در کشور ما احزاب به معنای واقعی حضور ندارند اما گروههای سیاسی صاحب نفوذی هستند که میتوانند بر اصلاحات اقتصادی اثرگذار باشند. یارانهها نیز در دورههای طولانی شکل گرفته و بسیاری از گروههای موثر در اقتصاد کشور از این یارانهها منتفع میشوند. از این رو تمایل به از دست دادن این منافع ندارند. این امر سبب میشود که اصلاحات بزرگ در ایران اتفاق نیفتد.
تیمور رحمانی اقتصاددان
جراحیهای اقتصادی در ایران تاکنون به معنای واقعی اتفاق نیفتاده است. اغلب تصمیمگیریها در ایران در حد کنار آمدن با مسائلی بوده که آن روز وجود داشته است. در واقع به توعی مسکنهای موقتی برای عبور از مرحله سخت بوده است. اما ایران هیچگاه اصلاحات اساسی اقتصادی به خود ندیده است. به اعتقاد من اصلاحات اساسی به این معناست که این حجم عظیم از یارانهای که در اقتصاد ایران داده میشود، جمع شود و یارانههای هدفمند وجود داشته باشد. در حال حاضر یارانههایی که در ایران پرداخت میشود میزان هنگفتی است. این یارانهها به صورت نقدی، حاملهای انرژی و وامهای بانکی است. در تمام این موارد حجم بزرگی از یارانهها نهفته است و تا زمانی که این روند ادامه داشته باشد، به این معناست که اصلاحات اساسی صورت نگرفته است.
جای خالی اصلاحات اساسی در تمام دنیا وجود دارد و مختص ایران نیست. اینکه چرا این مسئله حل نمیشود، به موارد متعددی برمیگردد. در دنیا انبوهی از مطالعات وجود دارد که نشان میدهد چرا دولتها دست به اصلاحات جدی نمیزنند و آن را به تاخیر میاندازند. هر جامعهای دلایل مختلفی برای انجام ندادن این اصلاحات دارد. ممکن است در یک کشور هیچ حزبی جرئت انجام این کار را نداشته باشد. زیرا در کشورهایی که جابهجایی احزاب وجود داشته باشد، احزاب روی کار، جرئت ندارند این اصلاحات را انجام دهند. چراکه اصلاحات اساسی، شرایط سخت موقتی را برای جامعه ایحاد میکند که باعث میشود در دوره بعد، آرای آنان ریزش داشته باشد. درنتیجه به دلیل این موضوع، به سراغ اصلاحات اساسی نمیروند. در برخی موارد نیز دولتهای ائتلافی شکل میگیرد. دولتهای ائتلافی نیز به دلیل اینکه در استراتژی و برنامه متحدالشکل نیستند، نمیتوانند برای ایجاد اصلاحات اساسی به توافق برسند. در جوامعی دیگر با وجود اینکه نظام حزبی به صورت متعارف وجود ندارد، مانند کشورهایی که از طریق نظامهای پارلمانی اداره میشوند، مجموعه فعل و انفعالات در بین گروههای صاحب نفوذ در اقتصاد، اجازه نمیدهد اصلاحات اساسی انجام شود. در این شرایط حتی ممکن است نگرانی از عوارض اجتماعی نیز وجود نداشته باشد. بلکه انجام نشدن اصلاحات به این دلیل باشد که گروههای ذینفوذ نمیتوانند آن را بپذیرند. هرکدام از این گروهها منافعی دارند که ممکن است آن اصلاحات اساسی، منافع گروهی را کاهش دهد و در ازای آن برخی دیگر را منتفع کند. به این دلیل نمیتوانند در این خصوص به توافق برسند و اصلاحات به تعویق میافتد.
در ایران نیز تلفیقی از این شرایط حاکم است. در کشور ما احزاب به معنای واقعی حضور ندارند اما گروههای سیاسی صاحب نفوذی هستند که میتوانند بر اصلاحات اقتصادی اثرگذار باشند. یارانهها نیز در دورههای طولانی شکل گرفته و بسیاری از گروههای موثر در اقتصاد کشور از این یارانهها منتفع میشوند. از این رو تمایل به از دست دادن این منافع ندارند. این امر سبب میشود که اصلاحات بزرگ در ایران اتفاق نیفتد.
افرادی که عنوان میکنند چرا اصلاحات اقتصادی در کشور انجام نمیشود و اراده دولتها را زیر سوال میبرند، دور از واقعیت اجرایی کشور هستند. تحلیلگران دانشگاهی از کرسی خود دولت را در اینباره نقد میکنند. اما به اعتقاد من، در متون درسی نیز دلیل امکانپذیر نبودن اصلاحات اقتصادی ذکر شده است. نمیتوان دولتی را مقصر این امر دانست. زیرا نتیجه کنش و واکنش گروهها و دستههای تاثیرگذار در کشور، در سیاستگذاری و اجرا شرایطی را به وجود میآورد که به رغم ضروری بودن اصلاحات، توافق لازم حاصل نمیشود. اما از منظر اجتماعی بر این باورم که این اصلاحات ضروری است. بازی گروههای مختلف سیاسی در کشور که در همهجای دنیا وجود دارد، الزاما نتیجه بهینه اجتماعی را به دنبال نخواهد داشت و بیشتر جنبه مصالحه و رضایتبخشی از جامعه را دارد.
بنابراین آنچه در ایران اتفاق میافتد، عجیب نیست و در دنیا وضعیتی مرسوم است. اما در کشورهای مختلف تفاوتهایی نیز وجود دارد. در کشورهایی که نظامهای دوحزبی دارند، نسبت به کشورهایی که تعدد گروههای سیاسی و احزاب دارند، اصلاحات راحتتر اتفاق میافتد. در جوامع با گروههای سیاسی متعد، توافق در مورد مسائل اقتصادی چندان راحت نیست. فراموش نکنیم در کشوری مانند ایتالیا، برخی مواقع وضعیت تا حدی فاجعه بار میشود که حتی نمیتوانند آشغالها را از خیابانها جمع کنند. این مسئله نشان میدهد که در ایتالیا نیز نیاز به اصلاحاتی اساسی هست که صورت نپذیرفته است. زیرا در ایتالیا دولتهای ائتلافی بر سر کار میآیند. برخی از گروهها، منافعی دارند که این اصلاحات، آنها را تحت تاثیر قرار میدهد. از این رو زیر بار انجام آن نمیروند و مشکلات نیز ادامه مییابد. در برخی از کشورهای پیشرفته نیز مشکلات ساختاری وجود دارد که ممکن است تداوم آن، چالشهایی جدی ایجاد کند. اما گروههای ذینفوذ نمیتوانند در مورد راهکارها و اصلاحات به توافق برسند.
البته در حال حاضر برخی اعتقاد دارند که در ایران شرایط به گونهای است که صورت دادن اصلاحات اقتصادی نهتنها منفعتی ندارد بلکه ممکن است وضعیت را سختتر کند. اما به اعتقاد من، این گفته آنها، بیشتر شبیه بهانه است. این موضوع را مدتهاست از زبان سیاستگذاران میشنویم که ایران در وضعیت مناسبی نیست. اما باید توجه داشته باشید که اصلاحات اقتصادی در هر شرایطی میتواند اتفاق بیفتد. اتفاقا در شرایطی که مشکل افزایش مییابد، تداوم وضعیت بدون اصلاحات کار را سختتر میکند. تجارب دنیا نیز نشان میدهد بزرگترین اصلاحات اقتصادی در شرایط سخت انجام شده است. نمونه آن یونان است. در یونان احزاب مختلف، دولت تشکیل میدادند؛ ولی عمر آنها کوتاه بود و سقوط میکردند. وضعیت اقتصادی یونان به جایی رسید که سایر کشورها آنها را ورشکسته میدانستند. به همین دلیل فشارهای اتحادیه اروپا به اصلاحات اقتصادی یونان انجامید.
نمونه دیگر نیز ترکیه است. در دورهای تورم و نرخ بهرة بسیار بالا و رشد اقتصادیِ بسیار پایین بر این کشور حاکم بود. ولی در مقطعی اصلاحات اساسی در این کشور صورت و تحول جدی در اقتصاد آن شکل گرفت. چین هم تا 50 سال بعد از انقلاب کمونیستی با مشکلات عدیدهای روبهرو بود. قدرتمندان چینی متوجه شدند که چنانچه اصلاحات اساسی اقتصادی انجام ندهند، نمیتوانند در رقابت جهانی حرفی برای گفتن داشته باشند. نتیجه اصلاحات انجامشده در چین این بود که این کشور توانست وارد بازارهای جهانی شود و با اتکا به صادرات، اقتصاد خود را از حالت اسفبار و گرسنگی مطلق مردم، به اقتصاد دوم دنیا تبدیل کند.
ممکن است در ایران هنوز شرایط به حالت بحرانی نرسیده باشد. زیرا ما همیشه گوشه چشمی به بهبود درآمد نفتی داریم که خیلی از مسائل را میتواند پوشش دهد. این خود مانعی برای اصلاحات محسوب میشود. اما باید ببینیم مسیر آینده حوادث چگونه پیش میرود. اما مسلما زمانی فرامیرسد که برای ما نیز این اصلاحات اجتنابناپذیر خواهد بود.
نظر خود را بنویسید