خوان‌ها مشتریان بالقوه ما هستند. آدم‌ها اگر کتاب بهشان معرفی شود خیلی بیشتر از اینکه الان کتاب‌خوان داریم اهل کتاب خواهیم داشت. مثلا ما ۴۵ روز به کاربرانمان کتاب رایگان برای دانلود دادیم. هر روز یک کتاب. و بعد از آن کاربران و فروش ما دو برابر شد.

لینک کوتاه: https://news.tccim.ir/?59667

نظر خود را بنویسید

ارسال پیام

مطالب مرتبط