یک تجربه فکری ساده به شما نشان میدهد انسانها چه راه طولانیای را در به وجود آوردن تمدن کنونی جهانی طی کردهاند: تصور کنید که سال ۱۰۱۶ میلادی است و شما قصد دارید مسابقات المپیک را سازمان بدهید. این به روشنی غیرممکن است. آسیاییها، افریقایی و اروپاییها نمیدانند امریکاییها وجود دارند. امپراتوری چین هیچ نهاد سیاسی در دنیا را در اندازه خود نمیداند. هیچکس نه پرچمی دارد و نه سرود ملی که آن را در مراسم اهدای جایزه پخش کنند.
آینده نگر/ بیل گیتس، بنیانگذار مایکروسافت
ذهن انسان میخواهد نگران باشد. این لزوما چیز بدی نیست: بالاخره اگر یک خرس دنبالتان افتاده باشد نگرانی میتواند جانتان را نجات دهد. اگرچه این روزها نیاز نیست به خاطر خرس بیخوابی بکشیم، زندگی مدرن دلایل دیگری برای نگرانی به ما عرضه میکند: تروریسم، تغییرات آب و هوایی، ظهور هوش مصنوعی، تجاوز به حریم خصوصیمان و حتی افول مبرهن همکاریهای بینالمللی.
حراری در کتاب جدید خیرهکنندهاش چارچوبی موثر برای مقابله با این ترسها تدوین کرده است. او در دو کتاب قبلیاش به گذشته و آینده پرداخته و این کتاب درباره حالاست. او میگوید راهی برای پایان اضطرابهایمان وجود دارد: اینکه بدانیم باید نگران چهچیزهایی باشیم و چقدر نگران آنها باشیم. او در بخش معرفی کتاب مینویسد: «بزرگترین چالشهای امروز و مهمترین تغییراتش کداماند؟ به چهچیزی باید توجه کنیم؟ به بچههایمان باید چهچیزی یاد بدهیم؟» اینها سوالاتی بزرگاند و با کتابی فراگیر طرفیم. فصلهایی درباره کار، جنگ، ملیگرایی، مذهب، مهاجرت، آموزش و پانزده موضوع دیگر در این کتاب هست. اما نام کتاب غلطانداز است. با آنکه میتوانید از کل کتاب چند درس ملموس بگیرید، حراری در برابر نسخهپیچی مقاومت میکند. هدف اصلی او تعریف روش بحث و دادن چشمانداز تاریخی و فلسفی به خواننده است.
او برای مثال با یک تجربه فکری ساده به شما نشان میدهد انسانها چه راه طولانیای را در به وجود آوردن تمدن کنونی جهانی طی کردهاند: تصور کنید که سال ۱۰۱۶ میلادی است و شما قصد دارید مسابقات المپیک را سازمان بدهید. این به روشنی غیرممکن است. آسیاییها، افریقایی و اروپاییها نمیدانند امریکاییها وجود دارند. امپراتوری چین هیچ نهاد سیاسی در دنیا را در اندازه خود نمیداند. هیچکس نه پرچمی دارد و نه سرود ملی که آن را در مراسم اهدای جایزه پخش کنند.
نکته اینجاست که رقابت کنونی میان ملتها - چه در زمین ورزش باشد چه در حوزه تجارت - «در واقع نشاندهنده یک توافق جهانی شگفتآور است.» این تفاوت جهانی هم رقابت را آسانتر میکند هم همکاری را. دفعه بعد که درباره احتمال رسیدن به راهحلی جهانی برای مقابله با گرمایش زمین به تردید افتادید این نکته را مد نظر داشته باشید. ممکن است همکاریهای جهانی ما در طول دو سال گذشته چند قدمی عقبگرد کرده باشد، اما پیش از آن ما هزار قدم رو به جلو آمده بودهایم.
پس چرا اینطور به نظر میرسد که جهان رو به تباهی است؟ دلیل اصلیاش این است که ما این روزها تمایل کمتری برای تحمل بدبختی و فلاکت داریم. با وجود اینکه میزان خشونت در جهان به طرز قابل توجهی کاهش یافته، ما روی تعداد کشتهشدگان جنگها در هر سال تمرکز میکنیم چون خشم ما از بیعدالتی بیشتر شده. باید هم همین باشد.
حراری چه راهحلی برای مقابله با نگرانیهای مختلف ارائه میکند؟ از استراتژیای سهشاخه برای مقابله با تروریسم تا چند توصیه برای سر و کله زدن با اخبار جعلی (fake news) در کتاب دیده میشود. اما راهحل حراری در یک کلمه خلاصه میشود: مدیتیشن. البته او نمیگوید که با آرامنشستن روی زمین و زمزمهکردن مانترا و مدیتیشن مشکلات جهان حل میشود. حراری میگوید زندگی در قرن ۲۱ به mindfulness (حضور در لحظه یا ذهنآگاهی) نیاز دارد: اینکه خودمان را بهتر بشناسیم و ببینیم که چطور خودمان هم به درد و رنجمان کمک میکنیم. ممکن است اینها جدی به نظرتان نرسد اما به عنوان کسی که در حال گذراندن دوره در این حوزههاست، قانعکننده است.
البته با بخشهایی از کتاب حراری موافق نیستم. مثلا در فصل مربوط به بیعدالتی، او پیشبینی میکند که قرن ۲۱ «دیتا از اهمیت زمین و ماشینآلات به عنوان مهمترین سرمایههای ثروتمندان خواهد کاست.» من به این مشکوکم. زمین همیشه بسیار مهم باقی خواهد ماند به خصوص که جمعیت جهان به ۱۰ میلیارد نفر نزدیک میشود. در این میان دیتا در حوزههای مهم دیگر - مثل چگونگی تولید غذای بیشتر و تولید انرژی - در اختیار همه قرار خواهد گرفت و فقط در اختیار داشتن اطلاعات باعث بهبود اوضاع شما در رقابت نمیشود. اینکه بدانید چه باید بکنید مهمتر از خود اطلاعات خواهد بود.
حراری شاید پاسخی برای سوالات مهم قرن ۲۱ نداشته باشد اما به کمک سه کتاب مهمش توانسته سوالها و مکالمه را در سطح جهانی ایجاد کند و این کار کمی نیست.
نظر خود را بنویسید