ارنست فهر اقتصاددانی است که به خاطر شناساندن مفهوم اقتصادِ مبتنی بر عصبشناسی شهرت یافته
دنیای اقتصادی بر مدار عصبشناسی
1397/09/14
2111
این مطلب را به اشتراک بگذارید
فهر در آزمایشهای خود به یک نکته مهم اشاره میکند و میگوید: «سالهاست که هر روز صبح خورشید طلوع میکند و همه انتظار دارند فردا صبح هم خورشید طلوع کند. با این حال نمیتوانید به این راحتی استنتاج کنید که همین فردا صبح حتماً خورشید طلوع خواهد کرد حتی اگر چنین باوری داشتهباشید. باور داشتن به هیچ امری برای وقوع آن امر الزامآور نیست؛ بلکه آن امر باید به اثبات برسد.»
آینده نگر
«اقتصاد با اعصاب در ارتباط است». این شاید اصلیترین ایدهای باشد که ارنست فهر، اقتصاددان اتریشی-سوئیسی مطرح کردهاست. شاید علم اقتصاد بسیار متفاوت از علم شیمی یا زیستشناسی به نظر برسد و به همین خاطر اقتصاددانها تصور میکنند تجربه زیسته جای چندان زیادی در دنیای اقتصاد ندارد. اما ارنست فهر تمام تلاشش را به کار بسته تا عکسِ این مسئله را به اثبات برساند. او نشان میدهد که در اقتصاد هم میتوان مثل علم شیمی یا زیست، فاکتورهای مهم را کنترل کرد و از این طریق، به نتایج مهمی در دنیای اقتصاد دست یافت. در واقع آنها هم باید خوب مشاهده کنند تا بتوانند به نتایج و راهکارهایی برای مشکلات و معضلات اقتصادی دست پیدا کنند. این اصل کلام فهر است که تلاش کرده در تمامی مباحث خود مطرح کند.
دانیل کانمن پیشتر مبحث اقتصاد رفتاری را در دنیای اقتصاد مطرح کرده بود که به تازگی در ایران نیز زیاد مطرح میشود. او بنیانگذار علم اقتصاد رفتاری شناخته میشود. اما ارنست فهر به عنوان اقتصاددانی مطرح است که راه او را ادامه داده و به شکلی جدیتر این مبحث را دنبال میکند. اقتصاد رفتاری در حقیقت از دادهها، مدلها و روشهای مختلف در علوم دیگر که نزدیک به علم اقتصاد هستند بهره میگیرد تا از این طریق یافتههایی را درباره شیوه ادراک انسانها به دست بیاورد و در نهایت از این یافتهها با عنوانِ اقتصاد رفتاری استفاده میکند. یکی از مهمترین علومی که در این سالها به علم اقتصاد نزدیک شده، علم روانشناسی است. البته جامعهشناسی، انسانشناسی، زیستشناسی و دیگر زمینهها نیز برای اثرگذاری روی علم اقتصاد مورد استفاده قرار گرفتهاند. به هر حال علم اقتصاد رفتاری ریشه عمیقی در یافتههای تجربی دارد و از همین طریق پیش میرود.
آزمایش در دنیای اقتصاد
اقتصاد رفتاری در واقع یکی از ابزارهای مورد استفاده در علم اقتصاد است. این شاخه با سایر علوم در پیوند است. تاکنون این سایر شاخهها نادیده گرفته میشدند اما اکنون این شاخهها نیز دیده میشوند. فهر معتقد است با استفاده از روانشناسی و نورولوژی یا همان عصبشناسی میتوان راهی به دل اقتصاد رفتاری پیدا کرد. در این شیوه، آزمایشها مانند آزمایش در دنیای شیمی یا زیستشناسی، میتواند ابزاری مفید برای مطالعه وضعیت و ویژگیها باشد. برای مثال میتوان شیوه خرید در بازار را در مورد افراد مختلف مورد آزمایش قرار دارد و از منظر اقتصاد رفتاری به نتایج جالب توجهی دست پیدا کرد. این وضعیت را میتوان در بازار هم روی فروشنده و هم روی خریدار مورد آزمایش و بررسی قرار داد.
فهر در آزمایشهای خود به یک نکته مهم اشاره میکند و میگوید: «سالهاست که هر روز صبح خورشید طلوع میکند و همه انتظار دارند فردا صبح هم خورشید طلوع کند. با این حال نمیتوانید به این راحتی استنتاج کنید که همین فردا صبح حتماً خورشید طلوع خواهد کرد حتی اگر چنین باوری داشتهباشید. باور داشتن به هیچ امری برای وقوع آن امر الزامآور نیست؛ بلکه آن امر باید به اثبات برسد.» این امر در زمینه اقتصاد نیز به همین شکل مطرح است. فهر معتقد است نتایج آزمایشهای اقتصادی باید به وضوح و صریح مسائلی را نشان بدهد تا بتوان به آنها باور داشت در غیر این صورت نمیتوان گفت یقیناً یک مسئله اقتصادی رخ خواهد داد. همهچیز به شرایط خاص و ویژه خودش مرتبط است.
مدلهای اقتصادی بسیاری در جهان وجود دارد. ارنست فهر نیز به عنوان اقتصاددانی برجسته این مدلها را مورد بررسی قرار دادهاست. اما چه تعداد از این مدلها واقعگرا هستند؟ فهر معتقد است این مدلها تنها زمانی واقعگرا به شمار خواهند آمد که حقیقتاً در دنیای واقعیت رخ بدهند. در غیر این صورت باید گفت این مدلها صرفاً نظرات سادهای هستند که بر واقعیت مبتنی نشدهاند. به هر حال فهر تمام تلاش خود را به کار بسته تا علم روانشناسی و بهویژه عصبشناسی را وارد دنیای اقتصاد کند تا رنگوبوی واقعیت به آن ببخشد. به نظر میرسد تاکنون در این زمینه موفق نیز بودهاست. حال باید دید آینده چه طرح جدیدی برای اقتصاد خواهد داشت که فهر هنوز به آن دست نیافتهاست.
ارنست فهر
اتریشی- سوئیسی است و در زمینه اقتصاد رفتاری شناخته میشود، شاخهای از اقتصاد که به آن اقتصاد عصبی هم میگویند. ارنست فهر متولد 21 ژوئن 1956 است و در اتریش زندگی میکند. در زمینه اقتصاد کلان و اقتصاد تجربی مطالعاتی داشته و در همین رابطه نیز تدریس کردهاست. در حال حاضر نیز از استادهای برجسته دانشگاه زوریخ در سوئیس است. سهم کلانی که در اقتصاد مبتنی بر عصبشناسی دارد باعث شده به شهرت کلانی دست پیدا کند. او در سال 2010 به همراه برادرش موسسه مشاورهای را راهاندازی کرد که در زمینه اقتصاد رفتاری به مراجعان خود مشاوره میدهد. او در سال 2016 یکی از بانفوذترین اقتصاددانها در آلمان، اتریش و سوئیس شناخته شدهاست. در همین راستا جوایز بسیاری نیز به دست آوردهاست.
نظر خود را بنویسید