دورانی که دراگی در رأس قدرت گذرانده، شامل مذاکره دائمی با ۲۴ مقام اروپایی بوده و او در این دوران موفق شد گاهی با مانورهای سیاسی، نظر خود را به کرسی بنشاند
آینده نگر
یک روز در پاییز سال ۲۰۱۹، ماریو دراگی رئیس بانک مرکزی اروپا شاید کاری کند که در هفت سال ریاستش بر این بانک انجام نداده: اینکه نرخ بهره را بالا ببرد.
این مدیر کارکشته ۷۱ ساله ایتالیایی در سالهای ریاستش بر بانک مرکزی اروپا به عنوان جنگجوی موفقی عمل کرده که اتحادیه اروپا را به موقع از بحران بیرون کشیده است. دراگی و دیگر چهرههای نسل بانکدارانی که در آمریکا تحصیل کردهاند اصولا آموخته بودند که باید بیش از هرچیز دیگری از تورم منفی اجتناب کرد. علتش هم تجربه دوران رکود بزرگ در آمریکا بود. به رغم مشکلاتی که گاهی پیش آمده، بانک مرکزی اروپا معتقد است که در حال حاضر رشد اقتصادی در میان ۱۹ کشور حوزه یورو شرایط خوبی دارد. نرخ تورم نیز به سمت هدف تعیینشده بانک مرکزی اروپا - یعنی 2 درصد- در حال حرکت است و بسیاری از مقامات اروپایی حالا آماده این هستند که سیاستهای پولی انقباضی را که توسط فدرال رزرو آمریکا در پیش گرفته شده دنبال کنند.
اما زمانی که افزایش نرخ بهره در اروپا بخواهد صورت بگیرد، تعداد زیادی از چهرههای کارکشته که توانستهاند اروپا را از بحران بیرون نگه دارند، دیگر بر سر کار نخواهند بود. ظاهرا تغییرات مدیریتی زیادی در سال ۲۰۱۹ قرار است در بانک مرکزی اروپا و نهادهای دیگر صورت بگیرد. این در شرایطی است که یورو در این سال بیستساله میشود. از جمله تحولات مدیریتی میتوان به کنار رفتن دانیل نویی از بخش نظارتی بانک مرکزی اروپا اشاره کرد. مدتی بعد، وزرای دارایی حوزه یورو یک اقتصاددان جدید را به عنوان جانشین پیتر پرائت تعیین خواهند کرد. پرائت سالها به عنوان متحد ماریو دراگی عمل میکرد.
بعد هم در ماه ژوئن - یعنی درست بعد از انتخابات پارلمان اروپایی و دردسرهای سیاسی آن- دولتهای اروپایی جانشینی برای ماریو دراگی در پست ریاست بانک مرکزی اروپا تعیین خواهند کرد. این پست یکی از مهمترین پستها در اروپا است، بنابراین در ماههای منتهی به ژوئن، شاهد فعالیت و کمپینهای زیادی خواهیم بود.
در حال حاضر، نام کاندیداهایی مطرح است که رئیس فعلی یا سابق بانکهای مرکزی در کشورهای اروپایی هستند. از جمله آنها میتوان به ینس ویدمان از آلمان، ارکی لیکانن از فنلاند و فرانسوا ویلروی دو گالهو از فرانسه اشاره کرد.
دورانی که دراگی در رأس قدرت گذرانده، شامل مذاکره دائمی با ۲۴ مقام اروپایی بوده است. دراگی در این دوران موفق شد گاهی با مانورهای سیاسی و اعلام تصمیمات به صورت عمومی، سیاستهای مورد نظر خود را به کرسی بنشاند. در زمان اوج بحران بدهیها در سال ۲۰۱۲، دراگی توانست با برنامه مورد نظر خودش، کاری کند که بحران سهساله اروپا در مورد بدهیها به نقطه پایان برسد.
لاس هالبل نیلسن اقتصاددان گلدمن ساکز در مورد دراگی میگوید: «رئیس بانک مرکزی اروپا آدم مهمی است، دراگی حتی مهمتر هم بود. انتظار میرود در سال ۲۰۱۹ باز هم رئیسی برای بانک مرکزی اروپا تعیین شود که مثل دراگی قابلیت جلب حمایت کشورهای عضو را داشته باشد و از ابزارهای خاصی در زمان مناسب استفاده کند.»
اینکه دراگی پیش از رفتنش نرخ بهره را بالا ببرد یا نه، به مسائل مختلفی بستگی دارد؛ مثلا اینکه پروتکشنیسم در سطح جهانی تا چه حد دردسرساز شده باشد، یا اینکه تکلیف خروج انگلیس از اتحادیه اروپا چه شده باشد. حتی اگر او هم این کار را انجام ندهد، موضع جانشین او در این خصوص بسیار اهمیت دارد.
در نوامبر سال ۲۰۱۱ که ماریو دراگی تازه به ریاست رسیده بود، جلسه شورای رهبری بانک مرکزی اروپا با شوکی همراه بود که نشان از جسارت و اطمینان دراگی به سیاستهای خودش داشت. در آن زمان، بازارها انتظار داشتند که بانک مرکزی اروپا نرخ بهره را تغییر ندهد. پیش از دراگی، ژان کلود تریشه رئیس قبلی بانک مرکزی اروپا دو بار در یک سال این نرخ را بالا برده بود. اما دراگی در این جلسه حتی نرخ بهره را اندکی کاهش هم داد.
به صورت کلی، دوران ریاست دراگی بر بانک مرکزی اروپا موفقیتآمیز بود؛ هرچند که در ماههای اول سال ۲۰۱۹ او با شرایط سختی مواجه خواهد بود. در کشور خودش ایتالیا دولت پوپولیستی بر سر کار آمده که در حال حاضر بر سر مسئله بدهیها و کسری بودجه با اروپا شاخ به شاخ است. تداوم این جدال، دراگی را در وضعیت دشواری قرار خواهد داد و ممکن است برنامههای او برای افزایش نرخ بهره را تحت تاثیر قرار بدهد. آنچه که مسلم است در سال ۲۰۱۹ درباره دراگی، رفتنش از بانک مرکزی اروپا و آخرین سیاست احتمالیاش در مورد نرخ بهره حتما زیاد خواهیم شنید.
نظر خود را بنویسید