پویا ناظران اقتصاددان جوانی که معتقد است بخش خصوصی میتواند تا حدودی به سمت تخصیص بهینه منابع پیش برود
دولت یک شرکت بیمه است
1397/10/23
2406
این مطلب را به اشتراک بگذارید
چرا امریکا پیروز جنگ جهانی بود؟ ناظران میگوید: «آنها اشتباهات بزرگی میکنند و خیلی سریع از این اشتباهات درس میگیرند که به قانون تبدیل میشود. اروپاییها در این زمینه کمی کُندتر از امریکاییها هستند اما آنها همین مسائل را پیش میبرند. آسیاییها به مراتب کُندتر هستند.» در نهایت این تجربهای است که ناظران دارد: امریکاییها زودتر درس میگیرند. او به بحران بزرگ مالی و مسائل بانک مرکزی اشاره میکند و میگوید: «ما نه از تجربه آنها درس میگیریم و نه از تجربه خودمان.»
آینده نگر
«آیا اقتصاد به عنوان یک علم با مقوله حکمرانی مطلوب جمعشدنی است؟» این یکی از پرسشهایی است که پویا ناظران به عنوان اقتصاددان تلاش کرده اخیراً در مصاحبهای به آن پاسخ بدهد. او در برنامه اکوچت در اینباره میگوید: «علم اقتصاد یک مکتبِ فکریِ صرف نیست؛ قطعاً با هدف کاربردی راه افتادهاست.» اما این کاربرد در چه جاهایی بروز پیدا میکند؟ یکی از بخشهای مهم عرصه سیاستگذاری است. سیاستگذاری هم زمانی میتواند موثر واقع شود که در چهارچوب یک حکمرانیِ مطلوب باشد؛ نوعی از حکمرانی که به درستی طراحی شده باشد. به این ترتیب علم اقتصاد با حکمرانی مطلوب در ارتباط است و نمیتوان آن را جزیرهای جدا از دنیای سیاست و سیاستگذاری دانست. وقتی علم اقتصاد کاملاً کاربردی در نظر گرفته میشود، پس میتواند در سیاستگذاری موثر باشد. اما پیش از آن باید این گزارههای انتزاعی را مورد واکاوی و موشکافی قرار داد تا بتوان به نقش علم اقتصاد در سیاستگذاری رسید.
در وهله نخست باید علم اقتصاد را واکاوی کرد. ناظران معتقد است علم اقتصاد به نوعی علم مطالعه اسراف است؛ شاید این مقوله فرضاً به ملموسیِ جریانِ اسرافِ نان نباشد اما به هر حال این مقوله در آن مستتر است. در نتیجه «تخصیص بهینه منابع» با این علم ارتباط مستقیم برقرار میکند. او از واژه اصالت برای تخصیص بهینه منابع در علم اقتصاد استفاده میکند و میگوید: «در علم اقتصاد، آزادی و مالکیت خصوصی قابلیت استثنا شدن دارد اما تخصیص بهینه منابع که کلمهای قلمبهسلمبه است، استثنابردار نیست. پس باید آن را کنار بگذاریم». به این ترتیب هر چیزی که در آن اسراف صورت نگرفت و تخصیص بهینه منابع در آن انجام شد، در علم اقتصاد مقبول است اما اگر نشد باید فکری به حال آن کرد. در قرن بیستم دو سوی مختلف جهان برای تخصیص بهینه منابع دو مسیر مختلف را طی کردند، امریکا مسیر آزادی اقتصادی را در پیش گرفت و شوروی کمونیستی هم گفت: «من خودم تخصیص منابع را انجام میدهم». حالا با گذشت زمان میتوان ماحصل هریک از این سیاستها را مشاهده کرد. ناظران میگوید: «تجربه قیمتی در بزرگترین آزمایشگاه دنیا انجام شد و نتیجه آن هم گرفتهشد.»
از تجربهها درس بگیریم
«چرا امریکا، امریکا شد؟» این پرسشی است که ناظران برای پاسخ به پرسشها در زمینه اقتصاد مطرح میکند. مثلاً چرا امریکا پیروز جنگ جهانی بود؟ او میگوید: «آنها اشتباهات بزرگی میکنند و خیلی سریع از این اشتباهات درس میگیرند که به قانون تبدیل میشود. اروپاییها در این زمینه کمی کُندتر از امریکاییها هستند اما آنها همین مسائل را پیش میبرند. آسیاییها به مراتب کُندتر هستند.» در نهایت این تجربهای است که ناظران دارد: امریکاییها زودتر درس میگیرند. او به بحران بزرگ مالی و مسائل بانک مرکزی اشاره میکند و میگوید: «ما نه از تجربه آنها درس میگیریم و نه از تجربه خودمان.» تجربه و تئوری در نگاه ناظران با هم جلو میآید.
ناظران بر این باور است که میتوان با چند فاکتور مشخص به حداقل اسراف رسید. در این فاکتورها، بخش خصوصی هم وارد میشود. به این ترتیب علم اقتصاد، علم مطالعه اسراف است و برای آن ابزاری دارد که آزادی جزو مهمترین اصول است. البته دولت هم دخالتهایی میکند تا مانع انحصارطلبیِ شرکتها بشود. اما آیا دولت مرجع تشخیص انحصارطلبی است یا خیر؟ ناظران معتقد است بخش خصوصی خودش میتواند در بسیاری از موارد مانع شکست بازار بشود و آن را جبران کند. یعنی بخش خصوصی میتواند فیلترهایی را در نظر بگیرد که کار را به درستی پیش ببرد. اما مسئله این است که نمیتوان بدون دولت یا یک نهاد عمومی، به سمت بهینگی و عدم شکست بازار پیش رفت. از اینجا راه برای حکمرانی باز میشود.
ناظران میگوید: «نهادی میخواهیم که در خدمت بازار باشد و وظیفهاش رفع شکست باشد؛ این همان دولت است که در سطحی باید خودش را مسئول بداند.» علم اقتصاد چنین مسئلهای را مطرح میکند اما جامعه باید بر سر آن به اجماع برسد تا در نهایت به سمت حکمرانی مطلوب حرکت کند. در نهایت این میشود که ناظران به دولت میگوید «یک شرکت بیمه». به این ترتیب از نگاه ناظران دولت یک ابزار اقتصادی است. کارکرد دولت در جوامع مختلف متفاوت است. در جامعه فعلی ایران نیز به اعتقاد ناظران، دولت وزن بالایی دارد و باید اصلاحاتی در آن صورت بگیرد. اما به صورت کلی این اقتصاددان تأکید دارد که در شرایط مختلف وزن دولت در دنیای اقتصاد فرق میکند. به هر حال دولت اکنون برای حل مشکلات اقتصادی کشور باید وزن بیشتری بگذارد و تلاش کند تا مانع شکست بازار بشود. در نتیجه دولت باید تلاش کند تا به همهچیز سامان بدهد. البته پیش از هر اقدامی دولت باید اعتمادسازی کند. وقتی اعتماد ایجاد شد میتوان به آینده نیز امیدوار بود. در حال حاضر این اعتماد به اندازه وجود ندارد و باید برای آن تلاش کرد.
پویا ناظران
تخصص اصلی او اقتصاد مالی و اقتصادسنجی است. پویا ناظران اقتصاددان جوانی است که مدرک دکتری خود را از دانشگاه اوهایو دریافت کرده؛ لیسانسش را در دو رشته مهندسی نرمافزار و ریاضیات محض گذراندهاست. مدتی است که در زمینه ارزیابی ریسک اعتباری شرکتها کارهایی کرده و از مرداد 93 هر از گاهی نوشتهها و یادداشتهای ناظران درباره مسائل اقتصادی ایران در رسانههای داخلی ایران منتشر میشود. کسانی که اخبار اقتصادی ایران را پیگیری میکنند حتماً نام او را شنیدهاند. ناظران بیش از یک دهه و نیم در امریکا زندگی کرده و تجربههای بسیاری از این کشور دارد که در کنار آموختههای خود از علم اقتصاد در این کشور به ایران آورده و سعی در احیای اقتصاد ایران دارد.
نظر خود را بنویسید