نگاهی به زندگی علی اصغر جهانگیری، بنیانگذار مجموعه کشاورزی کندلوس
مردی با انگشتان سبز
1397/11/10
6642
این مطلب را به اشتراک بگذارید
جهانگیری با بیش از 7 دهه زندگی مثل یك جوان كار میكند و پرانرژی است. بیشتر مواقع یكی، دو ساعت خواب برایش به اندازه 6، 7 ساعت است.
آینده نگر
انگلیسیها اصطلاحی دارند به عنوان «گرین فینگر» که معنی آن به فارسی میشود «انگشت سبز» و آن را برای افرادی استفاده میکنند که به قول خودمان دست به هرچیزی بزنند میروید و سبز میشود. علیاصغر جهانگیری کارآفرین قدیمی با 72 سال سن یکی از همین انگشتسبزها است؛ کسی که مجموعه صنعتی- کشاورزی تولید گیاهان دارویی کندلوس را راهاندازی کرد و پیش از آن هم سالها تجربه مدیریت کارخانه تولید دارو و تاسیس کارخانه هگزان را در کارنامهاش دارد.
علیاصغر جهانگیری اسفند 1325 در یكی از روستاهای زیبا ولی دورافتاده مازندران که چندسالی است به همت افرادی همچون او به قطب گردشگری تبدیل شده به دنیا آمد. او باوجود اینکه خانوادهاش شرایط مالی مناسبی داشتند از کودکی علاقه به کار داشت و در روستایشان به اهالی و مسافران آدامس میفروخت. «از نوجوانی همیشه به پدرم میگفتم که دوست دارم آدم بزرگی شوم و روی پای خودم بایستم.»
جهانگیری پس از پایان تحصیلات متوسطه و اخد دیپلم به کمک خانواده راهی آمریکا شد و در ایالت تگزاس در رشته حفاری چاه نفت ادامه تحصیل داد و پس از آن به ایران بازگشت ولی باتوجه به اینکه توانست بورس تحصیلی سازمان ملل را دریافت کند دوباره به وین پایتخت اتریش رفت. خود او درباره آن سالها گفته: «پس از فارغالتحصیلی در رشته شیمی و برگشت به ایران به كارهای مختلف مشغول شدم تا اینكه یك آگهی در روزنامه دیدم كه سازمان ملل یك بورسیه به 26 كشور درحال توسعه داده بود. من با اینكه متاهل بودم و مشغول كار، قبول شدم و به اتریش رفتم. در رشته پلیمر پلاستیك فارغالتحصیل و همانجا در اروپا به عنوان ناظر بر عملکرد 15 کشور اروپایی در صنعت و مصرف پلاستیک، در سازمانی زیرمجموعه سازمان ملل استخدام شدم. ولی پس از مدتی دلم طاقت نیاورد و به ایران بازگشتم.»
با پایان تحصیل علیاصغر جهانگیری بار دیگر به ایران بازگشت و در کارخانه سیمان تهران مشغول به کار شد، البته همزمان باتوجه به علاقهای که به تحصیل داشت در رشته مهندسي نساجي دانشگاه پلیتکنیک (امیرکبیر) هم درس خواند و یک مدرک کارشناسی ارشد دیگر هم دریافت کرد. جهانگیری مدتی را در سیمان تهران مشغول به کار بود ولی بعد، از این کارخانه بیرون آمد و کار در کارخانه تولید دارو را شروع کرد که به مدت 10 سال طول کشید. او سالهای بسیاری مدیریت این مجموعه را برعهده داشت و تفکر رو به جلویش باعث شد که تحولات مهمی در این مجموعه رقم بخورد و محصولات جدیدی تولید شود. خود او در چند مصاحبه گفته معاونش (مهندس بازرگانی) در تولید دارو و ایدههایش نقش مهمی در نوآوری در این دوره و به صورت کلی زندگی او داشته است؛ معاونی که معتقد بود با ایده «بشکنیم و بسازیم» باید کارها پیش برود زیرا برای رسیدن به هدف ابتدا باید خود را بشکنیم و سپس بازسازی کنیم و این موضوع جسارت و خلاقیت در فرد ایجاد میکند. جهانگیری تا زمان انقلاب در مجموعه تولید دارو کار کرد ولی بعد از آن باتوجه به تحولات سیاسی و مصادره شدن کارخانه تولید دارو این مجموع را ترک کرد و مدتی به کارهای متفرقه پرداخت تا اینکه کارگاه خود را راهاندازی کرد. «در 32 سالگی، متاهل با یك بچه و با 2 هزارتومان پسانداز از كار بیكار شدم. مهندس بازرگانی تحقیق كرده بود كه فروش بشكه خالی سود زیادی دارد. اول خجالت میكشیدم و فكر میكردم زشت است كه من، مهندس جهانگیری با 10سال سابقه مدیرعاملی تولیددارو، بشكه خالی بفروشم اما سرانجام دستبهكار شدیم. یك وانت كرایه كردیم و هر روز به كارخانههای مختلف میرفتیم و بشكه خالی میخریدیم و میفروختیم. پس از مدتی در خیابان رسالت یك مغازه اجاره كردیم و با پولی كه در این چند سال درآورده بودیم، اولین كارگاهمان را افتتاح كردیم.»
او باتوجه به تجربه و تخصصی که داشت به دنبال تولید محصولات شوینده و بهداشتی رفت و بعد از مدتی با جذب مشتری نام هگزان را برای محصولات خود انتخاب کرد و به مرور زمان کارگاه را به مجموعه صنعتی بزرگی تبدیل کرد. او خوب میدانست که خرید خانه با خانمهاست و اگر میخواهد در تولید محصولات شوینده و بهداشتی مشتری جذب کند باید به خواسته و سلیقه خانمها احترام بگذارد و طبق آن تولید را شروع کند. «با این دید و اینكه خانمها از رنگ قرمز خوششان میآید، اولین مایع ظرفشویی با رایحه توتفرنگی را تولید كردیم و بعد از آن در همین کارگاه با چند كارگر روزمزد، گروه كارخانهجات هگزان شروع به كار كرد.» سرمایه اولیهاش برای ساخت این مجموعه 9 هزار تومان بود، مجموعهای که حدود 15 سال کار کرد اما در نهایت بعد از فراز و نشیبهای بسیار با چالشهای اقتصادی روبهرو شد و جهانگیری در سال 1374 آن را با 5/2 میلیارد تومان وام و بدهی واگذار کرد.
پس از این شکست سخت اقتصادی جهانگیری نهتنها روحیه خود را نباخت بلکه دوباره همهچیز را از صفر شروع کرد. در ابتدا دفتر کوچکی اجاره و برای اولین بار در ایران ژل کتیرا روانه بازار کرد. ولی اقدامی که باعث شد جهانگیری بار دیگر به زندگی کارآفرینانه بازگردد نوآوری در تولید چای کیسهای با استفاده از پوست میوههای معطر بود؛ اقدامی که به صورت سنتی سالهای بسیاری بود که در روستایشان انجام میشد و او بارها مزه آن را به صورت دمکرده و سنتی چشیده بود و حالا راهی برای صنعتی کردن آن و تبدیلش به چای کیسهای یافت که با استقبال بسیار بسیار زیاد هم روبهرو شد و همین موضوع او را تشویق کرد تا با کار شبانهروزی وارد تولید انواع چایهای کیسهای و گیاهان دارویی شود و مجموعه کشاورزی کندلوس را راهاندازی کند. او برای جان گرفتن این مجموعه از نیروهای محلی منطقه، از دانشآموزان گرفته تا زنان روستایی و... کمک گرفت و علاوه بر اشتغال و درآمدزایی برای آنها به توسعه منطقه کندلوس و روستاهای اطرافش پرداخت. مدرسهسازی و تشویق کودکان محلی به تحصیل، کشیدن برق، ساخت موزه، کتابخانه و... تنها بخشی از اقداماتی است که او انجام داده است. خود او چند سال پیش در برنامه «پایش» گفت: «اگر مرا در کویر لوت هم رها کنید پس از یک سال میبینید که در آنجا هم باغی درست کردهام.» در حال حاضر مجتمع کشاورزی کندلوس بیش از 100 فرآورده گیاهی تولید و به بسیاری از کشورها صادر میکند. جهانگیری در سفرهای متعدد حدود 250 گونه گیاهی را از سراسر ایران و دنیا جمعآوری کرده و به مجتمع کشاورزی خود برده که همان هم اکنون پشتوانه بسیار بزرگی برایش محسوب میشود.
جهانگیری معتقد است ساخته نشدن یا دوام نداشتن برند در کشور ما دلایل بسیاری دارد، اما مهمترین دلیل آن ساختاری و زیربنایی است، زیربنای اقتصادی، تاریخی و فرهنگی. «ساخت و دوام برند نیازمند شرایط خاصی است و زیرساختهایی نیاز دارد که ما فاقد آن هستیم. مثلا در حوزه کشاورزی یا صنایع غذایی کشورمان باید در این نکته جستوجو کرد که کشاورزی ما همچنان معیشتمحور و فقط برای سیر کردن شکم است. همین طرز تفکر باعث شده ما تا به امروز پیشرفتی در این زمینه حاصل نکنیم. کشوری مانند هلند با وسعتی کمتر از استان مازندران از صادرات گل سالانه چند ده میلیارد دلار درآمد حاصل میکند، اما ما چه کردیم؟ برای زعفران، پسته و... که کالاهای خاص کشورمان هستند و توانایی برند شدن در جهان را دارند چه اقداماتی انجام دادیم؟ این موضوع نشان میدهد که تفکری برای ساخت و پرداخت برند در اقتصاد و جامعه ما وجود ندارد و برای به وجود آوردنش هم کاری نکردهایم.»
او باتوجه به ظرفیتهای کشور معتقد است: «اگر نمیتوانیم در اینجا پولدار شویم، خودمان پشتکار نداریم. اینجا زمین فراوان در اختیار داریم، آفتاب عالی داریم و... اما متاسفانه پشتکار و خلاقیت نداریم، فكر نمیکنیم. با 1700 دلار انرژی 1000 دلار تولید میكنیم؛ درحالی که در اروپا با 200 دلار انرژی 1000 دلار تولید دارند. در ژاپن با 100 دلار و در چین با 80 دلار همین مقدار تولید میكنند. من همیشه میگویم كه پولدار شدن فقط جنم میخواهد. چندوقت پیش به یكی از دوستانم كاری پیشنهاد دادم كه میلیونر شود، به او گفتم هر سال 6هزار تن هسته انگور در ارومیه و آذربایجان دور ریخته میشود و كارخانهها برای دفن كردن این هستهها پول هم میدهند زیرا باعث جمع شدن پشه و كثیفی و... میشود. به او گفتم یک دستگاه روغنکشی و از این هستهها روغن هسته انگور بگیر كه هیچ كارخانهای در ایران آن را تولید نمیكند و ما 500 سیسی از آن را با مارك ایتالیایی به قیمت چندین هزار تومان میخریم.»
جهانگیری با بیش از 7 دهه زندگی مثل یك جوان كار میكند و پرانرژی است. بیشتر مواقع یكی، دو ساعت خواب برایش به اندازه 6، 7 ساعت است. خودش گفته بعضی مواقع آنقدر كار میكند كه سرپا خوابش میبرد و حتی در آسانسور خوابیده است. جهانگیری به کارهای فرهنگی هم علاقه دارد و تاکنون بیش از 20 کتاب در زمینه کارآفرینی و تولید گیاهان دارویی نوشته و شعر هم میگوید.
او معتقد است اگر میخواهید یك مدیر موفق شوید باید نزد کارگرانتان محبوب باشید. «من اگر نگهبان شركتم را بشناسم و بدانم یك پسر دارد كه اسمش مهدی است و مدرسه میرود، دریك فرصت مناسب، مثلا اول مهر، با او سلام و علیك كنم و حال پسرش را بپرسم و برای پسرش یك سری لوازمالتحریر به عنوان هدیه بخرم، تا ابد فراموش نمیكند و كار مرا كار خودش میداند. چندوقت پیش یك نفر از فرانسه آمده بود و دنبال من میگشت، به یكی از كارگرها گفته بود آقای جهانگیری كجاست و آن كارگر گفته بود آن آقایی كه دارد در زمین كار میكند و مثل خود ماست. مردم ما مدیری را كه با ماشین آخرین مدل سر كار برود و بخواهد كلاسش را حفظ كند، دوست ندارند. با سادگی خودتان را بیمه كنید.»
نظر خود را بنویسید